بسماللهالرحمنالرحیم
نخستین جرقههای خشم و خروش مردم علیه موضعگیری موهن آلمانها در روزهای اخیر آشکار شده است. در چنین شرایطی دولت و مجلس به بررسی اوضاع پرداختهاند تا قبل از آنکه خشم مردم علیه آلمانها به مرحلۀ غیرقابل مهاری برسد، تصمیمات روشنی را اتخاذ کنند.
دقیقا به همین دلیل است که وزیر امور خارجه قرار است در جلسۀ علنی مجلس شورای اسلامی حاضر شود و به تشریح ابعاد بحران اخیر در روابط با آلمان پردازد و به سئوالات نمایندگان مردم پاسخ دهد. در عرف مجلس، دعوت از وزرا برای پاسخگوئی، یک پدیده عادی تلقی میشود لکن نحوه حضور وزیر امور خارجه در مجلس و موضوع بحث کاملا بیسابقه است. حضور وزیر امور خارجه در مجلس، در واقع پاسخ هیئت دولت به نمایندگان مردم است که در نامهای با 200 امضاء از دولت خواسته بودند که ابعاد این بحران را توضیح دهد و تشریح کند تا آنها بتوانند تصمیمی قاطع، روشن و متناسب با ابعاد بحران اتخاذ کنند.
وزیر امور خارجه از جانب دولت مأمور رسیدگی به این موضوع شد و طبعاً اظهارات وی در مجلس حاوی دیدگاه دولت و جمعبندی مسائل در چارچوب بحران روابط ایران و آلمان خواهد بود. هنوز کاملا روشن نیست که مجلس در پایان این جلسه چه تصمیمی خواهد گرفت و آیا مصوبات الزامآوری را برای عملکرد دولت در قبال آلمان خواهد داشت؟ نتیجه جلسه اضطراری مجلس در این زمینه هر چه باشد، از هم اکنون کاملا آشکار است که حلقه محاصره علیه آلمانها بتدریج تنگتر و تنگتر میشود و قاعدتاً دولت بن، از این پس برای جلوگیری از وخامت اوضاع، فرصتهای محدودی را در اختیار دارد.
امروز این سئوال مطرح است که منطقاً چرا آلمانها تا این اندازه روحیه خود را در برابر صهیونیستها باختهاند که مشتی صهیونیست بتوانند دستاوردهای تلاش چندین ساله مراکز تصمیم گیرنده آلمان را در صحنه جهانی بر باد دهند و آلمانها را در ردیف دشمنان کینهتوز سایر ملتها قرار دهند؟
آنها که تاریخ حوادث نیم قرن اخیر آلمان را از نزدیک دنبال کردهاند، بهتر میدانند که صهیونیستها با توسل به یک شگرد تبلیغاتی نه چندان پیچیده، همواره سعی کردهاند آلمانها را در قبال یهودیان در موضع شرمساری قرار دهند و این شبهه را بوجود آوردهاند که گویا آلمان برای جبران گذشته، مجبور است به صهیونیستها باج بدهد تا بلکه رضایت نسبی آنها را جلب کند.
با اینهمه، کنکاش علمی در تاریخ قرن اخیر حقایق را بگونهای مغایر با آنچه صهیونیستها آنرا منتشر کردهاند، بازگو میکند و نشان میدهد که ادعای صهیونیستها چیزی بجز «تحریف تاریخ» نیست. آنها که مسائل تاریخی را بدقت پیگیری میکنند، قاعدتاً بخاطر دارند که صهیونیستها همواره مانع از تحقیق علمی و کنکاش در زمینه ادعاهایشان شدهاند و هرگز فرصت ندادهاند که نتایج تحقیقات علمی در این زمینه در مقیاس وسیعی منتشر شود.
در سالهای اخیر، یک استاد کرسی تاریخ در دانشگاه «استراسبورگ» فرانسه یکی از دانشجویان دوره دکترای تاریخ اروپا را تشویق نمود تا یک بررسی علمی - تخصصی در باب حوادث جنگ دوم جهانی و پیامدهای آن داشته باشد و از جمله مشخص کند که ادعای یهودیان در مورد قتلعام 6 میلیون یهودی توسط آلمانها در زمان هیتلر تا چه اندازه صحت دارد؟
آن دانشجو در بررسیهای دقیق خود به منابع و مراجع متعدد و معتبری دست یافت و نهایتا به این جمعبندی آشکار رسید که اساساً در قلمرو حاکمیت و سلطه آلمانها در دوران جنگ جهانی دوم، چنین تعدادی از یهودیان از دیدگاه آماری، وجود نداشته که هیتلر بتواند آنها را در کورههای آدمسوزی قتلعام کند. نتیجه این تحقیق علمی، اگر چه از روی رازهای جنگ دوم پرده برداشت، ولی خشم صهیونیستها را برانگیخت و باعث شد که تمامی اطلاعات آرشیوی و تمامی نسخهها و یادداشتهای مربوط به این تحقیق توسط صهیونیستها مصادره و سوزانده شود و آن استاد کرسی تاریخ دانشگاه «استراسبورگ» هم از کار خود برکنار گردد تا دیگران بفهمند که نباید هیچکس در اروپا نسبت به ادعای صهیونیستها تردید کند و از روی تلاش آنها برای «تحریف تاریخ» پرده بردارد.
شاید اگر نتیجۀ آن تحقیق و بررسیهای مشابه در اروپا و در سطح جهانی در مقیاس وسیعی منتشر شد، امروزه آلمانها تا این اندازه خود را در برابر صهیونیستها شرمسار مدیون و سرافکنده احساس نمیکردند که اینگونه در «موضع انفعالی» قرار گیرند و خود را مجبور بدانند که به صهیونیستها «باج» بدهند. این در واقع، چیزی فراتر از کمکهای بلاعوض مستمری است که آلمان از سالهای پس از جنگ دوم تاکنون بعنوان «غرامت جنگی» به اسرائیل میپردازد و هنوز هم بر اثر فشار محافل صهیونیستی مجبور است بخاطر جنایاتی که شاید هرگز علیه یهودیان مرتکب نشده، تاوان بپردازد.
با اینهمه، بحث امروز ما جدال بر سر صحت و سقم ادعای صهیونیستها درباره حوادث دوران جنگ جهانی نیست، چه آلمانها خود را مدیون و وامدار صهیونیستها بدانند و چه ندانند، بهرحال این مشکل آلمان است. چه آلمانها برای خشنود کردن صهیونیستها به باج دادن خود تداوم بخشند یا به موضع انفعالی پایان دهند، این مشکل خودشان است. اما تا آنجا که بما مربوط میشود هرگز اجازه نخواهیم داد که آلمانها بخاطر خوشایند صهیونیستها یا هر دلیل ناموجه دیگری برای اهانت به مقدسات ملت ایران وسوسه شوند.
متاسفانه آلمانها از این «خط قرمز» عبور کردهاند و چارهای هم جز عذرخواهی و پس گرفتن ادعای نادرستشان ندارند. خشم و خروش مردم که این روزها نخستین جرقههای آن زده شده است، آینده تاریکی را در روابط دو کشور ترسیم میکند. از همان ابتدا و حتی پیشاپیش هم قابل درک بود که چنان ادعائی در صورت طرح موضوع، چه پیامدهای وخیمی را در صحنه مناسبات دو کشور بهمراه خواهد داشت. دقیقا بهمین دلیل است که تلقی امروز ما اینست که آلمانها با علم به عواقب کار، وارد این بازی خطرناک شدهاند.
در این میان، منطقاً پذیرفتنی نیست که دولت بن از خودش سلب مسئولیت کند و همه چیز را به دادستانی آلمان نسبت دهد و تصور کند که با این استدلال میتواند روابطش با تهران را همچنان حفظ کند. حتی اگر آلمانها تا دیروز بر این باور نادرست بودهاند، امروز با مشاهده نخستین نشانههای وخامت اوضوع، بایستی حساسیت مسئله مخاطرات بعدی آنرا درک نمایند و به این جمعبندی برسند که زمان به زیان آلمانها به پیش میرود و فرصتها یکی پس از دیگری از دست میرود، بدون آنکه استفاده صحیحی از آن شده باشد.