سید مسعود جزایری
در شماره شش روزنامه خرداد مطلبی با عنوان «آقای رییسجمهور میدانم از چه رنج میبرید» به قلم شما به چاپ رسید. البته از نگارش این مطلب تعجب نکردم. اگرچه در جای خود بسیار تاسفآور بود؛ بخصوص زمانی که علیرغم سپری شدن حدود ده روز، از درج پاسخی که بنده به آن نوشته برای روزنامه شما ارسال نمودم تاکنون خودداری ورزیدهاند. راستی چرا شهامت چاپ مطلب بنده را ندارید؟ شما که مدعی پرچمداری آزادی! هستید، چه شده که از درج نوشتهای کوتاه و بیخطر - صرفاً نقد واقعبینانه مقاله مذکور - اکراه میورزید. امیدوارم این نامه سبب آن شود که با یادآوری شعارهای مطروحه خود، دل به دریا زنید و نقد بر آن مقاله تحت عنوان «آقای نوری، رییسجمهور قیم نمیخواهد» را در روزنامه خود به چاپ رسانید. از این فرصت همچنین استفاده کرده و در ایام ماه مبارک رمضان به شما توصیه برادرانه میکنم: قبل از آنکه روزنامه خود را بستری برای واماندگان سیاسی، کتکخوردگان [از] انقلاب اسلامی و دگراندیشان کجفهم، قرار دهید، قدری به شخصیت این افراد بیاندیشید. کسانی که شعرها و نوشتههایشان آکنده از فساد و فحشاء است، آنان که علیه فتوای رادمرد اسلام عزیز حضرت امام خمینی(ره) در مورد کتاب آیات شیطانی به صدور بیانیه اقدام نموده و همزبان با دستگاههای سیاسی و تبلیغاتی بیگانگان به تمجید از سلمان رشدی مرتد پرداختند، آنان که نه تنها با روحانیت که با اسلام در برابر ایسمهای غربی و شرقی مخالفت میورزند، آنان که با فراهم آوردن جو شانتاژ و فشار و اختناق (در فضای واآزادی؟!، توام با حمایتهای گسترده خارجی!) در فکر تاسیس مجمع و کانون و... مثلاً نویسندگان و غیره هستند. آنان که هنوز که هنوز است ایدهآلها و آرمانهای خود را در او که امام (رحمهاللهعلیه) در وصفش فرمود: «او هم مسلم نبود» مییابند و... قرار دهید، اندکی به ظاهر خود بنگرید و به آنان که با دشمنان انقلاب سر سازش ندارند و صرفاً مبلغ راستیها و درستیها (مبتنی بر مکتب پربار اسلام عزیز) هستند و کسانی واداده در برابر تبلیغات سیستمهای صهیونیستی نیستند و... همراهی نمایید. بعید است در به صلاح نزدیکتر بودن این امر تردید داشته باشید.