در جنگ خلیجفارس در سال 1991 با وجود آن که نیروهای آمریکایی مستقر در کویت براحتی میتوانستند به مأموریت خود برای تعقیب نیروهای عراقی تا بغداد ادامه دهند و در همان دوران نظام حاکم در عراق را سرنگون کنند اما به این کار مبادرت نکردند. از جورج بوش پدر دلیل اقدام دولت وقت واشنگتن برای سرنگونی دولت سابق عراق در جنگ کویت پرسیده شد و پاسخ وی اینگونه بود؛ به اشغال در آوردن عراق جنگ داخلی میان طوایف مختلف این کشور ایجاد میکند و این امر نیروهای آمریکایی را در آستانه ورود به باتلاقی قرار خواهد داد که خروج از آن بسیار سخت خواهد بود.
بوش پدر در ادامه پاسخ خود به این سوال میگوید: قطعنامه 678 شورای امنیت که در سال 1990 صادر شده است به نیروهای آمریکایی اجازه میدهد نیروهای عراقی را از کویت خارج سازند اما مجوز اشغال عراق در هیچ یک از بندها یا تبصرههای این قطعنامه نیامده است، بنابراین حمله به عراق با مخالفت شدید جهانی و همپیمانان آمریکا مواجه خواهد شد. من نمیخواهم نیروهای آمریکایی قربانی به اشغال درآمدن کشوری دیگر شوند و جان آنها بهای اشغال کشوری دیگر باشد. سیاست بوش پدر به رغم تمامی انتقادات وارده و ضعفهای آشکاری که داشت نسبت به سیاستهای بوش پسر بسیار معقولانهتر و منطقیتر بود و به رغم آن که این سیاستها همچنان بر اساس منطقه استعمار و استثمار ثروتهای منطقه بود اما بسیاری از حرمتهای سیاسی ملتها و کشورهای منطقه رعایت میشد.
دولت بوش پسر در 23 مارس 2003 بر اساس تعریف صریح قانون و روابط بینالمللی به یک جنگ نامشرع علیه عراق اقدام کرد و این کشور را با وجود مخالفت جامعه جهانی به اشغال خود در آورد. پس از آن با توجه به وقایع موجود که همه دال بر تجاوز آشکار آمریکا به همراهی انگلیس علیه عراق بود این دو کشور فوراً خود را به عنوان دو کشور اشغال کننده عراق اعلام کردند و یک حاکمیت و فرمانروایی آمریکایی در این کشور تشکیل دادند که ریاست این دولت آمریکایی عراق را شخصی به نام پل برمر به عهده گرفت. دیدیم که بوش پسر بر خلاف منطق سیاسی بوش پدر بیاعتنا نسبت به تمامی اصول و قواعد و بدون در نظر گرفتن بسیاری از حرمتهای سیاسی و ملی منطقه به اشغال عراق اقدام کرد.
با توجه به آن که جنگ عراق به اعتراف رسمی جامعه جهانی یک جنگ نامشروع بود، ارزیابیها و تحقیق از همان ابتدای این جنگ آغاز شد و بر اساس اسناد و مدارک به دست آمده از سوی مقامات مسوول ملل آمریکایی و انگلیسی مخالف جنگ و نیز اسناد و مدارکی که سازمان ملل ارائه کرد ثابت شد جنگ عراق با هدف محقق ساختن اهداف و منافع سیاسی و استراتژیک در منطقه انجام گرفته است و این امر رسماً اعلام شد. حالا در سالروز سقوط بغداد و نظام حاکم در عراق قرار گرفتهایم و چهار سال از جنگ عراق میگذرد، 4 سالی که از ابتدا با هرج و مرج سیاسی و ناامنی آغاز شد و تا به امروز با گسترش تنش و بحران در این کشور ادامه دارد. امروز با گذشت 4 سال آمریکاییها به این واقعیت رسیدند که به اشغال در آوردن عراق بزرگترین اشتباهی بود که توسط دولت فعلی آمریکا انجام گرفت و این اشتباه فاحش در تاریخ ایالات متحده آمریکا به ثبت رسید. شکست جمهوریخواهان در انتخابات میان دورهای آمریکا و موافقت مجلس نمایندگان و مجلس سنای این کشور با تعیین جدول زمانی مشخصی برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق بزرگترین برهان و دلیل بر شکست خفتآور دولت بوش در جنگ عراق است.
امروز با افزایش روز به روز تعداد تلفات نیروهای آمریکایی در عراق بار دیگر شبح ویتنام بر فراز عراق سایه میافکند و با ظهور اولین افقهای شکست طرح امنیتی بغداد برای کنترل عراق و کاهش تلفات و خشونت در این کشور، آخرین امیدهای دولت بوش از میان میرود. هنری کیسینجر، مشاور اسبق شورای امنیت ملی آمریکا در آخرین ارزیابی خود از جنگ عراق گفته است: نوع عملیات نظامی جاری در عراق به گونهای است که سرگیری و برقراری گفتگوهای صلح در این کشور را در شرایط پیچیده و سخت قرار میدهد و همین امر منجر به آن میشود که محقق ساختن هرگونه پیروزی نظامی در این کشور با سختی انجام گیرد بنابراین به دست گرفتن زمان امور در این کشور کاری است ناممکن.