بسماللهالرحمنالرحیم
خشم و خروش ملتها علیه جنایات رژیم صهیونیستی بالا گرفته است. جو افکار عمومی منطقه آنچنان علیه اشغالگران است که دیگر هیچ کس برای همدستی آشکار با صهیونیستها وسوسه نمیشود، مگر مبارک و رژیم کمپ دیویدی قاهره!
نکته حساس در این زمینه اینست که شدیدترین حملات علیه صهیونیستها در کشورهائی بچشم میخورد که دولت آنها نزدیکترین روابط را با اشغالگران داشته و دارند لکن موج اعتراضات مردمی در این کشور نشانگر آنست که سازش با اسرائیل، در میان ملتها ریشه ندارد و صهیونیستها در منطقه همچنان بعنوان یک رژیم اشغالگر و ضد مردمی تلقی میشوند که بایستی با آنها به مبارزۀ قهرآمیز برخاست.
اعتراضات روزافزون علیه عادیسازی روابط اعراب و اسرائیل دقیقاً بدین معنی است که خشم ملتها علیه اشغالگران وارد مراحل حساس و جدی شده و دولتهای سازشکار نمیتوانند اینهمه احساسات ضد صهیونیستی را یکسره نادیده بگیرند و به روند عادیسازی روابط با اشغالگران وحشی ادامه دهند.
سفر «وایزمن» به مصر و دعوت مبارک از «اریل شارون» برای سفر به قاهره، خشم مردم مصر را برانگیخته است. فراموش نکنیم که «شارون» همان جلان خونآشامی است که با جنایاتش در صبرا و شتیلا، حمام خون براه انداخت و هزاران فلسطینی را به خاک و خون کشید و از کشتهها، پشته ساخت. اکنون رژیم کمپ دیویدی قاهره برای همدستی با چنین جنایتکارانی، تلاش میکند. حال آنکه فقط چند روز از کشتار اخیر صهیونیستها میگذرد و خون دهها فلسطینی بر سنگفرش صحن مسجدالاقصی و شهر بیتالمقدس، هنوز خشک نشده است.
مبارک همان خائنی است که از جانب آمریکا و صهیونیستها مأموریت دارد اعراب را در بلاتکلیفی و بلاتصمیمی نگهدارد و مانع از هرگونه تصمیم و اقدامی علیه صهیونیستها شود و نگذارد که سیاستهای تحقیرآمیز «نتانیاهو»، رژیمهای سازشکار عرب را به تجدیدنظر در روند عادیسازی روابط با اشغالگران وادار کند.
در واقع، صهیونیستها با روی کار آوردن جناح جنگطلب «لیکود» و میدان دادن به «نتانیاهو»، حرف آخر خود را زدهاند و صراحتاً میگویند که حتی همان تعهدات محدود اسرائیل به اعراب را هم برسمیت نمیشناسند و اصرار دارند که جبهۀ سازشکار عرب را قدم بقدم به عقبنشینی وادار کنند ولی در عوض، مبارک ماموریت داد که نگذارد چنین رفتار گستاخانه و تحقیرآمیزی، باعث تردید اعراب در زمینۀ عادیسازی روابط با اشغالگران شود.
تلخ است ولی واقعیت دارد که امروزه صهیونیستها در پوشش تلاش برای ایجاد روابط اقتصادی ـ تجاری با اعراب، سعی دارند قلمرو و فعالیت شبکۀ جاسوسی «موساد» را در تاروپود حکومتهای سازشکار در سراسر دنیای عرب گسترش دهند و از هر فرصتی برای رخنه در مراکز تصمیمگیری و اقتصادی کشورهای عربی، استفاده کنند. فشار فزایندۀ آمریکا برای پایان دادن به تحریم اقتصادی اعراب علیه اسرائیل دقیقاً بهمین دلیل اعمال شده و میشود که اعراب تدریجاً در موقعیتی قرار بگیرند که دیگر حتی فرصت و امکان اعتراض را هم از دست بدهند.
خوبست برای لحظهای تصور کنیم که اگر عکس حوادث تلخ و چندشآور صورت گرفته بود، چه میشد؟ اگر اعراب از یکطرف همۀ تعهداتشان به اسرائیل را به زیر سئوال میبردند و از سوی دیگر بطور همزمان یکصد نفر از صهیونیستها را بخاک و خون میکشاندند، در آنصورت واکنش رژیم صهیونیستی و حامیانش چگونه میبود؟ آیا باز هم آمریکا و اروپا، طرف مقابل را به خویشتنداری دعوت میکردند و از کنار این حوادث بسادگی میگذشتند؟ آیا باز هم برای ادامۀ روند صلح، با احساسات فراوان، اظهار امیدواری میکردند؟
اگرچه جبهۀ سازشکار عرب، اکنون در موضع انفعالی است و شهامت موضعگیری صریح، جدی و قاطع علیه صهیونیست را از دست داده ولی تمامی شواهد و قرائن موجود نشان میدهد که اگر چنان اتفاقی رخ میداد، ناگهان همۀ بوقهای تبلیغاتی، جبهۀ اعراب را با وقیحترین جملات ممکن بباد انتقاد میگرفتند و آنها را سرزنش میکردند که لیاقت صلح با اسرائیل را ندارند و اساساً در دوران بربریت سیر میکنند.
امروز، رژیم قاهره بایستی به ملتهای عرب و جهان اسلام پاسخ دهد که با دعوت از «وایزمن» و «شارون» در چنین شرایطی، چه هدفی را دنبال میکند؟ مبارک بایستی به فلسطینیها و بازماندگان شهدای اخیر پاسخ دهد که اگر استقبال از جلاد فلسطینیها در اردوگاههای صبرا و شتیلا، بمنزلۀ اعلام دشمنی آشکار با فلسطینیها نیست، پس چیست؟ البته این مردم غیرتمند مصر هستند که بایستی تکلیف خود را با رژیم دستنشاندۀ اسرائیل در قاهره یکسره کنند ولی بهرحال سایر ملتها هم نمیتوانند نسبت به این تصمیمات حقیرانه و ضد انسانی مبارک، بیتفاوت باشند.
اگر جبهۀ سازشکار عرب شجاعت موضعگیری صریح و قاطعانه را میداشت، بایستی همۀ قراردادها با دشمن اشغالگر را بحال تعلیق درمیآورد و بدین ترتیب «نتانیاهو» و همۀ حامیانش را در موضع انفعالی قرار میداد، نه آنکه اینگونه حقیرانه به استقبال صهیونیستهای جلاد بشتابد و دست جنایتکارانی را بفشارد که بخون صدها فلسطینی آغشته است. این بزرگترین ننگی است که امروز دنیای عرب لازمست علیه آن وارد عمل شود و با صریحترین جملات ممکن، خاطرنشان سازد که چنین ننگی را تحمل نخواهد کرد.