تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۷  ، 
کد خبر : ۲۱۰۵۳۰

سلطه اسرائیل بر اعراب بی‌دلیل نیست


الف ـ صلاح
روزی از یکی از وزرای دارایی رژیم صهیونیستی پرسیده بودند که با 400 درصد تورم چگونه زندگی خواهیم کرد؟ او هم در پاسخ گفته بود: «مساله اصلی ما، چگونه زندگی کردن نیست بلکه چگونه زنده ماندن رژیم است. بالاخره روزی می‌توانیم تورم 400 درصدی را پشت‌سر بگذاریم، اما اگر این رژیم را از دست بدهیم، شاید این‌بار پس از دو هزار سال هم نتوانیم آنرا بدست بیاوریم.»
این جمله، سالها پیش بیان شده است ولی امروز هم در سرزمینهای اشغالی بر همین اساس عمل می‌شود. نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در همین راستا می‌گوید: «... بدون تحمل مشکلات نمی‌توانیم رژیم اسرائیل را زنده نگهداریم ... ما صلحدوست هستیم، ما هم نمی‌خواهیم مشکلاتمان را روزبروز بیشتر کنیم، در دنیا هر کس که از صلح دم می‌زند باید به ما کمک کند و در عوض، از جری شدن اعراب جلوگیری کند... ما هر کجا که لازم بدانیم اقدام به احداث شهرکهای یهودی‌نشین خواهیم کرد و هیچگاه هم از این سیاست دست بر نخواهیم داشت... پس هر کس که دغدغه استقرار صلح در خاورمیانه را دارد باید برای تحقق آن، از اسرائیل حمایت کند!»
خاخام‌های صهیونیست نیز بر همین اساس فتوایی صادر کرده و عقب‌نشینی از الخلیل را «حرام» اعلام نموده‌اند. آنها در توجیه این فتوا می‌گویند: «این سرزمین برای ما سرزمین موعود است و اجازه چشم‌پوشی از آنها را نداریم چرا که این سرزمین فقط متعلق به نسل حاضر یهودیان نیست، بلکه میراث همه یهودیان آینده است»
30 سال پیش نیز پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، «موشه دایان» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در روزنامه جروزالم پست (10 اوت 1967) نوشت: «... مادام که ما صاحب تورات هستیم و خود را اهل آن می‌دانیم، باید همه اراضی موعود، از قدس تا اریحا و الخلیل را تصاحب کنیم.»
این منطق، در زبان «مناخیم بگین» هم صراحت دارد. او می‌گفت: «مرزهای ایالات متحده آمریکا تقریبا یک قرن متغیر بود. این متغیر بودن نه به دلیل ضعیف بودن ارتش آمریکا بلکه به دلیل مقاصدی بود که آنها در بلندمدت دنبال می‌کردند. آمریکا برای عقب راندن بومی‌ها، مرزهای ایالات متحده را ثابت اعلام نکرد، تا روزی که نیروهای ارتش به سواحل اقیانوس آرام رسیدند و آنگاه بود که مرزهای غربی خود را تثبیت کردند. ما هم باید همینطور عمل کنیم. یعنی اراضی خودمان را بگیریم و مردم بومی را به عقب برانیم... اراضی موعود متعلق به ماست و از سوی خدا به ما عطا شده و بحث در مورد حقوقی بودن یا نبودن آن، غیر قابل امکان است.
«گلدامایر» نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی در سال 1348 هـ‌ش حرف اول و آخر صهیونیستها را چنین بیان می‌کند: «به نظر ما، مردمی به نام مردم فلسطین وجود ندارد، نه اینکه ما آمدیم و آنها را بیرون کردیم و اراضی آنها را از دستشان گرفتیم، نخیر، آنها اصلاً نبودند و وجود نداشتند!»
یک روزنامه صهیونیستی چاپ بیت‌المقدس به نام «کیوئیم» در یک ارزیابی منطقه‌ای می‌نویسد: «... مبارزه میان مسلمان و مسیحیان در مصر روز به روز افزونتر می‌شود و لذا می‌توان در مصرعلیا یک حکومت قبطی تشکیل داد. سایر اقوام و قبایل دیگر هم می‌توانند به هویت‌های جدیدی دست یابند که همه اینها برای ایجاد صلح در درازمدت ضروری است! لبنان هم قابل تقسیم به 5 ایالت است. تجزیه سوریه و عراق هم به اجزاء قومی یا دینی یکی از اهداف مهم است که برای تحقق این امر باید در وهله اول، قدرت نظامی این کشورها باید شکسته شود...‌»
مجله مطالعات استراتژیک که توسط صهیونیستهای آمریکا اداره می‌شود. در مقاله‌ای پیرامون تجزیه کشورهای بزرگ عرب در خاورمیانه می‌نویسد: «... تحقق این هدف آنقدر هم مشکل نیست. گروه فشار یهودیان در آمریکا از طریق رسانه‌های گروهی می‌تواند در این‌باره نقش موثری ایفا نماید. از طرف دیگر گروه فشار کارفرمایان و سرمایه‌داران آمریکا هم در این مورد می‌تواند موثر واقع شود زیرا که اقتصاد آمریکا در جریان جنگ دوم جهانی و جنگ کره جان تازه‌ای گرفت و شکوفا شد و توانست از بحرانهای بزرگ دور بماند. جنگهای اسرائیل با همسایگانش نیز می‌تواند رفاه بیشتری را برای آمریکا به ارمغان بیاورد و اینست مفهوم یک جنگ مقدس!»
«بن گوریون» بنیانگذار دولت غاصب اسرائیل نیز چنین دستور صادر می‌کند: «همه سازمانهای صهیونیستی، فراماسونری و... در هر کشوری هم که باشند وظیفه اصلی آنها کمک بدون قید و شرط به دولت یهود است، حتی اگر این اقدام آنها با قوانین آن کشور در تضاد باشد!»
«تلمود»، کتاب اصلی یهودیان بعد از تورات که ساخته و پرداخته خاخام‌های یهودی است نیز می‌گوید: «انسانها دو بخش هستند، بنی‌اسرائیل و ملتهای دیگر و بنی‌اسرائیل ملت برتر و برجسته است.» علیرغم این تفاسیر و با این سیاستهای صریح نژادپرستانه، جنگ‌افروزانه و تجاوزطلبانه‌ی صهیونیستها متاسفانه می‌بینیم که در اجلاس وزرای خارجه 2+6 در قاهره بجای اینکه در مقابل سیاستهای توسعه‌طلبانه صهیونیستها صف‌آرایی شود، باز هم نسخه‌های آمریکایی و صهیونیستی پیچیده می‌شود و با خلق دشمنان فرضی (ایران) همه ثروتهایی که از اعراب به سلاح تبدیل شده، با قید اینکه حق استفاده از آنها علیه اسرائیل وجود ندارد، به روی دشمنان فرضی نشانه می‌رود و اینست رمز آقایی اسرائیل و نوکری دست‌نشاندگان عرب!
حالا نمی‌دانم در چنین اوضاعی، چرا وزیر خارجه ایران و با کدام محاسبه از احتمال بهبود مناسبات مصر و ایران اسلامی سخن به میان می‌آورد و در مقابل، عمرو موسی وزیر خارجه رژیم مبارک بار دیگر اتهامات قبلی خود را علیه جمهوری اسلامی ایران بر زبان جاری می‌سازد. لذا لازم است ما یکبار و برای همیشه، موضع قاطع بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران درباره رژیم کمپ دیویدی مصر و فرمایشات صریح رهبر انقلاب اسلامی را آویزه گوش قرار دهیم و از این مسیر خارج نشویم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات