تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۸  ، 
کد خبر : ۲۱۰۵۵۴

روند سازش به کدام سو می‌رود؟


محمد حلال خورآملی
با روی کار آمدن حزب لیکود در فلسطین اشغالی در خردادماه سال جاری، روند به اصطلاح صلح خاورمیانه دچار وقفه شده است.
رهبران ساف و رژیم صهیونیستی پس از گفتگوها و مذاکرات آشکار و پنهان چند ساله، در سال 1372 پیمان سازشی را در اسلو پایتخت نروژ منعقد کرده و در کاخ سفید و در حضور بیل‌ کلینتون آن‌ را امضا کردند. پیمانی که دورنمای تحقق مفاد آن در ابهام و تردید بوده و بیشترین منافع برای صهیونیست‌ها در آن لحاظ شده است.
براساس این پیمان ننگین و خفت‌بار، رژیم اسرائیل با تشکیل حکومت خودگردان فلسطین به رهبری یاسر عرفات رئیس ساف در منطقه غزه و اریحا موافقت کرد. البته به شرطی که این حکومت با فراهم ساختن یک نیروی پلیسی سازمان یافته، اقدامات شهادت‌طلبانه و تحرکات ضدصهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی را سرکوب کند.
ذکر یک نکته مهم است که اگر میزان حق حاکمیت ملتها در تعیین سرنوشت خویش را براساس درجه اهمیت به ترتیب استقلال، خودمختاری و خودگردانی ذکر کنیم. خودگردانی فعلی فلسطینیان در واقع کمترین امتیازی است که برای یک ملت دارای سابقه تاریخی و هویت مستقل می‌توان قائل شد.
مزیت عمده‌ای که رژیم اشغالگر قدس از پذیرش تشکیل حکومت خودگردان فلسطین برای خود در نظر می‌گیرد، تبدیل قیام مسلمانان فلسطینی بر علیه صهیونیسم به یک بحران داخلی فلسطینی و نهایتاً کمرنگ ساختن و محو تدریجی انتفاضه مردم فلسطین است. بر این اساس، حکومت خودگردان عرفات در حکم پلیس بی‌جیره و مواجب صهیونیست‌ها عمل می‌کند و این خود عاملی است که هزینه‌ها و تدابیر امنیتی این رژیم را شدیداً کاهش می‌دهد.
این وضعیت تا آستانه انتخابات پارلمانی رژیم اسرائیل ادامه داشت. صحنه انتخابات زمینه ظهور افکار موافق و مخالف روند صلح را بوجود آورد و در نتیجه دو جناح عمده یعنی حزب کارگر امضاکننده پیمان و حزب لیکود مخالف هرگونه سازش در مقابل یکدیگر صف‌آرایی کردند. سرانجام آنچه از دیدگاه طرفداران روند سازش نباید اتفاق می‌افتاد، اتفاق افتاد. شیمون پرز رهبر حزب کارگر علیرغم حمایت‌های گسترده غرب با اختلاف آراء ناچیز شکست خورد و حزب افراطی لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو به قدرت رسید. پیروزی حزب لیکود در انتخابات دفعتاً امضاءکنندگان پیمان را از خواب خرگوشی ناشی از روند سازش بیدار کرد. زمان برای عملی شدن شعارهای انتخاباتی نتانیاهو فرا رسید. او در بحبوبه انتخابات اعلام کرده بود که توافق‌نامه‌های دولت قبلی با ساف را به رسمیت نمی‌شناسد و بیت‌المقدس پایتخت ابدی و جاودانه اسرائیل خواهد بود و هرگز اجازه نخواهد داد یک کشور فلسطینی در کنار اسرائیل ایجاد شود.
سیاست‌های توسعه‌طلبانه دولت نتانیاهو در این چند ماهه که با توقف روند سازش توام بود، حکومت خودگردان عرفات را آنچنان در وضعیت استیصال قرار داد که حتی در بین سردمداران صهیونیستی نیز نگرانی‌های جدی راجع به وضعیت غیرقابل دفاع حکومت خودگردان و اصولا از سرگیری عملیات شهادت‌طلبانه در سرزمین‌های اشغالی بوجود آورده است.
از جمله سیاست‌های نتانیاهو، سیاست احداث و تخریب است. احداث شهرک‌های صهیونیست‌نشین در مناطق اشغالی که از سال 1371 متوقف شده بود اکنون با واگذار شدن امور آن به یک افراطی معروف یعنی آریل شارون مجددا فعال شده است. هدف عمده از احداث این شهرک‌ها، تداوم سیطره رژیم اشغالگر قدس بر اراضی اشغالی است. از طرف دیگر در راستای این سیاست اسرائیل در نظر دارد خانه‌های فلسطینیان در بیت‌المقدس شرقی را تخریب کند. طبق توافق دولت قبلی صهیونیست‌ها با ساف قرار شد شهر الخلیل از لوث وجود سربازان اسرائیلی پاکسازی شود. اما دولت کنونی این تصمیم را منوط به تعطیلی دفاتر ساف در بیت‌المقدس شرقی کرده است.
سیاست دیگر رژیم صهیونیستی، طولانی ساختن روند مذاکرات به اصطلاح صلح است زیرا صهیونیست‌ها در پناه این سیاست می‌توانند اهداف تجاوزکارانه خود را محقق سازند. اسرائیل از مدتها قبل درصدد بوده است تا بحران خاورمیانه را از حالت یک قضیه اسلامی – عربی خارج ساخته و بصورت یک سری مناقشات ارضی دو جانبه که نیاز به انجام مذاکرات طولانی دارد درآورد.
دولت قبلی رژیم صهیونیستی اصل مبادله صلح در برابر زمین را مطرح کرد. بر اساس این اصل در صورت برقراری صلح با لبنان و سوریه، اسرائیل موظف است که از مناطق اشغالی جنوب لبنان و بلندی‌های جولان عقب‌نشینی کند. اما نتانیاهو اعلام کرد که با عقب‌نشینی از جولان مخالف بوده و اراضی جنوب لبنان برای حفظ امنیت اسرائیل ضروری است.
طرح صهیونیستی نتانیاهو تحت عنوان «نخست لبنان، بعد سوریه» در واقع تلاشی برای منزوی ساختن سوریه به‌ عنوان سرسخت‌ترین دشمن کنونی اسرائیل است. این در حالی است که هماهنگی بین سوریه و لبنان در بالاترین سطح ممکن وجود دارد و منافع این دو کشور عمیقاً با یکدیگر پیوند خورده است.
با نگاهی کلی به اوضاع سرزمین‌های اشغالی، اینطور استنباط می‌شود که تجربه حکومت خودگردان ثابت کرد که رژیم اشغالگر قدس از آن به‌عنوان یک ملعبه بهره‌برداری کرده است و تنها راه نجات فلسطین، تقویت انتفاضه است. دولت جدید اسرائیل ادامه‌دهنده سیاست دولت‌های قبلی است.
شاید نتانیاهو می‌خواهد مزه انتفاضه و حمله نظامی گسترده به جنوب لبنان را برای اولین بار بچشد. پرواضح است مذاکرات سازش با توجه به فشار غرب دیر یا زود مجدداً از سر گرفته می‌شود اما با آهنگ کندتر به جلو سوق داده خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات