تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۸  ، 
کد خبر : ۲۱۰۵۶۵

دیدگاه تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی آمریکا نسبت به ایران


مشاور امنیت ملی
مشاور امنیت ملی یکی از مشاوران پرنفوذ و با اهمیت رئیس‌جمهور است. او به عنوان رئیس اداری شورای امنیت ملی عامل اصلی هماهنگی و وارسی مربوط به رئیس‌جمهوری و دولت آمریکا در زمینه امور امنیت ملی و سیاست خارجی است. در واقع رئیس‌جمهور با تعیین مشاور امنیت ملی و با اعطای اختیار تصمیمگیری به وی در مقابله با دستگاه عظیم بوروکراتیک، کاخ سفید را به صورت مرکز طراحی امور سیاست خارجی درمی‌آورد. در بیشتر مواقعی که نیاز به تصمیمگیری در زمان اندک در مساله امنیتی، حساس و احتمالا مخفیانه باشد، تصمیمگیری تا قبل از مرحله نهایی که از سوی رئیس‌جمهور صورت می‌گیرد، به مشاور امنیت ملی ختم می‌شود.
مشاور امنیت ملی با استفاده از اعتمادی که رئیس‌جمهور به وی دارد نه فقط برنامه جلسات شورای امنیت ملی را تدارک و رهبری، بلکه در تصمیم‌گیریهای مهم سیاست خارجی و امنیتی دخالت کامل می‌کند. تقریباً همه روسای جمهور آمریکا در دوره‌های اخیر از وجود چنین مشاوران موثری استفاده کرده‌اند و به آنان اختیارات زیادی داده‌اند.
شخصیت و دیدگاههای «ساموئل برگر» مشاور امنیت ملی
«برگر» 51 ساله، یهودی و فارغ‌التحصیل رشته حقوق از دانشگاه «هاروارد» و قائم مقام سابق مدیر کل اداره سیاستگذاری وزارت امور خارجه (80 – 1977) و قائم مقام مشاور امنیت ملی (96 – 1992) است که دارای روابط نزدیکی با رئیس‌جمهور است بعد از «مارتین ایندایک» (که سیاست مهار دوگانه به وی نسبت داده می‌شود) مسئولیت امور خاورمیانه را در شورای امنیت ملی برعهده داشته و از این رو با مسایل خاورمیانه آشناست. وی در مراسم معارفه، مقابله با چالشهای جدید امنیتی، تروریسم، موادمخدر، کشورهای یاغی (اصطلاحی که در مورد ایران، عراق، سودان، لیبی و کره شمالی به کار برده می‌شود) و محیط‌ زیست را به عنوان اولویت برنامه‌های گروه جدید شورای امنیت ملی اعلام کرد. با توجه به یهودی بودنش و اولویتهایی که او مطرح کرده است دشمنی این مقام نسبت به مسلمانان به طور عام و جمهوری اسلامی به طور خاص روشن می‌شود.
رئیس سیا (C.I.A)
رئیس سازمان مرکزی اطلاعات جاسوسی هم به عنوان سرپرست سیا و هم به عنوان رئیس تشکیلات جاسوسی آمریکا فعالیت دارد. این تشکیلات شامل سازمان مرکزی اطلاعات جاسوسی سازمان اطلاعات دفاعی، سازمان امنیت ملی (F.B.I) و اداره‌های اطلاعاتی وزارتخانه‌های امور خارجه، خزانه‌داری، انرژی و نیروهای نظامی می‌شود، رئیس سازمان مرکز اطلاعات جاسوسی به عنوان کانال اصلی خبررسانی به رئیس‌جمهور و اعضای شورای امنیت ملی عمل می‌‌کند و در واقع مشاور رئیس‌جمهور در امور اطلاعاتی است.
شخصیت «آنتونی لیک» رئیس سیا
«لیک» 57 ساله دارای دکترای روابط بین‌الملل، تا قبل از انتخاب برای ریاست سیا به عنوان کارمند وزارت امور خارجه (70 – 1962)، دستیار ویژه مشاور امنیت ملی (70 – 1969)، مدیر کل سیاستگزاری وزارت امور خارجه (81 – 1977) و مشاور امنیت ملی (96 – 1993) در زمینۀ سیاست خارجی فعالیت کرده است. او در مقام و مشاور امنیت ملی سیاست مهار دوگانه را به طور علنی مطرح ساخت. بسیاری از تحلیلگران آمریکایی، «لیک» را فردی آرام می‌خوانند و از این رو وی را برای ادارۀ تشکیلات عریض و طویل اطلاعاتی آمریکا (سیا) مناسب نمی‌دانند. آنان همچنین معتقدند که وی در مقام مشاور امنیت ملی نتوانست استراتژی جامع و کاملی را برای آمریکای پس از جنگ سرد سر و سامان دهد.
وزیر دفاع
وزیر دفاع، وزیری غیرنظامی و عضو کابینه است و سه مقامی که مسئولیت نیروهای سه گانۀ زمینی، دریایی و هوایی را دارند، زیر نظر وزیر دفاع فعالیت می‌کنند. وزیر دفاع یکی از عالیترین مقامهای دفاعی کشور است که مسئولیت تصمیمگیری در امور نظامی را دارد. او همچنین به عنوان یکی از مشاوران رده بالای ریاست جمهوری و همچنین عضو شورای امنیت ملی بوده و قدرت صدور دستور (راهنمایی)، نظارت و هماهنگی رؤسای نیروهای سه‌گانه را برعهده دارد.
ویژگیهای شخصیتی و فکری «ویلیام کوهن» وزیر دفاع
«کوهن»‌ دارای 56 سال سن، فارغ‌التحصیل رشتۀ حقوق و دارای 6 سال سابقه کار در دستگاه مقننه و در عضویت کمیته‌های نیروهای مسلح و اطلاعات بوده است، او از دوستان صمیمی «الگور» معاون کلینتون و جمهوریخواهی مستقل، میانه‌رو و حامی بخش نظامی، از حامیان سرسخت اجرای قانون مربوط به قدرت رئیس‌جمهور در زمان جنگ، مخالف کاهش بودجه نظامی اطلاعاتی و حامی واگذاری اختیارات بیشتر به دستگاه اطلاعاتی است. وی جزو تیم بررسی مسایل مربوط به «واترگیت» و «ایران ـ کونترا» بوده است و این نشان می‌دهد که وی نسبت به مسایل ایران و آمریکا آگاهی دارد، ولی تجربه مدیریتی در نیروهای مسلح را ندارد.
جمعبندی
در چهار سال اول رریاست جمهوری کلینتون، سیاست آمریکا در قبال ایران تا حدودی به وسیلۀ همین افراد اما در مقامهای متفاوت تبیین و نهادینه شده است، کابینه کلینتون در دورۀ اول توانست روابط ایران و آمریکا را در چهارچوب مفهوم مهار نشان دهد، اینکه کابینۀ جدید سیاست خود را دربارۀ ایران، مورد بازنگری قرار دهد، لزوماً به معنای تغییر سیاست نیست، بلکه روندی است که دولت جدید در تمام مسایل داخلی و خارجی خود انجام می‌دهد، مخالفتهایی که اکنون در قبال سیاست مهار در آمریکا وجود دارد. به طور عمده از جانب محافل دانشگاهی و محافل تحقیقاتی مطرح می‌شود و به نظر نمی‌رسد تغییرات اساسی در سیاست کابینۀ جدید داده شود. «ویلیام کوهن» و «ریچارد سون» (نماینده آمریکا در سازمان ملل) افراد جدید گوره امنیت ملی و سیاستگزاری خارجی هستند، ظاهراً کلینتون در انتخاب این افراد بیشتر سیاست داخلی و جلب حمایت سنا را در نظر داشته است. «برگر» نقش فعال و مؤثری در مسایل خاورمیانه خواهد داشت و «آلبرایت» سعی خواهد کرد ضعف اساسی سیاست خارجی آمریکا را در دوران حکومیت کلینتون، یعنی فقدان یک استراتژی جامع و فراگیر، تا حدودی جبران کند. البته منتقدان «آلبرایت»‌ وی را فاقد بینش استراتژیکی و نفوذ افرادی چون «برژینسکی» و «کیسینجر» می‌دانند و از این رو بروز دگرگونی اساسی در دولت جدید را پیش‌بینی نمی‌کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات