بسماللهالرحمنالرحیم
چهارمین سالگرد اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس به فرصتی برای اعتراض عمومی مردم مظلوم عراق علیه اشغالگران مبدل شد. اخبار و گزارشات تصویری نشانگر استقبال عظیم مردم عراق از این فرصت برای بیان مخالفت همهجانبه علیه جنایات اشغالگران بود. بر اساس گمانهزنی حدود دو میلیون نفر در این مراسم شرکت کردهاند. این مراسم به دعوت مقتدی صدر روحانی جوان و قدرتمند عراقی بر پا شد و در آن واحد ابعاد نفرت مردم از اشغالگران و دامنههای نفوذ سیاسی مقتدی صدر و روحانیت انقلابی عراق را به نمایش گذاشت.
اگر چه انتظار میرفت که مراسم سالگرد اشغال عراق با تظاهراتی مواجه باشد اما هرگز تصور نمیشد که دعوت عام مقتدی صدر حدود دو میلیون مخاطب را به صحنه اعتراض علیه آمریکا و انگلیس بکشاند. این پدیده به خودی خود وزن سیاسی و عظمت پایگاه مردمی روحانیت شیعه و شخص مقتدی صدر را به تصویر کشانید. این در حالیست که اشغالگران در ارزیابیهای سطحی و کینهتوزانه، مقتدی صدر و طرفدارانش را مشتی افراد شورشی تلقی کردهاند که گویا تعداد معدودی، بیش نیستند!
البته همین پدیده برای آمریکا که به عنوان تنها ابرقدرت جهان، ادعای فراوان و گزافهگوئیهای روزافزون درباره توان جاسوسی و اطلاعاتی خود دارد، بسیار تکاندهنده و حتی شرمآور است. مقامات واشنگتن انتظار داشتند که مردم عراق از آنها با تاج گل استقبال کنند و اشغالگران را به عنوان «ارتش آزادیبخش» در آغوش بگیرند. شاید همین پیشداوریهای غلط هم باعث شد که امروزه آمریکا در باتلاق عراق تا این اندازه غافلگیر شود و راهی برای خروج آبرومندانه از عراق نیابد.
دشمنی کورکورانهای که آمریکا با مقتدی صدر و طرفدارانش به نمایش گذاشت. باعث گردیده که مقتدی صدر به عنوان «سمبل مبارزات ضد اشغالگری» معرفی شود همین امر باعث محبوبیت وی شده است. حال آنکه مزدوران آمریکا در نزد مردم عراق کوچکترین آبروئی ندارند و در عوض دشمنی با آمریکا و دشمنی آمریکا با مقتدی صدر، برای این روحانی شجاع عراقی، اعتبار عظیمی را بوجود آورده است و نفوذ کلام وی را این روزها در عراق شاهدیم.
صرفنظر از این مسائل که در جای خود از اهمیت و حساسیت فراوانی برخوردار است، حتی در چهارمین سالگرد اشغال عراق هم، اشغالگران حرف تازهای برای گفتن نداشتند. عراق این روزها صحنههای حیرتانگیزی را شاهد است که اشغالگران حتی قادر به حفظ و تأمین امنیت خودشان هم نیستند تا چه رسد به تأمین امنیت مردم و جوامع مختلف اما در این واحد، مردم در یک تظاهرات عظیم در مقیاس دو میلیون نفر با قدرت و شجاعت بیمانندی، در نهایت نظم و امنیت، مراتب خشم و اعتراض و مخالفت خود علیه اشغالگران را به نمایش میگذارند.
بدون شک عراق هرگز در تاریخ خود شاهد چنین روزی و چنین جمعیتی نبوده است. هنوز کاملاً روشن نیست که آیا امکان مشارکت جمعیت بیشتری در این تظاهرات عظیم بوده است یا آنکه تمامی مردمی که امکان حضور داشتهاند، در این جمع بزرگ حاضر شدهاند؟
چهار سال اشغال، چهار سال سلطه و جنایت و کشتار، چهار سال رنج و فلاکت، چهار سال ناامنی و سردرگمی، این کارنامه سیاهی است که اشغالگران عراق از خود بر جا گذاشتهاند. در پرونده اشغالگران حتی یک نقطه روشن هم وجود ندارد. چهار سال نومیدی و چهار سال خلف وعدههای مستمر، دیگر هیچکس را به سمت اشغالگران دعوت نمیکند.
آمریکا و انگلیس هیچ کار مثبتی نکردهاند و چشمانداز سیاهی که آینده عراق را ترسیم کرده و میکند حتی اشغالگران را هم سردرگم کرده است.
قرار بود عراق بهشت دمکراسی در خاورمیانه شود. قرار بود آمریکا با اعطای آزادی دمکراسی در عراق آنچنان شرایطی را به وجود آورد که همسایگان عراق در حسرت بسوزند که چرا آمریکا کشور آنها را برای انجام اقدامات خود انتخاب نکرده است؟
مقامات واشنگتن و برخی مقامات نظامی ـ سیاسی مستقر در عراق معتقدند که اوضاع آنطور هم که گفته میشود، یأسآور نیست اما در پاسخ این سئوال، به کلی ساکتند که در کجای عراق، امنیت و آرامش وجود دارد؟
وعدههای آمریکا در کجای عراق به اجرا درآمده و کجای این سرزمین، آبادتر شده است؟ این افق تیره، چشماندازی بجز تخریب، ویرانی و قتل عام را در برابر چشمان حیرتزده و نگران مردم مظلوم عراق به تصویر نمیکشد و آنها امروزه از مدعیان نجات عراق، با خشم و نفرت کامل میخواهند که سرزمین آنها را ترک نمایند و عراق را به حال خود رها کنند.
خروج اشغالگران از عراق، آموزه یک خواست عمومی است که حتی در آمریکا هم عیناً انعکاس دارد ولی بوش کوچک مدعیست که خروج آمریکا از عراق باعث به خطر افتادن صلح و امنیت جهانی میشود. البته واضح است که این ادعای بوش برای توجیه ضرورت ادامه حضور نظامی آمریکا در عراق مطرح شده و اشغالگران را به عاملین و آمرین انفجارات و عملیات تروریستی در عراق مبدل کرده است.
مسئله کاملاً روشن است. اشغالگران برای اثبات ضرورت ادامه حضور نظامی در عراق، جنایت میکنند و با حمایت لجستیکی از عوامل تروریست، فضای ناامنی را ایجاد کردهاند تا بلکه مردم عراق خسته شوند و به هر چیزی رضایت دهند و در عین حال از اشغالگران بخواهند که بمانند تا فجایع بیشتری ببار نیاید!
اهداف و انگیزههای آمریکا و مزدورانش هر چه بوده و هست، امروزه حتی کسانیکه به آمریکا دل بسته بودند، ناامید شده و با تلخکامی احساس میکنند که فریب خوردهاند.
آمریکا حتی از گروههای معارض عراقی هم به عنوان «سرپل» استفاده کرد و پس از اشغال عراق، بسیاری از آنها را ترور کرد، بدنام ساخت و یا به فساد و سوء استفاده از قدرت، متهم نمود و از صحنه کنار زد. بوش کوچک این روزها با رهبران کنگره به زورآزمائی پرداخته و اصرار دارد که 500/21 نفر نظامی دیگر هم به عراق اعزام کند. کنگره معتقد است که باید به تجاوز نظامی آمریکا هر چه زودتر خاتمه دهد و نظامیان ناکام را سریعاً به کشور بازگرداند ولی بوش مخالفت میکند. هنوز کاملاً روشن نیست که اگر از 135 هزار نیروی نظامی آمریکا در عراق کاری برنیاید، از 21 هزار نفر جدید چه معجزهای ساخته است؟
شدت و دامنه مخالفتها به حدی است که در روزهای اخیر حتی متحدین آمریکا در منطقه هم زبان به اعتراض علنی گشوده و آمریکا را متجاوز و اشغالگر نامیده و خواستار پایان اشغال عراق شدهاند. البته بوش و رایس با خشم فراوان، واکنش نشان دادهاند ولی این رفتار آمرانه هم نتوانسته مشکل اشغالگران را حل کند.
بازداشت دو هفتهای 15 نظامی متجاوز انگلیسی هم نشان داد که اشغالگران حتی فاقد روحیه و انگیزههای مورد انتظار دولتشان هستند و دیگر حاضر نیستند قربانی اهداف پوچ بوش و بلر شوند. اشغال عراق، به هیچ یک از اهداف اولیهاش نرسید و حتی عراق را «بهشت تروریستها» ساخت. آیا این بازی رسوا ادامه خواهد یافت یا آنکه شاهد پایان جنایت و کشتار و اقدامات تروریستی در عراق خواهیم بود؟ اگر قرار به تصمیم بوش و بلر باشد، پاسخ این سئوال روشن است ولی با مروری بر روند تحولات چهار ساله که دقیقاً بر خلاف انتظار است واشنگتن و لندن بوده، بنظر میرسد که سرنوشت اشغال عراق در منطقه و توسط مردم عراق تعیین شود، نه در لندن و واشنگتن. این مهمترین پیام تظاهرات دو میلیون نفری عراق است.