ایالات متحده آمریکا خواست ایران برای دسترسی به انرژی هستهای را تهدیدی برای منافعش در خاورمیانه و نیز موفقیتهایش در زمینه موجودیت رژیم عدم گسترش سلاحهای هستهای تلقی میکند. مطبوعات دائماً پر است از مطالبی در مورد، اتهاماتی از این قبیل که ایران در پی دستیابی به توان سلاحهای هستهای است همانطور که همسایه غربیاش عراق پیش از جنگ خلیج فارس در سال 1991 بدنبال آن بود. اهداف ایران در زمینه سلاحهای هستهای مورد سوءظن کشورهای غربی است و ایالات متحده بویژه در ده سال گذشته نسبت به این موضوع که ایران قادر به تولید جنگ افزارهای هستهایست، ارایه میشد.
ایران از سال 1979 و از زمان سرنگونی شاه توسط رژیم بنیادگرای آیتالله خمینی(ره) دشمن ایالات متحده آمریکا بوده است. ماجرای گروگانگیری از سال 1979 تا 1980 و سوء ظنهای قوی در ارتباط با حمایت ایران از تروریسم بینالملل، دو دلیل اصلی برای این موضوع است که ایالات متحده و ایران از سال 1979 تا بحال از پائینترین سطح روابط دیپلماتیک برخوردار بودهاند. در عوض دو کشور نسبت به هم بشدت بدگمان، بیاعتماد بوده و نسبت به جوامع و فرهنگ یکدیگر ناسازگاری ایدئولوژیک داشتهاند. سوءظنهای آمریکا در این مورد که ایران در پی تولید سلاحهای هستهای است، پس از جنگ خلیجفارس شدت یافت. جنگ خلیجفارس پیشرفتهای قابل توجه عراق در زمینه تولید جنگافزارهای هستهای را فاش ساخت. پیشرفتهای عراق آتش نگرانیهای آمریکا را نسبت به اهداف ایران برای ساخت بمب اتمی، به رغم اینکه ایران عضو معاهده عدم گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و مقید به اجرای آن، بود برافروخت. اضافه بر این، شایع بود که ایران دارای سلاحهای شیمیایی است که در جنگ خود با عراق از دستیابی به توان سلاحهای هستهای منع گردد. ایالات متحده از این رو سیاستی را در قبال اهداف هستهای ایران در پیش گرفت که تمام ابعاد رژیم عدم گسترش جنگافزارهای اتمی را تضعیف نمود یعنی عملی که در طولانی مدت بسیار مضرتر از احتمال و عدم قطعیت قصد ایران برای تولید سلاحهای هستهای است.
این مقاله روشن خواهد نمود که آیا سیاست تبعیضآمیز آمریکا در قبال ایران مبنی بر کنترل صادرات این کشور دارای مبانی روشنی است؟ و بدنبال آن قصد دارد اهداف اتمی ایران را مشخص سازد و امکان پیشرفتهای ایران در زمینه جنگافزارهای هستهای را بیان نماید؟ لازم است یادآوری شود که این مقاله تنها بر پایه اطلاعات و دادههای آشکار و در دسترس نگاشته شده است. بنابراین، ممکن است اطلاعات طبقهبندی شدهای را دولت آمریکا در مورد پیشرفت ایران در زمینه اتمی داشته باشد که فرضیه این مقاله را نادرست سازد. این گزارش با این واقعیت تقویت میشود که دولت ایالات متحده عموماً مدارک بسیار کمی فراهم ساخته است تا بتواند دال بر اثبات مقاصد ایران برای ساخت جنگافزارهای هستهای ارایه دهد.
سیاست آمریکا در قبال ایران
دولت کلینتون سیاستی را در قبال ایران و عراق در پیش گرفت موسوم به سیاست «مهار دو جانبه» که برخلاف سیاستهای گذشته دولت آمریکا که در برقراری توازن میان ایران و عراق با حمایت یکی از بر علیه دیگری میکوشید، سیاست کنونی به این مفهوم است که بطور همزمان هر دو کشور را تضعیف نماید. این سیاست در مورد ایران ریشه در چهارده ماه بحران گروگانگیری که از 4 نوامبر 1979 آغاز شد و نیز اقدام وزارت خارجه آمریکا در مورد فهرست کشورهای حامی تروریسم بینالملل است که ایران از سال 1984 یکی از آن کشورهاست. هم چنین ایالات متحده قصد دارد ایران را با استناد به این دلایل مهار سازد: تلاش برای دستیابی به جنگافزارهای هستهای و انهدام جمعی، بازسازی نیروی نظامی متعارف؛ دشمنی ایران با اسرائیل و این اتهام که ایران قصد تخریب روند صلح خاورمیانه را دارد؛ و نیز تلاش ایران برای بیثباتسازی متحدان آمریکا در منطقه. علاوه بر این، آمریکا بر پایه اظهارات برخی از مقامهای ایران به این نتیجه رسیده است که این کشور بدنبال بمب اتمی است. دو نمونه مهم مورد نظر آمریکا برای اثبات نظرات آنان، اظهارات معاون پارلمانی (آقای) علی اکبر هاشمی رفسنجانی در اکتبر 1988 و سپس اظهارات عطاءالله مهاجرانی معاون رئیسجمهور در اکتبر 1991 است. (آقای) رفسنجانی خطاب به گروهی از سربازان اظهار داشت که: «ما باید خود را هم در زمینه تهاجم و هم دفاع در برابر سلاحهای شیمیایی، میکروبی و رادیولوژیکی مجهز سازیم. شما باید از هم اکنون از فرصت استفاده کنید و این وظیفه را انجام دهید.»
آمریکا قویاً با دستیابی ایران به توان جنگافزارهای نظامی مخالفت میکند و سیاست این کشور مبنی بر مهار ایران نیز همین هدف را تعقیب میکند. هراس از اینکه ایران بتواند جنگافزارهای هستهای تولید نماید آنهم با استفاده از امکانات و دانشی که در تولید انرژی هستهای بکار میرود، سبب نشده است تا هدف اصلی آمریکا جلوگیری از دستیابی ایران به کلیه تجهیزات، تکنولوژی، دانش فنی و کلیه مواردی باشد که برای استفاده صلحجویانه از انرژی هستهای ضرورت دارد. هر چند این تحریم هم اکنون بصورت یکجانبه اجرا میشود، آمریکا تلاش دارد تا آن را تبدیل به ترتیبات چند جانبه بینالمللی نماید. تا این تاریخ، کشورهای اروپایی از پیوستن به آمریکا برای تحریم ایران خودداری ورزیدهاند و بسیاری از کشورها از جمله آلمان و فرانسه، اعلام نمودهاند که سیاست کنونی آمریکا اشتباه است. از آنجا که ایران در زمینه تکنولوژیهای هستهای با برخی دیگر از کشورها وارد معامله شده است، ایالات متحده مبادرت به تشویق و متقاعد ساختن آنها برای لغو توافقات انجام شده نموده است. علاوه بر این، کنگره جدید جمهوریخواه، امکان دارد لایحهای را که توسط سناتور «آلفونس داماتو» پیشنهاد شده است به تصویب برساند که بازار آمریکا را برای کلیه شرکتهای خارجی طرف معامله با ایران خواهد بست. لایحه مشابهی نیز در مجلس نمایندگان پیشنهاد شده است. در حالی که اعمال فشار آمریکا، بر بسیاری از دولتها تأثیرگذار بوده است از جمله جمهوری چک و آرژانس و هند، سایر کشورها از قبیل روسیه و چین خواست آمریکا را نادیده گرفتهاند.
قوانین کنترل صادرات داخلی آمریکا به ایران، تقریباً کل تجارت به ایران را منع کرده است، از جمله مواد هستهای و سایر مواد برای ممانعت از دستیابی ایران به توان جنگافزارهای هستهای، ایالات متحده مجبور بوده است تا با توجه به عدم وجود اتفاق نظر بینالمللی و همراهی ایالات متحده بصورت یکجانبه عمل نماید. اقدامات یکجانبه آمریکا برای مهار ایران متکی بر تحریمهای اقتصادی، تحریم واردات از ایران، کنترل صادرات شدید و ممانعت از اعطای کمکها و اعتبارات خارجی بوده است. در مورد اهداف مشکوک هستهای ایران، کنترل صادرات مهمترین سیاست داخلی آمریکا برای بازداشتن ایران از دستیابی به تکنولوژی و مواد شرکتهای آمریکایی است.
از زمان بحران گروگانها در سال 1979، تحریم صادرات اسلحه و قطعات یدک به ایران مورد اجرا گذاشته شده بود که بر پایه فهرست سلاحهای تحت کنترل آمریکا و ماده 38 قانون کنترل صدور اسلحه صورت گرفته بود. فراتر اینکه، با قرار دادن نام ایران در فهرست کشورهای حامی تروریسم بینالملل وزارت امور خارجه، باز هم ایران از دسترسی به اقلام و تکنولوژیهای دارای کاربرد دوگانه بر اساس بند 6 از قانون 1979 صادرات دولت(EAA) منع شد. بین سالهای 1984 تا 1989 قوانین کنترل صادرات آمریکا (EAA) در خصوص ایران، با تدوین قانون عدم گسترش سلاحهای ایران و عراق در متن قانون اختیارات دفاع ملی 1993، ایران و عراق کاملاً از دسترسی به تکنولوژیهای دارای استفاده دوگانه منع شدند. از زمانی که این قوانین به اجرا درآمده است، وزارت بازرگانی اعلام کرده که تاکنون هیچ مجوزی برای صادرات به ایران که ناقض این قانون باشد، صادر نکرده است.
اظهارات صورت گرفته از سوی مقامهای آمریکایی از محق بودن آنها در عدم دسترسی ایران به بازار آمریکا و کلیه کالای دارای کاربرد دوگانه حمایت میکند. وارن کرستوفر وزیر سابق امور خارجه و مقامهای آمریکایی که مبارزه بر ضد ایران را رهبری میکنند، در مطبوعات از ایران به عنوان «دولت تروریست ایران» نام میبرند و دولت آمریکا عموماً از ایران بعنوان «دولت قانونشکن» و «دولت شرور» یاد میکند. هم چنین مقامهای آمریکایی اظهار میدارند که ایران میتواند در طول ده تا 15 سال آینده به تولید سلاحهای هستهای دست یابد. بررسیهای اخیر نیز دلالت بر این دارد که ایران تا پنج سال آینده به سلاح هستهای دست یابد زیاد دور نیست، حدود 10 سال دیگر از هم اکنون، اگر ایرانیها این تلاشهای پیگیرشان را ادامه دهند و هر چیزی را که نیاز دارند بدست آورند، آنها در ظرف دو سال آینده به همه آن چیزی که میخواهند رسیده و تنها چیز مورد نیاز آنها، تکنولوژی و تحقیق است. اگر ایران در این برنامههای خود از سوی قدرتهای خارجی دچار توقف نشود، اختراع آنها در ظرف کمتر یا بیشتر از 5 سال روی خواهد داد.»
بدین ترتیب، مطابق برآوردهای ایالات متحده، ایران در یک فاصله بین 5 تا 15 سال میتواند به توان تولید تسلیحات هستهای دست یابد. اما، نقطه ضعف موضع آمریکا در مقابل ایران این است که ایران در میان کشورهای در حال توسعه تنها کشوری نیست که توان دستیابی به جنگافزارهای هستهای را در طول 15 سال آینده دارد. بنابراین، به نظر میرسد که ایران واقعاً یک تهدید فوری نیست و ایالات متحده آمریکا باید خط زمانی سیاست خشنتری را علیه ایران به اجرا گذارد تا مدارک و اسنادی بر ضد آن کشور بدست آورد.
با وجود این، در حالی که اظهارات برخی از مقامهای ایران خلاف آن را ثابت میکنند، ایران اتهامات آمریکا را در این مورد رد میکند و مدعی است که نه در پی توسعه سلاحهای هستهای است و نه در پی ابزارهایی برای تولید سلاحهای هستهای، در 18 نوامبر 1992 محمد صادق آیتالهی نماینده ایران در آژانس بینالمللی انرژی هستهای اظهار داشت که «هیچ گونه تسهیلات و آزمایشگاهی برای تحقیق و توسعه فعالیتهای خود به منظور غنیسازی اورانیم ندارد.» هم چنین، در 30 ژوئن 1992، رضا امرالهی، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران چنین بیان داشت: «اتهامات وارده به ایران در ارتباط با اهداف هستهای ایران دروغ و بیپایه است و برنامههای هستهای ایران تنها درصدد استفادههای صلحآمیز از انرژی هستهای است.» امرالهی هم چنین خواستار ایجاد منطقه عاری از سلاحهای هستهای در منطقه خاورمیانه شد. تکذیب ایرانیها میتواند پوششی باشد برای فعالیتهای هستهای پنهانی آن کشور یا اینکه این کشور تلاش میکند از نظر بینالمللی خود را در برابر اتهامات ایالات متحده آمریکا بیگناه نشان دهد.
آثار سیاست آمریکا
سیاست آمریکا، حداقل اینکه به روابط آمریکا با ایران بیشتر آسیب میرساند و از این جهت بیاعتمادی و دشمنی موجود میان دو کشور افزایش میباید. سیاست کنترل صادرات آمریکا در قبال ایران میتواند بطور بالقوه رژیم منع کامل گسترش را تضعیف سازد. ایالات متحده با اتخاذ سیاست کنترل صادرات سخت و شدید و کوشش برای متقاعد ساختن تمامی دیگر کشورها برای منع تجارت با کشوری که از نظر آژانس بینالمللی دارای حسن اشتهار است، بازرسیهای هستهای و کنترل صادرات را به مخاطره میاندازد. این امر بویژه با توجه به واقعیت تکامل زیربنای هستهای ایران، جای کمی را برای سیاست تند و افراطی آمریکا در این مقطع باقی میگذارد.
سیاست آمریکا ماده 4 NPT را که میگوید به کشورهای عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای که دارای حسن شهرت هستند اجازه دسترسی به تجهیزات هستهای برای استفاده صلحآمیز در انرژی هستهای داده میشود، نقض و بیاعتبار میسازد. زیرا آژانس بینالمللی انرژی هستهای ایران را بعنوان یک کشور دارای حسن اشتهار تشخیص داده و ایران از نظر قانونی اجازه ساخت راکتورهای هستهای تولید برق را دارد. در چارچوب «منع گسترش دولتهایی هستند که بیگناهند اما، تاکنون گناهکار شناخته میشدند. آمریکا اعلام داشته است که ایران از راکتورهای هستهای تولید برق خود برای برنامه مخفیانه تولید جنگافزارهای هستهای استفاده میکند و این ثابت میکند که ایران حتی با وجود تشخیص آژانس بینالمللی انرژی هستهای باز هم گناهکار است. موضع آمریکا میتواند باعث تضعیف هدف آن کشور در کنفرانس بازنگری و تمدید معاهده در آوریل و می 1995 شود با این استدلال که واقعا ماده 4 میتواند به برنامه تولید سلاحهای هستهای کمک نماید. این امر باعث تناقض در موضع آمریکا در کنفرانس میشود که مبتنی بر این واقعیت است که آمریکا با معاهده هیچ مشکلی ندارد و باید بدون قید و شرط و محدودیت زمانی تمدید گردد. بنابراین، ایالات متحده در حالی که معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای را بعنوان محور رژیم عدم گسترش مورد توجه قرار میدهد، در عین حال سعی دارد چنین تصور نماید که این پیمان در جلوگیری از گسترش هستهای ناموفق بوده است.
رویه اتخاذ شده توسط آمریکا سبب تضعیف بازرسیها و پادمان هستهای «آژانس» میشود. اگر تمام قراردادهای خارجی ایران از قبیل معاملات آن کشور با روسیه و چین زیرنظر اقدامات بازرسی «آژانس» انجام شده باشد، اظهارات آمریکا در این مورد که ایران با خارج کردن مواد از برنامه تولید انرژی هستهای به تولید جنگافزارهای هستهای خواهد پرداخت، باعث اثبات این قضیه میشود که بازرسیهای هستهای نیز موفقیتی نداشتهاند. هم چنین اظهارات صورت گرفته توسط مقامهای آمریکایی مبنی بر اینکه ایران در پی برنامه تسلیحات هستهای است در تناقض با بازرسیهای «آژانس» است که خلاف آن را بیان میکنند. به نظر آمریکا، بازرسیها در وادار کردن ایران به پیروی از تعهدات «معاهده منع گسترش» ناموفق بوده و از این جهت نباید به ایران اجازه خرید دانش فنی هستهای و تجهیزات تأسیسات آن داده شود.
سرانجام اینکه، ایالات متحده با بکارگیری سیاست کنترل صادراتی شدید و تبعیضآمیز علاوه بر این که سیاست کنترل صادرات خود را بیاعتبار میسازد. باعث بیاعتباری رژیمهای بینالمللی صادرات از قبیل گروه صادرکنندگان تجهیزات هستهای و کمیته (Zannger) میشود. با منحصر کردن همه راهها به اینکه تنها راه جلوگیری از تولید جنگافزارهای هستهای توسط ایران جلوگیری از دستیابی این کشور به هر گونه تکنولوژی هستهای است، چه کار را کرده باشد و چه نکرده باشد نشان میدهد که رژیمهای صادرات ملی و بینالمللی قادر به توقف دولتها در پی جویی سلاحهای هستهای نبودهاند.
بدین ترتیب، سیاستهای کنترل صادرات آمریکا در قبال ایران تضعیفکننده دو قطب عمده رژیمهای کنترل عدم گسترش است سیاست آمریکا همان قدر به رژیم بینالمللی آسیب وارد میکند که اگر ایران واقعاً تولیدکننده تسلیحات اتمی بود، زیرا که هر دو ثابت میکنند اقدامات بازرسیها، و کنترل صادرات همگی در مرحله انجام کار ویژه خود ناموفق بودهاند. از آنجا که هنوز ثابت نشده است که ایران در حال تولید جنگافزارهای هستهای است، پس سیاست ایالات متحده میتواند بیش از آنکه برای رژیم عدم گسترش سودمند باشد مضر است.
سیاست پیشنهادی برای ایالات متحده
این نکته قابل درک است که آمریکا بعنوان حامی عمده عدم گسترش هستهای درصدد جلوگیری از تولید تسلیحات هستهای توسط ایران است. مشکل آن است که به نظر میرسد که ایالات متحده هیچ پایه و مبنایی برای سیاست خود در قبال ایران ندارد و به عواقب زیانبار سیاست خود کاملاً آگاه نیست اگر ایالات متحده اطلاعات طبقهبندی شده و محرمانهای نداشته باشد که ثابت کند ایران در حال تولید جنگافزارهای هستهای است، ثابت میشود که سیاست آمریکا مبتنی بر عدم گسترش نیست بلکه مبتنی بر ایدئولوژیست؛ مثل سایر موارد از جمله اینکه ایران یک دولت تروریستی است؛ مخالف روند صلح خاورمیانه است؛ دشمن اسرائیل؛ صادرکننده عقاید بنیادگرایانه در منطقه مانع اهداف آمریکا در منطقه است و شهروندان آمریکا را در سال 1979 به گروگان گرفته است. اگر آمریکا اطلاعات طبقهبندی شده در اختیار داشته باشد که ایران یک کشور متقلب است، باید آنها را به «آژانس» و جامعه بینالمللی تسلیم نماید تا اقدامات جهانی بر ضد ایران به اجرا گذاشته شود. به نظر میرسد که آمریکا احتمالاً اگر اطلاعاتی داشت قصد داشت اطلاعات خود را برای تشکیل یک ائتلاف بینالمللی علیه ایران بکار گیرد. از آن زمان که به نظر میرسد آمریکا فاقد اطلاعات این چنین است، کاملاً آشکار است که قصد دارد ساکت اما منتظر بماند تا مدارک معتبر و مستندی پیدا شود که نشان دهد ایران قصد تولید سلاحهای هستهای را دارد.
نتیجهگیری
ایالات متحده آمریکا پایههای استوار و محکمی برای سیاست کنترل صادرات خود در قبال ایران ندارد که بر مدارک و شواهدی دال بر برنامه تولید جنگافزارهای هستهای توسط ایران مبتنی باشد. این سیاست بیشتر بر عوامل ایدئولوژیک استوار است که مهمترین آنها که در مرکز این سیاست قراردارد، تنفر و بیاعتمادی ایران و آمریکا از سال 1979 تاکنون نسبت به یکدیگر است. اگر چه ایران دلایل ژئوپلیتیک و امنیتی چندی برای تولید تسلیحات هستهای دارد، زیر ساخت هستهای آن در این مقاطع ضعیف و درهم ریخته است. تخمینهایی که بر اساس آن ایران میتواند ظرف پنج سال آینده دست به کار تولید سلاحهای هستهای بشود، غیرواقعی است. در بهترین حالت ایران میتواند ظرف 10 تا 15 سال، اگر بخواهد میتواند به تولید جنگافزارهای هستهای دست یابد. این وضعیت در مورد دیگر کشورهای جهان در حال توسعه نیز اگر آنها قصد پیجوبی آن را داشته باشند، فرقی نمیکند. ایالات متحده بجای اتخاذ سیاستی که بطور بالقوه سبب تضعیف قطبهای رژیم عدم گسترش میشود باید سیستمهای کنترل صادرات ملی خود را تقویت نماید، هم چنان که رژیمهای بینالمللی کنترل صادرات را تقویت میکند. هیچ کشوری خواستار آن نیست که ایران و یا هر کشور دیگری سلاحهای هستهای تولید نمایند، اما در عین حال خود رژیم عدم گسترش نباید از رسیدن به هدف باز بماند. حتی اگر درصد کمی از بدبینیها در ارتباط با اهداف هستهای ایران درست باشند، ایران نظارت بیشتری تضمین میکند. ایران هم چنین باید در ارتباط با حمایت خود از تروریسم و مخالف با روند صلح اعراب و اسرائیل زیر نظر باشد. اما، اینها باید با استفاده از ابزارهای حقوقی موجود در قالب رژیم عدم گسترش انجام گیرد و نه با روشهایی که باعث تضعیف و یا نابودی آن میشود.