* جناب زمزمی به نظر شما مسایل امروز غرب چیست و چگونه میتوان آن را حل کرد؟
** اجتماعات در غرب مسیر اشتباهی را طی میکنند. بدین سبب است که در لایهای از ابهامات گم شدهاند. مثلأ درگیریهایی که علیه حجاب در مدارس فرانسه به وجود آمده را در نظر بگیرید. در این مسأله خیلی چیزها پنهان مانده است. کسانی که در این کار منافعی دارند میخواهند این وضعیت ادامه پیدا کند و به نظر میرسد غربیها دیگر چیزی ندارند که به جوانانشان عرضه کنند. آنها بدون اینکه بیان کنند به این نتیجه رسیدهاند که برای مشکلات مردمشان راهحلی ندارند. از همین رو میلههایی میان راهحلهای واقعی و مردم قرار میدهند. در همین مبارزه با حجاب و روسری در فرانسه، غربیها چون رویکرد جوانان به اسلام را برای منافع خود نوعی خطر میپندارند، سعی میکنند چنین تبلیغ و وانمود کنند که اسلام برای جمعیت جوانان کاری از پیش نمیبرد و مشکلی راحل نمیکند. حال آنکه زن جوان غربی روز به روز به موجودی زیانآور تبدیل میشود و ارزش خود را چنان پایین آمده میبیند که هدف از آفرینش خود را نمیداند. در غرب از او برای تبلیغ صابون و فروش بیشتر خمیر دندان و... استفاده میشود و همچون کالایی در کنار کالاهای دیگر هر روز باید خودنمایی کند!
مسألۀ طلاق نیز از مشکلات بزرگی است که گریبان فرانسویان را گرفته است. آمار خودکشی در جوانان زیاد شده و هر چند سردمداران فرانسه میکوشند آمار آن را مخفی نگاه دارند، اثری ندارد. از هر دو بچهای که در فرانسه به دنیا میآید یکی از آنها نامشروع است! مواد مخدر، بیماری ایدز و فساد در این جامعه غوغا کرده و مشکلات زیادی پدید آورده است. بسیاری از مردم برای در امان بودن از این مشکلات سعی میکنند به وسیله و راهی تمسک جویند که بیشتر رویکرد به کتاب مقدس (انجیل) است. درست است که انجیل پاسخ بسیاری از مشکلات را در خود دارد اما این پاسخها و راهحلها به گونهای که در اسلام تشریح شده در انجیل تشریح نشده است. بنابراین راهحل واقعی و وسیلۀ نجات از مشکلات رویکرد به اسلام است. اما کسانی که منافعی نامشروع را دنبال میکنند سعی دارند کارهایی انجام دهند و تدابیری بیندیشند که اسلام به اروپا راه نیابد. آنها از هر وسیلهای برای پدید آوردن سدی میان اسلام و انسان غربی استفاده میکنند.
* موانع میان اسلام و انسان غربی از چه راهی صورت میگیرد؟
** از راه تبلیغ. اروپاییها چنین تبلیغ میکنند که از اسلام یعنی تروریسم و تعصب کینهآمیز! رادیو و تلویزیون غرب مدام ضد اسلام سخن میگویند و برنامههایی تهیه میکنند که در آنها آشکار و پنهان از اسلام چهرهای دیگرگون نشان داده میشود. هر چند کسانی هم هستند که با وجود این همه تبلیغات دروغین و حملههای صوتی و تصویری علیه اسلام، به اسلام رو میآورند اما در این سو مسلمانان هم نباید به برگزاری چند کنفرانس و همایش یا عرضۀ نوار کاست و بحث و غیره اکتفا کنند و راهی بیندیشند که با آن این تبلیغات دروغین را برای اروپاییها آشکار کند.
* آیا انقلاب اسلامی ایران فرصت و زمینهای برای چنین اندیشهای درباره اسلام و تبلیغات دروغین که در غرب میشود، در ذهن اروپاییها پدید نیاورده است؟
** میتوانست فرصت خوبی باشد اما به محض وقوع انقلاب اسلامی غربیها چنین تبلیغ کردند که این انقلاب شیوع خشونت است و مردم ایران با خشونت میخواهند عربها را استعمار کنند! یعنی انقلاب اسلامی ایران را جریانی معرفی کردند که قصد استکبار و به سلطه کشیدن برخی سرزمینهای جهان را در سر میپروراند. با پیروزی انقلاب مردم دیدند که چنین نیست. اما باز سردمداران این کشورها از پای ننشستند و چنین گفتند که این انقلاب امام خمینی است و خمینی هم خود را یک پیامبر جدید میداند!
البته در این گیر و دار اولین جبههای که نابود و قربانی میشود جبهه خود اروپاییهاست. زیرا با مشکلات بسیاری رو به روست که هر چند بگوید: اسلام، خشونت و بیرحمی است. آزادی را فقط در غرب میتوان جست، باز هم حقیقت از پشت ابرها ظاهر میشود و آفتاب رویکرد به اسلام میان اروپاییان درخشیدن میگیرد. در این راه زن غربی هم در میان نخستین گروندگان به این آیین است زیرا اسلام را برای رفع مشکلات خود کارآمدتر مییابد و برای جلوگیری از نابودی خود به این آیین رو میکند. به خلاف غرب که به زن چون کالایی برای خودنمایی یا بهرهگیریهای مادی و دنیای مینگرد اسلام زن را ارزشمند دانسته، هدف از آفرینش و خلقت او را فراتر از مسائل مادی و دنیایی در نظر داشته است. زن اروپایی اینک به بندهای تبدیل شده که پس از بیست سال کار هرگاه خواسته باشند میگویند: دیگر به تو احتیاجی نداریم. چند ماه حقوق بدون کار به او میدهند و رهایش میکنند. با نبود کار و تمام شدن آن حقوق این زن به مرور زمان از بین میرود و تن به هزاران فساد میدهد. هزاران بدبخت در گوشه و کنار فرانسه بیآذوقه و بیخانمان زندگی میکنند که فقط روز را به شب میرسانند و شب را به روز. هیچ کس به آنها توجهی نمیکند. دختران مسلمانی که اینک در اروپا به پوشیدن روسری رو کردهاند میگویند با سر کردن روسری هر کس به ما نزدیک شود برای خودمان نزدیک شده و ابراز علاقه کرده است نه برای سر و پا و بدنمان. این نشان میدهد که طرف مقابل برای خود ما ارزش قایل شده.