بر این نکته باید تاکید کرد که سفر زمامداران واشنگتن به مصر، به خاطر حکام این کشور نبود، بلکه بدینخاطر بود تا با شرکت در مراسم جشنها و امثال آن و یا طی تماسهای مکرر، به حکام مصر اعلام کنند که نقش آنها در منطقه در حال متلاشی شدن است. و کمکهای مالی که به آنها میشود باید کاهش یابد. اما تبلیغات رسمی در مصر با شدت عکسالعمل نشان دادند و فریاد بر آوردند که: این ما (یعنی کشور مصر) بودیم که عملیات مربوط به صلح اعراب را در منطقه آغاز کردیم. این ما بودیم که یاسر عرفات را از رها کردن مذاکره با اسرائیل، منع کردیم و بالاخره آنچه طی موافقتنامه «طابای» مصر اتفاق افتاد، نتیجه و حاصل روندی بود که در «کمپ دیوید» آغاز شده بود.
آنچه ما را نگران میکند این است که دولتمردان مصر هنوز نتوانستهاند ابعاد آنچه را که به انجامش افتخار میکنند، یعنی معامله تحقیرآمیز آنها در جریان دیدار از واشنگتن، درک کنند، بجای اینکه از آنچه انجام دادهاند و نتایجش نیز روشن شده است، روی برگردانند، هنوز میبینیم بر خود میبالند و نسبت به آنچه که از زمان «کمپ دیوید» انجام دادهاند افتخار میکنند. و حتی به خاطر عدم پذیرش بعضی از دوستان خود و عدم اعترافشان به طرح صلح، اظهار گله و شکایت میکنند.
موافقتنامه «طابا» در امتداد موافقتنامه «کمپ دیوید» است
ای آقایان آگاه باشید: کنار گذاشتن مصر و نابودی رهبری آن در وراء چنین طرحهائی، امر پنهانی نیست و تامین سلطه آمریکا ـ صهیونیسم بر مصر توسط چنین طرحهائی یک امر غیرمنتظره و ناگهانی نیست، بلکه این امر واضحی است و گروههای اسلامی و ملی نسبت به چنین خطراتی هشدار دادهاند و بر غافلین و سازشکاران نیز عذری نیست.
ما شاهدیم که با ارائه چنین طرحی این حکام کشورند که به مصر و به اعراب خیانت میکنند و دشمنان را یاری میدهند. توافقنامههای گذشته هم ظالمانه و در جهت تضعیف اعراب و مسلمانان بوده است، پس این فریادها به چه معناست که توافقنامه «کمپ دیوید» به توافقنامه «طابا» منجر شده است؟
من خطاب به جوانان میگویم، به جوانانی که از آنچه در 16 اکتبر 1973 اتفاق افتاد، آگاهی ندارند و شاهد آن وقایع نبودهاند، من به آنها میگویم که ما ـ چه عرب و چه مسلمان ـ همه در صفی واحد قرار داشتیم، اتحادی که بر اندام نظام بینالمللی و موازنه حاکم بر آن لرزه انداخت تا آنجا که با اتحاد و اتفاق مستحکم ما بود که توانستیم با تهدید کشورهای متجاوز به کاهش تولید نفت، که در واقع به معنای فلج ساختن حیات اقتصادی آن جوامع بود، آنها را از یک جنگ هستهای باز داریم. اعراب با اتحاد و انسجام با یکدیگر در اکتبر 1973 جنگ پیروزمندانهای را به ثمر رساندند. اما رئیسجمهور مصر خود به تنهائی به مذاکره پرداخت تا اینکه «سینا» را عاری از سلاح کند، و آن را برای اشغال مجدد در هر لحظه آماده نگه دارد، در همان زمان مصر اعلام داشت که دست از هرگونه جنگی با رژیم صهیونیستی برداشته است، در حالیکه اراضی اشغالی در سایر کشورهای عربی از جمله بیتالمقدس در دست این رژیم باقی ماند، و بقیه اعراب را در زیرسلطه تروریسم صهیونیسم مسلح، که از آن زمان تا به امروز از خصومت با آنها دست برنداشته است، قرار داد.
این خیانتی است که اصول ما را متزلزل میسازد، و این از همان زمان امضای توافقنامه «کمپ دیوید» آغاز شده است و در حقیقت از آن زمان تا به امروز همچنان موضع اعراب رو به ضعف است و تا به امروز که موافقتنامه «طابا» به امضاء رسید، رو به ضعف میرود توافقی که حکام مصر بدینخاطر که سیاست آنها و مداخله مستقیم آنها منجر به امضای آن شد، به آن افتخار میکنند اما امروز، اصل این است که هر کشور عربی خود به تنهائی به موجودیت اسرائیل اعتراف میکند و موازنه میان نیروهای عربی را بر هم میزند و با ذلت و تضعیف آنچه را خود میخواهد در موافقتنامههای سری به دور از انتظار یاران خود به مانند آنچه با مصر بطور رسمی اتفاق افتاد، بر سایر کشورهای عربی تحمیل میکند.
هنوز حکومت مصر افتخار میکند به اینکه این کشور مصر بود که سایر کشورهای عربی را به پیروی از این سیاست شیطانی وادار کرد، سیاستی که استمرار همان قرارداد «کمپ دیوید» است. آیا ندیدید چگونه آنها خود را مورد ستایش و تمجید قرار میدادند بدینخاطر که آنها عرفات را به ادامه مذاکره و سازش بدون هیچگونه هماهنگی با سوریه وادار کردند؟ آری چنین ستایشی در برقراری صلح و مذاکره با اسرائیل چه در روند صلح فلسطین ـ اسرائیل و چه در روند صلح اسرائیل ـ اردن در واقع تلاشی است برای باز داشتن سوریه از پایبندیی که به سرزمین و تضمین امنیت خود دارد. نتیجه اینکه آنچه در روند صلح بین دو طرف چه اردن و چه فلسطین با رژیم صهیونیستی جریان دارد، بدینخاطر که سرزمین فلسطین همچنان در اشغال رژیم صهیونیستی است و بیتالمقدس نیز چنین وضعیتی را دارد، فاجعه و مصیبت بزرگی برای امت اسلامی است، و چنین شرایطی تنها به تثبیت سلطه صهیونیسم بر فلسطینیها و بر اردن منجر خواهد شد، و در عین حال این روند قطعاً به تضعیف مواضع سوریه نیز کمک خواهد کرد. پس سؤال این است که در این میان حکام مصر به چه چیزی افتخار میکنند؟ آیا گمان میکنند اگر اعراب ضعیف شوند، مصر تقویت خواهد شد و یا اگر در میان مسلمانان و اعراب تفرقه ایجاد شود کشور مصر نیرومند خواهد شد؟ آیا دولتمردان مصر چنین فکر میکنند؟!
شما [دولتمردان مصر] در واقع به اعراب خیانت کردید، هر قدر که شما به برادران خود خیانت میکنید، همانقدر نیز صهیونیستها از شما تشکر میکنند، صهیونیستهائی که رویاهایشان در حال بوقوع پیوستن است. اخیراً شنیدیم که ملکحسین، پادشاه اردن و عرفات هر دو «رابین» را به عنوان پسر عمو خطاب کردهاند. این دو حتی پا را فراتر از سادات گذاشتند زیرا او برغم امضای پیمان صلح کمپ دیوید، بگین و کسینجر را تنها دوست عزیز خطاب کرد. ای حکام مصر، رژیم صهیونیستی توانست به لطف و مرحمت کمکهای شما به مقاصد و اهدافش دست یابد. و حال در چنین شرایطی رژیم صهیونیستی توان خود را بر این گذاشته تا آنچه را در اردن دیده است و یا آنچه را از سرزمین فلسطین باقیمانده هضم کند و سپس به نفوذ خود در خلیج فارس و توسعه آن بپردازد. حکام مصر تلاش میکنند تا مصر را از فرزندان و مردانش جدا کنند، و این بخش لاینفک طرح سلطه بر تمامی اعراب و مسلمانان است، همانطور که من قبلاً گفتم این یک امر قابل انتظار و منطقی بود. پس آنچه در واشنگتن جریان دارد و آنچه قبلا در کنفرانس دارالبیضاء در جریان بود، یک امر طبیعی و عادی بود و کنفرانس اقتصادی عمان نیز چنین خواهد بود.
اتحادیه عرب را نابود کردند، اما مردم ما شکست را نمیپذیرند
اعراب و مسلمانان این کوتاهیها را نخواهند پذیرفت و در مقابل آن مقاومت خواهند کرد. مردم ما در قبال بیتالمقدس کوتاهی نخواهند کرد. مردم ما راجع به سرزمینهای اشغالی خود سکوت نخواهند کرد. آنها سلطه استکباری آمریکا و صهیونیسم را قبول نخواهند کرد. مردم فلسطین در صف اول مبارزه با سازش قرار دارند. و تمامی امت اسلامی در سرتاسر جهان اسلام در کنار او ایستادهاند. حکومتهائی نیز وجود دارند که طرح سازش را رد میکنند و در برابر طرح صلح مقاومت میکنند، آنها موافقتنامههای ظالمانه را نخواهند پذیرفت. هنگامیکه در واشنگتن بمنظور امضای نهائی توافقنامه «طابا» مراسم رسمی برگزار شد دولتهایی چون سوریه، عراق، ایران، سودان و لیبی آن را رد کردند و نسبت به خطرات آن هشدار دادند. برغم اینکه اکثر این کشورها تحت محاصره و تهدید بودند و ایالات متحده بر آنها نام تروریست را اطلاق میکرد، در رد توافقنامه مزبور کوتاهی نکردند.
ای حکام مصر شما از اعمال فشار بر مردمی که با سیاستهای تجاوزکارانه مبارزه میکنند، چه هدفی را دنبال میکنید؟ شما از یک طرف از مقابله با تروریسم سخن میرانید، اما از طرف دیگر طرحهای اشغالگران و توسعهطلبی صهیونیستها را با مبارزین داخلی علیه حکومتتان با یکدیگر خلط میکنید، شما هیچ سخنی از مجاهدین «حماس» و «جهاد اسلامی» در فلسطین به این اعتبار که آنها تروریست هستند، به میان نمیآورید. همچنین شما از کشتار مردم بوسنی نیز سخنی نمیگوئید!
زمامداران مصر تلاش میکنند تا نقش دوباره مصر را در اتحادیه عرب با زنده کردن و فعال ساختن آن احیا کنند. اما چگونه چنین چیزی با سیاستهای ذلتبار و مواضع متناقض حکومت مصر امکانپذیر است، چنین چیزی چگونه میتواند انجام گیرد، در حالیکه دولت مصر به خصومت با بیداری اسلامی، که اساس مقاومت است، پرداخته است؟
چنانچه سیاست مصر مبتنی بر این است تا با صهیونیستها به تفاهم و دوستی بپردازد و به تشدید خصومت و تهدید از طریق جنگ بر علیه هر یک از کشورهای عربی مبادرت ورزد، پس چگونه میتواند در چنین شرایطی نقش دوباره خود را اعاده کند؟
مصر یا اتحادیه عرب چگونه موفق خواهند شد تا نقش دوباره خود را احیا کنند؟ آیا در چنین شرایطی که تعدادی از اعضای اتحادیه عرب تحت محاصره اقتصادی، آنهم بدلیل مبارزه با اسرائیل، قرار دارند چنین چیزی میتواند عملی شود؟ اتحادیه عرب اکنون کاملا متزلزل است. در هیچ مسئلهای به جز در الجزایر مداخله نکرده است، در الجزایر هم بدینخاطر مداخله کرد تا به سرکوب و استبداد حاکم بر آن کشور کمک کند، نه بخاطر جلوگیری از خونریزی بیشتر. حتی ریاست اتحادیه عرب نیز از دیدار با نمایندگان احزاب مخالف الجزایر خودداری ورزید در حالیکه نماینده دبیرکل سازمان ملل متحد پذیرفت تا به دیدار و گفتگو با آنها بپردازد.
از زمانیکه اصول و مبانی ما رو به افول رفت و مفاهیم با یکدیگر خلط شد، روابط اعراب با یکدیگر نیز متزلزل شد. تا آنجا که بعضی از حکام عربی نمیتوانند این مهم را درک کنند که صهیونیستها دشمنان اعراب و مسلمانان هستند! افول همکاری و همبستگی در میان اعراب بر شرایط حاکم بر اتحادیه عرب تاثیر گذاشته است. با شکست در انعقاد نشست سران عضو این اتحادیه، گردهمائی اخیر شورای اتحادیه کشورهای عربی از بدترین گردهمائیهایی بوده است که تاکنون این اتحادیه شاهد آن بوده است، زیرا گردهمائی مزبور، شاهد تقسیم به تجمعات مختلف بود، مثلاً محور مربوط به کشورهای خلیج فارس به صورت یک تجمع خاص در آمد، و از کشورهای مغرب عربی به عنوان یک بلوک صحبت به میان آمد.
دیگر گرایش به یک موجودیت بزرگ در اتحادیه عرب وجود ندارد. گذشته از اینکه اتحادیه عرب در اتخاذ یک تصمیم مهم (به خلاف آنچه انتظار میرفت) شکست خورده است، همچنین سخنان و مباحث مطروحه در آن هم مملو از حیله و مکر و مطالب مایوسانه است.
چنانچه اتحادیه عرب در این دوره ناموفق بوده است، پس این منعکس کننده نقش مصر است که هم مقر اتحادیه عرب در آن کشور قرار دارد و هم همت دبیرکلی آن را یک مسئول مصری بلندپایه اشغال کرده است.
اگر مصر قادر به اتخاذ هیچگونه موضعی که بتواند مشکلات را رفع کند و یا دردسرها را کاهش دهد، نیست، پس باید این ناتوانی در مواضع سایر کشورهای عربی نیز وجود داشته باشد.
در ارتباط با تحریم اقتصادی عراق باید بدانیم این امر در سالی که گذشت، همراه با گرسنگی مردم عراق بود و فاجعه و مصیبت به اوج خود رسید. تولیدات مواد غذائی در عراق کاهش یافته است و نیاز به واردات همراه با کمبود ارز خارجی افزایش یافته است. سازمان بینالمللی فائو اعلام کرده است که مصرف مردم عراق از برنج سالانه به یک میلیون تن بالغ میشود، در سال گذشته آنها 1/3 این مقدار را تولید نکردند، همچنین گزارش مزبور خاطرنشان میسازد نیازهای عراق به واردات گندم مستلزم صرف هزینهای بالغ بر 2/2 میلیارد دلار است. واردات گندم به میزانی که بتواند نیازهای مزبور را برآورده کند، نبوده است. فائو همچنین اعلام کرد که چهار میلیون عراقی در معرض یک قحطی کشنده قرار دارند. سازمان یونیسف اضافه میکند بر تعداد کودکانی که از سوء تغذیه در عراق رنج میبرند امسال 20 درصد افزایش خواهد یافت.
چنانچه این سخنان و گزارشها را بشنویم و اقدامی نکنیم همه گناهکار هستیم، اگر بین ما (اعراب) همبستگی و ترحم وجود دارد، چرا در مقابل صهیونیستها قیام نمیکنیم؟! اگر حکام عربی شجاعانه در برابر جنایت صهیونیستها که در جهت نابودی بشریت و قتلعام مردم است، نمیایستند، پس چگونه ما از قیام یا همبستگی و اتحاد اعراب سخن میرانیم؟
در اینجا تنها وعدههای امیدوار کننده با بیانات ترحمآمیز ایالات متحده کفایت نمیکند، بلکه باید به یک حرکت مثبت جدی دست زد.
جای بسی خوشوقتی است که وزیر خارجه مصر در سازمان ملل متحد از موضع دولت مصر مبنی بر حفظ تمامیت ارضی عراق سخن راند، بسیار خوب بود که در آنجا نسبت به تصمیم دولت مصر در حفظ تمامیت ارضی سودان نیز سخن میگفت.
اما چگونه مواضع مزبور با ترتیبی که حکام مصر در کنفرانس قاهره چیدهاند انطباق مییابد، کنفرانسی که در امتداد کنفرانس «اسمره» قرار دارد، و در آن تمام کسانی که برای تجزیه سودان تلاش میکنند، حضور دارند؟ دولتهایی که در مقابل اتحاد آمریکا و اسرائیل تسلیماند؟
«یوسف والی» با تمام افتخار، تبریک خود را به «جان گارانگ» (رهبر شورشیان شکست خورده در جنوب سودان ) اعلام کرد. من میگویم «یوسف والی» اعلام داشته است که «جان گارانگ» در کنفرانس قاهره برای اولین بار شرکت میکند. البته این بشارت را «یوسف والی» داده است که از تمام آنچه از اسرائیل صادر شده است دفاع کرده است حتی از کشتار اسرای ما توسط اسرائیل دفاع کرده است!
آیا در چنین شرایطی میتوان گفت اعراب و یا مصر سربلندند؟ آیا اتحادیه عرب، صحیح قدم برمیدارد؟!
ای مردم مصر، ای جوانان مصر ما باید حکام مصر را از راه باطلی که در آن قدم برمیدارند، باز داریم و به امر خداوند دعوت کنیم، ما باید این امانت را بر دوش گیریم.
ای جوانان مصر آنچه را که ما شاهد آن در اکتبر 1973 بودیم شما شاهد نبودید. سربازان مصر، سوریه و عراق با همکاری تمام کشورهای عربی، پیروزی بزرگی را آفریدند، سلاح، تنها عنصر اصلی در پیروزی آنها نبود، بلکه علت اصلی در پیروزی اعراب، تغییر و تحول در روح سربازان عرب بود، تمام امت و سربازانش به امتی واحد تبدیل شدند و بر آنها، ارادهای واحد حاکم شد.
ای جوانان شما باید روح اتحاد و فداکاری را در خود زنده کنید، و شعار اللهاکبر را دوباره سر دهید.
آری امروز دوباره این شعار عظیم تکرار میشود، و امروز روزی است که قلوب مسلمانان با این شعار آباد میشود، ما تمام آنچه را در سالهای پس از اکتبر 1973 نابود شده است اصلاح و آباد خواهیم کرد و به اذن الهی و کمک او پیروز خواهیم شد.
اصلاح اوضاع از داخل مصر باید آغاز شد
حفظ استقلال کشور مصر و هرگونه مقابله و مبارزه با دشمنان نهضتمان ضرورتاً متکی به توان امتمان در داخل مصر است.
آنچه ما یادآوری کردیم در نتیجه کوتاهی حکام مصر است نه اینکه از خارج مصر هدایت شده است.
امروز ارتش به هنگام رویارویی با اسرائیل دارای نقصان و ضعف است، این نقصانی است که حکام مصر به آن وارد کردند. ما اشاره کردیم، پیروزی در جنگ رمضان در درجه اول مدیون سلاح نبود، بلکه شکست اساساً از خود ما ناشی میشود، این حکام کشور مصر بودند که فساد و ظلم را در جامعه انتشار دادند، با تبلیغات خود، گمراهی را ترویج کردند و در میان مردم ایجاد ترس و نگرانی نمودند، تا آنها را از سخن گفتن و یا انتقاد منطقی باز دارند، و این طبیعی بود که در چنین شرایطی خسارت و زیان نصیب امت اسلامی و توسعه اقتصادی متوقف خواهد شد.
نسبت به فساد موجود در مصر باید گفت ما میدانیم که کشور امروزه فاقد یک قدرت صالح و سالم است. و اخلاق رو به افول است و روزبروز تشویق و تحریک به فسق افزایش مییابد. ما میدانیم که امروز در مصر کسب و کار از طریق حرام، و چپاول اموال عمومی بصورت یک قاعده در آمده است، بوجود آمدن سریع ثروتمندان دلیلی بر فعالیت تولیدی نیست بلکه از طرق دیگر از جمله تجارت مواد مخدر یا بعضی دیگر از فعالیتهای ممنوعه بدست میآید، فساد حتی موجب اشاعه فریب و تقلب در هر چیزی بدون حساب و عقاب شده است. اخیراً دیدیم که تقلب در انتخابات مصر چگونه بر حیثیت کشور ضربه زد. تقلب در انتخابات نمیتواند به ابطال اراده امت منجر شود اما کسانی که مسئول اجرای قوانین و تصمیمات هستند، میدانند که این قوانین ارزشی ندارد و آنها تنها مامورند تا آن قوانین را زیر پا گذارند و در انتخابات عمومی، تقلب و فریب را جایگزین مقررات سازند. بدین ترتیب با وجود چنین فسادی چگونه میتواند قوانینی برای دستگاه اجرائی باقی بماند که برایش محترم باشد؟!
در خصوص تروریسم دولتی باید گفت که شهروندان مصری در جنگلی قرار گرفتهاند که در آن حق تنها با قدرتمندان است، بدین ترتیب بر مردم حاکمیت ترس حاکم است. علاوه بر آن، وجود وضعیت فوقالعاده در مصر که همچنان ادامه دارد میتواند هر یک از شهروندان مصری را بدو ارائه هیچ اتهامی در زندان قرار دهد و این خود میتواند ترس عمومی را افزایش دهد. مشهور است که این روزها زندانها، به صورت مکانهایی برای شکنجه در آمدهاند. کسی که بواسطه ضربه یا شوکهای الکتریکی سریعاً جان ندهد، او را بتدریج از طریق سوءتغذیه و محروم کردن و حتی با محروم ساختن او از نور خورشید و هوا، به قتل میرسانند.
آیا مصر، فشار سیاسی در چنین سطحی را درک نمیکند؟
به عقیده من این فشار سیاسی به سایر شهروندان نیز گسترش مییابد. پس حملاتی که به متجاوزین به حقوق مردم میشود تنها به خاطر اهداف سیاسی است وگرنه در مصر هیچ گونه مجازات و کیفری برای کسی که نیروهای سیاسی بیگناه را میکشد، وجود ندارد، اقدامات مزبور این چنین توجیه میشود که بخاطر مسائل امنیتی چنین قتلهائی صورت گرفته است، اما امروز شاهدیم و میشنویم که بسیاری از شهروندان عادی مورد تعرض پلیس واقع میشوند. بطوریکه شکنجه و اذیت و آزار مردم، بصورت یک وظیفه روزمره و عادی برای پلیس درآمده است.
چنانچه جامعه در معاملات خود به تعهد پایبند نیست، و به کسب حلال احترام نمیگذارد و یا در انفاق اموال خود از خدا ترسی ندارد و حاکمیتی برای قانون نمیشناسد پس چگونه کارفرما میتواند نسبت به سرمایه و طرحهایش مطمئن باشد؟ چرا در سرمایهگذاریهائی فعالیت میکنید که طمع چپاولگران برای شرکت در آن را برمیانگیزد؟ چرا در چنین شرایط ظالمانهای کارگران را به افزایش تولید تشویق میکنید؟
شرایط بد اقتصادی ادامه مییابد و بحرانیتر نیز میشود
بخاطر استمرار چنین شرایطی در مصر، عملاً روند توسعه اقتصادی مطلوب در طول ده سال گذشته متوقف شده است. این فاجعهای است که مصر در تاریخ معاصر شاهد آن نبوده است.
بررسیهای انجام گرفته از سوی دولت و بررسیهای صندوق بینالمللی پول بر ضرورت افزایش تولید داخلی به میزان 7 درصد در سال تاکید دارد. چنانچه بخواهیم توسعه اقتصادی را تحقق بخشیم و یا سطح زندگی را بالا ببریم، باید افزایش تولید به میزان مزبور برسد. اگر بخواهیم بصورت رویایی فکر کنیم و هدف صرفاً این باشد که رقم بیکاران در همین سطح فعلی باقی بماند، بنا به ارزیابیهای صندوق بینالمللی پول در چنین شرایطی، تولید داخلی باید به میزان 4 درصد در سال افزایش یابد (شایان ذکر است که 80 درصد از بیکاران از میان جوانان زیر 20 سال هستند).
در اکثر کشورهای شرق آسیا میانگین رشد توسعه در حال حاضر در حد 7 درصد است. و حتی اسرائیل نیز از چنین رشدی برخوردار است. اما ما حتی در نزدیک شدن به چنین میانگینی ناکام ماندهایم، علاوه بر آن باید به نشانههای شکست و ناکامی در سطح بینالمللی نیز اشاره کنیم. بدینترتیب میانگین توسعه سالانه در مصر هرگز در طول ده سال گذشته از 2 درصد تجاوز نکرده است، و گاهی نیز میانگین رشد، منفی بوده است یعنی تولید کاهش یافته است. ارزیابیهای مالی در سالهای 95 - 1994 در خصوص میانگین رشد توسعه از 5/2 درصد تجاوز نکرده است. یعنی کمتر از رشد جمعیت بوده است.
روشن است که کاهش در تولید ناخالص ملی موجب وقوع مصائب و مشکلات بسیاری برای کشور است. چون بیکاری افزایش مییابد، قیمتها بالا میرود و دولت از ارائه خدمات ضروری باز میماند، توازن اقتصادی در جامعه بهم میخورد و فقرا باید به فداکاری دردناکی بپردازند. همچنین در نتیجه شکست توسعه، صادرات کشور کاهش مییابد و در همین حال نیاز کشور به واردات افزایش مییابد. اما با کاهش صادرات و افزایش واردات به کشور، کسری بودجه در موازنه تجاری افزایش مییابد و این شرایط کنونی به حد ترسناک و نگران کنندهای رسیده است.
کسری بودجه مصر در سال 1993 به 7/6میلیارد دلار میرسید (که این خود نگران کننده است) اما کسری بودجه در سال 1995 به 8 میلیارد دلار رسید.
ای کاش این عقبماندگی اقتصادی تنها در میانگین تولید ناخالص ملی ظاهر میشد، زیرا خطرناکتر از آن، چنانچه دائماً بدان اشاره کردهایم، این است که چنین عقبماندگی بر تمام بخشها اعم از تجارت، زراعت و صنعت که اساس واقعی برای فعالیتهای اقتصادی بشمار میروند تاثیر میگذارد، این عقبماندگی در توازن اقتصادی و در زندگی مردم نیز تاثیر میگذارد، اما ما باز سئوال میکنیم: دولت در چنین شرایطی چگونه میتواند خود را آماده کند تا با طرحهای صهیونیستی که به خاطر سلطه اقتصادی بر مصر و سایر کشورهای عربی و مسلمان تدارک دیده شده است، مقابله کند؟
پیشرفت در کشاورزی و صنعت اساس و پایه توسعه اقتصادی مطلوب است. در مصر، پنبه بعنوان یک محصول خاص در این کشور بشمار میآید و بسیاری از صنایع چون ریسندگی، بافندگی و لباسدوزی مبتنی بر آن است. همچنین پایه و اساس کشاورزی و صنعت نیز بشمار میآید اما سال به سال ما شاهد از بین رفتن چنین محصولی در کشور هستیم، و اراضی زیر کشت پنبه هر سال کاهش مییابد، در نتیجه صادرات پنبه و محصولات آن کاهش مییابد.
خانههای کشاورزان تخریب میشود و کارخانهداران و صنعتگران بیخانه میشوند (در بخش صنعت و کشاورزی)، و خانههای دهها هزار کارگر تخریب میشود. تمامی این اعمال جریان دارد بیآنکه ما از کیفر یا مجازات عاملین آن خبری بشنویم.
همین مطالب را باید راجع به گندم نیز گفت؛ مردم و اقتصاددانان همواره فریاد برآوردهاند و تقاضا کردهاند که بیشتر به افزایش تولیدات داخلی این محصول تکیه شود، اما فایدهای در بر نداشته است. برغم این که گفته شده است امسال باید یک بسیج ملی برای افزایش تولید گندم صورت پذیرد، اما ملاحظه کردیم که بالعکس تولید گندم به همان دلایلی که در مورد پنبه ذکر کردیم کاهش یافته است. مشکلاتی که در خصوص بذر و سم وجود دارد و بالا رفتن قیمتهای جهانی و تاثیر آن بر واردات، هر یک میتواند دلایل کاهش تولید این محصول باشد.
اما آنچه انتظار میرفت عمل شد و ما یک میلیون تن گندم وارد کردیم در نتیجه بدلیل افزایش قیمتهای جهانی قیمت محصولات وارداتی نیز افزایش یافت، حال یا ما باید گرسنه بمانیم و یا این که گندم وارد کنیم و قیمت نان را بالا ببریم، یا این که دستمان را به سوی هر کسی دراز کنیم، و با خواری از او بپذیریم. آیا کسی هست تا حکام را مورد محاسبه قرار دهد یا این که کسی هست «یوسف والی» را مورد محاسبه قرار دهد؟!
توافق دولت مصر با صندوق بینالمللی پول مدتها است که مطرح است و آنچه بر این توافق مترتب شد این بود که وامدهندگان در ژوئن 1994 بنا به وعدهای که دادند باید 4 میلیارد دلار از بدهیهای ما را باز پرداخت میکردند، با ادامهی شکست در مباحثات صندوق بینالمللی پول بار دیگر در دسامبر 1995 و بعد ژوئن آن سال با بازپرداخت بدهیهای کشور موافقت کردند.
در بعضی از دوائر گفته میشود که وامدهندگان هرگز منتظر زمان نامعلومی نخواهند ماند. پس یا دولت باید در اجرای آنچه صندوق بینالمللی پول تقاضا میکند تسریع کند و یا این که از اعطای وام خودداری خواهد کرد. نیازی به گفتن نیست که ما با دستورات صندوق بینالمللی پول مبارزه میکنیم زیرا دستورات مزبور به تخریب شرایط اقتصادی کشور مصر منجر میشود و این در جهت مصالح و منافع کشور نیست، بدین خاطر است که اسرائیل از اجرای سیاستهای صندوق بینالمللی پول در کشورش خودداری میکند، چنانچه دولت مصر از اجرای چنین سیاستی خودداری ورزد و از دستورات صندوق بینالمللی پول تبعیت نکند، با تمام قوا از او پشتیبانی خواهیم کرد، اما میدانیم دولت مصر اجرای آن را بتدریج انجام میدهد. ما میدانیم اجرای دستورات مزبور به کندی صورت میگیرد و این یکی بدلیل کاهش صلاحیت دولت مصر است و دیگری بخاطر ترسی است که از مردم دارد.
هیئت حاکمه مصر، هیچ سیاست ملی اقتصادی جایگزین در اختیار ندارد. آنها نمیتوانند محیط اجتماعی ـ اقتصادی را به صورتی که به یک توسعه مطلوب منجر شود، اصلاح کنند.
توقف در توسعه به عوامل متعدد مذهبی، سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برمیگردد، و این نتیجهی شکست و ناکامی حکام مصر در تمامی زمینههای فوق است اما ما در ابعاد اقتصادی میبینیم کاهش قابل توجهای در میانگین پسانداز محلی بوجود آمده است. مبالغی که جامعه از مصرف آن خودداری میورزد و برای سرمایهگذاری بکار میگیرد.
موفقیت جامعه نیز در خصوص پسانداز و سرمایهگذاری مانند موفقیت یک فرد است، زیرا اگر یک فرد تمام درآمدش را در نیازهای مصرفیاش خرج کند، درآمدش مساوی خرجش میباشد و اگر بخواهد این درآمد را افزایش دهد نباید آن را در خوراک و نیازهای روزانهاش خرج کند، بلکه باید آن را پسانداز کند یا این که برنامهاش را توسعه دهد، جامعه نیز چنین است.
نتیجه این که میانگین پسانداز در جامعه ما از نیمه دهه پنجاه از 7 درصد در سال تجاور نمیکند و اگر پسانداز و سرمایهگذاری خود را به دو برابر آنچه فعلا وجود دارد افزایش ندهیم، امکان افزایش میانگین رشد در تولید وجود ندارد. (در کشورهای شرق آسیا میانگین پسانداز ملی بین 25 تا 30 درصد در سال است).
بر این نکته باید تاکید کرد که اسرافکاری مترفین از سویی، فرار سرمایههای کشور به خارج از کشور برای بکارگیری آن در خارج از سویی دیگر، از جمله دلایل کاهش میانگین رشد پسانداز داخلی است. و این کاهش میانگین رشد پسانداز، ظلم آشکاری نسبت به کسانی است که دارای درآمدهای محدود هستند و تنها به پسانداز اجباری برای تامین و تهیه معیشت زندگی مبادرت میورزند.
ارزیابی که از سرمایه مصریها در آمریکا و اروپای غربی بعمل آمده بالغ بر 80 تا 100 میلیارد دلار بالغ میشود، چگونه این همه پسانداز ملی از کشور خارج شد؟ چرا صاحبان این سرمایههای کلان سرمایهگذاری در مصر را بدلیل شرایط جاری غیرمجاز اعلام کردند؟ آیا اگر این همه سرمایه در سرزمین خودمان سرمایهگذاری میشد چهره اقتصادی کشور دگرگون نمیشد؟
همچنین باید به این نکته توجه کرد که حتی کسانی که امروز در کشور مصر صاحب سرمایه هستند، آن را در جهت سرمایهگذاری مناسب و یا آبادانی کشور صرف نمیکنند بلکه در کارهای سبک و ناچیز خرج میکنند. صاحبان سرمایههای حرام که بدون هیچ زحمتی صاحب سرمایههای کلان شدهاند سرمایههای خود را در ساختن قصرهای گوناگونی صرف میکنند که حتی تعداد آن را نیز نمیدانند. قیمت آپارتمان آنها بالغ بر 10 تا 50 میلیون لیره میشود، آنها همچنین علاوه بر ناوگانی از ماشینهای رنگارنگ، صاحب ناوگانی از هواپیماهای خصوصی شدهاند، برغم این که اغلب آنها به فعالیتهایی مشغولند که نیازی به چنین سرعتی در انتقال و تردد خود ندارند، اما تنها به خاطر صرف سرمایههای خود به چنین ظواهری که هیچ سودی ندارد میپردازند.
خبر برگزاری یک مراسم جشن را که در یکی از قصرهای خارجی برگزار شده بود، در مجله روز «الیوسف» (چاپ قاهره) ملاحظه کردم. بسیار شگفتزده شدم تنها یک میلیون لیره در یک شب خرج کردهاند و با هواپیما از فرانسه و سوئیس برای این جشن غذا آوردهاند!!
ای مردمی که برای تامین معیشت روزانهی خود در تنگنا قرار دارید و از آب آشامیدنی سالم محروم هستید، از مسکن و درمان بیبهرهاید این شرایطی است که حکام فعلی مصر برای ما پیش آوردهاند.