تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۱۰۶۲۶

گورهای دسته جمعی شاهدی بر وحشیگری صربها

اشاره: با پایان جنگ در بالکان و برقراری صلح در بوسنی، هر روز نکات تازه‏ای از جنایات صربها آشکار می‏‌شود. تازه‏ترین گزارش درباره وحشی‏گری صربها، قتل‌عام گروهی مردم مسلمان بوسنی و کرواتها توسط صربها و دفن اجساد آنها در گورهای دسته جمعی است. گرچه صربها تلاش کرده‏اند، تا آثار این گورها را از بین ببرند، اما اظهارات افرادی که توانسته‏اند به طریقی از این مهلکه بگریزند، مدارک مستندی هستند که به روشن شدن این فجایع و کشف گورهای دسته جمعی کمک می‏کنند. همچنین بنا به گزارش سازمان ملل متحد، تعداد گورهای دسته جمعی در یوگسلاوی سابق به 187 عدد می‏رسد. گزارش حاضر ضمن ارائه اظهارات شاهدان این فجایع، به تشریح صحنه‏های دلخراش حاصل از مشاهده چند گور کشف شده می‏پردازند.

ماه گذشته هنگامی که خبرنگاران مجله «تایم» بخشهایی از بوسنی را که تحت کنترل صربها است، جستجو می‏کردند. شواهدی از گورهای دسته جمعی را در اطراف «برچکو» و نزدیک شهر «سربرنیتسا» بدست آورند. آنچه از طریق گفتگو با مردم و بررسی مناظر نزدیک «برچکو» بدست آمده است این است که حداقل 3 هزار نفر از اهالی شهر اعم از مسلمان و کروات با تحمل شکنجه‏های وحشتناک که توسط صربها صورت می‏گرفت، در گورهای مخفیانه که به هنگام شب حفر شده‏اند، دفن گردیده‏اند. این شهر سالیان متمادی بخاطر گوشت مرغوبی که با مارک «بیمسک» معرفی می‏شد، مشهور بود و حالا با تغییری که در شهرت آن بوجود آمده، به نماد وحشیگری صربها مشهور شده است. شاهدان عینی در مورد کشتار دائمی توسط صربها در 1992 صحبت می‏کنند و این وحشیگری، با نابود کردن اجساد در محل سابق چرای دامهای «بیسمک» به اوج خود رسید.
تا کنون این داستانها در مورد حمل اجساد به محل چرای دامها و خرد کردن یا سوزاندن آنها بطور غیرمستقیم تائید شده است و همه این کارها، برای نابود کردن مدارک قتل عامها است. تعدادی از سکنه «برچکو» می‏گویند که آنها یک نوار ویدئوئی را که توسط یکنفر آماتور تهیه شده بود، دیده‏اند.
اظهارات یک نظامی صرب که در سال گذشته بوسیله نیروهای بوسنی دستگیر شده بود به بسیاری از این شایعات قوت بخشید. در یک نوار ویدئوئی که در دسترس مجله «تایم» قرار گرفت، دوستان این شخص که راننده کامیون بودند، داستانهائی با جزئیات دقیق در مورد حمل 3 هزار جسد به محل گورهای دسته جمعی تعریف می‏کنند.
شاهد بی زبان بسیاری از فعالیتهای مخفی، قطعه زمینی است خارج از «برچکو» که با شرم و اندوه نزدیک ورودی یک مزرعه چرای احشام قرار دارد. زمین بطرز عجیبی همواره، چهارگوش و دوباره علف کاری شده است در حالیکه بقیه زمینهای اطراف همه جنگلی و وحشی هستند. با در نظر گرفتن صحبتهای حداقل سه نفر از سکنه سابق «برچکو»، این محل که اکنون بصورت زمین فوتبال بنظر می‏آید، یکی از چندین محل دفن هزاران نفری است که به دست صربها به قتل رسیده‏اند.
هنگامیکه صربهای بوسنی در آوریل 1992 بر ضد حکومت مسلمان این جمهوری برخاستند، «برچکو» یکی از اولین نقاطی بود که بخاطر پاکسازی نژاد مشهور شد. نظامیان صرب در 30 آوریل شهر را اشغال کرده، دو پل روی رودخانه «ساوا» را منفجر کردند و مسلمانان «برچکو» و همچنین کرواتها را که بیش از دو سوم جمعیت را تشکیل میدادند، هر روز بیشتر از روز پیش مورد اذیت و آزار قرار دادند. بعد از ماه می، کمپ‏های بازداشتگاههای موقت در تالار ورزش، در یک مزرعه پرورش خوک و سایر نقاط از جمله کمپ «لوکا» و کمپهای دیگر و در انبارهای متروکه در کنار رودخانه جمعی بطرز عجیبی یک منطقه سرسبز است، یک گودال بزرگ دیده میشد با تکه‏های لباس و اجساد باد کرده و یک بولدوزر که در آن نزدیکی پارک شده بود.
این گروه که در آن صربهای خارجی هم بودند، سرجای خودشان خشک شدند ولی بناچار فورا آنجا را ترک کردند. او میگوید «ما وانمود کردیم که چیزی ندیده‏‌ایم زیرا اگر فرماندهان صرب می‏فهمیدند ما را می‏کشتند». بعد او حتی دربین خودشان مردانی که تحت فشار کار سخت بودند از ذکر آنچه می‏دیدند اجتناب می‏کردند. شما هرگز نمی‏دانستید که یکی از آنها موضوع را به صربها نگوید. او میگوید:«ما همه از ترس فلج شده بودیم، اما این همه پرشدند. داستانهائی از شرارتهای بی‏پایان صربها در «لوکا» و سایر کمپ‏ها، توسط کسانیکه از آنجا فرار کرده بودند، دهان بدهان می‏گشت. بازدید از محل اقامت کسانی که ناپدید شده بودند و کسانی که قتل آنها توسط زندانیان هم بندشان شرح داده میشد، بصورت شوکی برای یک مهندس برق کروات 58 ساله درآمد که خود او هم داستانهائی برای گفتن داشت. او می‏گفت: به این خاطر از کشتن او خودداری کردند که برای نگهداری خطوط برق به او احتیاج داشتند. او می‏گوید: یکروز صبح درژوئن 1992 گروه او یک خط انتقال نیرو نزدیک مزرعه احشام را بازرسی میکردند، آنها ناگهان توقف کردند. خارج از جاده جائیکه حالا حقیقت دارد که آنها مردم را در آن محل دفن کرده بودند، زیرا تکه‏هائی از لباسهای رنگارنگ اشاره بر این مطلب داشت». یک مسلمان 50 ساله که در مزرعه نزدیک گودال کار می‏کرد به یاد می‏آورد که چگونه یکروز صبح در اوائل ژوئن از دیدن این گودال شوکه شده بود. یک راننده سابق کامیون گزارش می‏دهد که یکشب دیروقت صدای بولدوزر را می‏شنید که مشغول بود ولی او نمی‌دانسته که چکار می‏کند.
صبح روز بعد که از سر کار به خانه باز می‏گشت روی استخری از خون بر روی جاده لیز می‏خورد.
درون چاله‏‌ها تکه‏های از چیزی که او مطمئن است مغز انسان بوده است دیده میشد که از آنجا منتهی به گودال میشد و در آن اجساد انسانهائی دیده میشد که بدون تردید بطرف گودال کشیده شده بودند، و نوار خون به تدریج به پایان می‏رسیدند. او می‏گوید:«این یک اعتراف وحشتناک بود، من میلرزیدم و برای چند لحظه از خود بیخود شده بودم. اما مجبور بودم ادامه بدهم و تظاهر کنم که همه چیزعادی است». او می‏گوید: کوهی که در زمین ایجاد شده بود بزرگتر و بزرگتر میشد ولی یکروز در اواخر ژوئن و اوائل ژوئیه، آن محل، مسطح و ظاهرا چمن کاری شد، بعد از مدتی آن محل درست مثل یک زمین فوتبال بنظر میرسید.
در سال 1994 در گزارشی توسط سازمان ملل، تعداد محل‏‌هائی که بنظر میرسید در یوگسلاوی سابق گور دسته جمعی باشند کمتر از 187 محل نبودند که بیشتر آنها در بوسنی واقع بود. تصور میشود در سیزده محل تعداد اجساد دفن شده بین 500 تا 5 هزار باشد.
یکسال قبل گزارش سقوط «سربرنیتسا» بدست نیروهای صرب در جولای گذشته آشکار کرد که 8 هزار زن و مرد و کودک مسلمان ناپدید شدند. این افراد بوسیله صربها دستگیر و کشته شده بودند. ماه گذشته روشن شد که چقدر تحقیق در مورد محل گورهای اظهار شده در نزدیکی «سربرنیتسا» مشکل است. زیرا پلیس صرب، خبرنگار مجله تایم «ماسیمو کالا برسی» و خبرنگار آمریکایی نشریه «تودی» را برای دو ساعت بازداشت و سپس آنها را آزاد کرد. بعد از بازدید روزنامه‌نگاران از نقاطی که زمینی گلی در خارج از دهکده «گلوگووا» در دره‏ای نزدیک «سربرنیتسا» بود، تعدادی از آنها پس از بازگشت توقیف شدند. در محلی، بقایای خرد شده اجساد انسان مانند استخوانهای خرد شده در میان چکمه‏های لاستیکی، یک استخوان شکسته شده سر و یک استخوان آرواره با 9 دندان که به آن وصل بود، پیدا شدند. بقایای دیگر، شواهد زنده‏تری از ضرب و شتم را نشان می‏دادند؛ قسمتهایی از بدن که باند پیچی شده بودند، یک استخوان ران شکسته با گوشتهایی که هنوز به آن آویزان بود و در اثر پوسیدگی تعفن میداد، آنچه بصورت نشانه‏ای از وسایل و تجهیزات برای زیر و روکردن زمین در کنار گودالها دیده می‏شد، سوء‌ظن غربیها را که با عکسبرداری هوایی آمریکا در اکتبر گذشته بوجود آمده بود قوت بخشید؛ و آن اینکه بعضی گورهای دسته جمعی نزدیک «سربرنیتسا» برای اینکه از بین بروند، دوباره حفاری می‏شدند.
گلوله‏های نیم سوخته، ظاهر گول زننده انبار یک کارخانه در دهکده «کراویسکا» هم این سوءظن را تقویت میکرد که گورهای دهکده «گلوگووا» با اجساد مردانی که با راکت و اسلحه‏های کوچک دستی کشته شده بودند، پرشده بود.
آنچه در بوسنی اتفاق افتاده، تا کنون با گفتار کسانی که فرار کرده‏اند و با مدرک ثابت شده است.
به گواهی آنهائیکه زنده مانده‏اند مرگ در«لوکا» و دیگر مراکز «برچکو» هرگز به اندازه کمپ‏های مرگ نازیها صنعتی نشده است.
اما داستانهای پناهندگان حاکی از کشتار وحشیانه است.
طبق گزارش وزارت خارجه آمریکا که در سپتامبر 1992 منتشر شد حداقل 3 هزار مرد و زن و کودک در کمپ «برچکو» و خیابانها در همان سال به دست صربها به قتل رسیدند. یک مهندس ترافیک مسلمان که درآن زمان 53 ساله بود در مورد اینکه چگونه گاردهای صرب سکنه شهر را مورد حمله قرار می‏دادند، میگوید: آنها گلوی مردم را می‏بریدند، شکم آنها را میدریدند و در اطراف اجسادی که واقعا تکه‌تکه شده بودند به میگساری و پایکوبی می‏پرداختند. در یک مورد نگهبانان سر یک زندانی را با قندان تفنگ شکستند و مغز او را بیرون ریختند و سگها را صدا زدند که مغز او را بخورند. مدارک دلالت بر شواهد وحشتناک بیشتری دارند، از جمله گزارش یک شهروند در مورد بازدید از یک کشتارگاه گاو است که میگوید صدای جیغ و فریاد را شنیده بود و آنچه سرانجام معلوم شده بود کشتار 100 تا 300 نفر در آن شب بود. در داستان دیگری، نگهبان صرب یک کمپ در بازی برای ایجاد رعب و وحشت زیاده روی میکردند و دو زندانی را مجبور میکردند که به یکدیگر سیلی بزنند و کسی که آهسته سیلی میزد بلافاصله کشته می‏شد. وزارت خارجه ایالات متحده در مورد اجسادی که در کوره‏ها سوزانده شده بودند داستانهایی نقل کرده است، در تمام حوادث یک هیئت از سازمان ملل مشتاق است که بیشتر بداند.
در دادگاه بین‏المللی جنایات جنگی که مسئول قضاوت درباره مجریان صلح «ناتو» درخواست شد که برای محافظت از جان کسانیکه در جستجوی گورها هستند و همچنین برای محافظت از محل گورها اقدام نماید و کمک کند تا کسانی را که متهم به انجام جنایات جنگی هستند، دستگیر کنند. اما دریک گردهم آیی در بروکسل درماه گذشته، مقامات «ناتو» از پذیرش چنین درخواستهایی طفره رفتند. وزیر خارجه آمریکا «ویلیام پری» پیشنهاد کرده است که به جستجوکنندگان کمک کند، اما فقط در صورتی که «ناتو» با سربازانش دخالت نکند و فقط بعد از اینکه تمام نیروهای آمریکایی به سرجای خود برگرداند که آنهم تا یکماه دیگر نخواهد بود.
درحال حاضر، کاراصلی برقرار کنندگان صلح، ایجاد و نگهداری یک «منطقه تفکیک» بین محاربین است، کاری که تقریبا در ماه گذشته تکمیل شد.
ژنرال «مایکل واکر» فرمانده گروه زمینی «ناتو» در بوسنی اعلام کرد: اگر قرار باشد ما دنبال هر گور دسته جمعی که اعلام شده برویم مانند خرگوش باید به اطراف بدویم. گرچه «ناتو» هم بنظر می‏رسد از این همه سبعیت شرمنده است، این ترس هم برایش وجود دارد که حفاری بیشتر ممکن است صلح را بخطر بیاندازد.
حفاری خیلی کم هم خطراتی دارد. قبلا تبادل زندانیان به تعویق افتاده بود که تا حدی بخاطر اصرار بوسنی برای گمشدگان بود.
«برچکو» و «سربرنیتسا» جزء بخش تحت کنترل آمریکایی‏‌ها هستند و از حالا به بعد مدارک شقاوتهای صربها بررسی نشده و محافظت نشده باقی می‏مانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات