دکتر محمد مددپور/ استاد دانشگاه
اولین امواج فرهنگ غربی، بدینسان به سواحل تمدن شرقی که مدتها پیش قدرت بلامنازع جهانی خود را از دست داده و در غبار و مهی از تهاجم غفلت باطنی فرورفته بود، افکنده شد.
این امواج و نسیم اولیه به تدریج به صورت توفانی سهمگین حیات شرقیان را مورد تهاجم قرار داد.
سکنی گزیدن در ساحت معنوی حیات آدمی و غفلت از وجه بیگانه ذات تمدن غرب و تمایز آن از تمدن قرون وسطایی مسیحی، که مسلمانان تا حدودی آن را درک میکردند و فقدان خودآگاهی نسبت به ذات این تمدن، تحولاتی پدید آورد که اکنون میتوان از آن به مثابه شقایق و دوگانگی و شیزوفرنی فرهنگی نخبگان تعبیر کرد.
از اینجا بسیاری از شؤون فرهنگ غربی به صورت عقیم و یا سرطانوار در بدنه و زمینه فرهنگ شرقی به رشد پرداخت، بیآنکه این فرهنگ ریشههایش را در دل و روح و ذهن و جان مردم از دست داده باشد و یا آثار ظاهری آن تحت تجدید نظرهای اساسی قرار گرفته باشد.از اینجا فرهنگ غربی در شرق به خصوص در شرق میانه، و به ویژه در ایران ریشه ناقصی دوانده و شاخه و برگ بیریشه اصیل خود را بر تجربیات مدرن فرهنگ و هنر و تاریخ و تمدن معاصر ایران پراکنده ساخت.
بدینترتیب صدر تاریخ معاصر ایران ذیل تاریخ غرب قرار گرفت.
ذیل تاریخ غرب یعنی دوره پایانی این تاریخ و تمدن؛ دوره پایانی تاریخ به سخن اسوالداشینگلر دوره زمستانی تاریخ است.
در این دوره، تاریخ قوم، دیگر واجد ودایع تاریخی یعنی فرهنگ به معنی حقیقی لفظ نیست.
تفکر اصیل در این دوره به پایان میرسد. و کل شؤون آن متحقق میشود ودایع تاریخی که نشانههای ظهور تفکر اصیل است، همان است که «امانات» و «مأثر مأثورات» تعبیر شده است.
وقتی امانات تاریخی قومی، فاقد تفکر گردید فرهنگ او به صرف تمدن و امانات تاریخی به مجموعهای از آداب و رسوم و عادات منجمد که امروز در ادبیات فارسی به سنن تعبیر میشود، تبدیل خواهد شد.
بنابراین زمانی که دوران بزرگواری «فرهنگ» در تاریخی به سر رسید، «تمدن» جایگزین آن میشود، و علم منفرد متکثر جایگزین فلسفه و تفکر اصیل میشود، و در قرن نوزده تمدن غرب پس از طی دوره فرهنگی خویش و نابودی و فروپاشی سنتی مسیحی و غلبه فرهنگ سقراطی _ یهودی جدید که بر مدار اصالت انسان و خود بنیادی دائر بود، از دوران فرهنگی خویش میگذرد.
این انقلاب در تاریخ غرب پس از هگل به وقوع میپیوندد، و با این جمله معروف مارکس که «فلاسفه تا کنون همواره به نظر پرداختهاند» اینک شایسته است به تغبیر عالم پرداخته شود، تاریخ تمدن غرب آغاز میشود، عصر فرهنگ آن دیار پایان میگیرد.