تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۱۰۶۵۲

تحول در جنگ؛ جنگ نرم‌افزاری و آینده در حال ظهور

اشاره: جنگ خلیج‌فارس، پیروزی‌های فراوانی را که اکنون با استفاده از تکنولوژی‌های نوین امکان‌پذیر است، به نمایش گذاشت. موضوعی که کمتر نمایان است، نقش توانمندکننده‌ای است که نرم‌افزارها برای تسهیل این موفقیت ایفا کرده‌اند. در این مقاله پبرامون خصوصیات ویژه «نرم‌افزارها» و چگونگی همگرایی قابلیت‌های منحصربفرد آنها با اصول و دکترین جنگ متعارف بحث می‌شود و برای نیاز حیاتی تئوری نظامی به همگامی با پتانسیل انقلابی بهره‌گیری از «نرم‌افزارها» تاکید می‌شود.

تکنولوژی‌های نظامی هر چه پیچیده‌تر، توانمندی‌های شگرفی را ایجاد کرده‌اند که تا یک نسل پیش از این، تصور آن ناممکن به نظر می‌رسید. تصاویر تلویزیونی مهیج در طول جنگ خلیج‌فارس به روشنی نقش تکنولوژی را در جنگ‌های امروزی به نمایش گذارد. اما قدرت توانمند سازنده و حیاتی «نرم‌افزارها» چندان پایدار نیست.
برخلاف دیگر تکنولوژی‌ها، «نرم‌افزارها» تنها محصول انسانی نبود بلکه خود اندیشه انسانی را در شکلی ثبت‌شده سامان می‌دهد. سلطه انسان بر محیط خود با انسجام توانایی تعقل و قابلیت محدود کار فیزیکی تحقق یافته است. درباره «نرم‌افزارها» ما قوه تعقل محدود اما خستگی‌ناپذیری را با قابلیت کنش جسمانی ترکیب کرده‌ایم که تنها به واسطه محدودیت‌های پیشرفته‌ترین تکنولوزی موجود مرزبندی‌شده است. به علاوه اینکه این قوه تعقل در کنترل فرایند پالایش و توسعه مداوم قرار دارد، سبب افزایش دقت و سازگاری آن می‌شود. بنابراین؛ عجیب نیست که هرگاه نرم‌افزارها بکار می‌روند، انقلاب در تکنولوژی ضرورت می‌یابد. «نرم‌افزارها» ایجاد قابلیت‌های تازه‌ای را برای سیستم‌های نظامی میسر ساخته‌اند که تنها برخی از آنها، در نبود یک مفهوم وحدت‌بخش، مورد شناسایی قرار گرفته و بکار گرفته شده‌اند.
توسعه نظامی «جنگ الکترونیک» به عنوان یک دانش نظامی برجسته، که چهار چوب مفهومی بسیار موثری برای بهره‌گیری از پتانسیل آن ارائه می‌دهد، مدل - نقش روشنی را برای حرکت‌های تازه در تفکر فراهم می‌سازد. هم اکنون ایجاد پیوند مناسب بین قابلیت‌های نوین نظامی، چه بالفعل و چه بالقوه، و آن دسته از ویژگیهای نرم‌افزاری که سرانجام موجب تسهیل آنها می‌شوند، ضرورت دارد. این مرحله به جایی رسیده که ویژگیهای ذاتی نرم‌افزارها باید به گونه‌ای فزاینده نه تنها طراحی سلاح‌ها، بلکه تاکتیکها، استراتژی‌ها و اقدامهای مقدماتی برای کاربرد این سلاح‌ها را در جنگ در کنترل داشته باشد.
ویژگیهای نرم‌افزارها
یکی از ویژگیهای متمایزکننده نرم‌افزارها که آشکارا و به خوبی شناخته‌شده است، قابلیت آن برای بهره‌گیری کنش‌های بظاهر هوشمندانه از سیستم‌هایی است که در آن عمل می‌کند. بعلاوه، اینکه هوش می‌تواند با شتاب بسیار زیادی بکار گرفته شود، تنها به واسطه واکنش میزبان فیزیکی آن محدود می‌گردد. اتحاد ویژگیهای « هوشمندی» و «شتاب» کاربرد خود را در گستره بزرگی از تسلیحات مدرن در جنگهای دریای، زمینی و هوایی یافته است. تأخیر در جنگ ممکن است زیانهای سنگینی را در پی‌داشته باشد و سیستم نرم‌افزاری در معرض محدودیت‌های برخاسته از زمان واکنش انسانی قرار نمی‌گیرد. همچنانکه هر اقدامی، اقدام‌های متقابل را برمی‌انگیزند، سرعت و هوشمندی سیستم‌های نظامی افزایش پیدا کرده و در مقابل گستره دخالت انسان در روند حمله، از کشف نخستین تهدید تا به کارگیری جنگ‌افزارها، به طور فزاینده‌ای کاهش یافته است. خطر آشکار تکیه به سیستم پرتاب سلاح مبتنی بر نرم‌افزار در جنگ خلیج‌فارس مشاهده گردید؛ یگان پدافند هوایی هلندی پس از تشخیص اشتباه یک موشک اسکاد عراقی، دو موشک پاتریوت از مرز ترکیه به سمت عراق شلیک کرد (1). اما وابستگی به نرم‌افزارها، پی‌آمدهای گسترده‌تری برای هدایت جنگ دارد. هوش نرم‌افزاری بشکلی ذخیره‌شده انطباق‌پذیر با شرایط واقعی است؛ و کیفیت و کارآیی آن در هر جنگی تنها بخوبی مدلسازی پیشرفته سناریوهای جنگی خواهد بود. بنابراین، مدلسازی به یک عامل به طور فزاینده و تعیین‌کننده در پیگیری جنگ تبدیل می‌شود.
هم چنین بی‌تردید دگرگونیهای آینده نقش در حال گسترش مدلسازی بهنگام و تطبیقی و یا به بیانی دیگر هوش مصنوعی را در برخواهد گرفت.
وارد کردن برنامه‌های تازه به جنگ‌افزارها یا سیستم‌های نظامی سبب می شود که آنها بدون نیاز به تغییر حالت فیزیکی، قابلیت انطباق سریع با چالش‌های نوین را بیابند. پتانسیل نظامی این ویژگی انطباق‌پذیری نرم‌افزارها به خوبی درک نشده، و هنگام بکارگیری به خاطر شرایط اضطراری فوری، مانند تغییر نقش اساسی رادارهای «آتش یاب» توپخانه ارتش آمریکا در جنگ‌خلیج فارس، کنترل‌شده است (2). رادارهای آتش‌یاب که در واقع برای مکان‌یابی آتش توپخانه و خمپاره طراحی‌شده بودند، پس از انجام اصلاحات نرم‌افزاری ساده برای تعیین محل سکوهای پرتاپ موشک‌های اسکاد عراق، نقش مهمی را ایجاد کردند. از نخستین بحث‌ها پیرامون مسئله {موشکهای اسکاد} در 25 ژانویه تا راه‌اندازی این سیستم در 23 فوریه، کمتر از یکماه برای انجام تغییرات، زمان صرف شد. حتی این تاخیر کوتاه، بدون بهره‌گیری از امتیاز زمان «آماده سازی» که پیش از آغاز جنگ در خلیج‌فارس در اختیار بود، می‌توانست پی‌آمدهای جدی در بر داشته باشد. هم چنانکه نمایان است، تجهیزات {متحدین} درست سه روز پیش از آغاز جنگ زمینی آماده شد.
اگر نیازهای عملیاتی به طور گسترده مورد بازبینی قرار می‌گرفت که طی آن، آنچه لحاظ می‌شد که با نظر به توسعه نرم‌افزار از نظر عملیاتی امکان‌پذیر بود، قابلیت‌های مهمی مانند کشف پرتاب موشک‌ها می‌توانست از آغاز عملیات توفان صحرا در دسترس باشد. توان انطباق‌پذیری نرم‌افزارها با توجه به موفقیت‌های شگرف تغییر نقش رادارهای آتش‌یاب بیش از اندازه نمایان شد. ارزیابی درباره پتانسیل کامل «برنامه‌های وارد‌شده» در مرحله طراحی، بازده‌های قیاس شدنی را در طیف گسترده‌ای از سیستم‌ها و جنگ‌افزارها، دربر خواهد داشت. انطباق‌پذیری نرم‌افزارها، همراه به بهره‌گیری از دیگر ویژگیهای اصلی نرم‌افزارها، این پتانسیل را دارد که به عامل تقویت‌کننده بر قدرت نیروهای {مسلح} تبدیل گردد.
یک ویژگی دیگر و به کلی استفاده نشده نرم‌افزارها بهره‌گیری از قابلیت آنها برای همکاری گروهی از جنگ‌افزارها یا سیستم‌های نظامی با یکدیگر در عملیات نظامی است. اگرچه اقدام‌های مبتنی بر همکاری در جنگ امری عادی بشمار می‌آید و در واقع ابزار اساسی برای دستیابی به تمرکز نیروها می‌باشد، این امر در یک سطح انسانی، در چارچوب عمر و محدودیت‌های انسان اعمال می‌گردد. اقدامهای مبتنی بر همکاری در کنترل نرم‌افزارها امکان‌پذیر است زیرا هر سلاحی را می‌توان برای عمل به شیوه‌ای از پیش تعیین‌شده در زمان و مکان ویژه برنامه‌ریزی کرد؛ در این زمینه حتی به برقراری ارتباط میان یگان‌های پراکنده نیازی نیست، اگرچه این امر برخی امتیازها را در برخواهد داشت. گسترش سلاح‌های جمعی زیر کنترل نرم‌افزارها یک رشته امکانات تازه‌ای را فراهم می‌سازد. برای نمونه، بسیاری از سلاح‌های جمعی سبک می‌توانند به طور هماهنگ علیه اهداف عمل کنند. در مورد هر یک از این سلاح‌ها احتمال چندانی برای کشف یا رهگیری وجود ندارد اما با متمرکز کردن آنها در یک زمان و مکان، می‌توان به قدرت مخرب برابر با مجموع قدرت هر یک از آنها دست یافت. این گونه دگرگونی‌ها تنها با کاربرد گسترده‌تر نرم‌افزارها، می‌تواند به تغییری در جهت تسلیحات با مقیاس کوچک انجامد که خود پیامدهای اساسی در زمینه طراحی تسلیحات و دکترین تاکتیکی را در بر خواهد داشت.
زمینه منطقی
دکترین نظامی نوین هنوز تا اندازه زیادی برگرفته از آثار نظریه‌پردازان اولیه و بویژه کلاوزویتس، (1831-1780) استراتژیست مشهور است که اعتقاد داشت جنگ به عنوان یک مفهوم تعمیم داده شده می‌تواند از ویژگیهای تکولوژی تسلیحاتی جدا شود. تا این زمان شیوه برخورد «نقش تکنولوژی در جنگ» محدود بوده است و از اینرو آثار درست بجای مانده از کلاوزویتس مطالعه در آکادمی‌های نظامی سراسر جهان را می‌طلبد.
کلاوزویتس اینگونه استدلال می‌کند که هر اندازه سلاح در اختیار باشد، ماهیت بنیادین جنگ بدون تغییر مانده و می‌تواند آن را جدا ساخته و جدا از ابزاری که برای پیگیری آن بکار می روند، مورد بررسی قرار داد (3). هم چنین کلاوزویتس جنگ را به نبرد بین دو تن که هر یک نمایانگر یکی از دو کشور در حال جگ هستند، همگون می‌سازد. این گونه منازعه یک رشته سناریوهای پیوسته در حال تغییر را دربر دارد که در آن در عین استفاده از قوا و ضربات توسط دو جنگجو، فرایند ذهنی آنها نیز پیوسته در حال بررسی و بررسی دوباره الگوی متغییر منازعه می‌باشند. بنابراین نبرد در راستای دو زمینه متمایز از یکدیگر صورت می‌گیرد: زمینه فیزیکی (تسلیحات در جنگ واقعی) و زمینه ذهنی ( رزم آوری در جنگ واقعی)، مورد آخر در واقع محصول فرآیند تعقل منطقی است.
این همگونی در عین اینکه همچنان درست است اما اکنون از دیدگاهی نوین مورد بررسی دوباره قرار می‌گیرد. استفاده از نرم‌افزارها تغییری بنیادین را شکل داده است: اگر چه فرآیند فیزیکی باقی است، اما فرآیند منطقی خود به دو بخش «سیستم‌ها» و «جنگ‌افزارها» منتقل‌ شده است. این دو زمینه، دیگر مانند گذشته از یکدیگر متمایز نیستند، اگرچه عنصر منطقی به خوبی پنهان بوده و تنها در سایه رفتار خارجی قابل تشخیص است، نقش‌های رزمنده و ماشین در زمینه منطقی با یکدیگر اصطکاک یافته است؛ دیگر زمینه‌ای که باید بر آن تسلط حاصل شود به طور کامل زمینه فیزیکی نیست، بلکه توسعه مصنوعی بسوی زمینه منطقی را نیز دربر می‌گیرد، مقامات فرمان‌دهنده آن نیز باید شناخته‌ شده و اشغال گردد. علاوه بر این، ویژگیهای کلیدی زمینه مقطعی پیش از نبرد و سپس در طول آن مد نظر قرار گیرد. این امر به یقین شاهکار نیست که دکترین نظامی در شکل کنونی خود برای دستیابی به پیروزی تنظیم‌ شده است.
اصول جنگ
اندیشمندان نظامی از کلاوزویتس به بعد، بویژه جی. اف. سی. فولر پیشگام در زمینه جنگ مکانیزه، اهمیت فزاینده تکنولوژی در جنگ را مورد شناسایی قرار داده‌اند. اصول جنگ، که امروزه در آکادمی‌های نظامی غرب شناخته ‌شده است، نخست توسط فولر (4) با بهره‌گیری فروان از آثار کلاوزویتس و «ژومینی» مدون گردید. در حالی که این اصول به دقت تدوین‌ شده بود تا صرف نظر از تکنولوژی‌های عصر، نشان‌دهنده رهنمودهای اساسی و همواره متغیر باشند، فولر تاکید می‌ورزد که برخورد علمی با پدیده متغیر و پیچیده‌ای مانند جنگ نیز تا اندازه‌ای انعطاف‌پذیری و سازگاری را می‌طلبد. با نفوذ‌ترین آثار فولر پیش از دگرگونی‌های شتابان در تکنولوژی نظامی که در خلال جنگ جهانی دوم و پس از آن انجام گرفت، نوشته ‌شده بود. برتری نرم‌افزارها در سیستم‌های نظامی هم اکنون به این معناست که کاربرد اصول جنگ کمتر از هر زمان دیگری درست می‌نماید. فرماندهی به طور فزاینده‌ای ناچار است تا بوسیله نرم‌افزارها و با راهنمایی و هدایت آنها بر نیروهایی فرمان برانند که از قابلیت‌هایی برخوردارند که تنها نرم‌افزارها قادر به ارائه آن هستند. حتی تصویر نبرد، خود نیز به طور فرآینده‌ای از سوی نرم‌افزارها تعیین می‌گردد. نتیجه این است که تعبیر و تفسیر اصول {جنگ} در پرتو شرایط واقعی به طور فرآینده‌ای دشوارتر شده است. موفقیت در جنگ اکنون بیش از هر زمان دیگر به توانمندی‌هایی بستگی دارد که پیش از آغاز جنگ در جنگ‌افزار و سیستم‌های نظامی نهاده شده است. چکیده مسئله در این است که اصول جنگ نگاشته‌ شده تا تنها بوسیله عامل انسانی مورد استفاده قرار گیرد. در جنگ مدرن این اصول باید به واسطه نرم افزار اعمال شود.
هنگامی که اصول جنگ برای نخستین بار تدوین شد، تنظیم اهداف تاکتیکی یک موضوع غیر پیچیده‌ای ارزیابی می‌شد. وابستگی به نرم‌افزارها به این معناست که تعریف دوباره اهدافی که تا آن هنگام در جنگ‌افزار و سیستم‌های موجود از پیش برنامه‌ریزی شده و با آن باید مبادرت به جنگ کرد، بسادگی عملی نیست. برای نمونه، سیستم دفاع ضد موشکی را می‌توان به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرد که برخی از انواع ویژه موشکها را که تصور می‌رود متعلق به نیروهای خود می‌باشد، نادیده انگارد. در صورت وقوع یک جنگ پیش‌بینی نشده، برنامه‌ریزی دوباره ممکن است بسیار دیر هنگام باشد، و از اینرو سیستم دفاعی شاید بدون استفاده بماند. یک راه‌حل در چنین مواردی بهره‌گیری از انطباق نرم‌افزارها و جایگزینی برنامه است. البته این امر تنها هنگامی میسر خواهد بود که برنامه به گونه‌ای طراحی شده باشد که با هشدار کوتاهی تغییر یافته و تمامی کدهای مبدأ و اسناد مربوط به صورت آماده در دسترس بوده و گروه برنامه‌ریزان که بتواند آنها را برای کار در هنگام ارجاع این وظیفه هماهنگ ساخت نیز وجود داشته باشند. در بسیاری از موارد، که مبدا توسط پیمانکار و یا کشور فروشنده به عنوان حق مالکیت آگاهانه نگهداری می‌شود. چنانچه بریتانیا در جریان جنگ فالکلند هنگامی که جزئیات موشک اگزوست را از کمپانی آئرواسپیشال درخواست کرد به این امر پی‌برد. بنابراین، نرم‌افزارها می توانند آزادی عمل را در اقدام نظامی محدود ساخته و بدتر از آن موجب وابستگی گردند. همواره نرم‌افزارها باید با بالاترین میزان انعطاف‌پذیری عینی توسعه یافته و یا خریداری شوند.
هم چنین اشکالات تازه‌ای در اجرای اصولی مانند اینکه «سادگی» باید راهنمای عملیات نظامی باشد و نیز اینکه اعمال قاطع قدرت رزمی به وحدت فرماندهی نیاز دارد، پدید می‌آید. به طور معمول اقتدار اصلی به فرماندهی سپرده می‌شود که مسئولیت رهبری و هماهنگی سطح بالا را در نبرد عهده‌دار است اما مقیاس و پیچیدگی نبردهای مدرن به این معناست که انبوهی از اطلاعات در زمینه گوناگون جنگ برای دادن تصویر بهنگام، به فرماندهی مرکزی از رخدادهای میدان نبرد باید پالایش و سازماندهی شوند (5).
فرماندهی عالی، چه بخواهد و چه نخواهد، برای انجام وظیفه خویش به نرم‌افزارها نیاز دارد. در طول جنگ خلیج‌فارس، در نظر بود تا کتاب پر حجم دستورالعمل‌های ماموریت‌های نیروی هوایی ایالات متحده به شکل دیجیتال در اختیار نیروی دریایی این کشور قرار گیرد. اما نیروی دریایی آمریکا از کامپیوترها و نرم‌فزارهای لازم برای دریافت این داده‌‌ها برخوردار نبود، و ساختارهای اطلاعاتی موجود آن نیز انطباق‌پذیر با ساختارهای اطلاعاتی نیروی هوایی نبود. در نتیجه نسخه‌هایی از دستورالعمل‌ها باید با پروازهایی ویژه تحویل نیروی دریایی داده می‌شد که این کار به تاخیر و گسیختگی عملیات می‌انجامید. بنابراین، کارآیی، دقت و بهنگام بودن مدیریت نبرد به شدت به نرم‌افزارهایی بستگی دارد که در مرکز سیستم فرماندهی در آغاز جنگ نصب شده است. این گونه نرم‌افزارها باید در انطباق با مجموعه‌ای از اصول راهنما مورد تصویب طراحی شود و نیازهای عملیاتی را به شیوه‌ای ساده و یکپارچه بازتاب کنند. علاوه بر این، تئوری و اصولی که بوسیله آنها بتوان مجموعه نامرتبی از اطلاعات عملیات پیچیده و اغلب متعارض را بوسیله نرم‌افزارها به اطلاعاتی منظم و قابل ارائه کاهش داد، نیاز مبرم به تحقیقات آینده دارد.
انبوهی و صرفه‌جویی نیروها
نرم‌افزارها بر اصول بسیار مرتبط بهم «انبوهی» نیروها و «صرفه‌جویی» نیروها تأثیر شگرفی داشته‌اند. منظور از انبوهی نیروها «تصمیم‌گیری درباره حداکثر نیروی رزمی موجود» و منظور از صرفه‌جویی نیروها «بکارگیری حداقل وسایل و نیروهای ضروری برای دستیابی به اهداف» می‌باشد. تاثیر تکنولوژیهای اولیه بویژه آن دسته که به قدرت آتش افزایش یافته مربوط می‌شدند به طور عمده سبب پراکندگی نیروها و سنگربندی آنها گریده است. قدرت و برد توپخانه و دیگر آتشبارهای گوناگون، چه در زمین، هوا و دریا، همواره با افزایش مشابه در دقت آنها همراه نبوده است. نخستین آثار اینگونه تسلیحات آن بود که نیروها در گستره بزرگتری پراکنده شدند و در مورد نیروهای پیاده، سنگربندی به تنها وسیله مؤثر برای بقا در برابر بمباران‌ها تبدیل گردید. جنگ به یک بازی ویرانگر فرسایشی بین مواضع ثابت دو طرف تبدیل شد که در آن قلمرو چندانی برای کاربرد اصول «انبوهی» و «صرفه‌جویی» نیروها وجود داشت. این بن‌بست با ورود تکنولوژی‌های نوین، مکانیزه کردن و ارتباطات درهم شکست. اقدامهای تهاجمی با نفوذ سریع به مواضع دشمن توسط نیروهای متحرک که با اختراع تازه ارتباطات بی‌سیم هماهنگ می‌شدند، امکان‌پذیر گردید. پس از آن اصلاحات و اضافات ضروری برخاسته از این دگرگونی‌ها در تئوری نظامی توسط فولر و دیگر اندیشمندان نظامی بعدی و همفکر او تدوین شد (6). اگر چه مکانیزه کردن و ارتباطات انگیزه تازه‌ای برای کاربرد انبوهی و صرفه‌جویی نیروها در جنگ بخشید، اما مشکل دقت جنگ‌افزارحل نشده باقی مانده و اکنون هنوز محدودیت‌هایی برای کاربرد این اصول ایجاد می‌کند. نقطه آغاز راه‌حل این مشکل در تکنولوژی هدایت جنگ‌افزار که امکانات عالی الکترونیک را بکار می‌گرفت، قرار داشت. نخستین کاربردهای هدایت الکترونیکی تنها در ادوات الکترومکانیکی بوده و به انتشار تشعشعات قابل کشف، چه به صورت طبیعی و چه به واسطه بازتاب از هدف بستگی داشت. بعدها، کاربردهای مبتنی بر نرم‌افزار شامل پردازش علائم پیچیده‌تر بود که سریع‌تر و دقیق‌تر گردید. با پیدایش نرم‌افزارهای شناسایی هدف، تکنولوژی هدایت جنگ‌افزار اکنون در آستانه پر کردن کامل شکافی است که در قرن نوزدهم بین قدرت آتش و دقت وجود داشت. کوچک کردن هر چه بیشتر و کاهش قیمت واحد، دامنه کاربرد این گونه تکنولوژیها را گسترده‌تر خواهد ساخت. این دگرگونی‌ها که بروشنی در هدایت جنگ و دکترین نظامی آینده از اهمیت شگرفی برخوردارند، بعنوان نتیجه مستقیم بهره‌گیری جزئی از ویژگیهای نرم‌افزارها یعنی سرعت و هوشمندی پدید خواهند آمد.
غافلگیری
غافلگیری در جنگ می‌تواند موازنه نبرد را بصورت قاطعی بنفع فرمانده‌ای، که بدان دست می‌یابد، تغییر دهد. نیازی نیست که دشمن به طور کامل غافلگیر شود، بلکه باید برغم وجود هر مقدار زمان اخطار، ناتوان از انجام هر گونه واکنش مؤثر باشد. اهمیت نرم‌افزارها این است که شمار احتمالات و موارد نامحسوس که باید در موازنه سنجیده شوند را به میزان زیادی افزایش می‌دهد. در حالی که در جنگهای اولیه نگرانی عمده به طور کلی در زمینه استقرار پیش‌بینی نشده نیروهای دشمن بود، اکنون فرمانده‌هان باید به طور فزاینده‌ای قابلیت‌های پیش‌بینی نشده سیستم‌ها و جنگ‌افزار دشمن را ارزیابی کنند. با توجه به قدرت نرم‌افزارها، این نه تنها امکان دستیابی به غافلگیری تاکتیکی را فراهم می‌سازد، بلکه برتری استراتژیکی فراگیر و ناگهانی دشمن را ایجاد می‌نماید. پیدایش ناگهانی میزان قابل توجهی از برنامه‌های تازه از نظر منطقی با استقرار غیرمنتظره نیروهای فیزیکی برابری می‌کند. دلیل این امر آن است که نرم‌افزارهای نوین و قدرتمند بمیزان زیادی چند برابرکننده نیرو هستند. خطرات اینکه یک طرف به امتیازی ناگهانی و درهم شکننده دست یابد، آشکار است. ایجاد ذخیره‌ای از هوشمندی نرم‌افزاری برای در اختیار نهادن ارزیابی پیوسته قابلیت‌های دشمن ضروری می‌گردد. به همین میزان، هر طرف باید قدرت انطباق خود را بحداکثر برساند انطباق‌پذیری یک عامل احساسی و به معنای فرصت موجود برای انجام تغییرات، ضروری است. در مقیاس زمانی مربوط به جنگ شاید بتوان، و شاید نتوان این تغییرات را به انجام رسانید. تغییرات نرم‌افزاری مطلوب باید در زمان حقیقی با استفاده از برنامه‌های انطباق‌پذیر عملی شود، اما آنگونه تغییرات که با انطباق در زمان حقیقی دست یافتنی نیست، باید در «زمان تاکتیکی» تحقق یابد.
جنگ خلیج‌فارس نمونه‌های بسیاری در زمینه برنامه‌ریزی دوباره تاکتیکی فراهم ساخت، پیرامون تغییر نقش رادارهای «آتش‌یاب» ایالت متحده پیش از این بحث شده است. مورد موفق دیگر نصب اضطراری سیستم غلاف‌های تصویربرداری مادون‌قرمز و هدف‌یابی لیزری بر روی جنگنده‌های تورنادوی نیروی هوایی سلطنتی انگلستان توسط شرکت‌های جی ای سی فرانتی و برنامه‌ریزان شرکت ایسامز بود. این امر برخی از این هواپیما‌ها را توانا می‌ساخت تا بمب‌های هدایت‌شونده را در شب و در هوای نامناسب پرتاب کنند. هنگام پیدایش بحران کویت ارزیابی درباره زمان مورد نیاز برای توسعه این سیستم شش ماه بود. نرم افزار جدید در واقع در عرض چند هفته توسعه یافت (7). در عین حال، این گونه موفقیت‌ها ویژگیهای ناخوشایند تغییرات ویژه نرم‌افزارها را بد وانمود می‌کنند. پیچیدگی و سرشت متغییر سیستم‌ها و جنگ‌افزار مدرن می‌طلبد که این گونه تغییرات پیشاپیش و در چارچوب توسعه منظم در نظر گرفته شوند. چون اجرای برنامه و زمانی که برای تغییر یک برنامه صرف می‌گردد، عوامل با ارزشی هستند، برابر دستورالعمل‌های اصولی، درباره روش‌های سریعتر ایجاد کد باید تاکید زیادی شود.
امنیت و توانمندیها
اصل امنیت، که برای کاربرد دیگر اصول جنگ اساسی می‌باشد، تاکنون توجه زیادی را در رابطه با نرم‌افزار نظامی بخود جلب کرده است. این موضوع به طور گسترده مورد شناسایی بخش‌های نظامی و غیرنظامی قرار گرفته که نرم‌افزارها آسیب‌پذیریهای تازه و راههای تازه برای حملات بدخواهانه گشوده‌اند. بنابراین، اطلاعات طبقه‌بندی شده‌ای که از شبکه‌های ارتباطی می‌گذرند باید تا اندازه ممکن از استراق سمع دشمن حفظ شده و تمام انواع برنامه‌های دشمن مانند (ویروس‌های کامپیوتری) باید از صفحه خارج شود. در واقع گستره امنیت نرم‌افزارها چنان منظم شده است که اکنون این گستره، زیرمجموعه‌ای منظم اما کافی از مجموعه بزرگترین دکترینی بشمار می‌آید، که باید برای پوشش دادن همه نیازها نرم‌افزارهای نظامی شکل گیرد.
پیدایش و برتری ناگهانی یک تکنولوژی ویژه در دوره‌ای از تغییرات پرشتاب وقفه‌ای بزرگ و خطرناک بین قابلیت‌های آن تکنولوژی و توانایی ما برای درک و بهره‌برداری کامل از آن ایجاد می‌کند. در جنگهای اخیر تا اندازه‌ای از این تکنولوژی بهره‌گیری شد و نتایج شگرف آن به وفور نمایان گردید اما این فرایند بیشتر به واسطه منافع تجاری و مهندسی هدایت شده تا دکترین نظامی که خود اکنون چیزی برای ارائه در این عرصه حیاتی ندارد. بی شک دیگر غافلگیریها و خطرات تازه اندوخته شده‌اند و تنها یک راه‌حل برای این مشکل وجود دارد: پاسخی که از سوی کلاوزویتس، فولر و دیگر اندیشمندان برجسته هنگامی که با پدیده پیچیده‌ای به نام جنگ روبرو شدند، اتخاذ گردید. ماهیت و پتانسیل دگرگونی‌های تازه باید در رابطه با اصول نظامی آزموده شده، درک گردند. این اصول باید مورد بررسی دوباره قرار گرفته و در صورت لزوم در پرتو این دگرگونی‌ها و پتانسیل آینده آنها دوباره تفسیر شوند. استفاده ویژه از تسلیحات نرم‌افزاری باید راه را برای بهره‌گیری منظم و سیستماتیک از آن در چارچوب طرح‌های آماده شده و در محدوده دکترین مورد توافق جنگ نرم‌افزاری هموار نماید.
دکترین نظامی
دکترین نظامی برای فراهم کردن الزامات روزمره جنگ تدوین شده و به عنوان مدلی برای اقدام و راهنمایی سودمند که باید با شرایط واقعی منطبق شده و نباید به عنوان مجموعه‌ای از مفاهیم مطلق در نظر گرفته شود، عمل می‌کند. به صورت مطلوب، دکترین نمایانگر برترین تفکر موجود در زمینه بکارگیری نیروی نظامی از هر نوع و منشاء است. بنابراین، نقطه آغاز دکترین، به جای فرو رفتن در تجریدات باید در زمینه عمل باشد. دکترین جنگ نرم‌افزاری باید بعنوان سیستمی برای هماهنگی یکپارچه فعالیت‌های نرم‌افزاری نظامی تعریف گردد که برای بحداکثر رسانیدن کارآیی همه بخش‌های نرم‌افزاری در نبرد طراحی شده است. چه فعالیتهایی مورد پرسش هستند؟
چالش اصلی در زمان جنگ تغییر نرم‌افزارها در فرصت زمانی محدود برای برآوردن موارد اضطراری در نبرد است. تنها با آمادگی قبلی در هر یک از زمینه‌های اصلی فعالیت نرم‌افزاری می‌توان این امر را تضمین کرد که این گونه تغییرات در محدوده زمانی که از نظر تاکتیکی مناسب است، انجام گرفته‌اند. سازماندهی اطلاعات (تنظیم و طبقه‌بندی اطلاعات تاکتیکی) و مدلسازی ریاضی از سناریوهای جنگ (برای ایجاد مبنای کارکردی دقیق) دو اقدامی هستند که از اهمیت حیاتی برخوردارند. همچنین توسعه نرم‌افزارهای نوین و بکارگیری تاکتیکی ویژگیهای اصلی نرم‌افزارها نیز اهمیت دارد. نرم‌افزارها مانند جعبه پاندورای جنگ هستند، اما این زمینه‌های بنیادین مربوط به فعالیت‌های مرتبط با نرم‌افزار به عنوان نقطه آغاز توسعه دکترین جنگ نرم‌افزاری بررسی خواهد شد.
زمان و اطلاعات
عامل مهم در تغییر نرم‌افزارها فرصت موجود برای انجام ماموریت است. به طور اساسی دو سناریوی ممکن وجود دارد: تغییرات برای ابتدایی‌ترین کاربرد ممکن در نبرد مورد نیاز بوده، و یا اینگونه تغییرات برای استفاده نامشخص بعدی در نبردهای گسترده‌تر انجام می‌گیرد. در مورد نخست، تغییر باید در چارچوب زمانی مناسب از لحاظ تاکتیکی انجام‌ پذیرد، حال آنکه در مورد دوم تغییرات نشان‌دهندۀ امکانات تاکتیکی است که می‌تواند در برخی دیگر مراحل جنگ بکار گرفته شود. دو مقیاس زمانی به کلی متمایز برای فعالیت‌های مربوط به انطباق نرم‌افزاری وجود داشته و تغییراتی که در «زمان تاکتیکی» انجام می‌گیرند باید بدون واسطه و بسادگی اجرا گردند. مسایلی مانند استانداردهای مهندسی، منافع تجاری، مکانیسم‌های پذیرشی و مانند آن، باید بر اساس یک برنامه، که توسط یک یگان سازمانی اختصاصی عمل می‌گردد، کنار گذاشته شود. اغتشاش و تأخیر باید جای خود را به نظم و سرعت داده و دستورالعمل‌های مورد نیاز برای ایجاد این‌گونه شرایط باید در دکترین تجویز گردند.
اطلاعات بمنزله شاهرگ برنامه‌ریزی است. بدون آن برنامه‌ریزی یک فعالیت بیهوده بشمار می‌آید. داده‌های مورد لزوم برای یک برنامه نه تنها باید در دسترس باشند بلکه در شکلی استاندارد تا اندازۀ ممکن برای تلفیق با نرم‌افزارهای گوناگون نظامی، باید دست‌یافتنی باشند. این امر به معنای ایجاد منابع داده‌های نظامی اختصاصی و استاندارد شده از اطلاعات مناسب تاکتیکی است. اقدامی که هرچند عظیم اما به طور کامل عملی است. یک نمونه دربارۀ نوع اطلاعات مناسب برای گنجاندن در این گونه منبع نرم‌افزاری گردآوری جامع داده‌های جغرافیایی درباره جهان خواهد بود. نکته اصلی این است که وارد کردن این گونه اطلاعات فرایندی دشوار و وقت‌گیر است که باید، در صورتی که بطور کامل امکان‌پذیر باشد، بعنوان یک اقدام مقدماتی احتیاط‌آمیز درست پیش از وقوع هر جنگی انجام پذیرد. ذخیره‌سازی این گونه اطلاعات باید بمنزله یک موجودی استراتژیک ارزیابی شود.
شالودۀ تمامی فعالیت‌های برنامه‌ریزی در توانایی ایجاد مدلی از محیط خارجی در داخل دستگاه نرم‌افزاری است که برای عمل متقابل در برابر محیط طراحی شده است. با توجه بسادگی ذاتی و سرعت زیاد سناریوهای رزم هوایی، تصادفی نیست که بیشتر کاربردهای اولیه تسلیحات متکی به نرم‌افزار در عرصه قدرت هوایی بود. اگر چه تلاش پیگیر از آن هنگام دامنه کاربرد نرم‌افزار را به سناریوهای پیچیده‌تری توسعه داده است، هرگونه مدلسازی لازم آن گونه و هنگامی انجام می‌پذیرد که یک سیستم بر مبنای ضرورتهای فوری سفارش داده شود. با وجود این، پیچیدگی فزاینده به این معناست که همراه با هر پروژه تازه زمان، هزینه و ریسک افزایش خواهد یافت. و بویژه زمان امری اساسی در جنگ مدرن است. موضوع اصولی این است که چگونه از تمرکز بر ضرورتهای فوری به نیازهایی که دارای ماهیت استراتژیک بلندمدت‌تری هستند، تغییر جهت داد.
جدا ساختن و قطعه‌قطعه کردن فعالیت مدلسازی در پروژه‌های گوناگون باید راه را برای هماهنگ کردن و یکی ساختن آنها زیر پوشش یک دکترین واحد فراهم آورد. مدلسازی که لبه برنده جنگ نرم‌افزاری است، باید صیقل داده شده و با بهره‌گیری نظاممند از تکنیک‌های مدلسازی، تا آنجا که ممکن است با توجه به تنوع دامنه محیطها، از نبرد هوایی گرفته تا جنگ در جنگل، بصورتی روان درآید. هم اکنون تنها شمار بسیار اندکی از تمام سناریوهای جنگی ممکن مدلسازی شده یا قابل مدلسازی از راه ریاضیات موجود هستند. این موضوع بویژه درباره نیروهای زمینی صادق است. با این همه هر شئی متحرک، صرف نظر از پیچیدگی تعاملاتی که به صورت بالقوه امکان وقوع دارد، قابل نمایش ریاضی می‌باشد. اینگونه فعالیت‌ها، اگر چه در آغاز به کلی انتزاعی خواهد بود، می‌تواند بگونه‌ای مناسب مدلسازی استراتژیک نامیده شود. دلیل این امر آن است که چیزی کمتر از یک ذخیره استراتژیک نیست که به سرعت انطباق‌پذیر با هرگونه سناریویی که رخ دهد، باشد.
بکارگیری نرم‌افزارها در رابطه با بهره‌گیری ویژگیهایی از زمینه منطقی برای حداکثر امتیاز است. همانگونه که ویژگیهای استراتژیک زمینه فیزیکی باید تعیین شده و بکار گرفته شود به همین ترتیب نیز باید در زمینه منطقی عمل شود. تاکنون زمینه فیزیکی وجود داشته و می‌تواند به فوریت مورد استفاده قرار گیرد. زمینه منطقی باید در وهله نخست ایجاد شود. اما در ضمن می‌تواند در طول نبرد تغییر شکل یابد. تفاوت در این است که ویژگیهای زمینه منطقی با نوآوری شکل گرفته و بواسطه محدودیت‌های آن محدود شده است. وظیفه دکترین این است که ویژگیهای اصلی نرم‌افزارها را در قلب طراحی تسلیحات جای داده و تضمین کند که هرگونه برتری رزمی قابل تصور در آن گنجانیده شده است. این امر ممکن است جنگ‌افزار جمعی، مجموعه برنامه‌های موجود برای چرخش سریع در میدان نبرد، سیستم‌های سریعتر یا استفاده بیشتر از هوش مصنوعی را در بر گیرد که همه اینها در چارچوب یک دکترین واحد لحاظ می‌شود.
مشکل اصلی توسعه نرم‌افزار، در اصطلاح مهندسی، بهره‌وری آن می‌باشد. این امر همچنین باید بعنوان مبحث بنیادین دکترین نرم‌افزاری ارزیابی گردد. زیرا بهره‌وری میزان و در نتیجه کارآیی نرم‌افزاری را که وارد عمل می‌شود تعیین می‌کند. بهره‌وری نرم‌افزارها معادل منطقی «تحرک نیرو» می‌باشد، زیرا این امر سرعتی را که با آن می‌توان تغییرات را در سراسر زمینه منطقی انجام داد، تعیین می‌کند. هنگامی که بهروری با روند اصلی عملیاتی در هم آمیزد، پیش‌بینی فرآیند دوگانه، «نرم‌افزارهای در حال تغییر شکل جنگ» و «جنگ در حال تغییر شکل نرم‌افزارها» امکان‌پذیر خواهد بود. بویژه، فشار بیشتری در زمینۀ سرعت‌دهی فرایند تولید نرم‌افزارها وجود خواهد داشت. آغاز این روند را می‌توان در تفکر کنونی پیرامون بهره‌گیری دوباره از نرم‌افزارها تشخیص داد. ممکن است تا مقصد نهایی ایجاد کدهای خودکار راه درازی در پیش باشد اما دستیابی بدان، نمایانگر آستانه‌ای بزرگ است که اندیشه نظامی باید خود را برای آن آماده سازد.
دوران تغییر و دگرگونی
دیدگاه وینستون چرچیل درباره اینکه، نبردهای بزرگ ... معیارهای تازه‌ای می‌آفرینند، باید دبارۀ پیروزی‌های مهیج جنگ خلیج‌فارس نیز درست باشد. اگر نخستین درس آشکار از این جنگ این است که تسلیحات دارای تکنولوژی نوین اعتمادپذیر و مؤثر بوده و می‌توانند موجب پیروزی در جنگ شوند، درس دوم و بنیادی‌تر به یقین این است که این موفقیت‌ها تنها با توجه به وجود ماههای حیاتی آمادگی و انطباق در حضور و علیه دشمنی که با سلاح‌های کمتر پشرفته مجهز بود، حاصل گردید. تاوان ناکامی در همگام نمودن تئوری نظامی با سرشت انقلابی نقش اصلی نرم‌افزارها، در محیطهای گوناگون، می‌تواند سنگین باشد. {‌هرچند نرم‌افزارها} هم اکنون چیزی بیش از بازیچه مهندسان به شمار نمی‌آید، شاید غیرعادی باشد که امری حیاتی مانند نرم‌افزارها را بتوان برای مدت طولانی بیرون از جریان اصلی دکترین نظامی قرار داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات