تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۱۰۶۷۱

ولادت معمار مذهب جعفری

سیدرضا اکرمی مقدمه: هفدهم ربیع‌الاول سال 83 هجری قمری سالروز ولادت موسس مذهب جعفری امام ششم حضرت جعفر صادق(علیه‌السلام) می‌باشد، ضمن تبریک این روز به عموم شیعیان و علاقمندان به علم و عقل و عرفان و اخلاق، حکمت نظری و عملی، نکاتی درباره حضرت تقدیم می‌نمایم:

1ـ حضرت در سال 83 هجری در مدینه از پدری به نام «امام محمدباقر (علیه‌السلام) و مادری به نام «ام فروه» قدم به عالم دنیا نهاد و در سال 148 به دستور منصور دوانیقی مسموم گشت به عنوان آخرین حجت‌الهی به خاک سپرده شد، زیرا همه امامان شیعه بعد از امام ششم در خارج از مدینه مسموم گشتند و در عراق و ایران مدفون گشتند، ولادت امام ششم در دوران امام حضرت سجاد روی داد و همراهی آن حضرت با پدر در دوران سخت حکومت امویها و انتقال قدرت به عباسیان، تجربه گرانبها برایشان بود حوادث پایان قرن اول هجرت و ورود به قرن دوم و حضور تا نیمه آن قرن، برای همه علاقمندان به مطالعه تاریخ بسیار آموزنده و مفید می‌باشد.
هشام بن عبدالملک که یکی از خلفای زیرک و کاردان اموی معرفی شده، به علت فعالیتهای تبلیغی امام پنجم و ششم در مدینه پیامبر، هر دو را به شام ـ مرکز حکومت ـ فرا خواند و در حضور درباریان به امام پنجم اهانت نمود و دستور داد پدر و پسر را به زندان ببرند، آنان در زندان نیز به کار تبلیغی پرداختند و به هشام خبر رسید که اگر می‌خواهی بیش از این زندانیان با تو دشمنی نکنند، زندانیان جدید را از زندان خارح نما. خلیفه در هنگام مراجعت آنان به مدینه دستور داد در شهرهای مسیر حرکت مورد بی‌اعتنایی قرار بگیرند، اما امام باقر(علیه‌السلام) در هر نقطه به وظیفه سیاسی و دینی و اخلاقی خود عمل کرد و تحول ویژه در آن شهرها به وجود آورد.
2 ـ فشار سیاسی منصور خلیفه عباسی بر سادات حسنی، به سختی امام را رنج می‌داد، زیرا امام برخورد با خلیفه را تایید می‌کرد و مبارزان را مورد حمایت مالی و اعتقادی قرار می‌داد، ولی نمی‌توانست به طور آشکار وارد صحنه درگیری شود و با دستگاه عباسی و خلیفه مقتدر مبارزه نماید؛ زیرا از جهت نیروی انسانی و امکانات مبارزه در وضعیت بسیار ناگواری بود. ولی تایید ضمنی امام برای این جهت بود که حکومت باطل بداند رفتارشان مورد پذیرش حق‌طلبان و عدالت‌مداران نیست، خود را حق ندانند و حاکم حق نپندارند و علی‌الدولم معترضان را در مقابل خود احساس نمایند. امام علی(علیه‌السلام) در سخن حکیمانه‌ای می‌فرماید «لاتقاتلوا الخوارج بعدی فلیس من طلب الحق فاخطاه کمن طلب فادر که» پس از من با خوارج درگیر نشوید. زیرا شرائط حاکمان بعدی با حکومت امام متفاوت بود، و قدرتمندان باطل باید همیشه آسیب‌پذیری خود را لسم نمایند تا از فشار بر توده مردم بکاهند و ظلم و ستم را به حد تمام و کمال نرسانند که در آن صورت یک لحظه خوش برای جامعه انسانی نخواهد بود.
امام ششم با ارسال نامه‌ای برای عبدالله محض که در مبارزه با منصور دوانیقی جهت زنده نگاهداشتن اصل مهم و حیاتی ظلم‌ستیزی و ظالم برافکن نهی از منکر و امر به معروف بود، فرمود: «گرچه در پیکار تنهایی و عده‌ای از خانواده‌ات با تو همراهند، ولی در همدلی و همدردی و تحمل مصائب تنها نیستی، آنچه بر تو می‌گذرد همه وجودم آن را لمس می‌نماید» «و لقدنا لنی من ذالک من الجزع و حرالمصیبه مثل ما نالک» و با نقل آیاتی از قرآن کریم در پایداری و شکیبایی در انجام وظیفه «فاصبر لحکم ربک فانک باعیننا» و پرهیز از قضاوت و داوری عجولانه همچون رفتار یونس پیامبر، و تذکار رعایت یک اصل اخلاقی در مبارزه با دشمنان، یعنی «معامله به مثل» و توجه به نماز در کانون مبارزه «و امر اهلک بالصلوه و اصطبر علیها» و اعلام تسلیم در برابر قضا و قدرالهی در همه شرایط، و اینکه در صحنه پیکار اصل صبر و شکیبایی، زیربنای همه تلاشها و برخوردها می‌باشد، اصول مبارزه محوری را یادآور میشود. این نکات برای عبدالله محض -نوه امام مجتبی ـ به تنهایی نیست، بلکه بیان زیربنای مبارزه اصولی در همه تاریخ می‌باشد و امام با بیان این نکات تفاوت پیکارهای حق و باطل را اعلام می‌دارد و به حق‌پرستان می‌فهماند در همه حال حتی وضعیت سخت مبارزه باید خدا، صبر، استقامت، اخلاق، اخلاص، توصیه به حق، پیروزی و نصرت الهی مورد توجه باشد نه غنیمت‌خواهی مقام و مال، یا پیروزی شخص، 3 ـ واژه جهان را شنیده‌ایم، ولی به ابعاد و اقسام آن توجه جامع نکرده‌ایم و مراتب و تفاوت آن را کمتر می‌دانیم، امام ششم در دانشگاه عظیم و جامع خود آن را مورد بحث و بررسی قرار داد و اعلام داشت جهاداکبر یعنی تلاش برای خودسازی و انسان شدن در حد شایستگی خلیفة‌اللهی، جهادکبیر یعنی کوشش برای تعلیم و توسعه و تبیین علم و عقل و عبادت و اخلاق و عقاید در مراتب گوناگون، جهاداصغر یعنی درگیری با دشمنان عقیده و اخلاق و تمامیت ارضی و نظام یک ملت و کشور.
امام ششم در یک بحث سیاسی در حرم پیامبر اعلام داشت با جهاد بیان و زبان باید کوشید تا جلو رشد ظلم و ستم گرفته شود و با تداوم کار تبلیغی اصل جور و ستم را از بین برد و این عمل کمتر از جهاد نظامی نیست. محمد و ابراهیم و فرزندان عبدالله به شهادت رسیدند، منصور دوانیقی «شبه بن غفال» را والی مدینه قرار داد، وی پس از ورود به مدینه در اولین جمعه به مسجد پیامبر رفت و در خطبه گفت: «علی بن ابیطالب وحدت مسلمین را از بین برد و مقام خواه بود ولی خدا به وی نداد و با همین آرزو مرد، و اینک سادات بنی‌الحسن که فرزندان وی می‌باشند، درصدد دسترسی به مقام هستند و چون شایستگی آن را ندارند، خلیفه با آنان به پیکار برخاسته و به سزای عمل خویش می‌رساند»، این سخن بر حضار گران آمد، ولی جرات برخورد نداشتند، تا مردی بپا خاست و گفت: «ما نیز خدا را سپاس می‌گوییم و بر خاتم پیامبران درود می‌فرستیم و نیز بر رسولان الهی آنچه از نیکی نام بردی، ما شایسته‌ آنیم و آنچه از بدی گفتی، شایسته تو و امیرت می‌باشد! ای کسی که بر مرکب دیگری سوار گشته‌ای و غذای دیگری را می‌خوری، دست خالی برگرد به مرکز خلافت» آنگاه مردم را مخاطب قرار داده و فرمود: «الا انبئکم با خف الناس یوم القیامه میزاناً و ابینهم خسراناً؟ من باع آخرته بدنیا غیره و هو هذا الفاسق: آیا شما را آگاه نسازم به سبک بارترین انسانها در میزان قیامت و روشن‌ترین افراد در زیان و خسران؟ آن‌کس که آخرت خود را به دنیای دیگران بفروشد و آن شخص، این والی می‌باشد.» (دایره‌المعارف شیعه، ج 7، ص 222) مردم ساکت شدند و والی از مسجد بیرون رفت و کلمه‌ای نگفت، راوی می‌گوید: پرسیدم: «این مرد کیست؟» جواب شنیدم وی جعفربن محمدالصادق است.
4 ـ از برنامه‌های علمی و مکتبی امام ششم آموزش و تربیت نیروی انسانی: آگاه، اندیشمند، زمان‌شناس، عارف، شجاع و وفادار بود که در بین چهار هزار نفر افرادی چون زراره، ابوبصیر، محمدبن مسلم، برید، ایمان، معلی، هشام، جایگاه ویژه‌ای داشتند امام درباره آنان می‌فرماید: «هولاء حفاظ الدین و امناء ابی علی حلال الله و حرامه و هم السابقون الینا فی الدنیا و فی الآخره، دایره المعارف شیه ج 7 ص 226» اینان نگهبانان دین و امینان پدرم بر حلال و حرام خدا و پیشی‌گیرندگان به سوی ما در دنیا و آخرت می‌باشند» و درباره مفضل بن عمر فرمود: «فور بی انی لاحبک و احب من یحبک، یا مفضل لو عرف جمیع اصحابی ما تعرف، ما اختلف اثنان: من به پروردگارم سوگند، تو را دوست می‌دارم و آن‌کس که تو را دوست بدارد نیز دوست می‌دارم. ای مفضل اگر همه اصحابم آنچه را تو می‌شناسی، می‌شناختند بین دو نفر اختلاف به وجود نمی‌آمد.» (همان، ص 227)
نکته قابل توجه اینکه امام در دانشگاه عظیم خود، در هر رشته علمی «تاریخ، کلام، تفسیر، حدیث، فقه، فیزیک، شیمی، طب» برجستگانی آموزش داد که همچون ستارگان آسمان در جامعه آن زمان می‌درخشیدند و همگان از وجود علمی و اخلاقی آنان بهره می‌بردند امام در حوزه علمی و دینی خود بین همه رشته‌های علمی و دینی الفت و تماس به وجود آورد و به طور علمی و عملی به همه قبولاند که بین دین و اخلاق و دعا و علم تنازع و تخاصم وجود ندارد، بلکه تعاون و همکاری حاکم است.
هر یک در حوزه و جایگاه خود معین و یار یکدیگرند.
نقص مهم حوزه‌های دینی و دانشگاهها و مجامع علمی امروز ما در نبود جامعیت این دو «علم و تجربه در همه ابعاد، دین‌شناسی و اخلاق کاربردی نیز در همه جهات» می‌باشد و در نظام جمهوری اسلامی باید کوشید بین این دو مرکز علمی و فقاهتی، تلفیق به وجود آید و روزی فرا برسد که وقتی گفته می‌شود، حوزه یعنی مرکز همه علوم، همانند عصر امام صادق(علیه‌السلام) در مدینه پیامبر، و آنگاه که گفته می‌شود دانشگاه یعنی مرکز همه دانشها که جامعه بشری بدان نیازمند می‌باشد.
5 ـ برای برپایی حکومت الهی براساس خدا، عدالت، حق، اخلاق و ساخت جامعه‌ای بر محور «جبایه خراجها و عمارة بلادها و جهاد عدوها و استصلاح اهلها: گردآوری مالیات، ساختن شهرها، مبارزه با دشمن، ساخت نیروی انسانی شایسته» (از عهدنامه امیرالمومنین به مالک اشتر) باید چند کار اساسی انجام داد: نخست اینکه عقیده و مکتب مردم را زنده کرد و پرورش داد و سپاه دینی و عقیدتی به وجود آورد، دوم اینکه انسانهای جهادگر را که در کلاس جهاد نفس و جهاداکبر توفیق یافته‌اند، تربیت کرد تا بتوانند مرزهای عقیدتی و مرزداران عقیده را حمایت نمایند و معلوم گردد مکتب بدون جهاد، کارآمد نخواهد بود، و دشمنان نیز با مشاهده مجاهدان فی‌ سبیل‌الله جرات تهاجم به خود ندهند. و دیگر اینکه آموزش و یادگیری و کار علمی و آموزشی از ارکان مهم جامعه انسانی به شمار می‌آید، هر فرد و جامعه‌ای که فاقد آگاهی و دانایی باشد و نداند، و نداند که نداند به طور حتم و قطع به کمال نخواهد رسید و در نهایت بردگی و عقب‌ماندگی و استثمار شدن نصیب وی خواهد گشت.
در پرتو این مثلث «عقیده، علم، جهاد» می‌توان حکومت حق را برپا ساخت و جامعه‌الهی به وجود آورد. امام صادق(علیه‌السلام) کار را براساس تعلیم و آگاهی‌بخشی در زمینه دین و مکتب، دانشهای گوناگون شروع کرد تا نیروی انسانی آیاتی و آرمان‌خواه، تصمیم‌ساز و اندیشه‌ساز، به وجود آورد که این برنامه رنج فراوان می‌برد و حوصله و زمان بسیار می‌طلبید. امام ششم به سریر صیرفی در پاسخ این سوال که «چرا قیام نمی‌کنید و حکومت حق برپا نمی‌سازید، زیرا «شاید نیمی از مردم جهان» به دعوت شما لبیک گویند؟» فرمود: «اگر به تعداد 17 نفر شیعه می‌داشتم، برجای خود نمی‌نشستم» پس معلوم گردید داشتن نیروی انسانی شرط عمده انجام مسئولیت و تأسیس حکومت می‌باشد، و در بیان امام‌المتقین علی(علیه‌السلام) آمده که: اگر چهل نفر یاور می‌داشتم، حق خود را می‌گرفتم!»
6 ـ در سالروز ولادت امام ششم هدیه‌ای به شیعیان و مسلمانان و بلکه برای جهانیان که پس از رخداد مهم انقلاب اسلامی در ایران، به امام صادق(علیه‌السلام) روی آورده و از مغز متفکر شیعه انتظار بالا دارند، باید داد و لذا به چند نمونه از میراث فرهنگی و اخلاقی این معصوم گرانقدر اشاره می‌نمایم:
سه چیز است که راهنمای اندیشه درست می‌باشد؛ خوش برخوردی، خوب به سخن گوش دادن، پاسخ خوب دادن: «ثلاثه یستدل بها علی اصابة الرأی: حسن اللقاء و حسن الاستماع و حسن الجواب، تحف العقول ص 338». برخورد نیکو، شنونده خوب بودن، پاسخگوی خوب بودن.
انسان به دوست و برادر نیاز دارد، ولی برادران سه نوع‌اند «الاخوان ثلاثه فواحد کالغذاء الذی یحتاج الیه کل وقت فهو العاقل و الثانی فی معنی الداء و هو الاحمق و الثالث فی معنی الدواء فهو اللبیب، ص 338» برادری که همانند غذا مورد نیاز همیشگی می‌باشد که ان عاقل است، دیگری همانند درد می‌باشد که احمق است و سوم همانند دوا میباشد که آن صاحبدل است.
سه گروهند که هیچگاه غربت بدانها راه ندارد «حسن الادب و کف الاذی و مجانته الریب» ادب خوب، خودداری از آزار دیگران و فاصله گرفتن  ازشک و تردید (تحف العقول، ص 338)
سه چیز را به طور کامل و تمام در شخص واحد نمی‌توان دید ایمان، اندیشه، عقل، کوشش و اجتهاد. «ثلاثه اشیاء الاثری کامله فی واحد قسط، الایمان و العقل و الاجتهاد، ص 339 تحف العقول مترجم» «السرور فی ثلاث خلال: فی‌الوفاء و رعایه الحقوق و النهوض فی النوائب شادمانی در سه خصلت می‌باشد: وفاداری، رعایت حقوق و همراهی و همکاری در پیشامدهای ناگوار: (همان 337)
هر مردی در زندگی مشترک به سه خصلت نیاز دارد: موافقت با همسر خود، خوش‌خلقی با وی، بدست آوردن دل او با زیبا ساختن خود و توسعه در زندگی وی، و هر زنی نیز در این زندگی به سه صفت نیازمند است: پاک نگهداشتن و مصون داشتن خود از هر آلودگی تا اطمینان شوهر را در همه حال جلب نماید، محافظت از همسر خویش در همه حال، ابراز علاقه تام با دلربایی و زیباسازی در دیدگان شوهر خود (تحف‌العقول مترجم ص 337)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات