وقتی ثمره ورود تکنولوژی در صحنه اقتصاد آثار خود را نشان میدهد تولید سرانه افزایش مییابد وقتی تولید و مصرف با هم همطراز میشوند تورم مهار میشود ما محال است بدون رسیدن به تولید صنعتی با چنین مصرف صنعتی که داریم تورم را پشت سر بگذاریم. دشمن ما میخواهد ما در مقابل هنر صنعتی او یعنی سینما از هنر صنعتی استفاده نکنیم در حد سیستم وعظ و خطابه قدیم متوقف باشیم درست است که همین وعظ و خطابه موجآفرین است اما معنی و مفهوم آن این نیست که یک فیلم انقلابی که میتواند در عالم غوغایی بپا کند ما از تولید آن عاجز باشیم ما بایستی هنر صنعتی را با هنر صنعتی، مصرف صنعتی را با تولید صنعتی مهار کنیم حتی معلمین ما اگر بخواهند به شیوه سنتی ارزش افزوده تامین کنند در تهیه خانه و سایر لوازم گرفتار مشکل خواهند شد هر کس در هر رشتهای که هست بایستی میزان ارزش افزوده خود را با ضریب تکنولوژی توسعه دهد تا عواید او بمصارف او قابل انطباق باشد. این تکنولوژی نیاز به سرمایهگذاری دارد و سرمایهگذاری در مرحله اول تورمزا و در آخر کار بعد از اینکه میزان ارزش افزوده را بالا آورد خاصیت تورمزدایی دارد بهر تقدیر توسعه بمعنای فراهم آوردن ضریب تکنولوژی برای بازوی تولید است نسبت بین تورم و توسعه همین است تا توسعه بحد قابلقبولی نرسیده است چارهای نیست بجز اینکه ثبات ارزش پول را قربانی توسعه نمود در این گذرگاه به مقطعی میرسیم که پائینتر رفتن قدرت خرید و قدرت پول خطرناک است اما کند شدن شتاب توسعه خطرناک نیست در چنین مقطعی حرکت از توسعه به ثبات آغاز میشود بتدریج که زمان پیش میرود بخشهایی از توسعه که قبلاً مورد سرمایهگذاری قرار گرفته اما بتولید نرسیده بود بتدریج وارد میدان تولید میشود صادرات از حالت انحصار در نفت خارج شده برای خود رقم در حال افزایشی را نشان میدهد در این مرحله بتدریج بایستی مثل بچههایی را که از شیر میگیرند و به غذا میبندند توسعه را از تورم گرفت و به درآمدهای مختلف وصل کرد در این وضعیت توسعه آهنگ رشد کندتری را در ابتدا نشان میدهد منتها تورم در سرچشمه ثابت میماند مثلاً وقتی قیمت طلا در داخل و قیمت دلار بعنوان ارز خارجی ثابت میماند قانوناً باید نرخ تورم در اجناس دیگر مهار شود و یا ثابت بماند اما عملاً مشاهده میشود که افزایشهایی در آن دیده میشود این افزایش موقتی است بسته به جریان آبی که در سرچشمه نهر به نهر شده و جابجا شده اما در چند کیلومتری هنوز بقایای جریان در نهر سابق مشاهده میشود اینها بقایای حرکت است در تمام کشورهای جهان چنین بوده نهایت کشور ما با کشورهای دیگر تفاوت خاص خودش را دارد کشورهای دیگر در حال توسعه ستیز نداشتهاند کشور ما حیاتش به ستیز اوست اعتبارش به ستیز اوست حتی اعتبار اقتصادی او: ستیز در مقابل نابرابری ستیز در مقابل زورگویی چون ستیز هست توطئه و محاصره است اگرچه بخاطر وجود این مشکلات سرعت توسعه کند میشود اما رشد حاصل یک رشد پخته یا شلاقخورده، لگدخورده و کوبیده شده خواهد بود نتیجه آن ثبات استواری است که در نتیجه این فشارها عاید میشود. بهر جهت در دوره توسعه و بازسازی و سرمایهگذاریهای زیربنایی سرمایه اصلی از محل دارایی مردم است که به شکل تورم از جیب آنها به سرمایهگذاری منتقل میشود. در چنین حالتی مردم که احساس میکنند مثل اینکه داراییشان در ظرف سوراخی است بفکر میافتند ظرف ثابتتری را برای دارایی خود انتخاب کنند طلا، کالا و یا دلار تنها راهی که پیدا میکنند کالاست مثلاً طرف نیاز به یخچال ندارد اما برای نگهداشتن قدرت خرید پول آن را به یخچال تبدیل میکند و چند سال بعد میفروشد این کار هم زحمت دارد و هم خطر، درعین حال ممکن است عدهای به این فکر بیفتند که پول را به کالا تبدیل کنند اگر چنین چیزی بشود و تدبیری برای پیشگیری از چنین رویهای انجام نگیرد هر کالایی در کنار یک مشتری واقعی دهها مشتری کاذب پیدا خواهد کرد و گرانی بسیار مضر یا ثمرات بیهودهای را بجامعه تحمیل خواهد نمود گرانی عرضه و تقاضاییگرایی بخاطر وفور مشتریهای کاذب مداخلی را برای سدسازی و سرمایهگذاری در پی نخواهد داشت.
در حالیکه گرانی ناشی از افت ارزش پول نتیجه سرمایهگذاری در کارهای زیربنایی است. بهر جهت برای پیشگیری از گرانی عرضه و تقاضایی نمیتوان همیشه بروی کوپن و حواله حساب کرد. برای فرونشاندن عطش مشتریان کاذب کالا تدبیری اندیشیدهاند و آن اینکه برای سپردههای ثابت و درازمدت بهره را بمیزان تورم بالا ببرند در نظام اسلامی ما که ربا مجاز نیست این قضیه را از طریق قرارداد مضاربه به مشارکت انجام میدهند و مضاربه و مشارکت یک معامله شرعی است و حلال و حرام بودن معامله تابع نفس قرارداد است و معصومین(ع) به ما گفتهاند:
انما یحلل الکلام و یحرم الکلام - تا قراداد چه باشد وقتی دولت برای سپرده ثابت چنین قراردادی را منعقد میکند نمیتواند دگر به کسی وام قرضالحسنه اعطا کند و اگر درصدی در بانکها وجود دارد با کارمزدهای خاص خود، درصدی بسیار جزیی است، در چنین وضعیتی دولت ناچار است تسهیلات بانکی را در عقود مشارکت و مضاربه منعقد نماید، نه قرضالحسنه و وام در اینجا همان عارضه مذکور در سخن امام به عنوان یک رویداد موسمی واقع میشود که میفرمود پول نباید کار کند و نباید اینطور باشد که مردم در خانه خود بنشینند و پولشان کار کند، پول نباید کار کند اما نتیجه چنین قراردادهایی همین میشود که بسیاری خانه خود را بفروشند و به سپرده ثابت تبدیل کنند و از 18 یا 19 درصد حاصل آن همه مایحتاج زندگی خود را تامین نمایند و کافیست که در همین مدت در خانه بنشینند و عایدات خود را مصرف کنند این وضعیت موقتی است تا زمانیکه توسعه به بار ننشسته و ضریب تکنولوژی در قدرت تولید مردم ضرب نشده و مصرف چه مصارف عمومی و چه مصارف بازسازی و توسعه مجموعا بر تولید فزونی دارد چارهای جز اعتباری بودن پول وجود تورم و تعطیل قرضالحسنه و کار کردن پول نیست در این دوره پول نباید کار کند اما کار میکند قرضالحسنه میبایست وجود داشته باشد اما نمیتواند این وضع موجود است برای رسیدن به وضع مطلوب یعنی رواج قرضالحسنه و تعطیل کردن پول باید از مرحله اعتباری بودن پول گذشته باشیم و به مرحلهای رسیده باشیم که درآمد حاصل از تولید هم پاسخگوی مصرف و هم پاسخگوی رشد توسعه باشد و نرخ برابری پول با کالا تفاوت کمتری را نشان دهد هرچه نرخ تورم کاهش مییابد زمینه برای کاهش دادن بهره مضاربه در سپردهها و یا تسهیلات بانکی تهیه و فراهم میشود زیرا همین که قیمت پول ثبات نسبی پیدا کند اشتهای تبدیل پول به کالا بدلیل مشکلات آن فروکش میکند و نیاز بکار کردن پول نیست البته این کار زمان میبرد بهره به تدریج بالا آمده کنار میرود وقتی تورم مهار شد مضاربه به شکل کار کردن پول نخواهد بود زیرا با ثابت ماندن پول زمینه برای قرضالحسنه فراهم میشود با رواج قرضالحسنه کار کردن پول متوقف میشود، مضاربه به زمانهای قدیم که پول ثابت بوده با زمانه ما که پول متغیر است متفاوت است مضاربه زمان ما جایگزین وام و قرض است مضاربه دولت و حکومت اسلامی یک حرکت مقطعی است مثل زیر آب رفتن غواص در این حالت نفس کشیدن محدود میشود به خطرناکترین کار که رفتن در عمق زیاد است اما همانطوری که در عمیقترین نقطه مروارید و صدف و مرجان تحصیل میشود در اقتصاد هم در اوج مرحله تورم کارخانجات و موسسات و برنامههای اساسی اقتصادی شکل میگیرد. همانطور که غواص با دست پر از این سفر دریا برمیگردد حکومت هم تورم را شروع و با دست پر از آن برمیگردد یعنی ظرفیت تکنولوژی را در بازوی تولید فراهم میکند و تولید ناخالص ملی را افزایش میدهد تولید سنتی را به تولید صنعتی تبدیل میکند صادرات غیرنفتی را جایگزین صادرات نفتی میکند و چه بسا وقتی برسد که بتواند نفت را برای آینده خود ذخیرهسازی کند و تنها فرآوردههای حاصل از آن را به فروش رساند بهر جهت همانگونه که در زیر آب رفتن امری ضروری است پول اعتباری و متغیر یک حکم اضطراری است پول اصلی اسلام پول ثابت است اما ولیفقیه طبق مصلحت میتواند بدلیل ضرورتها از پول اعتباری استفاده کند با رفع ضرورت چارهای جز تاسیس پول ثابت نیست آینده روشن نظام که سیستم پولی ما را از سایر سیستمها جدا میکند و دیگر در نظام ما خلاقیت کار میکند نه پول، درست بعد از رسیدن به پول ثابت است بدون در نظام پول ثابت دوش به دوش قرضالحسنه است از طرفی کسی که مشکل او را وام حل میکند هرگز بسراغ قرضالحسنه نمیرود اما در شرایط فعلی که نمیتوان وام را به صورت قرضالحسنه پرداخت. چارهای جز مضاربه نیست بالاخره موضع مطلوب در اقتصاد ما رسیدن به پول ثابت است ما اگر در مرحله اول پول را ثابت نگه میداشتیم نمیتوانستیم نه جنگ، نه بازسازی و نه توسعه را پشت سر بگذاریم تورم به منزله کار غواصان است پول اعتباری و تورم برای رسیدن به پول ثابت و گذر از مراحل توسعه صحبت از قرضالحسنه بحث پختهای است و بدون رواج قرضالحسنه جلوگیری از کار کردن پول، کار نشدنی است و تا زمانی که کار کردن پول متوقف نشود تشدید فاصله غنی و فقیر غیرقابل اجتناب است، درست است که میتوان فقیر و قشر آسیبپذیر را مورد حمایت و تحت پوشش قرار داد اما این کار به منزله گرفتن زیر بغل بیمار است نه به منزله مداوای او و گرفتن مالیات سنگین از اغنیا به منزله پس گرفتن قسمتی از سود اضافی است نه پیشگیری از تجاوز آنان، آنچه اسلام و اقتصاد آن بر آن استوار است قوی شدن ضعیف است در حالی که شرق ضعیف کردن اقویا و غرب مشارکت با اقویا در خوردن ضعفا را در نظر گرفتهاند غرب میگوید تو چون بیشتر داری از آنکه ندارد باج بگیر سهم من را هم فراموش مکن در شرق از ترس اینکه مبادا انسانی به انسان دیگری نوک بزند منقار همه را میچینند بجای اینکه انسانی به انسانی نوک نزند قوی به ضعیف نوک نزند از همه سلب مالکیت میکنند اسلام پول ثابت را اختیار میکند، بطور یک قاعده، اگرچه پول اعتباری را به صورت استثناء میپذیرد. در پول ثابت ممنوعیت بهره بهر صورت یعنی کلاً تعطیل کار کردن پول و رواج قرضالحسنه به معنی امکان سرمایهدار شدن همگان و سرمایهداران خود را در مقابل سرمایهداران دیگری که با قرضالحسنه سرمایهدار شدهاند میبینند حال هر کدام خلاقیت بیشتر داشته باشند در این مسابقه برندهترند اما آنجا که قرضالحسنه نیست سرمایهدار مسلح و بیسرمایه خلع سلاح است و مسلح همیشه از غیرمسلح باج گرفته است.
در خاتمه این بحث بدون هیچ نوع تعریف و تملقی باید گفت راهی که تاکنون رفتهایم مجموعه مشورتها و دیدگاهها بوده از نظر اصولی غیر از این راهی نبوده است. دوم، چون درآمد حاصله از تورم یک درآمد اضطراری است هزینه شدن آن در موارد مصرفی صرف اشتباه بزرگی است منظور از موارد مصرفی صرف اموری است که زمینه اعتبارآفرینی و نمایش قدرت و رفع تنگناهای روحی مردم در کار نباشد وگرنه خرج کردن در اینگونه موارد ولو اینکه به ظاهر تفریحی باشد اما اگر نشاندهنده نشاط اجتماعی یک ملت و زندگی او باشد یک کار اصولی و اساسی است تشخیص این قضیه به اجتهاد مسئولین و مقاصد درونی طرف مربوط میشود و نمیتوان به سادگی عمل دیگری را براساس برداشت خود محکوم نمود. سوم: فرهنگ تولید اگرچه بوسیله فشار تورم توسعه مییابد اما انعکاس این مطلب مهم است که کسی به میزان کار ثابت اداری خود اکتفا نکند و هر نوع تولید ممکن برای هر فردی در هر سطح و ردهای که باشد عار و ننگ تلقی نشود بلکه هدر رفتن وقت و به هدر دادن فرصت تحقیر شود امروز روزی است که بایستی دست آن مدیرکل که در خارج از ساعت اداری مسافرکشی میکند را بوسید در وقتی که برای کنکور به تهران رفته بودم در پارک شهر تهران که آن روز بنام سنگلج معروف بود با دوستم صحبت میکردم شخصی که در نزدیکی ما نشسته بود به سراغ ما دو نفر آمد و گفت از صدای شما شناختم که شیرازی هستید منهم شیرازی هستم و کارمند اداره دارایی هستم امروز سوار وسیلهای شدم تا مرا به اداره برساند در آیینه ماشین چهره راننده را میدیدیم که به مدیرکل ما خیلی شباهت داشت در وقت پیاده شدن پول را که به راننده میدادم یکدیگر را شناختیم او به من گفت بله من خودم هستم در غیر ساعت اداری مسافرکشی میکنم!