گروه بینالملل ـ احسان تقدسی: پس از گذشت ماهها از آغاز مناقشه سیاسی بیروت همچنان چشمانداز روشنی برای حل این بحران دیده نمیشود و طرفهای اصلی این مناقشه علائمی از تفاهم را نشان ندادهاند، آنچه پیداست بحران کنونی بیروت تنها محدود به حوزه سیاست نیست و آنگونه که محمد رعد رئیس فراکسیون نمایندگان حزبالله در مجلس لبنان گفته است، اختلاف درباره هویت و آینده سیاسی لبنان است. ارسال نامه نمایندگان گروه 14 مارس به سازمان ملل و توسل این جناح به نیروهای خارج اشتباه جدیدی بود که بر شدت بحران افزود. حزبالله این اقدام را آخرین گام کودتایی طیف حاکم پنداشته و در سوی دیگر نبیهبری به دلیل نقض مکرر موازین قانونی حاکم بر لبنان اعلام کرد که از تشکیل جلسه پارلمان برای تصویب طرح جنجالی دادگاه حریری ممانعت میکند. سایه یک بنبست اکنون بر همه عرصههای سیاسی ـ اجتماعی لبنان حکمفرماست. اکنون نگاه تازهای داریم به این اوضاع پیچیده که در گفتوگو با مسعود اسداللهی کارشناس مسائل لبنان کوشیدیم پاسخی برای مهمترین مسائل سیاسی لبنان بیابیم.
* آخرین اخبار از مناقشات سیاسی بیروت که محور آن تشکیل دولت وحدت ملی و نیز پرونده حریری است به کجا رسیدهاست؟
** در حال حاضر یک بنبست کامل سیاسی در صحنه لبنان اتفاق افتاده و ما در مرحله انسداد سیاسی هستیم. متأسفانه دو طرف درگیر منازعه سیاسی، قادر به حل منازعه نیستند و به همین خاطر هیچگونه توافقی تاکنون درباره تشکیل دولت وحدت ملی حاصل نشده است و مخالفان همچنان دولت را تحریم و به تحصن خود در مرکز بیروت ادامه میدهند. در موضوع تشکیل دادگاه بینالمللی قتل حریری هم اوضاع به همین شکل است و توافقی حاصل نشده است. مخالفان دولت اصل تشکیل دادگاه را قبول دارند ولی در بحث جزئیات تشکیل آن و تأکید بر اینکه این دادگاه در تعارض با قوانین لبنان نباشد و جایگاه قضات لبنانی در آن لحاظ شود، اختلافاتی میان دو طرف وجود دارد. به همین دلیل جناح حاکم اقدام به ارسال نامهای به شورای امنیت سازمان ملل کرد و از شورای امنیت خواست تشکیل دادگاه را خارج از یک توافق لبنانی عملی کند به این صورت، در حال حاضر هیچگونه توافقی میان دو طرف نیست و بحران همچنان ادامه دارد.
* رایزنیها و میانجیگریهای داخلی و خارجی برای حل مناقشه بخصوص رایزنیهای ایران و عربستان به کجا رسید؟
** رایزنیهای ایران و عربستان کمک بزرگی به کاهش تنشهای مذهبی در لبنان کرد. در چند ماه اخیر به علت حوادثی که در منطقه بخصوص در عراق افتاده بود، شاهد شکلگیری نوعی تنش میان طوایف شیعه و سنی در لبنان بودیم که تماسهای ایران و عربستان به کاهش این تنشها منجر شد. اما به جز آن، اگر چه دو کشور تلاش کردند مواضع دو طرف مناقشه سیاسی لبنان را به یکدیگر نزدیک کنند اما تاکنون نتیجه خاصی مشاهده نشده است. در این فصل از اختلافها کاری از دست ایران و عربستان برنمیآید مگر آنکه لبنانیها خود به توافق برسند.
* پیش از این خبرهای زیادی درباره رایزنی نمایندگان دو طیف موافق و منتقد دولت داشتیم نتایج چند دور مذاکرات نبیهبری و سعدالدین حریری به کجا رسید؟ چرا این گفتوگو روزنهای برای حل مناقشه سیاسی بیروت باز نکرد؟
** این دیدارها هم بخشی از نتایج مذاکرات ایران و عربستان با گروههای لبنانی بود اما همانگونه که اشاره کردم چون توافقی میان لبنانیها حاصل نشده این دیدارها هم به جایی نرسید.
* علت این بن بست چه بود؟
** علت این موضوع مخالفتهای همپیمانان آقای حریری و افرادی چون ولید جنبلاط و سمیر جعجع بود.
* ولی برخی شواهد حاکی از آن است که بسیاری از طوایف و گروههای لبنانی خواهان پایان یافتن این مناقشات هستند. به راستی علت مخالفت افرادی که اشاره کردید، چه بود؟
** آن دو نفر فقط به تأمین منافع میاندیشند و بر تحقق خواسته خویش پا میفشارند اما در معادلات سیاسی جامعه لبنان هر نوع توافق سیاسی که حاصل شود به ضرر جنبلاط و جعجع خواهد بود. این دو شخصیت گروههای کوچکی را در لبنان رهبری میکنند و هرگونه توافق سیاسی میان شیعیان و اهل سنت به ضرر آنها خواهد بود.
* آیا تجمع طرفداران 14 مارس و طرفداران 8 مارس در مجلس را میتوانیم نشانه پایان دیپلماسی و ناکامی رایزنیها بدانیم؟
** بله، به طور دقیق همین طور است. با به نتیجه نرسیدن گفتوگوها، جناح حاکم کوشید با حضور در پارلمان فشار سیاسی فوقالعادهای به نبیهبری وارد کند تا بلکه او را به عقبنشینی از دیدگاهش وادار کند. در مقابل نمایندگان طیف مخالفان هم در مجلس حضور پیدا کردند و این اتفاق نه نشان از کاهش مناقشه بلکه نشان از ادامه بحران دارد.
* 14 مارسیها با چه اهداف و انگیزهای نوک پیکان حملات خود را متوجه نبیهبری و مجلس کردند؟
**به این دلیل که آنها در حال حاضر نیاز به تصویب قانون دادگاه حریری در دادگاه دارند. بنابر توافق دولت لبنان و شورای امنیت قانون ابتدا باید مراحل تصویب قانونی (امضای رئیسجمهور و تصویب مجلس) را طی کند و سپس به شورای امنیت ارسال شود. بنابراین طیف حاکم در هفتههای اخیر جنگ روانی سنگینی را بر ضد نبیهبری به راه انداخت و وی را به ممانعت در راه تصویب این قانون متهم کردند.
* با توجه به فضای سیاسی کنونی و شرایطی که اشاره کردید چه چشماندازی برای بحران سیاسی بیروت مشاهده میکنید؟
** با توجه به اوضاع فعلی و بنبستی که اشاره کردم به طور یقین لبنان در داخل این کشور حل شدنی نیست و راهحل آن باید از خارج بیاید. در اینباره همه منتظرند ببینند در سطح منطقه چه اتفاقاتی میافتد و سپس بر اساس تحولات منطقه مسائل لبنان روشن شود.
* به طور مشخص دو طرف در انتظار چه اتفاقی نشستهاند؟
** اعضای جناح اکثریت لبنان به سیاستهای منطقهای واشنگتن چشم دوختهاند و بشدت منتظر هستند ببینند تهدیدات آمریکا بر ضد ایران به کجا میانجامد. آنها فکر میکنند برخورد آمریکا با ایران، حزبالله را بشدت تضعیف میکند و اوضاع به نفع آنها تغییر خواهد کرد.
* جناح حاکم و هواداران سنیوره مایل به ارائه راهحل از سوی کدام کشورهاست؟
** آمریکا و فرانسه.
* یعنی به این صورت کشورهای منطقه در حل بحران سیاسی بیروت و ارائه راهحلنهایی نخواهند داشت؟
** گروه حاکم (14 مارس) در حال جدا کردن راه خود از کشورهای منطقه است. حتی تلاشهای دیپلماتیک مصر و عربستان نیز با مخالفت گروههای حاکم مواجه شده و آنها هم تخم مرغهای خود را در سبد آمریکا و فرانسه چیدهاند. اما باید به این نکته نیز توجه داشت که آمریکایها مشکلات بزرگی در عراق دارند و به دنبال معامله سوریها هستند. گروه 14 مارس از این نگران است که در صورت توافق آمریکا و سوریه، آمریکا این گروه را در لبنان تنها خواهد گذاشت و به همین دلیل این گروه بشدت مخالف هرگونه رابطهای میان آمریکا و سوریه هست و نسبت به سفر اخیر نانسی پلوسی به سوریه هم اعتراض کردند. آنها از امتیازدهی سوریه به آمریکا در عراق و در عوض امتیازدهی آمریکا به سوریه در لبنان نگران هستند.
* فکر میکنید با رفع اختلاف سوریه و عربستان و تنشزدایی در روابط دمشق و آمریکا امکان تغییر نگاههای جناح داخل لبنان نسبت به سوریه وجود دارد؟
** با توجه به تحولات دو سال اخیر و مواضع بسیار تندی که رهبران 14 مارس بر ضد سوریه اتخاذ کردند، میتوان گفت این گروه همه پلهای پشت سر خود را خراب کرده و راهی برای بهبود روابط این گروه و سوریه وجود نداشته باشد. آنها معتقدند در صورت توافق آمریکا و سوریه قربانی خواهند شد. با این حال به نظر میرسد نوعی طلاق سیاسی کامل میان 14 مارس و سوریه انجام گرفته باشد.
* نانسی پلوسی رئیس دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا بتازگی با سفر به خاورمیانه دیدارهایی را با بشار اسد و نیز سران مناقشه سیاسی بیروت داشته است. به نظر شما آیا دموکراتها در مناقشاتی مانند لبنان و سوریه نیز همانند عراق سیاستی مستقل از کاخ سفید را در پیش گرفتهاند؟
** کانون اختلافات میان دموکراتها و جمهوریخواهان، مسأله عراق است. به طور کلی در جایی که مسائل عراق به ایران و سوریه گره میخورد مواضع دموکراتها از جمهوریخواهان متفاوت است. دموکراتها، بنابر توصیه کمیته بیکر ـ همیلتون معتقدند آمریکا باید وارد مذاکره با ایران و سوریه در مورد عراق شود. در این جا اختلاف سیاسی جدی میان جمهوریخواهان و دموکراتها وجود دارد و این یک بازی سیاسی هم نیست. اما در مسئله لبنان اختلاف نظری میان دو طیف سیاسی آمریکا نیست و لبنان اولویت خیلی مهمی برای آنها محسوب نمیشود. اما باید توجه داشت که بوش پس از شکست در عراق، به دنبال پیروزی در لبنان است تا آن را برای جمهوریخواهان در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا ذخیره کند.
* در حالی که برخی اخبار حاکی از نرمش رژیم صهیونیستی و احتمال پس دادن مزارع شبعا از سوی اسرائیل است، برخی منابع حزبالله از آمادگی مجدد اسرائیل برای حمله به لبنان خبر میدهند. این دو خبر و دو پیشبینی را چگونه ارزیابی میکنید؟
** در مورد مزارع شبعا ماههاست احتمال مسترد کردن آن از سوی اسرائیل به سازمان ملل متحد مطرح است. اما مقامهای اسرائیلی تاکنون با قاطعیت این موضوع را نفی کردهاند و از نظر میدانی هم هیچ نشانهای مبنی بر ترک این مزارع از سوی اسرائیل دیده نشده است. اما در مورد آمادگی اسرائیل برای حمله به لبنان باید گفت که خود اسرائیلیها این شایعات را دامن میزنند. همچنان که برخی طیفهای مطبوعاتی اسرائیل مدعی هستند در تابستان آمریکا به ایران حمله خواهد کرد و جنگ میان اسرائیل و لبنان نیز آغاز خواهد شد و در تابستان داغ، منطقه به سوی جنگ پیش خواهد رفت.
* فکر میکنید با توجه به تجربه جنگ 33 روزه آیا ارتش اسرائیل امکان و یا توان حمله به لبنان را خواهد داشت؟
** اوضاع ارتش اسرائیل پس از جنگ به نحوی است که افسران اسرائیلی احساس میکنند احترام آنها و قدرت بازدارندگی ارتش اسرائیل از میان رفته است. جناح تندروی درون ارتش اسرائیل بنابر همین استدلال معتقد است که اسرائیل برای اعاده حیثیت باید دوباره به لبنان حمله کند و اینبار حزبالله را شکست دهد.
* طیف تندروی درون ارتش اسرائیل آیا در شرایط کنونی امکان پیشبرد این تفکر را دارد؟
** در اینباره گفته میشود اشکنازی رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل هم از این جناح است اما من تصور میکنم با توجه به اوضاع داخلی اسرائیل که هنوز شاهد بروز فشارها و پیامدهای جنگ 33 روزه هستیم که حتی این امر میتواند به استعفای اولمرت هم بینجامد، بسیار بعید است سیاستمداران اسرائیلی با جنگ دیگری موافقت کنند.