«ما آن روز شکست خوردیم که یک پسربچه فلسطینی موفق شد.»
زوی مالکین، رئیس اسبق عملیات ویژه موساد، در حالیکه نمیتوانست عصبانیتش را از شکست طرح ترور خالد مشعل مخفی کند این سخنان را بر زبان میآورد. او اکنون وارد بازار تجارت شده و دیگر با آن زمان فاصله بسیار دارد. اما با این وجود او بود که در 11 مه 1960 دستگیری آدولف آیشمن، جانی نازی را در بوئنسآیرسرهبری کرد و اکنون نیز با سختگیری تمام ترور ناموفق خالد مشعل رئیس سیاسی حماس را در اردن مورد قضاوت قرار میدهد. تنها او نیست که چنین رویهای را پیش گرفته بلکه بسیاری از رؤسای قدیمی موسا نیز از این «فاشله» (ناتوانی)سرویسهای امنیتی اسرائیل خجلتزده هستند.
چه اتفاقی افتاده است؟ مگر مأموریت ویژه موسا چقدر پیچیده بود؟ دو مأمور موساد، با گذرنامههای کانادایی باید در مقابل ساختمان مشرف به محل کارش منتظر میشدند و موقع پیاده شدن از ماشین با او تماس میگرفتند و یک لحظه کافی بود تا مخفیانه با یک سرنگ زهرآلود او را مسموم کنند. خالد باید 8 ساعت پس از آن میمرد، اما به جای تماس مختصر با او، مأموران ناشی موساد او را هل داده و به زمین انداختند. پس از آن شروع به دویدن کردند و شک زاننده و محافظ خالد مشعل را برانگیختند که در نهایت منجر به دستگیری آنها شد.
بنیامین نتانیاهو با شنیدن خبر شکست عملیات، تصمیم گرفت بلافاصله ماجرا را برای شاه حسین برملا سازد. حتی دانی یاتوم به سرعت خود را با یک هواپیمای خصوصی به امام رساند. یاتوم که وزیر جنگ اسحاق رابین بود، اکنون روابطی خصوصی با پادشاه هاشمی برقرار کرده است. او سه هفته پیش از این اتفاق، به همراه همسر و فرزندان خود برای اقامت چند روزه در کنار ساحل دریا به بندر عقبه دعوت شده بود، اما به محض آنکه یاتوم اعتراف کرد که مشعل تا 8 ساعت دیگر بیشتر زنده نخواهد ماند، شاه حسین از عصبانیت منفجر شد: «چگونه با وجود رابطی که میان ما وجود دارد تصمیم به چنین کاری گرفتید؟» و پاسخ یاتوم ـ «من یک سربازم و و از دستورات اطاعت میکنم.» فقط اوضاع را وخیمتر کرد، چون بلافاصله شاهحسین در پاسخ گفت: «بهتر بود استعفا میدادی تا چنین دستوری را اجرا کنی.» گفتگو پایان میپذیرد و یاتوم پیش از بازگشت به اسرائیل پادزهری را در اختیار همتای اردنی خود قرار میدهد تا جان مشعل از خطر مرگ نجات یابد، اما ناگواری ماجرا همچنان به قوت خود باقی است. شاه حسین احساس میکرد که به او خیانت شده و روابط شکننده اسرائیل ـ اردن نیز بدین ترتیب در معرض تهدید قرار گرفت.
بنابراین نتانیاهو تصمیم گرفت تا فرستاده سیاسی دیگری را راهی امان کند. این شخص آریل شارون نام داشت که همانند شاه حسین نسبت به یاسر عرفات بدبین بود. سه ساعت طول کشید تا گاه با استفاده از سیاست «چماق ـ حلوا» سرانجام به نتیجه برسند و ماجرا را سروسامان دهند. اما بهای آن برای اسرائیل بسیار گران بود. و بدین ترتیب شیخ احمد یاسین رهبر روحانی حماس از زندان آزاد شد.
هر چند که عسبانیت شاه حسین با تمهیدات ویژه رژیم اسرائیل لاجرم آرام گرفت، اما هنوز مسائل و پیامدهایی در داخل اسرائیل در جریان بود، در نزدیکی تلآویو، در مکانی محافظت شده و سری، کمیسیون ویژهای شامل سه نفر تحت مدیریت ژوزف شیخ انور، مدیر شرکت هواپیمایی الآل و مشاور پیشین موشهدایان، تحقیقات موشکافانهای را در پیدا کردن مسئول اصلی شکست عملیات مورد پیگیری قرار داد. بلافاصله اشتباهات بزرگی اشکار شد که چنانچه مورد تأیید قرار میگرفت میتوانست برکناری دانییاتوم را رقم بزند. برخلاف روال جاری، هیچکدام از افسران ارشد، مکانهای عملیاتی را مورد بازدید و بررسی قرار نداده بودند. در محل واقعه، مسئول مجربی وجود نداشت تا در مواقع غیرقابل پیشبینی بتواند عملیات را رهبری کند. علاوه بر آن، چهار مأموری که در عملیات شرکت داشتند پس از دستگیری همکار خود، به ساختمان سفارت اسرائیل در امان پناهنده شدند که این امر نیز برخلاف دستورات بود. همچنین به نظر میرسد مأموریت مأموران موساد در ترور مشعل تقریبا در رقابت میان موساد با امان، سرویس اطلاعات ارتش... و بنیامین نتانیاهو با اسحاق مردوخای وزیر دفاع اسرائیل ریشه دارد. دو ماه بود که مردوخای عملیات ناموفقی را در سرزمینهای خودگردان فلسطین به انجام میرساند و تمام آنها به پیشنهاد نخست وزیر صورت میگرفت، نتانیاهو که کمکم نگران شهرت هود به عنوان قهرمان جنگ شد تروریستی شده بود، به موساد دستور داد تا خیلی زود فهرستی از اسامی مورد هدف را ارائه دهد. بنابراین خیلی روشن بود که چنانچه اشخاصی در این رابطه ناکام میماندند مسئله مسئولیت سیاسی بار دیگر مطرح میشد چیزی که عمدتاً مسئولیت مستقیم آن مربوط به موساد بود نه نخستوزیر.
ناکامی امان با شهرت بسزای سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل و افسونگریهای موساد در خارج از اسرائیل در تضاد بود. باید گفت که ناکامیهای موساد در قبال موفقیتهای تروریستیاش آنقدر کم است که اصلاً به حساب نمیآید.
در سال 1956 بود که موساد در نفوذ به صحنه بینالمللی جاسوسی توفیق یافت. عزر هارل که در آن زمان سرویسهای اسرائیلی را اداره میکرد. یک کپی از سخنرانی نیکیتا خروشچف در اجلاس کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی ـ که در پشت درهای بسته انجام شده بود ـ را برای همتای آمریکایی خود آلن دالاس فرستاد. اسرائیلیها این مدرم را توسط یک رابط عالیرتبه لهستانی بدست آورده بودند. انتشار آن توسط آمریکاییها، زلزلهای در اروپای شرقی ایجاد کرد پس از آن ربودن آدلف آیشمن در ردیف بزرگترین فعالیتهای موساد قرار گرفت.
هنگامی که بنگوریون در 23 مه 1960 در «کنست» (مجلس اسرائیل) اعلام کرد که این جنایتکار جنگی به اسرائیل آورده شده و چگونگی عملیات را شرح داد، بسیاری شگفتزده شدند. در واقع آیشمن توسط موساد در آرژانتین دستگیر و در لباس یک مهماندار خطوط هواپیمایی الآل بطور کاملاً بیهوش تحویل اسرائیل شد.
ماموران اسرائیلی موساد همچنین دارای نقش ناسناخته و موثری در پیروزی جنگ اعراب و اسرائیل سال 1967 ایفا کردهاند. در 6 ژوئن سال 67 میلادی 600 بمب بر فرودگاههای نظامی مصر، سوریه و اردن فرو میبارد و تقریباً نیروی هوایی این سه کشور در هم شکسته میشود. این عملیات مدیون اطلاعات دقیق ماموران موساد بود که در پروندهایی به نام فوکوس بطور فوق سری در اختیار نیروی هوایی اسرائیل قرار گرفت.
بین سالهای 1972 تا 1974، 13 مسئول سازماندهی سپتامبر سیاه که گروه المپیک اسرائیل را در 5 سپتامبر 1973 قتلعام کرده بودند، یکییکی در اروپا و خاورمیانه توسط ماموران موساد مورد سوءقصد قرار گرفتند. سه نفر از آنها توسط ماموری که خود را به قیافه یک زن موطلایی آراسته بود. در آوریل 1973 در بیروت مورد هدف قرار گرفتند. این تکنیک، 15 سال بعد نیز در 16 آوریل 1988 در تونس برای ترور مرد شماره 2 فتح، ابوجهاد مورد استفاده قرار گرفت.
در سال 1984 نیز موساد توانست شبکه یهودیان افراطی اسرائیل را که قصد داشتند در مسجدالاقصی بمبگذاری کنند متلاشی کند. از دیگر ماموریتهای موساد نیز که از جنگ و خونریزی در آن خبری نبود میتوان از عملیات «موسی و سلیمان» نام برد که طی آن 20 هزار یهودی بطور مخفی از سودان و اتیوپی وارد اسرائیل شدند.
مرکز اطلاعاتی اسرائیل همچنین با ایجاد خطوط ارتباطی مخفی و سری بین طرفهای مذاکره در خاورمیانه نقش غیرقابل انکاری در روند [به اصطلاح] صلح میان اعراب و اسرائیل ایفا کرد. دقیقاً به لطف ارتباط با مغرب بود که موساد توانست در سال 1977 وارد یک تماس مخفیانه با مصر شود. بدین ترتیب یک روز از ماه اوت 1977، اسحاق هوفی رئیس موساد و یکی از معاونانش به همراه حسن التوحامی، معاون رئیس مجلس مصر و ژنرال کمال حسن علی رئیس اداره دوم مصر، در کنار شاه حسن دوم در سالن بزرگ کاخ تابستانی در «عفران» گردهم آمده و با هم به گفتگو نشستند. در واقع در آنجا بود که محورهای چگونگی روابط آشتیجویانه مصر و اسرئیل پیریزی شد و منجر شد تا در 19 نوامبر 1977 انور سادات، رئیس جمهور مصر با هواپیما در فرودگاه بیتالمقدس به زمین بنشیند و این امر تا آنجا پیش برود که حتی مسئول مشت و مالدهنده رئیس جمهور مصر نیز توسط موساد استخدام شود.
صلح اسرائیل و اردن نیز حاصل 20 سال تماس مدام و مخفی میان پادشاه هاشمی و بسیاری از مسئولان اسرائیلی بود. یکی از این ملاقاتهای سری بین شاه حسین و اباابان ـ که اکنون وزیر خارجه اسرائیل است ـ صورت گرفت محل انجام این ملاقات بر روی یک ناو جنگی اسرائیل در دریای سرخ سازماندهی شده بود. پیشخدمتها و آشپزها همگی از اعضای شینبث بودند، از این رو مهارت بیشتر آنها در بکارگیری اسلحه تا پذیرایی از میهمان سبب شد تا بشاب غذا روی شلوار پادشاه اردن بریزد و لکه آن حتی پس از خروج از کشتی همچنان باقی بماند.
در اسرائیل پیوسته یک فرهنگ مخفیکاری و خبرچینی حاکم است. جاسوسی از ابتدای حکومت عبری، به عنوان یک سلاح ضروری برای بقا در فضای خصومتآمیز به حساب میآمده است. بدون شک اسرائیل تنها رژیمی است که بیشتین تعداد رهبران اسبق اطلاعاتی و جاسوسی را در میان مسئولان عالیرتبه سیاسی خود دارد. یگانآلون، وزیر خارجه در کابینه رابین، واحد کماندویی پالماک (واحد زبدگان جوان ارتش صهیونیست) را رهبری میکرد؛ مناخم بگین، رئیس پیشین سامان مخفی ایگون بود؛ اسحاق شامیر، رئیس گروه استرن بود؛ ابین، مرد شماره 2 اسبق پالماک بود؛ رئیس جمهور هیم هرزوک نیز رئیس اسبق اداره دوم و اسحاق ناون، پنجمین رئیس جمهور اسرائیل، سرویس اطلاعاتی بیتالمقدس را در طول جنگ استقلال برعهده داشت. امروز نیز چیزی عوض نشده است. بنیامین نتانیاهو و یهود باراک هر دو از نیاکان سیرت ماتکال، واحد مخفی عملیات ویژهای بودند که در پشت خطهای دشمن اقدام میکرد. در سال 1972 آن دو با هم در ماجرای هواپیماربایی شرکت سابنا در فرودگاه تلآویو دست داشتند. این عملیات توسط موشهدایان رهبری میشد. باراک فرمانده عملیات و نتانیاهو معاون او بود. اما حرفه جاسوسی پیوسته موفقیت را برای رژیم اسرائیل به همراه نمیآورد: پنچ تن از روسای امان، سرویس اطلاعاتی ارتش اسرائیل و دو تن از روسای شینبث تاکنون از کار برکنار شدهاند. آخرین آنها پس از ترور اسحاق رابین توسط یک یهودی افراطی صورت گرفت، اما موساد تاکنون بطور بیسابقهای شانس آورده است. تنها یکی از روسای آن، که مردی تندخو بنام عزر هارل بود پیش از پایان یافتن دوره ریاستش از کار کناره گرفت. در واقع او پس از مخالفت بنگوریون با طرح او برای انجام یک عملیات تروریستی علیه دانشمندان آلمانی ـ که در ساخت یک پایگاه موشکی در مصر کار میکردند ـ استعفای خود را اعلام کرد و چهارمین رئیس موساد، زوی زمیر، نیز نزدیک بود مقام خود را از دست دهد. در واقع یک مشکل کافی بود تا سرنگون شود: در تابستان 1973 ماموران او که حسن سلامه، یکی از عوامل فلسطینی را تعقیب می کردند، پس از آنکه به اشتباه گارسون بیچارهای را در «لیل هامر» نروژ مورد هدف قرار دادند، دستگیر شدند. جانشین او، ژنرال هوفی نیز از زیر ساتور کمیسیون تحقیق قتلعام صبرا و شتیلا جان سالم بدر برد و چند روز پیش از شروع کمیسیون مذبور، به پایان خدمت خود رسید. اما آیا چنین شانسی به دانی هاتوم، رئیس فعلی موساد نیز رو خواهد کرد؟ و یا ماجرای رسوای ترور خالد مشعل میتواند به قیمت از دست دادن مقام برای او تمام شود؟