به اعتقاد برخی از جامعهشناسان، یکی از تئوریهای مطالعه روابط بینالملل، تئوری ارتباطات است. مطابق این تئوری، تلاش بر این است تا اثرات وسایل ارتباط جمعی با توجه به ماهیت و جهتگیری آنها، بر روی رفتارهای فردی داخلی و امور بینالمللی مورد بررسی و توجیه قرار گیرند.
همچنین از طریق ارتباطات میان کشورها، اعم از مبادلات تجاری، پستی، برنامههای رادیویی و تلویزیونی و حتی کانالهای ماهوارهای، میتوان به کیفیت ارتباط و میزان نزدیکی و یا دوری آنها نسبت به هم پی برد. «دیوید مک کللند» جامعهشناس آمریکایی معتقد است که تئوری ارتباطات، در زمینه روابط فرهنگی بینالمللی بین کشورها، افکار عمومی و بازخورد آن و شیوه اخذ تصمیم، قابل اعمال است.
با گسترش و تحول در اشکال و ابزارهای مختلف ارتباطی و همچنین تحول در سیاست کشورها و امور بینالملل، مفهوم جدیدی به نام «ارتباط سیاسی» میان اندیشمندان علوم سیاسی و ارتباطات مطرح شده است که بعدها منجر به ایجاد رشتهای به همین نام گردیده است.
در مقیاسی وسیع، ارتباط سیاسی «بر ماهیت مقابله میان سیاستمداران و رسانهها و کنش و تأثیر متقابل روابط آنان تمرکز میکند. این مطالعات از یکسو، محدودیت کنشهای سیاستمداران و از سوی دیگر تنگناهای فعالیت روزنامهنگاران و نهایتاً نفوذ هر دو را بر تفکر و عمل شهروندان بررسی میکند.»(1)
در ارتباط سیاسی، ما با سه عامل اصلی مواجه هستیم. عامل اول، رسانههای ارتباط جمعیاند. این رسانهها مانند رادیو و تلویزیون و مطبوعات، نه تنها مجاری انتقال نظرات و دیدگاهها هستند، بلکه خود نقشهای مختلفی را میتوانند برعهده گیرند. عامل دوم، سیاستگذاران یا بازیگران سیاسیاند.
در رأس بازیگران سیاسی، دولتها قرار دارند که با عوامل مختلفی در داخل و خارج از مرزها در تعاملند و لازم است برای تصمیمگیری به تمامی این عوامل توجه کنند. سایر بازیگران سیاسی مهم را احزاب، گروههای ذینفع، سازمانهای عمومی و... تشکیل میدهند. عامل سوم، عموم جامعه یا توده مردم هستند که افکار عمومی را میسازند.
مهمترین نقشی که رسانههای ارتباط جمعی از جمله مطبوعات در یک فرآیند سیاسی ایفا مینمایند، همچون پل ارتباطی جهت اطلاعرسانی و آگاهسازی سیاستگذاران و جامعه نسبت به دیدگاههای یکدیگر و اتفاقات و رویدادهای سیاسی است، که در این باره بعداً بیشتر خواهیم گفت. تجربه نشان داده است که مطبوعات بیش از وظیفه واسطهگری ارتباط، نقشها و کارکردهای وسیعتری را در ارتباطات سیاسی به اجرا درمیآورند.
به اعتقاد «برنارد کوهن» محقق نامدار آمریکایی ارتباطات بینالملل، کارکرد مطبوعات بیش از فراهم ساختن اطلاعات و انتقال دیدگاهها است. مطبوعات ممکن است در این که به مردم بگویند چه فکر کنند توفیقی حاصل ننمایند، اما میتوانند به خوانندگان خود بگویند درباره چه چیزی بیندیشند.
از آنجا که نگرش افراد مختلف و تأثیرپذیری آنها از فعالیت فراهمآورندگان پیام (مثل نویسندگان، ناشران و ویراستاران روزنامهها) به دلیل نگرشها و علائق شخصیشان، متفاوت است لذا مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی میتوانند ایدههای متعددی را درباره یک موضوع مطرح سازند که مردم با توجه به مشکلات و مسائل روزمره خود، رأساً به انتخاب و دفاع از یکی از آنها بپردازند.
البته این موضوع به نوع نظام حاکم و سیستم سیاسی نیز مربوط میشود. در کشورهای با نظام دیکتاتوری، تصاویر واقعیتها براساس خواست انحصاری یک دولت یا حزب شکل میگیرد. در صورتی که در مورد یک جامعه آزاد، واقعیتها، معنی عینی خود را دارند و غالباً اخبار، آزادانه توسط مطبوعات مستقل انتخاب میگردند.
از موقعی که حق آزادی مطبوعات براساس قانون در بسیاری از کشورهای جهان پذیرفته شد. این رسانه فعالانه نقش خود را در خصوص آگاهسازی شهروندان از تصمیمات دولت، اجازه به شهروندان جهت سخن گفتن از این تریبون عمومی، فراهمسازی زمینههای بحث راجع به تصمیمات دولت و... ایفا کردهاند.
مطبوعات با ارائه نظرات و دیدگاههای خاص خود که قاعدتاً نشأت گرفته از دیدگاههای جامعه و افکار عمومی است، به تجزیه و تحلیل رویدادها میپردازند. امروزه نقش مطبوعات در میانجیگری میان سیاستمداران و عموم افزایش چشمگیری یافته است. رسانهها میتوانند با نفوذ به افکار عمومی، هدفهای خاص سیاسی را دنبال کنند.
آنها قادرند علاوه بر اطلاعرسانی از طریق تفسیر و تحلیل رویدادها، ایجاد فعل و انفعال از طریق روشن ساختن و یا تخریب ابعاد موضوع، تبلیغات سیاسی، مبارزات انتخاباتی، بررسی و مطالعه تحولات دیدگاهها و نگرشها، نظرسنجی انتخاباتی، برجسته کردن نقاط ضعف و قوت به منظور شتاب بخشیدن یا مانعگذاری بر سر راه سیاست خارجی دولت، تعدد انتشار مطالب خاص و... نقش خود را در امور سیاسی داخلی ایفا نمایند.
در ارتباطات سیاسی خارجی ما با شرایط متفاوتی مواجه میشویم. گفته شد که در ارتباط سیاسی سه عامل اصلی و فعال وجود دارند که مهمترین آنها جامعه یا توده مردم است. این سه عامل بسیار فعالند و در واقع وظیفه اصلی سیاستگذاران و مجریان امور سیاسی، تأمین خواستههای عموم و پاسخگویی به آنهاست.
اعمال این سیاستگذاران در زمینه سیاست داخلی کاملاً زیر ذرهبین قرار دارد و مطبوعات به عنوان نمادی از اراده مردمی، همواره سیاستگذاران و اقدامات آنها را مورد دقت و توجه و تجزیه و تحلیل قرار داده از آنها انتقاد میکنند یا آنها را مورد تحسین قرار میدهند.
در دنیای کنونی که دولتها مشروعیت خود را مدیون دموکراسی و برقراری فضای باز و تبادل آراء هستند، تصمیمات دولت موقعی مورد قبول جامعه قرار میگیرد که مظهری از خواست و اراده عمومی باشد. آگاهی یافتن از این خواستهها، شیوههای متعددی دارد که بدون تردید ارزانترین، آسانترین، مداومترین و آشکارترین شیوه کسب این اطلاعات، رسانههای ارتباط جمعی به ویژه مطبوعاتند.
اما در ارتباطات سیاسی خارجی نقش سازماندهندگی افکار عمومی به نسبت نقش سیاستگذاران و مطبوعات، اندکی کمرنگتر میشود. سیاست خارجی و آنچه که خارج از مرزهای یک کشور دنبال میشود برای اغلب مردم آن کشور، که علاقه و توجه چندانی به آنها ندارند موضوعات پیچیدهای هستند.
«اکثر مردم تجربه مستقیمی در مورد امور بینالمللی، که از دامنه گستردهای برخوردار است، ندارند. ممکن است مردم به خاطر مشارکت در امور، اندکی راجع به جهان خارج و جهان سیاست خارجی بدانند، اما تصویری که آنها از جهان خارج دارند، مبتنی بر آن چیزی است که روزنامهنگاران و رسانهها برایشان ترسیم کردهاند و چه بسا که این تصویر، همانی است که سیاستگذاران میخواهند و مایلند در اذهان مردم خود وجود داشته باشد.»(2)
بنابراین در مورد تأثیر و تأثر رسانهها و مردم باید محدودیت فوق را در نظر گرفت. به عبارت دیگر این مسأله در مورد کسانی صادق است که به موضوعات سیاست خارجی توجه دارند و بیشتر اطلاعات راجع به چنین موضوعاتی را از رسانهها دریافت میکنند. مردم بویژه در مورد اطلاعات سیاست خارجی به رسانهها بیشتر وابستهاند تا سایر منابع. بنابراین، رسانهها ابزاری برای ایجاد جاودانگی و اصلاح تصاویر ملل خارجی و رهبران بینالمللی هستند.
دکتر پیروز شعار غفاری، استاد ایرانی رشته ارتباطات در مورد ضعف اطلاعات خارجی مردم آمریکا معتقد است: «... در آمریکا، حجم اخبار خارجی که خیلی هم به آنها انتقاد میشود، بسیار کم است. به همین دلیل، آگاهی مردم آمریکا از دنیای خارج خیلی کم است... باید این مسأله را ریشهیابی کرد که چرا در آمریکا هنوز یک روزنامه سراسری به آن شکل وجود ندارد؟
چرا مردم آمریکا نسبت به حوادث دنیای خارج، بیتفاوت و ناآگاه هستند؟ و چرا اینقدر نمرههای جغرافی آنها پایین است؟ این مسأله، دلیل اقتصادی تاریخی دارد. برای اینکه آمریکا برای خودش یک بازار خیلی بزرگی است. قارهای که هرچه میخواستند، در آن وجود داشته است و احتیاج و علاقهای به اخبار و تحولات خارجی نداشتهاند.»(3)
اما این مسأله تنها به کمیت اخبار مربوط نمیشود، در مورد کیفیت اخبار خارجی در رسانههای آمریکا نیز نوعی جهتگیری آشکار به چشم میخورد. به اعتقاد اغلب تحلیلگران انتقادی، رسانههای آمریکایی خبرهای بینالمللی به ویژه رویدادهای مربوط به کشورهای جهان سوم و انقلابی را به صورت منفی پوشش داده و بر خبرهای هیجانانگیز مانند ناآرامیهای اجتماعی، بحران اقتصادی، کودتا و سرنگونی دولتها تمرکز دارند.
در مقابل بر توسعه و پیشرفت در کشورهای صنعتی بیشتر توجه نشان میدهند. در مجموع اخبار بینالمللی به صورتی سطحی و بسیار سادهانگارانه مطرح شده و به جای بررسی نحوه تأثیر مسائل بر افراد عادی، بیشتر متمرکز بر شخصیتها و اظهارنظرهای رسمی و دولتی آمریکایی است.
در مورد بحران خلیجفارس و نقش آمریکا در آن، مؤسسه «گالوپ» در دو نوبت به نظرسنجی از مردم آمریکا و کشورهای انگلستان، فرانسه، ایتالیا و آلمان در مورد سیاست جورج بوش رئیسجمهوری وقت آمریکا در خلیجفارس پرداخت. نتیجه نظرسنجی اول، که در فاصله زمانی بین اول تا دهم اکتبر 1990 انجام شد، این بود که آمریکاییها غالباً حامی عملکرد بوش در قبال بحران خلیجفارس بودند. گرچه اروپاییها نیز در کل از سیاست دولت بوش در خلیجفارس حمایت نمودند لیکن پاسخ شهروندان اروپایی نشان داد که به طور قابل توجهی با آمریکاییها اختلاف عقیده داشتند.
تحقیق مزبور نشان داد که نظر اغلب مردم آمریکا و اروپا، تابع سیاستهای کلی دولتهایشان و بیشتر تحت تأثیر تبلیغات دولتی است. در نظرسنجی دوم، که حدود 10 روز بعد (پس از آغاز عملیات آمریکا و متحدانش علیه عراق) انجام شد، از طریق تلفن از یک نمونه 755 نفر از بزرگسالان آمریکایی نظرخواهی شد.
نتیجه این بررسی نشان داد که اکثر آمریکاییها بعد از عملیات آمریکا نیز حامی سیاست دولت بوش در قبال بحران خلیجفارس بودند. اروپاییها نیز گرچه بنا به یافتههای تحقیق، واهمهای از جنگ نداشتند، اما ترجیحشان صبر و بردباری در قبال تحولات منطقه و در صورت امکان، یافتن راهحلی عاری از خشونت و جنگ بود.
این مسائل نشان میدهند که زمینهسازیهای تبلیغاتی از طریق رسانهها، در شکل گرفتن افکار عمومی تا چه حد مؤثرند و تلاش دولتها در بهرهگیری از وسایل ارتباط جمعی جهت دستیابی به این هدف، تا چه حد میتواند موفقیتآمیز باشد.
1) تأثیر و تأثر رسانهها و سیاست خارجی
نمیتوان انکار نمود که در دنیای کنونی دگرگونی و تحول در نظام بینالمللی و ساختار روابط میان دولتها و ملتها و کنش متقابل و تأثیرپذیری آنها ناشی از تحولات عمیق و شگرف در سیستمهای ارتباطی از جمله ماهوارهها و شبکههای وسیع اطلاعرسانی مانند اینترنت است. قبل از جنگ جهانی دوم، برتری نظامی، نقش مسلط را در شکلدهی ماهیت ملی و تصویر جهانی یک کشور بازی میکرد و به دنبال آن جایگاه آن کشور در سلسله مراتب سیاسی جهان مشخص میشد.
کشورهای دارای برتری نظامی بسیار بالا، از این برتری برای تحت فشار قرار دادن سایر کشورها جهت پذیرش هویت ملی و برنامههای سیاسیشان استفاده میکردند... بعد از جنگ جهانی دوم با وقوع انقلاب اطلاعاتی، ماهیت روابط بینالملل به صورت مهیجی دچار دگرگونی گردید.
تکنولوژی ارتباطات، جهانیان را درون یک دهکده جهانی به هم متصل ساخت. رسانهها به منابع اصلی اطلاعات برای مردم سراسر جهان تبدیل شده و به عنوان بازیگرانی قوی در روابط بینالملل مطرح شدند. سیاست خارجی که معمولاً پشت سر صحنهها حضور داشت، در عصر اطلاعات به فعالیتی عمومی مبدل گردید.
در دوره جدید نه تنها سیاست خارجی به عنوان یکی از بخشهای مهم در محتوای رسانهها خود را نشان داده است، بلکه فراتر از آن روابطی تعاملی میان رسانهها و سیاست خارجی برقرار گردیده است. بدین معنی که دو نهاد رسانه و دستگاه سیاست خارجی، تأثیر و تأثرات متقابلی بر هم به جای میگذارند.
مطبوعات نیز به عنوان یکی از مهمترین رسانههای ارتباط جمعی از این فعل و انفعالات خارج نیستند و با توجه به شرایط سیاسی - اقتصادی حاکم بر جوامع از نوعی علاقه و ارتباط متقابل با سیاست خارجی برخوردارند.
اخبار مربوط به سیاست خارجی دارای ویژگیهایی هستند که آنها را از اخبار داخلی متمایز میسازند. بخش وسیعی از اخبار خارجی مستقیماً مربوط به سیاست خارجی یا امور بینالملل نیست، اما بسیاری از اخبار خارجی ریشه در امور داخلی دارند. شرایطی که یک روزنامهنگار برای تهیه و تدوین و تفسیر مطالب مربوط به امور داخلی و خارجی دارد، اصولاً متفاوتند.
ارزشهایی مانند حرفهگرایی و انتقال صحیح و بیطرفانه واقعیات که در گزارشگری مطرحند، در مورد اخبار امور خارجی و رویدادهای مربوط به سیاست خارجی به دلیل اینکه در اذهان عمومی از حساسیت بالاتری برخوردار بوده و به خوبی از سوی جامعه درک میشوند، کمرنگترند. ادامه دارد...