اسکندر صالحی
ارسطو: برافکند حکومت کهنه و بنیاد کردن حکومتی تازه به جای آن، دشواریهای بسیار دارد. (سیاست، 4:1)
آنچه در دو قسمت قبل گفته شد، به گونهای با آنچه از ارسطو نقل کردیم، مرتبط است. گفتیم که چون «برافکندن حکومت کهنه مشکل است» و ذهن، ورز بسیار میخورد در این برافکندن، تا بدان پایه که شکل و صورتی خاص مییابد. و گفته شد، پس از عبور از توفانهای انقلاب و درآمدن در ساحل استقرار، تنظیم ذهن با شرایط جدید، برای بسیاری، بسیار دشوار است.
اما اینک میباید بر شق دوم سخن ارسطو تأکید کنیم که به همان اندازه که برافکندن حکومت کهنه سخت و دشوار است، «بنیاد کردن حکومتی تازه به جای آن» هم حکایتی از این دست دارد. آری هر دو مرحله، دشوار است اما، ابزار برخورد با این سختها و سختیها متفاوت است و بیتوجهی به ضرورت استفاده از ابزارهای مناسب با شرایط و طبعاً متفاوت، همواره موجب خسارت است.
هم حضرت امام (ره) و هم مقام معظم رهبری، در دیدارهای عمومی و خصوصی، و نیز در عمل، در طرح و تبیین گفتمانهای متناسب با شرایط زمان و زمانه خود عمد داشتهاند. حضرت امام، با تفسیری زنده و بدیع از اسلام، بویژه از فقه، اخلاق و عرفان اسلامی، کوشید جامعه را به گونهای بسازد که توان تحقق آرمانهای انقلاب را داشته باشد. آن بزرگوار، جامعهای میخواست متعالی از جهت اخلاقی و سرشار از بهجت معنوی و سرور ایمانی. مقام معظم رهبری نیز همواره در تداوم بخشیدن به راه امام (ره) کوشیدهاند که جامعه ایرانی، خلاق، شاد، مؤمن و متخلق باشد. ایشان نیز، همچون رهبر خود، بر اخلاق و عرفان تأکید همیشگی داشتهاند. کوشش برای تعظیم شعایر انسان ساز و توجه جدی و توأمان به فرد و جامعه و اهتمام به ساختن و بازسازی همواره فرد و جامعه، هرگز از نظر رهبران انقلاب، دور نمانده است. گرچه به طور طبیعی، در زمان استقرار، ظهور و بروز این امر، پرنرگتر بوده است.
به رغم آنچه گفته شد، برخی فعالان سیاسی در جمهوری اسلامی، نتوانستهاند از وضعیت انقلابی عبور و خود را با شرایط استقرار این نظام وفق دهند. از جمله، یکی از ابزارهای انقلابیون، افشاگری بیمرز است. در این شیوه، انقلابیون، با معیارهای خود، ضعفهای وضع موجود را تا نهایت درجه ممکن، در معرض افکار عمومی قرار میدهند. افشاگری، یکی از اولویتها و اولین ابزارهایی است که انقلابیون از آن بهره میبرند. در این مرحله، افشاگری هیچ حد و مرزی نمیشناسد. در سنت دینی ما هست که «اشداء علی الکفار» و این آیه همچون، دیگر آیات قرآن عزیز مجید، رهنمای ماست. اما برخی از انقلابیون، از یاد میبرند که «اشداء»، «علی الکفار» است؛ حالا بیفزاید «ااشداء علی الکفار» را بر «افشاگری». این افراد انقلابی، گاه قسمت بعد این آیه را از یاد میبرند که فرمود: «رحماء بینهم». آری قرار نیست که دو نفر انقلابی، پس از انقلاب، با هم چنان سخن بگیوند که پیش از انقلاب با دشمنان میگفتند. این بزرگواران حتی به خسارتهایی که این نوع رفتارهاشان به اصل نظام وارد میکند، اندک توجهی نمیکنند. و هم از اینجاست که میباید فعالان سیاسی به این دقیقه متفطن باشند، تا علاوه بر جلوگیری از آسیبهای بسیار، و نه احتمالی رقابتهای بیمرز، رقابت را به چشمهای از برکت و رحمت تبدیل کنند.
تا اینجا گفته شد که:
1. اقتضائات انقلاب و شرایط و ضرورتهای آن، با اقتضائات و شرایط و نیازهای زمان استقرار حکومت مطلوب متفاوت است؛
2. به رغم دشواری، انقلابیون در زمان استقرار، میباید ذهنیت، گفتمان، شیوه و روشهای رفتاری خود را تغییر دهند؛
3. تغییر در روشها و تاکتیکها، نه به معنای تغییر در اصول، بلکه برای تحقق اصول است؛
4. تغییر ندادن روشها، به زیان حکومت مطلوب مستقر و در تضاد با آرمانهای انقلاب است؛
5. و آنچه نگفتیم و باید گفت: عرصه ملی، جایی است برای نمایش آرمانهای مشترک انقلابیون در زمان استقرار؛ این عرصه، راهبردهای انقلابیون و روشها و ساختارهای همکاری و رقابت آنها را در بر دارد. در این باره در بخش بعد، اشارهوار سخن خواهیم گفت.