جناب آقای خاتمی رئیسجمهور در سال جاری دو دیدار عمومی با دانشجویان دانشگاهها داشتند. دیدار اول در دانشگاه تهران در دوم خرداد ماه به مناسبت اولین سالگرد حماسه دوم خرداد، و دیدار دوم در دانشگاه صنعتی شریف در 16 آذر ماه به مناسبت پنجاه و پنجمین سالگرد شهادت دانشجویان قندچی، بزرگنیا و شریعترضوی که در جریان اعتراض به ورود نیکسون معاون رئیسجمهور آمریکا پس از کودتای آمریکایی – انگلیسی علیه دولت ملی دکتر مصدق به شهادت رسیدند. هر دو دیدار در جوّی بسیار صمیمی و فارغ از تکلفهای معمول انجام گرفت و بوجهی بارز پیوند بین «دانشجویان» و «نظام» و به تعبیری دیگر «دانشگاه» و «حوزه» را به نمایش گذاشت، اما واکنشهای تند و غیرمنصفانه برخی مطبوعات و افراد یک جناح خاص در قبال این دو دیدار خاص این سوال را مطرح میسازد که براستی «هراس از دانشجو و دانشگاه، چرا؟»
بازگویی نقش «جنبش دانشجویی» در تاریخ معاصر کشورمان، فراز و نشیبها و نقاط قوت و ضعف آن هدف این مقال نیست، اما به تحقیق یکی از پایگاههای عمدهای که به یاری حضرت امام(ره) در همه دوران مبارزه با رژیم آمریکا و غیرمردمی پهلوی پرداخت، دانشگاه و دانشجویان بودند، و پس از پیروزی انقلاب نیز همواره دانشگاهها و دانشجویان در خدمت نظام بودهاند و حماسه بزرگی چون «تسخیر لانه جاسوسی آمریکا»، که حضرت امام(ره) از آن به «انقلاب دوم» تعبیر کردند، را در تاریخ انقلاب اسلامی بنام خود ثبت کردهاند. جای بسی تعجب و تاسف است که برخی رهبران یک جناح فکری و مطبوعات، دانشگاهها را «جولانگاه غربزدگان»، «پایگاه دگراندیشان» و... قلمداد کرده و بگونهای غیر قابل باور و ناخواسته دانشگاهها و دانشجویان را به آنسو هل دهند! و نوعی «دشمنی» و «خطر» از سوی آنان را نسبت به نظام و انقلاب به جامعه القا نمایند! آیا جز این است که همه تحصیلکردگانی که امروزه در این کشور کاری و مسئولیتی دارند، روزی دانشجو بودند و در همین دانشگاهها آموزش دیدهاند؟
اینکه منتقدان بگونهای کلیشهای و همگون «حواشی» دو دیدار عمومی رئیسجمهور با دانشجویان را بجای «متن» مینشانند، و ناگهان «سوت و کف» به یک مساله ملی تبدیل میشود و... واقعاً ریشه در چه نوع نگاه و نگرشی دارد؟ و چرا در میان آنهمه دیدار و ملاقات رئیسجمهور با اقشار گوناگون اجتماعی فقط دیدار با دانشجویان است که این همه مورد توجه و حساسیت منتقدان قرار میگیرد؟ و چرا ما شاهد حتی یک نقد منطقی و جاندار بر سخنان آقای خاتمی و در واقع «متن» این دو دیدار نیستیم؟ و مگر نه این است که در حوزههای علمیه آموزش میدهند که «علیکم بالمتون لا بالحواشی».
پاسخگویی به اینکه چرا برخی افراد و گروههای فکری و سیاسی در جامعه ما هنوز واقعیت دانشگاهها و دانشجوها را نشناختهاند و از ظن خود یار دانشجو و دانشگاهها میشوند، خارج از حوصله این مقال است، اما یکی از دلایلش همین سرگرم شدن به «حواشی» بجای «متن» است! عزیزان منتقد، در جهانی که «ماشین علم» با سرعتی باورنکردنی به پیش میتازد، و در دنیایی که جز با تکیه بر «علم» نمیتوان زندگی کرد، آیا ما جز با ارزش نهادن بر شان و مقام «دانشگاهها و دانشجویان» میتوانیم خود را در قافله «علم» قرار دهیم؟ آیا تکرار و تلقین برخی برداشتها از قبیل آنچه قبلاً بدان اشاره شد، به صلاح و مصلحت نظام و انقلاب است؟ و آیا...
باید رئیس جمهوری و همه مسئولان حکومتی را مورد نقد قرار داد. و البته ما بر آن نیستیم که دایره نقدها را تنگ نمائیم، اما از روی شفقت و خطاب به آنانی که خود را بیش از همه حامی و پاسدار نظام، انقلاب و ولایت میدانند، برادرانه عرض میکنیم که نقد وقتی میتواند در خدمت مصالح انقلاب و نظام و سازنده باشد که بر «متون» باشد. عزیزان اینکه دانشجویان «کف و سوت» زدند یا شعار «درود بر مصدق» دادند و... «متن» نیست، اما اینکه از خود بپرسیم چرا دانشجویان بسوی چنین رفتارهایی کشیده شدهاند، «متن» است. هنر آقای خاتمی در این است که این «متون» و در واقع «بطون» را برای تحلیل، پاسخگویی و چارهجویی در منظر اهل فکر و نظر و علمای دین قرار داده است. و خود نیز در حد توان فکری به پاسخگویی و چارهجویی برخاسته است. آیا اینکه آقای خاتمی شجاعانه و صبورانه به میان دانشجویان پرسشگر و جسور میرود و به سوالات آنان در حد توان خود به پاسخگویی میپردازد جای سرزنش دارد؟ و البته اقدام به چنین کاری نمیتواند فارغ از هرگونه کاستی و کژی باشد! امیدوارم بقیه مسئولان نیز به همین گونه و با استفاده از تجربیات این دیدارها به میان دانشجویان روند تا شاهد تداوم روابط صمیمی مسئولان نظام با این قشر آیندهساز، پویا و پرسشگر باشیم، و صد البته دعا میکنیم که دیدار آنان فارغ از هرگونه کاستی و کژی باشد!
در پایان باید بر این موضوع تاکید نمائیم که ما اعتقاد داریم امروز نیز همچون گذشته دانشگاهها و دانشجویان پایگاهی مستحکم و استوار در دفاع از آرمانهای انقلاب و نظامند، اما تعامل با این «مراکز علمی» باید «علمی» باشد، و البته هرگونه تعاملی براساس نگرش «هراس از دانشجو و دانشگاه» میتواند پیامدهای جبرانناپذیری را برای نظام و انقلاب در پی داشته باشد.