تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۱۰۷۹۹

امنیت بخش فرهنگ


مجید محمدی
هنگامی که از امنیت در بخش فرهنگ گفته می‌شود ذهن ما به سراغ مسایلی مثل امنیت سرمایه در این بخش و امنیت شغلی اهل فرهنگ می‌رود. اما آن‌چه مهم‌تر از این دو نوع امنیت است، امنیت مولدان و واسطه‌های فرهنگی از خطرات و مخابرات ناشی از مخالفت‌ها، دشمنی‌ها، ناخوشایندها و تنش‌هاست. آن چه باعث احساس نا‌امنی برای مولدان و واسطه‌های فرهنگی می‌شود ناشی است از:
1- افزایش شکاف فرهنگی، فعال نگاه‌داشتن آن بدون تلاش برای ایجاد وفاق فرهنگی در سطح ملی. واقعیات جامعه امروز ایران بیانگر چندین پاره فرهنگ است که برخی از آنها، پاره فرهنگ‌ها را مطود و ممنوع می‌دانند و از هر گونه همدلی و گفت‌و‌گو پرهیز می‌کنند.
در همه جوامع امروز این پاره فرهنگ‌ها به چشم می‌خورند، اما در آن جوامع مشترکات نظری، آگاهی به منافع جمعی و ملی و قواعد مشخص بازی وجود دارد یا شکل گرفته است. در صورتی که ایران، ایدئولوژیک شدن پاره فرهنگ‌ها و تبدیل برخی از آنها به ایدئولوژی‌های تمامیت‌طلب، راه را بر وفاق فرهنگی و رسیدن به قواعد بازی مشترک و مورد توافق می‌بندد. هیچ از یک پاره فرهنگ‌های موجود در ایران نمی‌تواند دیگری را حذف کند. این «عجز از حذف»، «عجز از وفاق» موجب دست بردن برخی از منتقدان به واسطه‌های فرهنگی شده است. ممیزی شدید در برخی بخش‌ها(جهت حذف برخی از آثار). عدم صدور پروانه یا مجوز برای برخی مولدان فرهنگی و در نهایت حذف فیزیکی برخی از مولدان و پدیدآورندگان (از زندان تا قتل). سناریوهای مختلف جهت مقابله با رقیب از طریق غیر معمول آن هستند.
2- توهم براندازی ایده‌ها، ایده‌ها و افکار در عالم واقع مؤثرند اما تأثیر آنها در آن حد نیست که برخی تصور می‌کنند با ایده‌ها می‌توان عالم واقع یک باره و به طور کلی تغییر داد. برای آن که ایده‌ها در عالم واقع تأثیر بگذارند یا باید به سیاست(policy) ترجمه شوند ( که متاسفانه در ایران ما هنوز در سطح ملی از چنین توانی برخوردار نیستیم و متفکران ما نیز هنوز چنین رهیافتی به امور ندارند) یا به آرمان‌های نافی وضع موجود. یک نوع تحلیل از علل یا دلایل وقوع انقلاب‌ها، خراب کردن عالم واقع توسط عالم ساخته شده در ذهن یا عالم آرمانی به عنوان یک ایده است.
اما باید توجه داشت که همه ایده‌ها به حدی از آرمانی بودن و به این حد از مورد استقبال واقع شدن نمی‌رسند که موجب براندازی یک نظام سیاسی شوند. بدین لحاظ نه حکومت‌ها باید از فضای طرح ایده‌ها از خود تردید نشان دهند و نه متفکران و تولید‌کنندگان ایده‌ها باید تصور کنند که می‌توانند به راحتی جهان را تغییر دهند. انقلاب‌ها و براندازی‌ها استثنا هستند و نه قاعده. همچنین انقلاب‌ها و براندازی‌ها بر پشت ایده‌های آرمانی سر برآورده از دل اعصار و قرون و در این میان درونی شده در اذهان آدمیان بر‌می‌خیزند. مثل تأثیر نهضت امام حسین(ع) بر انقلاب اسلامی. بر همین اساس چه طراحان ایده‌ها و چه مخالفان آنها نمی‌توانند از این اصل کلی که «ایده‌ها ممکن است بر عالم واقع تأثیر بگذارند» بدان‌جا برسند که «ایده‌ها ممکن است نظم باری را تخریب کنند» یا « ایده‌ای می‌تواند نظم جاری را تخریب کند». فضای امنیتی در حول و حوش طرح ایده‌ها ناشی از رسیدن به این واقع‌بینی برای موافقان و مدافعان ایده‌ها و حاکمیت سیاسی به عنوان تضمین کننده رعایت قواعد بازی میان طرفین است.
3- عدم توازن هزینه‌ها و فایده‌ها. عکس‌العمل اهل فرهنگ در برابر آن‌چه در عرصه سیاست می‌گذرد دو وجه می‌تواند داشته باشد: تصحیح سیاست‌ها، روندها و سازوکارها برای تسهیل کار خویش و استفاده از شهرت و منزلت اجتماعی فرهنگی بودن جهت سهیم شدن در قدرت.
طبیعتاً وجه اول کار آنان باید مخاطرات سیاسی کمتر و وجه دوم باید مخاطرات سیاسی بیشتری داشته باشد. اما در ایران با هر دو وجه به یک ترتیب رفتار می‌شود. چون در شرایط فقدان تشکل‌ها و نهادهای سیاسی و عدم ثبات سیاسی، هر گونه مواجهه با حکومت به معنای خواست سهیم شدن در قدرت یا حتی کسب آن تلقی می‌شود. اهل فرهنگ در ایران – آنها که در این حوزه به نحو حرفه‌ای کار و زندگی می‌کنند، و نه کسانی که مستقیماً به منزلت‌های ناشی از آن چشم دوخته‌اند – همواره هزینه‌هایی را می‌پردازند که اصولاً تناسبی با منافع و دستاوردهای آنان ندارد. سیاست‌زد‌گی در همه عرصه‌ها از جمله عرصه فرهنگ باعث شده است که اهل فرهنگ از همه هزینه‌ها و مخاطرات فعالیت سیاسی بازیگرانه و معطوف به کسب قدرت برخوردار باشند اما از منافع و دستاوردهای آن بهره‌ای نبرند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات