* برای ما جالب است که شما در یک سیر مطالعاتی به اسلام رسیدهاید، میخواستیم نقاط برجسته اسلام در ذهن شما را بدانیم.
** بسادگی میتوانم بگویم گرایش من به اسلام بدلیل این بود که اسلام جهانیترین مذهب است. مذاهب دیگر، پیامبران دیگر مذاهب را رد میکردند یا نمیپذیرفتند، یهودیها حضرت مسیح(ع) را باور نمیکردند، غربیها حضرت محمد(ص) را بعنوان پیامبر نمیپذیرفتند. ولی قرآن کریم و اسلام ما را دعوت میکند، برای اینکه به پیامبران و مذاهب دیگر احترام بگذاریم و آنها را به رسمیت بشناسیم، زیرا که همه آنها پیامبران یک خدا هستند، در قرآن به صراحت گفته شده است که ما برای همه اقوام پیامبر فرستادیم، حتی اقوامی که ما نام آنها را ذکر نکردیم، شاید این اقوام بزرگ و مختلف مثل چینیها یا هندیها باشند. این هدف نهایی و غایی من، در تمام تحقیقات و کارم در زندگی بود، دنبال آن چیزی که بودم به آن رسیدم و پیدایش نمودم.
در سال 1974 من انستیتوی گفتگوی میان تمدنها را تاسیس کردم و در آن به این نتیجه رسیدم قرآن هم میگوید که پروردگار از زمانی که روح خود را در حضرت آدم دمید این وحدانیت میان افراد بشر بوجود آمد.
البته این موضوع امری شخصی در تحقیقات من بود ولی نتیجهای که بدان دست یافتم، نتیجهای شخصی نبود، بلکه جهانی بود، در کتاب «بیوگرافی قرن بیستم» که به فارسی نیز چاپ شده است، تمامی سیر تحول من تا رسیدن به اسلام در آن ذکر شده است.
* شکی نیست که از لحاظ فطرت براساس قرآن مجید همه باهم برادر هستیم...
** با ذکر اینکه همه باید از خداوند اطاعت کنیم در قرآن کریم ذکر شده است که حضرت ابراهیم(ع) نه یهودی بوده است و نه مسیحی، فردی بوده است که از خداوند اطاعت میکرده و تسلیم در مقابل پروردگار بوده است.
* با توجه به اینکه شما بحث گفتگوی تمدنها را مطرح نمودهاید و انتقاداتی به سیاستهای ایالات متحده داشتهاید، پرسش اینست که آیا تفاوتی میان سیاستهای اروپا با آمریکا در قبال اسلام وجود دارد یا خیر؟
** در میان اروپاییها ما میتوانیم بخشی از آنها را جدا نمائیم و به سمت خودمان بکشیم زیرا در پیمان ماستریخت صراحتاً گفته شده است که اروپا تنها میتواند ستون اروپایی پیمان ناتو باشد، برای همین تلاش دارم با انتشار بولتن ماهانه در اروپا، تا آنجا که ممکن است جناح اروپا را از آمریکا جدا نمایم.
* سیاستهای ایالات متحده را در تحریمهایی که نسبت به ایران و دیگر کشورها اعمال میکند، چگونه ارزیابی میکنید؟
** مسئله تحریمها کاملاً مشخص کننده است، آمریکائیها با تحریم ایران و کوبا و لیبی نمیخواهند فقط به این کشورها ضربه بزنند، آنها بخصوص هدفشان از صحنه خارج کردن اروپاییها به عنوان رقیب است.
* آینده را چگونه پیشبینی میکنید، اروپا در کجا قرار دارد؟
** اگر کاری انجام ندهیم، نتیجهای نخواهیم گرفت، آینده آن چیزی نیست که خود بخود پیش آید بلکه آن چیزی است که آن را میسازیم، اگر دست روی دست بگذاریم، اروپا کماکان وابسته به آمریکا خواهد ماند. این بستگی به ما دارد.
* فرانسیس فوکایاما در کتاب «پایان تاریخ» خود، ایدئولوژی لیبرالیسم را آخرین ایدئولوژی حاکم و نقطه پایان تاریخ میداند و در مقابل وی «مرشایمر» قایل به این است که ایالات متحده باید حالت تضاد پس از جنگ سرد را حفظ کرده و اروپا را جبهه اول مبارزه بداند و آن را تجهیز کند، شما وضعیت استراتژیک جهان پس از جنگ سرد را چگونه میبینید؟
** فوکایاما اعتقاد داشت که لیبرالیسم پایان و هدف غایی تاریخ است ولی این موضوع کاملاً کهنه شده است. نظریات مرشایمر نیز یک اهرم سلطه است. در مورد برداشت خودم نیز بطور مفصل من در کتابهایم توضیح دادهام.
* آیا فرهنگ آمریکایی وجود دارد و آن را بعنوان یک تمدن میتوان شناسایی نمود؟
** آنچه که فرهنگ آمریکایی نامیده میشود زمانی پدید آمد که افراد گوناگون از کشورهای مختلف به آن کشور آمدند آنهم با فرهنگها و شیوههای گوناگون.
این فرهنگها هرکدام برخلاف جاهای دیگر فقط خودشان را حفظ کردند. لذا هنگامی که در خیابانهای نیویورک راه میرویم، محلهای را میبینیم که همه چیز یونانی است و این فرهنگها در پدید آوردن یک فرهنگ غنیتر اقدام نکردند و بنابراین چیزی به اسم فرهنگ آمریکایی وجود ندارد.
* آیا تمدن غرب را میتوان تمدنی یک پارچه دانست؟
** به هیچوجه، فرهنگهای گوناگون و متفاوتی نظیر فرهنگ فرانسوی، آلمانی، انگلیسی و... در آن وجود دارند.
* با توجه به این موضوع، اگر بخواهیم وارد گفتگوی تمدنها شویم، کدام فرهنگ میتواند در صف اول این گفتگو قرار گیرد؟
** همانطور که قرآن گفته است و من هم بدان معتقدم ما نباید یک فرهنگ را در میان آنها جدا کرده و با آن گفتگو کنیم، ما باید ببینیم که نقطه مشترک میان آنها چه میتواند باشد و این نقطه اشتراک میتواند ایمان به خداوند باشد و ما بر روی این نکته میتوانیم پافشاری کنیم، و گفتگو را به پیش ببریم. نه اینکه صرفا یک فرهنگ در میان این مجموعه غیرهمگون را انتخاب کرده، و مخاطب خود سازیم.