تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۷:۳۸  ، 
کد خبر : ۲۱۰۸۱۳

فتنه


پرویز رئوف‌منش
قتل‌های مشکوکی که در روزهای اخیر و توسط عوامل ناشناخته‌ای اتفاق افتاده است، به صورت عادی سهم بسیار بالایی از اخبار و تحلیلها را در مطبوعات کشور به خود اختصاص داد و می‌دهد. رسانه‌های خارجی نیز از زمان قتل آقای داریوش فروهر و همسر وی تاکنون، به قتلهای اخیر به عنوان مهمترین سوژه تبلیغاتی خود نگاه کرده‌اند. «اخبار» و «تحلیل‌ها» دو عنصر اصلی واکنشهای تبلیغاتی پیرامون قبلهای اخیر نظیر هر رخداد مهم دیگر است. و چنین «اخباری» بدلیل اهمیت موضوع و مسائل پیرامونی آن می‌بایست بصورت گسترده و پر‌حجم مورد توجه اصحاب مطبوعات قرار گیرد که گرفت. اما درباره عنصر دوم ماجرا، یعنی «تحلیل‌ها»ی مربوط به این قبلها به دلیل حساسیت موضوع و نتایجی که این تحلیلها بدست داده‌اند می‌بایست با هوشیاری و درایت بیشتر عمل می‌شد. روشن است که هر تحلیلی اگر بر اطلاعات و اخبار صحیح استوار نباشد قهراً به نتایج و راه‌کارهای غلط منتهی خواهد شد.
به نظر ما، در ماجراهای اخیر دو جریان به موازات هم شکل گرفته است. دو جریانی که حتی رابطه علت و معلولی واقعی و یا ساختگی بین آن دو نمی‌بایست ما را در شناخت دو جریان و به ویژه جریان دوم دچار توهم سازد. جریان اول؛ قتلها و جریان دوم؛ فتنه، فتنه‌ای که براساس چنین قتلهایی طراحی و سازماندهی شده است. تبدیل کردن نقاط قوت در نظام جمهوری اسلامی به نقاط ضعف، و به عبارتی القاء چنین مطلبی در اذهان و افکار عمومی، همواره از شگردها و ترفندهای تبلیغاتی برای دستیابی به چنین هدفی در قالب «رخدادها و اخبار» نیز از جمله پیش‌نیازهای قطعی و طبیعی هجوم حملات تبلیغی دشمن در قالب «تحلیل»هاست.
اگر بپذیریم با توجه و مراجعه به مفاد تبلیغاتی رادیوهای بیگانه - اصلی‌ترین هدف فتنه‌گری دشمنان خارجی در حوادث اخیر القاء طبیعی!! این ماجراست که «آزادی بیان و قلم در ایران تحمل نمی‌شود» و یا اینکه «در جامعه امنیت وجود ندارد»، مطبوعات و رسانه‌های داخلی چگونه باید با این هدف تبلیغاتی دشمن روبرو شوند و یا می‌شدند؟ تا اولا تحلیلی واقعی از ماجرا ارائه کنند و ثانیاً در دام توطئه تبلیغاتی گرفتار نشوند.
به گمان ما، بی‌تفاوت گذشتن اصحاب مطبوعات از کنار «اصل رخداد» یعنی قتل‌ها می‌توانست اثرات و نتایج بسیار نامطلوبی را در جامعه بدنبال داشته باشد اما آنچه که در این میان حائز اهمیت است و کمتر به آن توجه شد اینکه اثرات نامطلوب گرفتار‌آمدن برخی از مطبوعات در چارچوب اهداف فتنه‌گری تبلیغاتی دشمنان خطراتی را ببار می‌آورد که به هیچ‌وجه قابل مقایسه با نتایج و اثرات نامطلوبی که در بالا به آن اشاره کردیم، نیست. و اشاره آیه شریفه در قرآن به اینکه «فتنه از قتل بالاتر است» شاید در روشن‌شدن بحث کمک کند، آیا با خود فکر کرده‌ایم چرا اسلامی که «قتل یک انسان بی‌گناه را برابر قتل همه انسانها» می‌داند، در عین‌حال، فتنه‌گری را بسی بالاتر و مهمتر ارزیابی می‌کند. لذا می‌توان گفت این عملیات روانی و فتنه‌گریهایی که بدنبال اصل قتلها صورت گرفت، از اصل قتلهای با همه زشتی آن، زشت‌تر و خطرناکتر است. نکته‌ای که ذکر آن ضروری است آنکه اساساً شرائطی را که فتنه‌گران به وجود می‌آورند به گونه‌ای است که امر را بر افراد و جریانات مشتبه می‌سازند تا با فریبگری بتوانند به اهداف خود دست یابند، بهره‌گیری از عوامل آگاه و یا ناآگاه داخلی منافاتی با اصل بحث ندارد مروری کوتاه بر محور تبلیغاتی رسانه‌های خارجی می‌تواند عمق فتنه را تا‌حدی آشکار سازد.
برخورد آنان با موضعگیریهای رئیس‌جمهور محترم نیز می‌تواند عبرت‌انگیز باشد، رادیو فرانسه می‌گوید: «آیا وقتی رئیس‌جمهور حکومت اسلامی ترور داریوش فروهر و پروانه فروهر را محکوم می‌کند و مدعی می‌شور که برای شناسایی جنایتکاران اقدامی خواهد شد نمی‌داند که این ترورها در بالاترین سلسله مراتب حکومت سازماندهی می‌شود». شما ببینید وقتی رادیو فرانسه سعی دارد ضمن ناامن جلوه‌دادن جامعه، این قتلها را به بالاترین سلسله مراتب حکومت نسبت دهد، تکلیف رادیوهای آمریکا و انگلیس و اسرائیل روشن است. دامنه فتنه‌گری به القاء ناامنی در جامعه خلاصه نمی‌شود، دشمن انتظاری بیش از این را دارد. نباید خامی کرد و به تحلیل‌های آبکی و سطحی که با اهداف تسویه‌حسابهای سیاسی صورت می‌گیرد دل‌خوش کرد.
برخی از رسانه‌ها ابائی نداشتند تا اظهار کنند که: «بدنبال این قتلها، دانشجویان ایرانی قصد دارند در روزهای آینده به خیابان‌ها بیایند و به راهپیمایی و تظاهرات دست بزنند.» آیا جای پای اهداف تبلیغاتی دشمن را در عملکرد برخی مطبوعات داخلی نمی‌توان دید؟ همدلی، همنوایی و در نهایت همراهی خواسته یا نخواسته با دشمن چرا؟ تمامی این ماجراها را باید حلقه‌های تبلیغاتی یک زنجیر دانست که براندازی نظام جمهوری اسلامی را نشانه رفته است. بهترین راه‌حل برای شناخت واقعی ماجرا، باز‌خوانی مجدد پرونده قتلهای اخیر از ابتدا نه از یک ماه پیش که از حدود بیش از یکسال پیش است. چه کسانی از طریق اهانت به ارزشها و مقدسات انقلاب اسلامی زمینه‌های روانی بروز خشونت را فراهم آوردند؟
چه کسانی بر خود واجب کرده بودند تا طرفداران انقلاب را هر روز سه وعده، صبح و ظهر و شب! به خشونت متهم کنند؟ آیا این تصادفی است که در ادامه همان فضا‌سازی تبلیغاتی، اکنون این قتلها اتفاق می‌افتد و در خارج بصورت یک توافق عمومی رسانه‌ها و در داخل توسط برخی از مطبوعات انگشت اتهام را بسوی نظام نشانه می‌روند. چه کسانی مرتب دم از تشنج زده‌اند؟ تشنج هیچ چیز نیست جز حرکت خارج از چارچوب قانون، چه کسانی نهادها و مراکز قانونی را بصورت غیرقانونی زیر سؤال بردند؟ چه کسانی از تجمع‌های به ظاهر قانونی، به تظاهرات غیرقانونی روی آوردند؟ چه کسانی هر‌وقت کسی در چارچوب اقدامات قانونی محاکمه می‌شد، بصورت غیرقانونی جاروجنجال و هیاهو بپا می‌کردند؟ و تشنج می‌آفریدند. آیا آنان خودآگاه و یا ناخودآگاه جاده صاف‌کن اهداف تبلیغاتی دشمن نبودند، و مقدمات روانی آن را فراهم نکردند؟ قدری به خود بیاییم. همانگونه که مقابله با «قاتلین» از ضرورتهای اجتناب‌ناپذیری است که مورد تاکید و تائید رهبر معظم انقلاب و رئیس‌جمهور محترم نیز قرار گرفته است مقابله با «فتنه‌گران» هم باید در دستور کار تبلیغاتی مطبوعات ایران اسلامی قرار گیرد. نکند خدای نکرده با غفلت از این موضوع، سرانجام آن شود که دشمن می‌خواهد.
مطبوعات ما باید مراقب باشند تا دشمن در قالب «اخبار»، «تحلیل‌های» خود را به خورد ما ندهد. بروز حساسیت در برابر فتنه‌گری دشمن این روزها ضرورتی دو‌چندان پیدا کرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات