تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۸۶ - ۱۱:۲۶  ، 
کد خبر : ۲۱۰۸۲
با معصومه ابتکار منتخب شورای شهر تهران

شهر با شعار اداره نمی‌شود

علی‌محمد متولیان مقدمه: معصومه ابتکار، بدون شک جدی‌ترین مدافع محیط‌زیست در کشورمان است که طی 8 سال حضورش در مقام ریاست سازمان محیط‌زیست، اقدامات بسیاری را در این بخش انجام داده است. وی براساس تجربیات پدرش به عنوان اولین رئیس سازمان محیط‌زیست در کشور، اندوخته‌های ارزنده‌ای در این سازمان داشت و توانست طی سالهای حضورش در عرصه محیط‌زیست، قوانین بسیاری را برای حفظ محیط‌زیست و کاهش آلاینده‌های هوا در کشور انجام دهد که از جمله آنها می‌توان به ممنوعیت احداث کارخانه در شعاع 120 کیلومتری تهران اشاره کرد. به همین دلیل بی‌مناسبت ندیدیم تا پیش از آغاز فعالیت دوره سوم شوراهای شهر با وی به عنوان یکی از اعضای جدید شورای شهر تهران به گفتگو بنشینیم و از برنامه‌های این عضو شورا در عرصه‌های مختلف بویژه موضوع‌ آلودگی هوای تهران پرسشهایی داشته باشیم.

* خانم ابتکار، چه شد که به فکر عضویت در شورای شهر تهران افتادید؟  

** این تصمیم، دلایل متعدد شخصی، تخصصی و سیاسی داشت؛ البته خودم حتی تا چند روز پیش از دوران انتخابات، مخالف این کار بودم، اما در نهایت کار را پذیرفتم. از منظر تخصصی به دلیل آن که تجربه‌های بسیاری در عرصه محیط‌زیست داشتم در پی آن بودم تا از این تجربیات در شهر تهران که با مشکلات زیست‌محیطی بسیاری روبه‌رو است، استفاده کنم. از منظر سیاسی نیز در پی آن بودم تا با چندصدایی در فضای شورای شهر، فضای یک دستی را که موجب ایجاد مشکلاتی شده بود تغییر داده و تا جای ممکن به نقد مشفقانه در شورای شهر بپردازیم.

* چه تعریفی از شورای شهر برای خود دارید؟

** شورای شهر، جمعی از منتخبان مردم است که در واقع باید مطالبات و خواسته‌های آنان را منعکس کنند و از سوی دیگر به دنبال پیگیری این مطالبات تا رساندن آن به سرانجام مقصود خود باشند. در واقع این شورا براساس وظایفی که در قانون اساسی برای آن تعریف شده است باید در عرصه برنامه‌ریزی درباره مدیریت شهری به صورت بلندمدت و در قالب بحث «توسعه پایدار» حرکت کند تا در نهایت بتواند در همه زمینه‌ها و ابعاد مختلف مسائل شهری، توازن و هماهنگی برقرار کند و با بررسی ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی در شهر، موجبات ارتقای شاخصهای زندگی را برای شهروندانی که در کلانشهری همچون تهران زندگی می‌کنند، فراهم کند. اکنون متاسفانه شهر تهران به گونه‌ای است که عوامل و معضلات شهری بر فواید زندگی شهری غلبه پیدا کرده و شهروندان تهران را با مشکلاتی اساسی مواجه کرده است. این در حالی است که در این شهر فرصتهای بسیار خوبی قابل تعریف و شناسایی است و اگر چنین پارامترهایی کشف نشود و پرورش نیابد، باید عنوان توسعه‌یافتگی را از تهران برداشت و تنها آن را شهری با مظاهر توسعه‌یافتگی، اما دارای معضلاتی ابتدایی بدانیم. در نهایت آنچه که این توازن را در کلانشهری همچون تهران ایجاد می‌کند، توجه به محیط‌زیست و شاخصهای زیست‌محیطی است که می‌تواند کیفیت زندگی را تضمین کند و زمینه ایجاد شاخصهای سلامت جسمی و روحی و فعالیت و نشاط را در این شهر ایجاد نماید.

* اما آمارها حکایت از لجام گسیختگی شهر تهران دارد. در این شرایط چگونه می‌توان باز هم از مقوله‌هایی همچون «توسعه پایدار» سخن گفت؟

** من بر این اعتقاد هستم که در هر شرایطی باید توسعه پایدار را در نظر داشت. حال ممکن است در شرایطی لوازم موردنیاز برای تحقق این مساله در نظر گرفته نشده باشد که این هم به مشکلاتی همچون نبود مدیریت واحدی شهری در تهران و عمر کوتاه شهرداران در این شهر باز می‌گردد؛ چرا که موجب شده است تا در این دوره‌های کوتاه نتوانند تصمیمات بلندمدتی را برای شهر تهران اتخاذ کنند. از سوی دیگر مشکلی اساسی در شهر تهران وجو دارد. هر برنامه‌ای که در این شهر نوشته شده، در عمل خلاف آن ثابت و عمل شده است، به عنوان مثال در شاخصهای جمعیتی، عددهایی را تعریف می‌کردند که سقف جمعیت تهران تا این حد بیشتر نشود تا به نوعی بتوان تمرکززدایی کرد؛ اما در عمل خلاف آن اتفاق می‌افتاد، بنابراین در چنین فضایی می‌توان گفت حرف شما درست است، ولی در نگاه بنده همه این مسائل دلیلی بر آن است که باید بر بحث توسعه پایدار تاکید کرد و متوجه خلاءها در این عرصه بشویم تا در نهایت مانع آن شویم که این کاستی‌ها و ناهماهنگی‌ها بیشتر شود. در واقع ما باید در بحث برنامه‌ریزی با جدیت بیشتری به سمت جلو حرکت کرده و به معنای واقعی نیز آن را اعمال کنیم. برای نمونه، همین طرح جامع می‌تواند قدم موثری در این خصوص باشد؛ از این رو با جدیت نسبت به اعمال ضوابط و استانداردهای زیست‌محیطی شهر حرکت کرد. این استانداردها می‌تواند در بحث محیط‌زیست یا خدمات شهری باشد؛ اما باید به معنای واقعی کلمه این استانداردها را رعایت کنیم، البته من دلیلی نمی‌بینم تا اعمال این ضوابط با مشکل مواجه شود. لازمه‌اش این است که ما به مدیریت واحد شهری دست پیدا کنیم. در آن زمان در سازمان محیط‌زیست نیز این مشکل وجود داشت. در آن دوران وقتی می‌خواستیم درباره شهر تهران صحبت کنیم، منابع تصمیم‌گیری متعددی وجود داشت؛ دولت، وزیر کشور، شهردار، فرماندار، استاندار و... این تعدد مراکز موجب می‌شد تا بسیاری از تصمیمات یا گرفته نشود یا عجولانه گرفته می‌شد و در نهایت به کلانشهری همچون تهران آسیب می‌رساند. بنابراین تصمیم گرفتیم تا برای تهران فکری کنیم و در نهایت آن شد که رئیس جمهور خود با حضور شهردار، رئیس و اعضای کلیدی شورای شهر، وزیر مسکن و شهرسازی، وزیر کشور، استاندار تهران و همه کسانی که با این قضیه مرتبط بودند، جلسه‌ای گذاشتند و فکری برای حل معضلات شهر تهران کنند. آن جلسه الگوی بسیار خوبی برای ماست تا اکنون از آن استفاده کنیم.

* پس شما به دنبال جلسات مشترک با حضور همه مسوولان برای حل مشکلات شهر تهران هستید؟

** بله دقیقا؛ چرا که نتیجه داد. به عنوان مثال در بخش تراکم، سازمان محیط‌زیست بحث جدی داشت و در نهایت هم با این جلسه‌ها به حرفش رسید. تنها با وجود چنین شورای عالی‌ای می‌توان به تصمیمات کاربردی رسید، بویژه در زمینه‌هایی که مشکلات متعددی برای تصمیم‌گیری واحد وجود دارد. ما در آن سالها کمیته اجرایی کاهش آلودگی هوای تهران را تشکیل دادیم و از همان سال 79 به صورت منظم هر هفته با حضور همه نیروهای مرتبط پیگیر قضایا بودیم. حدود 18 عضو هم از وزارتخانه‌های صنایع، نفت، کشور، بهداشت، مسکن، شهرداری، نیروهای انتظامی، راهنمایی و رانندگی، صداوسیما و... در جلسه حاضر بودند. کمیته اجرایی در آنجا به عنوان یک بازو عمل می‌کرد تا مشکلات را حل کند. حال اگر در خلال کار مشکلی یا مانعی پیش می‌آمد، بحث به کمیته می‌آمد تا بررسی دقیقی روی آن انجام شود و با انجام کارشناسی‌های لازم، کار پیش برود. این یک نمونه حرکت فرابخشی بود که در واقع هم نتیجه داد.

بنابراین چنین اتفاقاتی که شما به آن اشاره کردید به طور کامل درست بوده و باید پیگیر آنها شد؛ چرا که بعضی از مسائل به واقع برگشت‌ناپذیر است. اکنون هم اگر ما به بعضی از مسائل اشاره می‌کنیم، به دلیل برگشت‌ناپذیری آن است. به عنوان نمونه در بحث حریم شعاع 120 کیلومتری تهران، این قاعده در دوره‌ای رعایت نشد و مشکلات بسیاری برای این شهر به وجود آمد؛ اما ما آمدیم و به عنوان متولی این مساله، قراردادی را برای خودمان تعریف کردیم تا دست کم در دوره خودمان این مشکلات دیگر ایجاد نشود. این باعث شد تا علاوه بر حرکت در مسیر توسعه پایدار در شهر تهران، استان‌هایی نظیر قم، مرکزی، سمنان و قزوین نیز خوشحال‌شده و شاهد رشد صنایع خود باشند؛ چرا که در واقع این حرکت، موجب هدایت صنایع به سمت استان‌های همجوار تهران شد.

* متاسفانه در حال حاضر مدیریت واحد شهر تهران تنها به یک شعار تبدیل شده است. شما نیز این مساله را قبول دارید؟

** بله، اما قابلیت اجرایی شدن هم دارد. یک راهکارش همین تجربه ماست که در بحث محیط‌زیست داشتیم. باید تعدادی کار گروه تشکیل بدهیم و مسائل را از سطوح میانی شروع کنیم. به عنوان نمونه در طرح جامع، باید این طرح را به عنوان میثاق برای خود در نظر بگیریم تا همه ارگان‌ها یک برنامه مشخص در این رابطه داشته باشند و با شرکت در این جلسات مشترک، مشکل خود را حل کنند. این حرکت در سطح میانی قابل اجراست. سازوکار دیگرش حرکت در سطح مدیریت عالی است، مانند همان جلسه‌ای که آقای خاتمی با همه ارگان‌ها در بحث محیط‌زیست می‌گذاشت. باید این جلسات چند بار در طول سال برگزار شود تا اگر مشکلی در سطوح میانی حل نشد، بتوانیم آن را در جلسه مدیران عالی حل کنیم.

* چه اقدام عملی برای اجرای طرح جامع شهر تهران دارید؟‌

** اکنون طرح جامع شهر تهران مراحل نهایی خود را طی می‌کند و در حال تصویب در شورای شهر تهران است. اگرچه هنوز این فرصت به ما داده نشده تا این طرح را بررسی و مطالعه کنیم، اما لازم است تا این طرح در عین حالی که از پایداری لازم برخوردار است و هدف خود را پیگیری می‌کند، دارای سیالی و انعطاف لازم نیز باشد. این یکی از اصول حاکم بر طرحهای جامع در کلانشهرهاست. برای نمونه می‌گویند اگر قرار است این طرح جامع در مدت 10 سال انجام شود، ابتدا تعدادی شاخص برای آن در نظر می‌گیرند تا در زمانهای مختلف، میزان پیشرفت کار مشخص شود. در مرحله بعد، پایداری این سیاست‌ها نیز بسیار مهم است. در بحث مدیریت کلان هم این‌گونه است. در توسعه پایدار نیز می‌گویند، سیاست‌ها نباید مقطعی باشد و لازم است تا همه جوانب مانند آموزش، فقر، بهداشت، محیط‌زیست و... را در نظر بگیریم. درست است که برخی نیازهای مقطعی در بحث مدیریت شهری وجود دارد، اما نباید افقهای بلندمدت را فدای مسائل مقطعی کرد. اکنون یکی از ایراداتی که به شورای شهر دوم وارد است، این است که به دلیل نبود نظارت کافی اعضای شورا، سیاست‌های کلان در شهر تهران قابل اجرا شدن نبوده است.

* به نکته جالبی اشاره کردید. چرا شوراهای شهر فقط به فکر تصویب قوانین هستند و حرکت چندانی در بخش نظارت از خود نشان نمی‌دهند؟

** در حال حاضر بخشهایی در قانون برای بحث نظارت تصویب شده است، اما هنوز نظام‌مند و دارای سیستم شاخصهای مشخص نیستیم. من فکر می‌کنم باید در این رابطه یک نظام مشخص و دارای شاخص تعریف شود، بویژه در مباحث مالی که شهرداری تهران با مشکلات بسیاری همراه است. هم بودجه شهرداری و هم ساختار آن بسیار وسیع و گسترده است و این وظیفه شورا را برای نظارت سنگین‌تر می‌کند.

این نظارت وقتی معنا پیدا می‌کند که ابزار نظارت هم داشته باشیم و دارای سیستمی مشخص و اصولی باشیم. ما در شورای شهر جدید بشدت پیگیر این‌گونه مسائل خواهیم بود. من بر این اعتقادم که باید همه امکانات را در اختیار این مساله قرار دهیم تا نظارت دقیقی در این بخش داشته باشیم. این مساله در نهایت اطمینان و رضایت خاطر شهروندان را نیز فراهم خواهد کرد. اتفاقا در همین طرح جامع نیز مباحث نظارت را خواهیم داشت، یعنی تعدادی شاخص برای نظارت خواهیم داشت تا ببینیم در آن مسیر مشخص حرکت می‌کنیم یا نه و این که به سوی توسعه پایدار هستیم یا خیر و از همه مهمتر این که اصلا چنین وعده‌هایی را که  داده‌ایم قابل تحقق است؟ ما در بحث مدیریت شهری می‌بینیم وعده‌هایی داده شده که در آن زمان به هیچ‌وجه قابل تحقیق نبوده است. حتی متاسفانه باید بگویم در مواردی اعلام شده است که این وعده‌ها محقق شده‌اند؛ اما اکنون می‌بینیم که این‌گونه نیست اینجا باید نقش نظارتی شورا برجسته شود تا ببینیم آیا به معنای واقعی به این وعده‌ها رسیده‌ایم یا تنها در سطح شعارها باقی مانده‌ایم.

* چه تجربیاتی از 2 دوره شورای شهر تهران دارید؟ تحلیل شما از این 2 دوره چیست؟‌

** من فکر می‌کنم کار شورای اول بسیار سخت بود؛ چرا که تجربه لازم را نداشتند. شما ببینید چه اقدام جسورانه‌ای در آن دوره صورت گرفت تا به یکباره 130 هزار نفر وارد مباحث مدیریتی کشور شوند. طبیعی است که این حرکت جسورانه، هزینه‌های خاص خودش را هم داشت. به دلیل همین ناآشنایی با قوانین، اختلافات بسیاری نه تنها در شورای شهر تهران، بلکه در بسیاری از شهرهای ایران ایجاد شد. با این حال حرکتهای بسیار خوبی نیز صورت گرفت که برای نمونه می‌توان به تدوین بسیاری از قوانین، آیین‌نامه‌ها و همچنین پایه‌گذاری برخی رویه‌ها مانند شورایاری‌ها اشاره کرد؛ البته متاسفانه این شورا دچار اختلافات سیاسی شد و نتوانست به کار خود ادامه دهد. شورای شهر دوم نیز دوباره با یک آرایش سیاسی وارد کار شد. این دوره از شورا حرکتهای بسیار خوبی داشت. بسیاری از طرحهای شورای شهر اول را تکمیل کرد و طرحهای جدید را نیز مطرح ساخت که قابل تقدیر است؛ اما نقدی جدی به این دوره از شورا وارد است و آن، همان ضعف در نظارت است. در این دوره اتفاقاتی در شهر تهران می‌افتد که نشان می‌دهد شهرداری در مواردی از برنامه‌ها و سیاست‌های شهری فاصله گرفته است، ولی شورای شهر نسبت به این مسائل کاملا سکوت می‌کند. در هر حال نظارت دقیقی نه در بحث عملکرد ملی و نه در بخش مباحث اجرایی صورت نمی‌‌گیرد و به همین دلیل می‌بینیم که در این دوره برخی شعارهایی سر داده می‌شود که تنها جنبه شعاری دارد یا این که کارهایی انجام می‌شود که هم خارج از وظایف شهرداری‌هاست و هم آن که توقعات مردم را بالا می‌برد و در نهایت می‌توان گفت تنها جنبه تبلیغاتی پیدا می‌کند؛ اما در چنین فضایی شورای شهر سکوت کرده است و در این رابطه مماشات می‌کند. امیدواریم شورای شهر سوم بتواند براساس این تجربیات حرکت کند و ضعفهای موجود در بخش نظارت را از میان بردارد.

* چه برنامه‌هایی در بخشهای زیست‌محیطی شهر تهران خواهید داشت؟‌

** برنامه محیط ‌زیست باید در چند عرصه به صورت جدی پیگیری شود. واقعیت آن است که اگرچه طرح کاهش آلودگی هوای تهران پیش از سال 79 در دولت شروع شد، اما به دلیل پراکندگی کارهای انجام شده، چندان به صورت جدی پیگیری نشد؛ ولی از سال 79 فعالیت‌ها به صورت جدی و منسجم شروع شد. در آنجا هم ما بصراحت اعلام کردیم، برنامه زیست‌محیطی به برنامه‌ریزی 10 تا 15 سال نیاز دارد. بر این مبنا ما در 9 محور اصلی، فعالیت‌های خود را شروع کردیم، در آن دوران حدود 50 برنامه اجرایی وجود داشت که با تشکیل پیاپی این جلسات با شهردار محترم تهران این برنامه حرکت کرد و دستاوردهای روشنی نیز داشت، مانند استاندارد کردن خطوط مترو و وسایل نقلیه عمومی، حذف سرب از هوای شهر تهران، راه‌اندازی معاینه فنی با فعال کردن مراکز معاینه فنی در تهران و شهرهای بزرگ کشور، جایگزینی اتوبوس‌های گازسوز به جای اتوبوس‌های دیزلی و... . این بحث باید ادامه پیدا کند؛ البته ما در شورا نمی‌توانیم به طور کامل مدعی اجرای برنامه شویم، ولی می‌توانیم مدعی شویم که این برنامه دیگر قوت سابق خود را ندارد. ما تمام شواهد را در دست داریم که محورهای اصلی برنامه دیگر با آن جدیت و نظارت سابق و آن اعتبارات کافی دنبال نمی‌شود.

شاهدمان هم حرف برخی از دوستان است. به عنوان مثال دبیر کمیته اجرایی می‌گوید، این برنامه در این سطح قابل انجام نیست و رئیس این کمیته باید معاون رئیس جمهور بشود؛ در حالی که اصلا نیازی به این کار نیست و کمیته باید مسائل خود را در همان سطح فنی دنبال کند و تنها نیاز به اراده جمعی دارد. اکنون فقط نیاز به حرکتی دوباره است؛ آن هم در این عرصه که شاهد موفقیت‌های چشمگیری در آن بوده‌ایم. هم اینک 5 سال از این طرح می‌گذرد و 10 سال از آن باقی مانده است. تعدادی از موارد آن نیز نیاز به اصلاح دارد و باید در اعداد و ارقام بازنگری کرد، ولی برنامه نباید متوقف شود یا به نوعی کند گردد. در این صورت آثارش برای مردم فاجعه‌بار خواهد بود. من به عنوان عضو شورای شهر این مساله را با جدیت دنبال خواهم کرد. دومین بحث ما بحث زباله‌هاست. اگرچه در تهران 7 هزار تن زباله جابه‌جا می‌شود، اما یکی از بخشهایی که به دلیل تغییر مدیران شهرداری بیشترین لطمه را دیده است، بخش بازیافت زباله‌هاست. ما شاید از 25 سال پیش طرحهای جداسازی از مبداء زباله را در تهران اجرا کردیم؛ اما همواره این طرحها به شکل پایلوت و آزمایشی در چند منطقه انجام و دوباره رها شده است. در واقع کسانی که این مساله را دنبال می‌کنند، چندان اهمیتی برای آن قائل نمی‌شوند تا جایی که متاسفانه باید بگویم اکنون بسیاری از شهرهای کوچک ما موفق‌تر و پیشرفته‌تر از تهران عمل می‌کنند. کار تهران هم یکشبه انجام نمی‌شود که بگوییم 45 روزه انجام می‌دهیم. اینها شعارهای بی‌پایه و اساس است و الان مشخص شده که چه تبعاتی از طریق این شعارهای بی‌پایه و اساس، متوجه شهر تهران شده است. به عنوان نمونه در سال 82 اعلام شد 6 هزار تن زباله در تهران بازیافت می‌شود، در حالی که در واقعیت هیچ اتفاقی نیفتاد. در واقع اینها برخی کارهای مقطعی و عجولانه بود که هیچ‌کدام نتیجه نداد. در حال حاضر بسیاری از کارهایی که انجام می‌شود، تقریبا همان کارهایی است که در سال 79 من هنگام بازدید از آن مجموعه دیدم. بحث مهم دیگر، بحث فضای سبز است.

در این عرصه باید توسعه سرانه افزایش داد. اکنون سرانه خیلی پایین است. در واقع ما توزیع فضای سبزمان درست نیست؛ در بعضی جاها بسیار خوب کار شده و در برخی جاها کم کاری به چشم می‌خورد. این توزیع متوازن فضای سبز باید مورد تاکید و دقت قرار گیرد. دیدگاهی که من دارم، بحث حفاظت از محیط‌های طبیعی اطراف تهران است. محیط‌‌های طبیعی اطراف تهران هم محل تفریح مردم هستند و هم در حکم پاکسازی هوای تهران، نقش کلیدی و بسیار مهمی دارند. مهمترین آنها ارتفاعات البرز است که هر روز به آن تعرض می‌شود. 2 پارک ملی و مهم «خجیر» و «سرخه‌حصار» نیز چنین وضعیتی دارند.

به عنوان مثال اخیرا شنیده‌ام جاده پارچین به خجیر تعرض کرده است. این از مواردی بود که ما بشدت در برابر آن ایستادگی کردیم، اما الان... جالب است که اول تکذیب می‌شود؛ اما بعد در عمل می‌بینیم که این اتفاق می‌افتد. از دیگر حوزه‌های مورد توجه بنده در شورای شهر آینده، بحث آلودگی صوتی خواهد بود. در دوره ما، آیین‌نامه آلودگی صوتی تصویب شد؛ اما هنوز اجرایی نشده است. البته کار سختی است و باید با همکاری شهرداری و سازمان محیط‌زیست، بحث را جلو ببریم. در نهایت بحث ممنوعیت استقرار کارخانه‌های صنعتی در شعاع 120 کیلومتری را مورد توجه قرار خواهیم داد. این قانون هم متاسفانه تقریبا لغو شده است. شورای شهر تهران موظف است نسبت به این مساله جدی عمل کند؛ چرا که آثار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بسیاری برای شهر تهران خواهد داشت که در راس همه آنها، مسائل زیست‌محیطی است.  

* با توجه به سخت شدن مدیریت در سطح تهران به دلیل افزایش بی‌رویه مشکلات در شهر، چگونه می‌توان از تشکلهای غیردولتی در این عرصه بهره جست؟ این در حالی است که احساس می‌شود شهرداری توجه چندانی به استفاده از این نیروها ندارد.

** ما برنامه کاملا مشخصی برای همکاری با تشکلهای غیردولتی داریم؛ چرا که از تجربه موفقی در دوران خاتمی بهره جسته‌ایم. این تشکلها در سال اول حضور ما در سازمان محیط‌زیست حدود 20 سازمان مردم‌نهاد بودند؛‌ اما در سالهای آخر به 600 سازمان مردم نهاد در بحث محیط‌زیست رسیدند. این تعامل هم به معنای نقد نکردن نبود بلکه تندترین نقدها را در حق ما داشتند. یکی از کارکردهای سازمان‌های مردم‌نهاد این است که می‌توانند در نقد مسائل و اطلاع‌رسانی بازوی شورا باشند. افزون بر این، می‌توانند تصویر درست و شفافی از مسائل به ما ارائه کنند. همچنین این سازمان‌ها می‌توانند در اجرای پروژه‌های عمومی و بخصوص طرحهایی که به بسیج اجتماعی نیاز دارد، سهم موثری داشته باشند. یادمان نرود که تشکلها ممکن است چارت کوچکتری نسبت به دولت داشته باشند ولی کیفیت کاری‌شان بسیار بالاست؛ چرا که بییشتر از نیروهای داوطلب هستند. بنابراین ارزش تشکل را باید دانست و تنها آنها را از دید امنیتی که ممکن است معضل باشند، ندید. البته نظارت بر فعالیت آنها نیز جای خودش را دارد. در نهایت باید گفت مهمترین نقش شوراها در عرصه برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری است. ما در این بخش می‌توانیم حرکتهای بسیاری را صورت دهیم و تجربه بسیار موفق آن را هم در شکل‌گیری برنامه چهارم توسعه در سازمان محیط‌زیست داریم. در آن دوران، نمایندگان رسمی این تشکلها با حق رای در جلسات ما حاضر بودند. در این میان، مهم آن است که به این تشکلها باید اعتماد کرد تا در آینده بتوانیم جواب این اعتماد را بگیریم.

* به عنوان آخرین سوال، چگونه می‌خواهید حلقه ارتباطی میان مردم و شهرداری باشید؟

** ما این حلقه ارتباطی را از طریق شورایاری‌ها و دیگر راههای ممکن همچون شوراهای منطقه و محله و همچنین «CBO»‌ها و تشکلهای غیردولتی و بخصوص تشکلهای صنفی که در تهران بسیار زیاد بوده و به صورت تخصصی فعالیت می‌کنند، پیگیری خواهیم کرد. در حال حاضر شورایاری‌ها تنها در سطح مشورتی هستند، ولی باید از آنها به صورت جدی‌تر بهره گرفت. در این راه، هیچ چاره‌ای نیست. چرا که می‌بایست به نوعی حلقه ارتباطی با 8 میلیون نفر را برقرار کرد؛ بخصوص اگر بخواهیم وارد مطالبات فردی شده و این مطالبات را نیز پیگیری کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات