گروه فرهنگ و هنر- سایرمحمدی: «تاریخ اندیشه سیاسی در غرب» عنوان کتابی در سه جلد به قلم کمال پولادی است که توسط نشر مرکز چاپ و منتشر شده است. «از سقراط تا ماکیاولی» و «از ماکیاولی تا ماکس» و «اندیشه سیاسی در قرن بیستم» عناوین این سه جلد بود. کمال پولادی متولد 1328 کلاردشت، دارای دکترای علوم سیاسی، سابقه سالها تدیس در دانشگاههای کشور را دارد و در حوزه ترجمه نیز آثار فراوانی ترجمه کرده که «نظریه کنش اجتماعی» از هابرماس در دو جلد که جلد اول منتشر شده و جلد دوم زیر چاپ است. «جهانی شدن و آینده دموکراسی» اثر دیگر هابرماس با ترجمه وی منتشر شده و هماکنون «اندیشه سیاسی در ایران و اسلام» و «سایه قدرت» اثر جین هیلر را در دست چاپ دارد. جلد دوم «نظریه کنش ارتباطی» را نیز توسط انتشارات مؤسسه ایران در دست چاپ دارد.
* آقای پولادی، کتاب «سایه قدرت» اثر جین هیلر به چه مباحثی میپردازد؟ جین هیلر چهره شناخته شدهای نیست؟ دلیل انتخاب این اثر برای ترجمه چه بود؟
** «سایه قدرت» پیرامون فلسفه سیاسی قدرت و برنامهریزی شهری است که نویسنده از دیدگاه خاصی میخواهد برنامهریزی شهری را مطابق با دموکراسی مشارکتی تبیین و تشریح کند. نویسنده این کتاب هرچند چهره شناخته شدهای نیست، اما این اثر به سفارش یک مؤسسه انجام شد. ضمن این، سایه قدرت کتاب بسیار خوبی است و من در حوزه برنامهریزی شهری به مباحث آن علاقهمند شدم.
* دیدگاه هابرماس پیرامون جهانی شدن و دموکراسی چقدر با فرهنگ جوامع شرقی بویژه جامعه ایران تناسب و همخوانی دارد که آثارش این همه مورد توجه قرار میگیرد؟
** هابرماس اندیشمندی عالمنگر است. به همین خاطر یک ویژگی مشخص که در هابرماس سراغ داریم، همین است که او را جزو اندیشمندان و فلاسفه عامگرا میشناسیم. بنابراین نظریهاش در چارچوب نظریه عامگرا قابل مطالعه و بررسی است. مباحث نظری هابرماس خاص یک فرهنگ، یک جامعه نیست. میشود گفت کاربرد عام دارد. ضمن اینکه نظریه هابرماس، نظریه دموکراسی است و نظریه دموکراسی مشارکتی، یا دموکراسی شورایی، نوعی دموکراسی گفتمانی است.
این دموکراسی با دموکراسی لیبرال تفاوت دارد و این نکات مهم دموکراسی مشارکتی است. دموکراسی لیبرال براساس انتخابات و به شکل دورهای است. یعنی از طریق انتخابات نمایندگان برای یک دوره مشخص مثلاً چهارساله نمود پیدا میکند هابرماس با این نوع دموکراسی مخالف است و معتقد است که مشارکت مردم باید مستمر و همهجایی و همگانی باشد. یعنی دموکراسی از نوعی باشد که مشارکتکنندگان در همه عرصهها از پایین تا بالا به طور مستمر حضور داشته باشند.
نه این که هر چهار سال نمایندگانی انتخاب کنند. برای یک دوره مجلس یا برای پست ریاستجمهوری و بعد از آن از مشارکت در امور کنار بمانند. این نوع مشارکت باعث انفعال میشود. دموکراسی لیبرال سرانجام به انفعال توده مردم ختم میشود. این نوع دموکراسی باعث فعال ماندن یک قشر که همان نخبگان باشد، میشود و توده مردم را به انفعال میکشاند. هابرماس در برابر دموکراسی لیبرال، دموکراسی مشارکتی را مطرح میکند.