تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۸  ، 
کد خبر : ۲۱۰۸۳۴

احزاب خودساخته و احزاب دولت ساخته


گزارش از : انوار – فکری
پیش از پیروزی انقلاب، به واسطه وجود حکومت دیکتاتوری، معدود احزاب موجود، بوسیله حکومت و یا حداقل با حمایت آن تشکیل شده بودند. چنین احزابی، هرگز نتوانستند رسالت واقعی یک حزب را برعهده داشته باشند چرا که فعالیت یک حزب علیه سازنده آن امری غیرممکن است.
اما پیروزی انقلاب اسلامی بهترین فرصت برای بروز و ظهور احزاب خودساخته در کشور بود که به دلایل گوناگون، از جمله جوسازی‌های گروهک‌های معاند انقلاب و نیز آغاز جنگ تحمیلی، این امکان به معنای واقعی بدست نیامد و هنوز هم احزاب دوران طفولیت خود را می‌گذارنند و در ارزیابی عملکرد آنها، نمی‌توان معدل خوبی درنظر گرفت.
بعبارت دیگر هنوز هم برای طی یک دوره انتقالی از احزاب دولت‌ساخته تا احزاب دولت‌ساز، راه زیادی را باید طی کنیم.
معصومه زرشناس، دانشجوی علوم سیاسی در این‌باره می‌گوید: حزب در ایران یعنی یک اسم. در واقع این احزاب نیستند که آینده کشور را رقم می‌زنند بلکه دولت و اشخاص هستند که احزاب را می‌سازند. حزبی که از حمایت مالی و سیاسی شخصی یا حکومت برخوردار باشد چگونه می‌تواند منتقد آن حکومت باشد؟ چنین حزبی تنها یک تشکیلات تشریفاتی است و نمی‌توان به آن و تفکرات سیاسی آن اعتماد کرد.
رضا کهکشانی، کارشناس مدیریت بازرگانی نیز می‌گوید: وضعیت احزاب ما و دولت در واقع همان حکایت شکایت قاضی را پیش داروغه بردن است. چگونه می‌توان پیرو حزبی بود که خود پیرو یک شخص یا یک دولت است نه پیرو یک تفکر و اندیشه سیاسی. البته باید به آنها حق داد. هر حزب برای تشکیل، فعالیت و ادامه حیات علاوه‌بر احتیاجات فرهنگی، ایدئولوژیکی و سیاسی، نیازهای مالی نیز دارد که در شرایط فعلی این مشکل کوچکی نیست.
اسماعیل اسعدی، فرهنگی بازنشسته نیز می‌گوید: با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی‌شود. احزاب ما، فقط ظاهر یک حزب را دارند. چنین احزابی نمی‌توانند دولت‌ساز باشند. در یک مقطع زمانی کوتاه هم نمی‌توان کاری کرد. باید سطح فرهنگ جامعه را بالا برد و نگاه بدبینانه حکومت به احزاب نیز تغییر کند. اگر خیلی خوشبین باشیم، حداقل 20 سال دیگر شاهد دولت‌های حزب‌ساخته خواهیم بود نه حزب‌های دولت‌ساخته.
احزاب دولتی، احزاب یک‌شبه
دکتر عماد افروغ، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در این‌باره به گزارشگر ما می‌گوید: بطور کلی احزاب از مصادیق جامعه مدنی هستند و اینکه چرا احزاب شکل نگرفته‌اند، بدلیل عدم شکل‌گیری جامعه مدنی است. برای شکل‌گیری جامعه مدنی نیز ساز و کارهایی لازم است که مهمترین آنها لایه‌های اجتماعی حمایت‌کننده است یعنی احزاب باید ریشه در لایه‌های اجتماعی داشته باشند.
وی اضافه می‌کند: نمی‌توان با حمایت‌های دولتی از یک حزب مدعی شد که ما از یک جامعه مدنی و احزاب متفاوت برخورداریم. اگر یک حزب واقعی می‌خواهیم باید به قواعد خاص آن تن بدهیم و آرام آرام سختی‌های آن را پشت سر بگذاریم. نه اینکه با توسل به قدرتهای دولتی و ثروتهای ناشی از قدرت دولتی یکشبه حزب تشکیل دهیم. در واقع چنین اجزاب دولتی ساخته‌ای دارای هیچگونه فلسفه سیاسی روشنی نیستند.
دکتر افروغ می‌گوید: وقتی جامعه ظرفیت و قابلیت لازم را برای تشکیل احزاب ندارد، باید پذیرفت که قدرت و ثروت وارد سیکل احزاب می‌شود و چون برای رسیدن به ثروت یک شبه نیاز به هماهنگی با قدرت رسمی است، باز همان آش است و همان کاسه. همه این عوامل باعث می‌شود که احزاب واقعی، یعنی احزاب دولت‌ساز در جامعه شکل نگیرند.
ولی اضافه می‌کند: یک حزب سالم که می‌تواند دولتی را بوجود آورد، ابتدا نیاز به فرهنگ‌سازی و آگاهی‌بخشی در سطح جامعه دارد. بعبارت دیگر گروه‌های سیاسی که می‌خواهند در نهایت تبدیل به حزب شوند، باید ذهنی توسعه‌یافته و مناسب با جامعه مدنی داشته باشند و هرگز رابطه قدرت و ثروت آنها را اسیر خود نکند. چرا که آنوقت از فلسفه سیاسی احزاب دور شده و یک حزب ساخته دست دولت هستند و نه حزب دولت‌ساز.
پشت‌گرمی به منتفّذین
دکتر جمیله کدیور، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی به گزارشگر ما می‌گوید: پیش از انقلاب نیز احزاب معدودی وجود داشت که همگی ساخته دولت بودند و نقش سوپاپ اطمینان را برای دولت وقت بازی می‌کردند. پس از پیروزی انقلاب زمینه برای تشکیل احزاب خودساخته بوجود آمد. احزابی که ریشه مردم دارند می‌توانند نقش تأثیرگذاری در روند تحولات کشور داشته باشند ولی شرایط خاص اوایل انقلاب، و سوءاستفاده‌های بعضی از احزاب این شرایط، باعث محدود شدن فعالیت احزاب در کشور شد.
وی اضافه می‌کند: از سال 76 به اینطرف، تا تأکید بر تقویت جامعه مدنی و نهادهای تشکیل دهنده آن، فعالیت احزاب رو به گسترش گذاشت. و زمینه برای فعالیت احزاب واقعی بیشتر شد. اما متأسفانه احزاب و گروه‌هایی مجال فعالیت بیشتر یافتند که امکان دسترسی به منابع مالی بیشتر و حمایت‌های سیاسی برایشان فراهم بود. ما بارها شاهد تشکیل چنین احزاب دگرساخته‌ای بوده‌ایم. احزابی که به اشخاص صاحب نفوذ سیاسی و اقتصادی پشت‌گرم بودند و با عزل آن شخصیت، حزب مذکور نیز از فعالیت می‌افتد. در مقطع زمانی کنونی نیز همین احزاب وجود دارند.
جمیله کدیور می‌گوید: چنین احزابی، اگر چه تغییر شکل نمی‌دهند ولی هیچیک خودساخته نیستند. یک حزب واقعی باید در روند تغییرات کشور حضور موثر داشته باشد و حتی در تشکیل یک دولت قوی و کارآمد تأثیر بگذارد. ولی بدلیل جوانی احزاب در کشور و نیز نهادینه نشدن نهادهای مردم‌سالار و موانع موجود بر سر راه فعالیت احزاب مستقل هنوز هم شاهد آن هستیم که احزابی که به حمایت‌های اشخاص متنفذ پشت‌گرم هستند وجود واقعی دارند.
وی تأکید می‌کند: با این اوضاع کاملاً مشخص است که بجای آنکه احزاب دولت‌ها را بسازند، این دولت‌ها و یا حتی بعضاً اشخاص هستند که در شکل‌گیری، تفکر سیاسی و فعالیت احزاب قدرتمند، اثرات محسوس می‌گذارند.
حسین تبریزنیا، کارشناس ارشد علوم سیاسی، پیرامون ایرادهای وارد بر احزاب کشور، به گزارشگر ما می‌گوید: احزاب ما دچار بیماری‌های مزمن تاریخی و فرهنگی هستند که سابقه آن به حدود صد سال قبل برمی‌گردد. در تاریخ سیاسی ما، هم عوامل درونی و هم عوامل بیرونی، از موانع پیدایش احزاب بوده‌اند. در حال حاضر نیز گرچه در برخی از این عوامل تغییرات جزئی ایجاد شده است اما احزاب همچنان از مشکلات درونی و بیرونی رنج می‌برند و به همین دلیل نمی‌توانند نقش احزاب واقعی را در کشور ایفا کنند.
وی بزرگترین مشکل احزاب را از دوم خرداد 76، نداشتن پایگاه اقتصادی شفاف و کافی دانسته و می‌گوید: احزاب با هزاران امید بوجود می‌آیند و فعالیت خود را آغاز می‌کنند ولی به دلایل مشکلات مالی به راهی دیگر می‌روند. هر چند خود من به عامل فرهنگ، بیش از عامل اقتصادی در پیدایش و پایداری احزاب معتقد هستم اما نمی‌توان عامل اقتصادی را نیز نادیده گرفت.
تبریزنیا می‌گوید: یک از ایرادهای عمده احزاب کشور این است که اغلب احزاب توسط دولتمردان و یا حکومتها تشکیل شده‌اند و حزب بعنوان نردبان ترقی افراد تلقی می‌شود. یکی از علل ناپایداری احزاب هم همین فرمایشی بودن آنهاست.
وی تأکید می‌کند: حزبی که در پی تشکیل حکومت و دولت بنا شد، حزب نیست ولی ذهنیت جامعه، چنان از عملکردهای پیشین احزاب مکرر است که کارکرد اصلی احزاب را منفی می‌دانند. اما همگان باید بدانند که تشکیل دولت حزبی نه تنها بد نیست بلکه بسیار هم مفید است البته مشروط براینکه هم حزب‌ها کم و هم حزب شکست خورده قواعد نظام حزبی را به رسمیت بشناسد. دولت نیز نباید هر فعالیت حزبی را به کوچکترین بهانه‌ای سرکوب کند و هر فعالیت حزبی را توطئه علیه خود بداند.
تبریزنیا می‌گوید: اگر احزاب بخواهند دولت‌ساز باشند باید ایرادهای درونی و بیرونی خود را رفع کنند. ولی متأسفانه سنت سیاسی در جامعه ما اینگونه بوده که همیشه دولت حاکم، حزب تشکیل می‌داده درحالی که در تمام نظام‌های مردم‌سالار، حزب پیروز که نماینده اکثریت افکار عمومی است، دولت را تشکیل می‌دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات