ابوالقاسم جعفری
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران یکی از رویکردهای مهم اصلاحی در عرصه علوم انسانی بازنگری در اصول مطالعاتی و متدولوژی دین پژوهی بود. شناخت ادیان بزرگ جهان، علاوه بر اینکه زمینه ارتباط و تعامل فکری را مهیا میساخت، اهمیت آموزههای اسلامی و ریشههای آن را در تعالیم انبیای پیشین نیز مشخص میکرد و موید سخن قرآن کریم مبنی بر وجود روح واحد در تمامی ادیان آسمانی بود.
انقلاب اسلامی به جهت ماهیت ویژهای که داشت در عمل نیازمند اصول، قواعد و قوانینی بود که از منابع متقن دینی استنباط و استخراج شده باشند. وجود چنین اصول و قواعد کلی مستنبط از مکتب، راه را برای طراحی نظامهای مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مانند آن هموار میکرد. چنین آرمانی ابزارهای اجتهادی و استنباطی نوینی میطلبید که بتواند قویتر از روشهای اجتهادی پیشین، اصول کلی در امور اجتماعی و مسائل حکومتی را از منابع دینی استخراج کرده و در اختیار کارگزاران و متولیان نظام قرار دهد. آنچه طی این مسیر را برای فقیهان و متفکران شیعه مشکل میکرد این بود که در طول تاریخ اسلام، بیشترین فرصت حکومت و زمامداری در اختیار سلاطین مستبد و خود رای قرار داشت که مطابق با سلیقههای شخصی خود به حکومت میپرداختند و از اندیشه نظاممند عالمان تبعیت نمیکردند. دیگر اینکه فقه سیاسی شیعه کمتر از فقه اهل سنت فرصت ظهور و بروز و تجربه پیدا کرده و بیشتر به صورت مواد خام و آزموده نشده باقی مانده بود. فقه اهل سنت تجربه بسیار طولانی در امر حکومت داشته است، با این وجود بازهم نیازمند تلفیقی از اندیشههای مذاهب مختلف و استفاده از قواعدی مانند قیاس و استحسان بوده است که دلیل شرعی متقنی بر حجیت آنها وجود ندارد. بطور مثال امروزه در کشور مصر با وجود این که پیروان مذهب شافعی اکثریت مردم این کشور را تشکیل میدهند، فقهی که عملا بر قوانین این کشور حاکم است فقه حنفی است و دلیل آن نیز سازگاری بیشتر فقه حنفی با قوانین روز و قابلیت انعطاف آن با استفاده از قیاس، استحسان و مانند آن است با این وجود از فقه شیعه نیز در موارد خاصی از حقوق مدنی مانند رضاع و طلاق استفاده شده است.
اندیشههای سیاسی شیعه پس از روی کار آمدن سلسله صفویه مجال اندکی برای ظهور یافت ولی به زودی شاهان صفوی ماهیت استبدادی خود را نشان داده و دغدغه اجرای عملی تفکرات شیعه را رها کردند. به همین دلیل انقلاب اسلامی فرصتی بیسابقه برای سنجش توان اجرایی فقه سیاسی و اندیشههای حکومتی شیعه در عصر غیبت بود. اگر در طول تاریخ اسلام به پیروان سیره علوی فرصت زمامداری و حکومت داده میشد، بطور مسلم کولهباری از تجارب حکومتی در اختیار نظام نوپای جمهوری اسلامی قرار میگرفت و انقلاب اسلامی ایران مسیر راحتتری را میپیمود. با این وجود، فقه شیعه در فرصتی اندک پس از پیروزی انقلاب در تدوین قانون اساسی با اقتدار تمام ظاهر شد و توان علمی خود را در حل مسائل مستحدثه اثبات کرد. هم اکنون پس از ربع قرن تجربه حکومت دینی، عملی بودن آن ثابت شده است و البته تردیدی نیست که پیوسته نیازمند بازبینی، اصلاح و توسعه است. تئوریپردازی برای یک تمدن دینی، بر اساس متون و منابع اولیه، وظیفه سترگی است که به عهده جمع کثیر و نسلهای متمادی از فرهیختگان جامعه است و نباید از یک نسل و گروه محدودی از اندیشمندان در یک مقطع تاریخی انتظار آن را داشت.
ایران اسلامی سالهای ابتدایی انقلاب را با وجود جنگ تحمیلی و تحمل محاصرههای اقتصادی به تبیین و تکمیل تئوری حکومت دینی اختصاص داد و بر محور حکومت دینی یعنی ولایت فقیه تاکید نمود. در عمل، هماهنگی ولیفقیه و رئیسجمهور در اداره بخشهای مختلف کشور، حاکی از هماهنگی احکام اسلامی با جمهوریت و آرای مردم بود. هماهنگی میان قوای سه گانه در هر کشوری امری ضروری است. به این ترتیب در کشورهایی که بالاتر از مقام ریاست جمهوری مقام دیگری وجود ندارد عملا به رئیسجمهور قدرتی بیش از ریاست قوه مجریه داده میشود و چون زمان ریاست جمهوری محدود است، پس از اتمام دوره، سیاست کشور دچار سردرگمی و بحران میشود که گاهی آشکار است و گاهی پنهان و شدت و ضعف آن نیز به ثبات ساختاری کشور بستگی دارد. راهحل چنین مسالهای بهویژه برای کشورهای در حال توسعه، وجود رهبری امین در راس قوای سه گانه کشور است که در ایران ولیفقیه آگاه به زمان، عادل، مدیر و مدبر عهدهدار چنین مسئولیتی است. صبغه دینی و ویژگیهای ممتاز ولیفقیه، ضریب ناامنی در کشور را از نظر نظارت بر عملکرد مسئولین طراز اول کشور به حداقل رسانده و موجب اعتماد مردم در طول بیست و پنج سال انقلاب اسلامی بوده است.
پس از سالهای سخت دفاع مقدس، اندیشمندان شیعه فرصت بیشتری برای تامل در تئوریهای حکومت دینی یافتند و به تدریج اندیشه گفتگو و تعامل فکری با پیروان سایر ادیان نیز مطرح شد. در مقابل اندیشه خشن غربی هانتینگتون مبنی بر جنگ تمدنها، گفتگوی تمدنها مطرح شد و مفروضات بدبینانه نظریهپردازان غربی را به چالش طلبید. بنابراین بر مقوله دین که از مولفههای اساسی و تاثیرگذار فرهنگ و تمدن بوده و در گفتگوی تمدنها جایگاه ویژهای داشت تاکید شد. اگر دین بتواند به زبان علمی و روز دنیا سخن بگوید به سهولت پیام رسان اصلی تمدن و فرهنگ خواهد بود و اگر از محتوای قدرتمندی برخوردار باشد بر فرهنگهای مقابل نفوذ کرده و ارزشهای خود را بدون جنگ و خونریزی انتقال خواهد داد. تاکید بر مشترکات دینی و عملکردهای اخلاقی ادیان، از میزان خشونت و جنگها میکاهد. بنا بر این دین پژوهی در عصر حاضر از اهمیت ویژهای برخوردار است. لذا پس از انقلاب اسلامی ایران دینپژوهی وارد مرحله تازه شد که بازنگری در شناخت روشمند ادیان، نخستین گام آن بود. اگر پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در رد و انکار ادیان و مذاهب مختلف، به نقل قولهای ضعیف و غیرمستند نیز اکتفا میشد و گاهی انکار مطلق عقاید آنها به عنوان پیشفرضی مسلم تلقی میگردید، پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، تاکید اندیشمندان بر وجوه اشتراک ادیان و مذاهب و جستجوی نقاط مشترک از متون دینی اصیل بود تا بتوانند تفکر دینی را در مقابل تفکر الحادی و لائیک تجهیز نمایند. زیرا امروزه پیروان ادیان مختلف در جهان در برابر دشمن مشترکی به نام الحاد، بیدینی و لا ابالیگری دینی قرار گرفتهاند و اگر بخواهند شاهد دفن مفاهیم دینی و اخلاق در جهان امروز نباشند به ناچار باید در مقابل این دشمن مشترک چارهای بیندیشند و سپس به حل اختلافات خود بپردازند.
امروزه بیدینی در غرب با عنوان حرکتهای جدید دینی مانند شیطانپرستی به رسمیت شناخته شده و تقویت میشود. در مقابله با چنین انحرافات بزرگی که آموزههای تمامی انبیای گذشته را تهدید میکند متفکران تمام ادیان و مذاهب آسمانی مسئولیت دارند. قرآن کریم در سوره مبارکه مائده بر وجود نکتههای توحیدی و هدایتی در تورات و انجیل تصریح دارد و اگر این نکتههای سره از نکتههای ناسره که در اثر تحریف پدید آمده جدا شوند، گامی اساسی در جهت تفاهم با دیگر ادیان آسمانی برداشته شده است. این امر نیازمند ترجمه منابع مطالعاتی سایر ادیان بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی کتابهای بسیاری راجع به ادیان آسمانی و غیرآسمانی ترجمه و تالیف شد. ورود حجم عظیمی از مفاهیم دینی و عرفانی ادیان مختلف، از مدیتیشن بودایی تا قبالای یهودی دینپژوهان کشور و از جمله دینپژوهان حوزوی را واداشت تا با تاسیس برخی مراکز و موسسات تحقیقاتی به مطالعات بنیادین در این زمینه بپردازند. با وجود این که چنین مراکزی هنوز در ابتدای راهاند اما این حجم عظیم آثار مربوط به ادیان و مذاهب که در طول دو دهه اول انقلاب چاپ شد در طول تاریخ ایران بیسابقه است. البته این حرکت، بیتاثیر از روند رو به رشد دینپژوهی در جهان، رشد ارتباطات، تحول صنعت چاپ و نشر و به ویژه شبکه جهانی اینترنت نبوده است.
برای گفتگوی نتیجهبخش میان متفکران علوم دینی و تعاملات میان دینی چارهای جز شناخت مستند ادیان از طریق مطالعه کتابهای مقدس، تفسیرهای مهم موجود در سنت و سخنان بنیانگذار و همچنین انجام مطالعات تطبیقی نیست. بدین ترتیب عالمان دینپژوه کشور و بهویژه برخی مراکز وابسته به حوزه علمیه، در صدد تربیت نسلی از متخصصانی برآمدهاند که ادیان زنده جهان را براساس متون دینی، زبان خاص، آموزههای بنیانگذار یا بنیانگذاران، تفاسیر مهم و دیگر ویژگیهای اختصاصی آنها مطالعه کنند. در پی این نهضت مقالات مهم، کتابهای معتبر و اصیل ادیان و مذاهب مختلف و بخشهای عمده دایرهالمعارفهای معتبر جهان به مرور در حال ترجمه است. در تالیفات و تحقیقات نیز مآخذ ضعیف و درجه دوم پذیرفته نمیشود. انجمنهای علمی و دیگر مراکز تحقیقاتی حوزه با برخی مراکز دینپژوهی در جهان به مبادله اطلاعات میپردازند و از گفتگو با نمایندگان آنها استقبال مینمایند. مکاتبه دانشپژوهان جوان با دانشمندان دینپژوه دانشگاهها و مراکز معتبر جهان به صورت امری عادی درآمده است. کیفیت و کمیت نیروهای انسانی، مراکز و مجلات دینپژوهی کشور با گذشته قابل مقایسه نیست و حجم واقعی این فعالیتها را نمیتوان به آسانی تخمین زد. اگر در گفتگوهای دینی، طرفین گفتگو از آموزههای دینی یکدیگر بطور مستند سخن نگویند نتیجهای بر مذاکرات مترتب نخواهد بود و چنین جدالی نتیجه احسن نخواهد داشت. در جدال احسن از برهان استفاده میشود و سخنانی که گفته میشود کاملا مستند و مطابق با واقع است. اگر هدف از انقلاب اسلامی ایران احیای ارزشهای اسلامی بوده است، بدون شک ابلاغ معارف اسلامی از طریق گفتگو یکی از مهمترین این ارزشها است. امام رضا (علیه السلام) در حدیث معروفی فرمودند. «به راستی اگر مردم حسن و نیکوییهای سخنان ما را بشنوند از ما پیروی خواهند کرد.» بخش مهمی از زندگی آن بزرگوار نیز همانند پدران گرامیشان به مباحثات علمی و دینی با عالمان سایر ادیان اختصاص داشت. به همین جهت جدال احسن در تفکر شیعه ریشهای عمیق دارد. جالب توجه است که در میان مذاهب مختلف اسلامی تنها مذهبی که فقط از طریق برهان و استدلال گسترش پیدا کرد شیعه دوازده امامی بود. عالمان شیعه به تبعیت از دستورات متعدد قرآن کریم و سیره امامان معصوم (علیهم السلام) برای اثبات حقانیت خویش پیوسته از برهان و استدلال عقلی و نقلی استفاده میکردند و همین امر سبب شده است که در قرن حاضر بتوانند بدون هیچ دغدغهای به طرح مساله گفتگو بپردازد. برخی دایرهالمعارفهای معتبر دینی مانند راتلج به ویژگی برجسته بودن عقلانیت شیعه به دلیل پرورش فیلسوفان بزرگ در دامن خود اعتراف دارند. این دایرهالمعارف دینی که یکی از دایرهالمعارفهای معتبر جهان است درباره بازار داغ تعاطی افکار دینی و فلسفی در ایران معاصر مینویسد: «مجادلات علمی که امروزه در ایران شاهد آن هستیم نشان میدهد که امروزه فیلسوفان ایرانی نه تنها با اشکال سنتی فلسفه اسلامی آشنایی دارند، بلکه با ایدههای معمول فلسفه غرب نیز آشنا بوده و آنها را به کلی رد نمیکنند. اما کاملا هم با غرب موافق نیستند بلکه حاضرند دیدگاههای غربی را با نگاه نقادانه مورد بررسی قرار دهند».
پس از اینکه رئیسجمهور محترم ایران مساله گفتگوی تمدنها را مطرح کرد، برخی از اساتید دانشگاههای غرب و شرق، موضوع پایاننامه و تحقیق تعدادی از دانشجویان خود را به بررسی مبانی اعتقاد به گفتگو در تفکر شیعه اختصاص داده و علاقه و اهتمام خود را به این مساله ابراز کردند. البته یکی از پیامدهای مهم انقلاب اسلامی ایران این بود که فرهنگ شیعه را بطور جدی در محافل علمی جهان مطرح کرد و مفاهیم اعتقادی خاص شیعه را به تدریج وارد دایرهالمعارفهای بزرگ دینی نمود. به این ترتیب آموزههای شیعه در دسترس دانشجویان در سرتاسر جهان قرار گرفت و نشر پیدا کرد. با این وجود هنوز افکار ناب شیعه بطور کامل ترجمه نشده و در دسترس دانشمندان دینپژوه قرار نگرفته و حق مطلب ادا نشده است. اگر دانشمندان شیعه همت بیشتری بگمارند و آثار فقهی، اصولی، اعتقادی و منابع بزرگ روایی شیعه مانند بحارالانوار را به زبانهای زنده دنیا ترجمه نمایند، انقلابی دیگر در صدور معارف اهل بیت (علیهم السلام) اتفاق خواهد افتاد و هزاران استاد و دانشجو در سرتاسر جهان به آموزههای اهل بیت (علیهم السلام) خواهند اندیشید و به تحقیق و تالیف مقاله خواهند پرداخت. پیش از انقلاب آنچه از اسلام برای مجامع علمی جهان شناخته میشد، اسلامی بود که در جهان اهل سنت مطرح بود و برای شیعه هویت مستقلی قایل نبودند. انقلاب اسلامی اولا مسلمانان فارسی زبان ایران را از مسلمین عرب در نظر مردم جهان تفکیک کرد و ثانیا حساب شیعه را که با انقلاب ایران جانی تازه گرفته و به خطری جدی برای استعمارگران تبدیل شده بود از مذاهب مختلف اهل سنت جدا نمود. شناخت ادیان به نتایج جالب توجهی انجامیده است. یکی از مهمترین آنها، کشف اصالت عقیده به منجی در تمامی ادیان بزرگ جهان است. اگر در دین یهود یهوه و در آیین مسیحیت مسیح و در کیش زرتشت سوشیانت به عنوان منجی موعود معرفی شده است، تحقیقات دینپژوهی نشان داد که در آیین بودا، هندو و حتی کنفوسیوس نیز عقیده به منجی وجود دارد و منشا نهضتهای اصلاحی بزرگی در طول تاریخ ادیان مختلف بوده است. احیای سنت حسنه دینپژوهی در کنار مطالعات اسلامی به ویژه در حوزههای علمیه کشور میرود تا بار دیگر یادآور حوزههای با شکوه قرون طلایی اسلام و سیره سلف عالمان شیعه که در ادیان و مذاهب مختلف زمان خود صاحب نظر بودند باشد.