* به قلم عبدالباری عطوان
انقلاب مردمی تونس که به براندازی نظام دیکتاتوری این کشور منجر شد، پس لرزههایی را در دیگر کشورهای عربی و آفریقایی به همراه داشت و موجب شد تا تمامی حکومتهای دیکتاتوری و فاسدی که سالها خود را به ملتهایشان تحمیل کرده بودند، احساس خطر کرده و به تکاپو بیفتند. کسانی که سالها سکان نظام دیکتاتوری را در دست داشته و تصور نمیکردند روزی ارکان قدرت در کشورهایشان با خشم ملت به لرزه بیفتد، این روزها حتی شبی را از بیم انتفاضه و قیام مردمی آرام و بیدغدغه به صبح نمیرسانند.
روزنامه "القدس العربی" در تحلیلی به قلم عبدالباری عطوان، مدیر مسئول این روزنامه تحت عنوان "تونس و درس فرار امن" مینویسد:
بسیاری از رهبران عرب که پیگیر تحولات تونس به ویژه پس از انقلاب مردمی در این کشور بودند، اکنون شب و روز برای شکست این انقلاب دعا کرده و بر تداوم ناامنی و افزایش بحران امنیتی در آن حساب باز کردهاند، تا به این ترتیب از دوام حکومتهایشان اطمینان حاصل کنند.
اکثریت نظامهای عربی پس از تغییر نظام در عراق از بحران امنیتی این کشور استفاده نموده و با یک تیر دو نشان زدند؛ اول این که شب و روز به ملتهایشان یادآور شوند ثباتی که سیستمهای حاکم با وجود دیکتاتور بودنشان محقق میسازند، هزار بار بهتر است و دوم تاکید این امر به همپیمان آمریکاییشان که جایگزین این نظامها، تنش، خشونت، انفجار و افزایش نفوذ گروههای اسلامی تندرو است. اما انقلاب مردم تونس این ادعاهای بیپایه و اساس را رسوا نمود و تاکید کرد که امکان تغییر سیستمهای دیکتاتوری فاسد از داخل جوامع و از طریق انقلابهای مردمی مسالمتآمیز ممکن است.
درست است که تونس ویژگی خاص خود را دارد و با دیگر جوامع عربی از نظر وجود طبقه متوسط، سازمان مدنی ریشهدار و سطح آموزشی تفاوت دارد، اما این مساله نیز صحت دارد که تمام دلایل و عللی که مردم تونس را به انقلاب واداشت، در دیگر کشورهای عربی نیز وجود دارد.
بحث ما فقط فقر، بیکاری، گرسنگی و نامناسب بودن اوضاع معیشتی نیست، بلکه فساد، چپاول ثروتها، نبود عدالت اجتماعی و آزادیهای فردی و احترام به حقوق بشر نیز هست. از نظر ما مهمترین مسالهای که مردم تونس با انقلاب خود به اثبات رساندند، شکاف آشکار بین سازمانهای علنی و محرمانه امنیتی و ارتش و نیروهای آن است. کاملا آشکار است که سازمان امنیتی جانب رئیسجمهور و دیکتاتوری سرکوبگر آن را گرفت اما ارتش از مردم جانبداری نموده و هرگز از تفنگهایش برای حفظ نظام و تداوم آن استفاده نکرد.
زین العابدین بن علی، رئیسجمهور تونس همواره بر سازمان امنیتیاش حساب باز میکرد؛ همان سازمانی که از بطن آن بیرون آمد و به صلابت و وفاداری آن اطمینان داشت. تحولات تونس نیز ثابت کرد که حساب وی به جا بوده است زیرا این سیستم امنیتی در هدف قرار دادن معترضان بیگناه تردید به خود راه نداد و 80 تن از آنها را کشت و برخی از نیروهایش پس از آن که از فرار رهبرشان مطمئن شدند، به شبه نظامیانی تبدیل شدند که سعی در ایجاد تنش و رعب و وحشت در مناطق مختلف کشور دارند.
جالب است که تعداد نیروهای امنیتی در تونس بیشتر از تعداد نیروهای امنیتی در فرانسه است، کشوری که جمعیت آن شش برابر جمعیت تونس است و مهمتر این که تونس دارای پیشرفتهترین ابزارهای سرکوب و شکنجه است؛ ابزارهایی که در کشورهای اروپایی یافت نمیشود.
جزئیات مربوط به ساعات پایانی حکومت بن علی پیش از فرار وی به عربستان همچنان نامشخص است اما آنچه که تقریبا مسجل شده این است که نیروهای امنیتی تونس زمانی که 5000 تن مقابل وزارت کشور (برجستهترین رکن سرکوبگر در تونس) تظاهرات کردند، نتوانستند از رئیسجمهور خود حمایت کنند. آنها دریافتند که معترضان تونسی اعم از زن و مرد از گلوله نمیترسند.
در چنین شرایطی بود که رئیسجمهور به ارتش پناه آورد؛ ارتشی که طی 20 سال به دلیل بیاعتمادی عمدا آن را تضعیف نموده و در آموزش و تجهیز آن اهمال کرده بود اما با یک حقیقت دردناک غافلگیر شد و آن زمانی بود که فرماندهان ارتش نه تنها از مقابله با تظاهرکنندگان سر باز زدند بلکه به وی سه ساعت فرصت دادند تا پیش از بستن حریم هوایی تونس را ترک کند.
مطمئنا بسیاری از وزیران کشور عرب مقر دایمی نشستهای سالانه خود را که در آن گردهم میآمدند و درباره نحوه تبادل اطلاعات در خصوص سرکوب ملتها و حفظ حکومتهای دیکتاتوریشان بحث و تبادل نظر میکردند، از دست دادهاند. نمیدانیم وزیران کشور عرب مقر نشستهای سالانه خود را پس از تونس به کجا انتقال خواهند داد، هر چند عجیب نیست اگر ریاض پایتخت عربستان برجستهترین گزینه برای این مساله باشد نه فقط به دلیل این که رئیس بن علی آنجا رابه عنوان پناهگاهی امن برگزید بلکه به این دلیل که امیر نایف بن عبدالعزیز آل سعود، وزیر کشور عربستان و معاون دوم نخستوزیر این کشور پیشکسوت وزیران کشور عرب است زیرا سالهای مدیدی است که در این پست فعالیت میکند.
وزیران اطلاعرسانی عرب نیز یقینا رئیس بن علی را از دست دادهاند، هر چند که خاطرات خوبی از وی و تعلیمات وی جهت بستن دهانها، شکستن قلمها، افزایش کنترل و ایجاد اختلال در پخش برنامههای شبکههای ماهوارهای دارند.
نظام بن علی سقوط کرد لذا باید تمامی توافقهایی که در دوره وی و یا زیر نظر وی بین وزیران کشور، فرماندهان امنیتی و حتی وزیران اطلاعرسانی عرب به امضا رسید نیز ساقط شود. ما همچنین میخواهیم که مقر دبیر کلی وزیران کشور عرب به موزه سرکوب و ابزارهای آن تبدیل شود.
مردم تونس که همه ما را با صلابت، قدرت و پافشاریشان برای براندازی حکومت دیکتاتوری غافلگیر کردند، دیگر برای استنشاق هوای آزادی، بیان نظرات و اندیشههایشان بدون ترس و بیان فساد مالی اعضای خانواده حاکمشان نیازی به مهاجرت به فرانسه یا اروپا ندارند.
پیش از انقلاب تونس، بیشتر آرمانها و خواستههای ما در ممانعت از شیوع آفت موروثی شدن حکومت در کنار دیگر خواستههایمان در خصوص دموکراسی وآزادی، منحصر بود اما پس از انقلاب تونس سرنوشت همه نظامهای موروثی در لبه پرتگاه قرار گرفته است. آنچه که دیکتاتورهای عرب را در حال حاضر به خود مشغول ساخته نحوه کسب فرصت و زمان بیشتر برای نجاتشان، خارج نمودن هر چه بیشتر داراییها از کشورهایشان و حفر تونلهای زیرزمینی زیر کاخهایشان تا فرودگاه جهت فراهم کردن شرایط مناسب برای فراری امن است."