تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۱۰۹۴۶
شبکه الجزیره اسناد حمایت مالی رئیس تشکیلات خودگردان از فتنه‌گران ایرانی را فاش کرد

000‌/‌000‌/‌‌50 دلار کمک ابومازن به موسوی


گروه سیاسی: شبکه تلویزیونی الجزیره روز پنجشنبه چهارمین بخش اسناد سری مذاکرات تشکیلات خودگردان با رژیم صهیونیستی درباره جنگ غزه و گزارش‌ گلدستون را منتشر کرد. انتشار این اسناد فضای جدیدی را درباره این افشاگری ایجاد کرده است. اگرچه تا پیش از انتشار این اسناد جدید، زوایای تلخی از خیانت تشکیلات خودگردان و بویژه محمود عباس فاش شده بود اما الجزیره روز پنجشنبه اسنادی را منتشر کرد که این اسناد به بررسی نحوه همکاری‌های امنیتی تشکیلات خودگردان فلسطین با آمریکا در کشورهای مختلف از جمله پاکستان، سومالی، افغانستان و عراق پرداخته است. ‌در لابه‌لای این اسناد منتشر شده سندی وجود دارد که حکایت از مناسبات و نزدیکی نگاه محمود عباس به برخی سیاسیون در داخل ایران داشته و دارد. بر اساس اسناد الجزیره قطر، تشکیلات خودگردان در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران تلاش‌ بسیاری کرده تا محمود احمدی‌نژاد بار دیگر منتخب مردم نشود. اسناد الجزیره فاش می‌کند محمود عباس اقدام به حمایت رسانه‌ای از میرحسین موسوی کرده است. اما این حمایت به چه شکل بود؟
اسناد الجزیره که واکنش تند تشکیلات خودگردان و به آتش کشیدن دفاتر این شبکه را به دنبال داشت، نحوه این حمایت و کمک مالی محمود عباس به موسوی را توضیح داده است. در بخشی از این اسناد آمده است که تشکیلات خودگردان فلسطین تمام تلاش خود را برای موفقیت معارضان دولت ایران (دولت احمدی‌نژاد) انجام داده و می‌دهد. «اسناد نشان می‌دهد» در تاریخ 21 اکتبر 2009، صائب عریقات، مذاکره‌کننده ارشد تشکیلات خودگردان در گفت‌وگو با «جورج میچل» فرستاده ویژه آمریکا به خاورمیانه گفت: این یک لحظه حقیقی در خاورمیانه است. احمدی‌نژاد در غزه و لبنان است [نفوذ ایران در فلسطین و لبنان]. کشورهای عربی کاری نمی‌کنند. آیا شما می‌دانید که «محمود عباس» رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین یک بازرگان فلسطینی را متقاعد کرده است که از شبکه رادیویی یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران یعنی «میرحسین موسوی» حمایت کند؟ این سند الجزیره که به وضوح از کمک مالی تشکیلات خودگردان به موسوی پرده بر می‌دارد در ادامه مبلغ این کمک را نیز فاش می‌کند. بر اساس اسناد الجزیره، صائب عریقات 9 روز قبل از دیدار با میچل، با ژنرال جیمز جونز، مشاور وقت امنیت ملی آمریکا در دوازدهم اکتبر سال ۲۰۰۹ دیدار کرده است. اسناد نشان می‌دهد عریقات خطاب به جونز همراهی این تشکیلات با جریان آمریکا در خاورمیانه را اینگونه بیان می‌کند: محمود عباس برای همراه کردن جریانی در ایران که «حامی سازش» با اسرائیل بودند، یک تاجر فلسطینی را راضی کرد تا «50 میلیون دلار» برای راه‌اندازی یک شبکه رادیویی به ‌یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران یعنی میرحسین موسوی پرداخت کند.
چرا ابومازن؟ چرا موسوی؟
دلیل کمک مالی ابومازن به موسوی چیست؟ البته جواب این پرسش در صحبت‌های عریقات با جیمز جونز مشخص است. عریقات صریحا می‌گوید ابومازن 50 میلیون دلار به جریانی کمک کرده که حامی «سازش» با اسرائیل است. از سوی دیگر این همان جریانی است که رقیب اصلی احمدی‌نژاد در انتخابات بود و نگرانی صائب عریقات از نفوذ گفتمان انقلاب اسلامی در منطقه نیز به خوبی می‌تواند قطعه‌های پازل را تکمیل کند. به گزارش «وطن امروز»، البته این برای نخستین بار نیست که نزدیکی دیدگاه‌های جریان اصلاح‌طلب با تشکیلات خودگردان در قبال موضوع مقاومت و رژیم صهیونیستی آشکار شده است. «وطن امروز» سال 87 در گزارشاتی به تفصیل ماجرای نامه صادق خرازی، معاون وزیرامور خارجه دولت اصلاحات به دنیس راس، مشاور ارشد جورج بوش را شرح داد. ماجرای نامه خرازی به دنیس راس به خوبی می‌تواند قطعه‌های این پازل را کنار هم بچیند. ماجرا از این قرار بود که صادق خرازی، معاون وزیر امور خارجه دولت خاتمی سال 2003 با نگارش نامه‌ای به دولت آمریکا صراحتا از عدم پشتیبانی ایران از حزب‌الله و حماس سخن گفت. وی در این نامه که با وساطت سوییس به وزارت وقت خارجه آمریکا ارسال شد، نوشته بود که در ازای «خروج نام ایران از محور شرارت» و «فروش قطعات هواپیما به ایران» از سوی آمریکا، ایران هم متعهد می‌شود «فعالیت‌های هسته‌ای خود را شفاف کند» و «از خلع سلاح حماس و حزب‌الله حمایت کند». البته این مواضع تنها حاصل تحلیل صادق خرازی یا دولت اصلاحات نبود. جریان دوم خردادی حاکم بر مجلس ششم نیز از این موضع حمایت می‌کرد تا بر همگان آشکار شود که این نامه حاصل دیدگاه همه جریان اصلاحات است.
تابستان سال 2003 (مرداد82) 127 نماینده مجلس ششم طی نامه‌ای به رهبر انقلاب با تحلیل وارونه فضای دیپلماتیک وقت از ایشان می‌خواهند با نوشیدن «جام زهر» از طرف ملت ایران، قید دستیابی به انرژی هسته‌ای را بزنند: «اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنکه کیان نظام و مهم‌تر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود». اگرچه آن روزها افکار عمومی متوجه منظور نگارندگان این نامه از «در مخاطره بودن استقلال و تمامیت ارضی» کشور نشدند اما تاریخ انتشار این نامه که در تیرماه سال 82 و درست 3 ماه پس از اشغال عراق از سوی نیروهای آمریکایی و انگلیسی بود، علت نگرانی و دستپاچگی نویسندگان نامه را مشخص می‌کرد. درخواست صادق خرازی البته با موافقت دولت بوش همراه نشد! و همین موضوع باعث شد 3 سال بعد که دولت احمدی‌نژاد به مقابله با آمریکا در موضوع هسته‌‌ای اقدام کرد؛ برخی نمایندگان کنگره در آمریکا این سند را «رو کنند» و از بوش در باره «رد» چنین «پیشنهاد خوبی» توضیح بخواهند. «دنیس راس» نیز 5 سال بعد طی یادداشتی در مجله نیوزویک با اشاره به برنامه هسته‌ای ایران، همین نامه وزارت امورخارجه دولت اصلاحات را مورد استناد خود قرار می‌دهد و بر اساس آن تحلیل می‌کند هرگاه به ایران فشار وارد شود، این کشور اقدام به عقب‌نشینی می‌کند. رادیو بی بی سی هم همان زمان در باره این نامه تحلیل جالبی ارائه داد و معنای دیگر نامه صادق خرازی را «کوتاه آمدن ایران» دانست و نوشت که این نامه به آن معنا بوده است که «ایران دیگر حرف‌های پیشین را تکرار نمی‌کند و عضوی سلطه‌پذیر از جامعه جهانی خواهد بود.» عضو سلطه‌پذیری که صراحتا موضوع عدم حمایت از حماس و حزب‌الله و سازش با رژیم صهیونیستی را پذیرفته است. طبیعی است وقتی صائب عریقات در گفت‌وگو با یک هیات اسپانیایی درباره پیامدهای منطقه‌‌ای شکست روند صلح در چهاردهم ماه دسامبر سال 2007 می‌گوید: «بن بست در روند صلح به‌معنای پیروزی حزب‌الله، حماس و ایران خواهد بود. هر آنچه که اسرائیلی‌ها انجام می‌دهند تسلیم منطقه به احمدی‌نژاد است»؛ ابومازن برای پیروزی جریان سازشکار در ایران حاضر است 50 میلیون دلار به موسوی کمک کند.
محمود عباس بهایی است؟
«عبدالقادر یاسین» نویسنده فلسطینی 13 ژانویه 2000 در روزنامه «الاسبوع العربی» مطلبی نوشت که سرآغاز بحث هایی جدی درباره ماهیت محمود عباس است. او در این مقاله نوشت: «محمود عباس بهایی و نام اصلی او محمود رضا عباس میرزاست و اصالتی ایرانی دارد و زمانی که بهایی‌ها تحت فشار دولت ایران بودند، این کشور را ترک کرد.» محل تولد محمود عباس نیز مورد توجه است. ابومازن متولد شهر «صفد» در فلسطین اشغالی است. صفد پس از حیفا مرکز بهائیان در فلسطین اشغالی است. یکی دیگر از موضوعاتی که به این موضوع دامن می‌زند این است که محمود عباس از جمله معدود رهبران‌ فتح است که هیچگاه در لیست ترور رژیم صهیونیستی قرار نداشت!
دیگران چقدر کمک کرده‌اند؟
اینکه محمود عباس 50 میلیون دلار به میرحسین موسوی کمک مالی کرده، حاوی نکته مهمی است. شاید اینک این سوال مطرح شود که وقتی فردی چون ابومازن که خود حکومتش را مدیون کمک‌های آمریکا می‌داند، 50 میلیون دلار برای کمک به موسوی هزینه می‌کند؛ دیگرانی همچون زین‌العابدین بن علی، ملک‌عبدالله پادشاه عربستان، آمریکا، انگلیس و. . . چه هزینه‌‌ای برای پیروزی موسوی کرده بودند؟به هرحال آنچه نمی‌توان در آن تردید کرد نگاه مشترک جریان اصلاحات و تشکیلات خودگردان نسبت به مقاومت اسلامی است. وقتی فردی چون خاتمی سال 87 به ناگاه حمایت ایران از حزب‌الله و حماس را مورد تاخت و تاز قرار می‌دهد و آن را مترادف صدور خشونت می‌داند، طبیعی است جریان اصلاحات در کنار ابومازن و دیگر حکام عامل آمریکا به تقابل با مقاومت برخیزد. البته این روزها که تندباد اسلام‌خواهی و مبارزه با غربزدگی سراسر کشورهای عربی را دربرگرفته، می‌توان سرنوشت مشترکی برای همه جریان‌های مخالف مقاومت اسلامی پیش‌بینی کرد. شاید اکنون درک مناسب‌تری از رفتار موسوی در شب مناظره با احمدی‌نژاد حاصل شود. موسوی در این شب سیاست‌های ضد صهیونیستی احمدی‌نژاد را به باد انتقاد گرفته بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات