گروه سیاسی: غلامحسین الهام برای چندمین بار، با انتقاد از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، وی را متهم کرد که در راس جریان ضددولت قرار دارد. وی ضمن تایید مواضع رئیس جمهور در نامه اش به نمایندگان که در آن قوه مقننه، قضائیه و مجمع تشخیص مصلحت نظام را به تخلف از قانون و تلاش برای کاهش اختیارات دولت متهم کرده بود، گفت: امروز مجمع وارد عرصه قوه مجریه شده و اختیارات مسلم قوه مجریه را سلب و محدود می کند و جایی دیگر وارد اختیارات شورای نگهبان خواهند شد و پس از این توضیحات مشاور حقوقی رئیس جمهور نتیجه گرفت که گام سوم وارد اختیارات رهبری خواهند شد و به گفته وی چه تضمینی دارد که با این روش ما یکپارچه شاهد یک قانون اساسی جدید و یک نظام جدید نباشیم. وی در عین حال از عدم شرکت رئیس جمهوری در جلسات مجمع دفاع کرد و در این راستا گفت: اگر او هم به جای احمدی نژاد بود، در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام شرکت نمی کرد. در حالی الهام از عدم حضور احمدی نژاد در جلسات مجمع دفاع کرده که در اکثر واکنش های اعتراضی به نامه رئیس جمهور به نمایندگان مجلس که البته بخش عمده آن به انتقاد از مجمع تشخیص مصلحت نظام اختصاص داده شده بود، بر این موضوع تاکید شده بود که اگر احمدی نژاد به جای نامه نگاری ها به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت در جلسات مجمع حضور پیدا می کرد و نظرات خود در مورد مشکلات اجرایی را آنجا مطرح می کرد، این مشکلات پیش نمی آمد. حضور رئیس جمهور در جلسات مجمع به شهریورماه سال 88 برمی گردد؛ غیبتی که اکنون وارد بیست و سومین ماه خود می شود و به نظر می رسد نگارش نامه چند روز پیش رئیس جمهوری که عمده انتقاداتش به مجمع بود نیز غیبت وی را طولانی تر کند.
از همین رو بود که خبرنگاران حاشیه دیدار کارکنان موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران با رئیس جمهور در روز پنجشنبه را غنیمت شمرده و از مشاور حقوقی رئیس جمهور این موضوع را جویا شدند که چرا رئیس جمهور در جلسات مجمع تشخیص مصلحت حضور پیدا نمی کند و شاید اگر رئیس جمهور حضور پیدا می کرد این مشکل ایجاد نمی شد، که وی گفت: با این ترکیب مجمع مشکلی حل نمی شد، چراکه به اعتقاد وی اکثریتی در مواجهه با دولت به خصوص با رویکرد حزبی و جریانی شکل گرفته و آقای هاشمی راس مدیریت جریان ضددولت است. ایشان در راس مجمع هستند و اکثریتی را اداره می کنند و طبعاً فرصتی برای دولت نمی گذارند. وی افزود: آنچه ما از گزارش های مجمع شنیده ایم اگر خدای نکرده درست باشد، گرچه منابع از خود مجمع است ولی مجمع آن را تکذیب کرده است این است که در آنجا جلوی اظهارنظر و پیام رهبری گرفته شده است و این واقعاً جای نگرانی دارد. البته خوشحالیم که مجمع تکذیب کرده و خدا کند که این گونه باشد و اگر این اتفاق بیفتد، نشان می دهد که با رفتن رئیس جمهور به مجمع مشکلی حل نمی شود. باید یک اصلاحی در ترکیب مجمع یا اصلاحی در نظرگاه آن بشود و مصلحت، مصلحت حزب و جمعیت نباشد، بلکه مصلحت، مصلحت نظام باشد و باید مقداری نگرش را عمیق تر کرد. به گزارش ایسنا، در این میان خبرنگار دیگری سوالش را از الهام این گونه پرسید: «با توجه به عدم حضور رئیس جمهور چرا در جلسات مجمع، نماینده ای از دولت در آنجا نیست که نظرات دولت را مطرح کند»، که وی پاسخ داد: رئیس جمهور از دوره دهم به بعد در جلسات مجمع شرکت نمی کند.
از دوره دهم به بعد اتفاقاتی در مجمع افتاد و مجمع باید مقداری اصلاح می کرد. در مواضعی که اعلام می کردند مقداری بازنگری می کردند و این اطمینان را ایجاد می کردند که حضور دولت به عنوان بخشی از کارشناسی اساسی و بخش عمده ای از کشور مطرح باشد. ولی با توجه به این مواضعی که بعد از دوره دولت در مجمع صورت گرفت اگر بنده هم جای رئیس جمهور بودم در جلسات مجمع شرکت نمی کردم. وی سپس به تشریح فلسفه ایجاد مجمع تشخیص مصلحت پرداخت و در این راستا گفت: مجمع تشخیص مصلحت برای استفاده از ظرفیت های نظام اسلامی تاسیس شده، به خصوص استفاده از ظرفیت احکام حکومتی اسلامی که مغفول مانده بود و به همین خاطر مجمع تشکیل شد و اینکه ظرفیت نظام اسلامی افزایش پیدا کند. به گفته وی ولی اتفاقی که بعد از آن افتاد برخلاف مشی امام(ره) بود و هنگامی که تاسیس مجمع در حال قانونی شدن بود امام(ره) تصریح کرده بودند که مجمع نباید در عرض دیگر قوا باشد و در واقع مجمع مسیری باشد برای حل معضلات نظام. الهام با بیان این اعتقاد که در مسیری که مجمع برای عبور از قانون اساسی دنبال کرد این امر مقداری ناشی از برداشت از اصل 112 بود و به تدریج به سمتی می رود که قانون اساسی را تعطیل می کند و طبیعتاً این حرف برخلاف فلسفه تاسیس مجمع است، چراکه مجمع تشکیل نشده است که قانون اساسی را تعطیل کنیم و باید بین این مرزبندی یک دقت نظر عمیق تری را ایجاد کرد، اظهار داشت: بخشی از حرف رئیس جمهور نیز این است و به نظر من نیز حرف درستی است. حالاامروز وارد عرصه قوه مجریه شده اند و اختیارات مسلم قوه مجریه را دارند سلب و محدود می کنند و جایی دیگر وارد اختیارات شورای نگهبان خواهند شد و گام سوم وارد اختیارات رهبری خواهند شد و چه تضمینی دارد که با این روش ما یکپارچه شاهد یک قانون اساسی جدید و یک نظام جدید نباشیم؟ و باید این را از نظر حقوقی دقت و مراقبت کرد. مشاور حقوقی رئیس جمهور ادامه داد: من خودم نظرم این بود که مجمع آنچه را که در اختیار مجلس نیست یعنی منجر به تغییر قانون اساسی می شود حق صلاحیت ورود به آن را ندارد. صلاحیت مجلس نیز در چارچوب قانون است.
پس از این توضیحات بود که خبرنگاری از الهام پرسید آیا مجمع تشخیص مصلحت نظام می تواند وارد حل معضلات شود و حل معضلات از جمله وظایف مجمع محسوب می شود، که وی پاسخ داد: معضلات، ارجاع از رهبری می خواهد و آنچه بین مجلس و شورای نگهبان رد و بدل می شود معضل نیست لذا در ترکیب و شکل اصل 112 آنچه مجمع در این عرصه وارد می شود تصمیم نهایی را نیز خود می گیرد و آنچه را که به عنوان معضل مطرح می شود همان است که امام(ره) مطرح کردند، یعنی مشورت با رهبری برای حل معضلات نظام، و معضل باید از سوی رهبری ارجاع شود و تایید نهایی نیز به وسیله رهبری باشد و این معلوم است که یک امر حکومتی ویژه است و در واقع پشت آن ولایت مطلقه فقیه است، نه مستقیماً مجمع تشخیص مصلحت، و این اتفاقات که خود مجمع راساً برای نفی قانون اساسی تصمیم می گیرد محل بحث است. وی در ادامه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه در واقع بحث بانک مرکزی در حال حاضر به عنوان یک معضل از سوی رهبری مطرح شده، ادامه داد: بعداً این گونه شد. به نظر من آنها به گونه ای عمل کردند که رهبری را در یک معضل قرار دادند. آنها از هیچ، معضل ساختند و بعد موضوع را تبدیل به معضل کردند و رهبری نیز برای حل معضل وارد شد، وگرنه بانک مرکزی 30 سال است که فعالیت می کند. البته می توان روش ها را تقویت کرد و ارتقا داد. بحث این نیست اما یکباره وارد عرصه ای شدند که به قیمت نقض قانون اساسی می خواهند سیستم جدیدی را ایجاد کنند و بانک مرکزی را با یک مدیریت جدید خارج از قوه مجریه مواجه کنند. وی افزود: با این تصمیم مجلس معضل درست شد و با تصمیم گیری مجمع، معضل در معضل شد. یعنی تصمیم گیری مجمع معضل جدیدی را درست کرد و رهبری با یک ابتکار خوب گفتند حالاکه خودتان معضل درست کرده اید آن را به عنوان معضل حل کنید، نه به عنوان یک جزء برنامه. در واقع اختیار مجمع را برای تصمیم نهایی در مورد بانک مرکزی، رهبری از مجمع سلب کردند و آنچه را که حق بود به خود آنها برگرداندند، چراکه اگر معضل نبود خود مجمع باید تصمیم نهایی را می گرفت. ولی الان این گونه نیست و اکنون معضل ساخته اند اما رهبری معضل را در اختیار خودشان گرفتند تا مدیریت و حل کنند.