گروه سیاسی: داریوش همایون که اکثر ایرانیان او را با نام «احمد رشیدیمطلق» میشناسند، شامگاه جمعه 8 بهمن در سن 82 سالگی مرد. به گزارش «وطن امروز»، حزب مشروطه ایران یا همان لیبرال-دموکراتها که حزب دستساز داریوش همایون بود، صبح دیروز در اطلاعیهای این خبر را تایید کرد و در بیان جزئیات مرگ همایون سلطنتطلب نوشت: «رایزن حزب مشروطه ایران ساعت 11 شامگاه 28 ژانویه 2011 در ژنو ( سوییس ) به جاودانگی پیوست». این اطلاعیه با امضای فواد پاشایی و با عنوان دبیرکل حزب مشروطه ایران منتشر شد و بلافاصله در رسانههای مخالف جمهوری اسلامی ایران انعکاس یافت. اما جزئیات دقیق و علت مرگ رشیدیمطلق را یکی از دوستان وی در وبلاگ خود نوشته است. او نوشت: داریوش همایون یا همان احمد رشیدیمطلق هفته گذشته در اثر از دست دادن کنترلش «با سر به زمین خورد» و به کما رفت و پس از 7 روز مرد. داریوش همایون در ایران همواره با نام احمد رشیدیمطلق شناخته میشود. دلیل آن نیز یادداشت موهنی است که او با نام مستعار احمد رشیدیمطلق و تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» 17 دیماه 56 به دستور شاه در روزنامه اطلاعات علیه امام خمینی(ره) منتشر کرد. وی در آن زمان وزیر اطلاعات و گردشگری کابینه جمشید آموزگار بود. 2 روز پس از اهانت رژیم به امام خمینی(ره) قیام خونین مردم قم رخ داد. 40 روز بعد قیام مردم تبریز و پس از آن قیام مردم یزد در 8 فروردین 57 باعث تسلسل چهلمهای انقلابساز شد. به اعتقاد بسیاری مورخان، مقاله موهن رشیدیمطلق در روزنامه اطلاعات جرقهای برای به ثمر نشستن انقلاب بود.
داریوش همایون که بود؟
داریوش همایون قبل از ورود به کابینه آموزگار و همراهی با دربار پهلوی مدتی با ملیگراها همکاری میکرد. وی حتی در برههای به خاطر فعالیتهای ضددرباریاش به زندان افتاد. او در تشکیلات «انجمن» عضویت داشت. تشکیلاتی که عمده فعالیتشان مقابله با حزب توده و با محوریت فعالیتهای شبهنظامی بود. گفته میشود در خلال همین فعالیتها و در هنگام ساخت نارنجک بود که یکی از اعضای سرشناس «انجمن» کشته میشود. همایون روزنامه آیندگان را 25 آذر 46 راهاندازی کرد. روزنامهای که چهرههایی مانند مسعود بهنود از آنجا وارد عالم رسانه شدند. رشیدیمطلق البته ارتباطات گستردهای با سرویسهای جاسوسی آمریکا داشت. به گونهای که وقتی اسماعیل رائین اواخر دهه 40 کتاب فراماسونری در ایران را چاپ و در آن اسامی بعضی اعضای فراماسونری را عنوان کرد، گروهی در پوشش دفاع از فراماسونری در اقدامی متقابل به انتشار اسامی عدهای دیگر از زمامداران رژیم پهلوی مبادرت کرده و اعلام کردند که آنان به محافل جاسوسی آمریکا، بویژه سیا وابستهاند. در میان اسامی اعضای این لیست نام داریوش همایون نیز دیده میشد. ارتباط او با رژیم صهیونیستی نیز بسیار جالب است. گویا در جریان خدمات همایون به رژیم صهیونیستی در خلال جنگ 6 روزه اسرائیل با اعراب، این رژیم به پاس پوشش رسانهای مطلوب این جنگ در روزنامه آیندگان، برای خرید دستگاه «رتاتیو» برای روزنامه آیندگان به داریوش همایون کمک مالی میکند. ازدواج همایون با هما زاهدی نیز باعث شد تا وی بتواند به سرعت نفوذش در دربار را بیشتر کند. نفوذی که در نهایت به انتصاب وی به وزارت اطلاعات و گردشگری در کابینه آموزگار منجر شد. گفتنی است داریوش همایون که انقلابیون به خاطر اهانت به امام در مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاه» بشدت از وی کینه به دل داشتند، سال ۱۳۵۷ دستگیر و به زندان دز منتقل شد اما با حمله شبانه عدهای به زندان، وی توانست از زندان بگریزد و از آنجا به فرانسه رفت و به جمع اپوزیسیون سلطنتطلب پیوست.
رشیدیمطلقهای جدید چه کسانی هستند؟
طی سالیان پس از انقلاب نیز همواره داریوش همایون یا همان احمد رشیدیمطلق نماد جریان ضددین و مخالف اسلام بود. جریانی که پس از پیروزی انقلاب نیز به مرور شکل گرفت و این بار در زیر عبای برخی افراد رشد و نمو یافت. جریان ضددین و ضد «روحانیت انقلابی» و نه روحانیت آمریکایی و درباری، پس از پیروزی انقلاب همان تفکر رشیدیمطلق را دنبال میکرد. هرچند در دوران جدید در شمایلی جدید فعالیت میکرد. اما ماجرای رشیدیمطلق امسال با بیانیه حجتالاسلام و المسلمین هاشمیرفسنجانی به بهانه سالگرد قیام 19 دی بار دیگر در فضای سیاسی کشور مطرح شد. هاشمی در این بیانیه مخالفان سیاسی خود را «روحانیت ستیز» معرفی کرد و آنها را رشیدیمطلقهای جدید نامید. اگرچه این رفتار هاشمی باعث شد بسیاری سیاسیون به او واکنش نشان دهند و خطاب به وی این انتقاد را مطرح کنند که او نماد روحانیت نیست که مخالفان او برچسب مخالفان روحانیت بخورند اما این موضوع بهانهای شد تا بار دیگر ماجرای احمد رشیدیمطلق و جریان فکری مبدع آن یعنی داریوش همایون در فضای سیاسی و رسانهای مطرح شود. موضوعی که شاید برای هاشمیرفسنجانی نتیجهای ناراحتکننده داشته است. «وطنامروز» در این راستا گزارشات و سلسله مقالات متعددی را منتشر کرد.
مریدی عطاء
مخالفان ادعای بزرگ و برچسب عجیب هاشمی در نخستین اقدام با بررسی جریان روحانیت ستیز پس از انقلاب، بلافاصله عملکرد عطاء مهاجرانی را به هاشمیرفسنجانی یادآوری کردند. مهاجرانی از نزدیکان هاشمی بود که سال 75 و با به پایان رسیدن دوران 8ساله ریاست جمهوری رفسنجانی، موضوع تغییر قانون اساسی و حضور مجدد هاشمی در انتخابات را مطرح کرده بود. موضوعی که هاشمی در قبال آن سکوت اختیار کرد اما بلافاصله پس از موضعگیری رهبر انقلاب و نکوهش این پیشنهاد، خود نیز دیگر آن را پیگیری نکرد. با این حال مرید هاشمیرفسنجانی در کابینه خاتمی وزارت ارشاد و مدیریت نشریات و رسانهها را در اختیار گرفت. دورانی که بیسابقهترین حملات و فحاشیها علیه دین، روحانیت و مرجعیت صورت گرفت و هیچگاه از هاشمی اعتراضی بلند نشد. حمایت قاطعانه مهاجرانی از نشریات ساختارشکن و برنامههای ضددینی او که یادآور حضور مجدد رشیدیمطلقها در صحنه سیاسی و فرهنگی کشور بود، مرجعیت را به خشم آورد و در تحصن مسجد اعظم قم – به خاطر اهانت روزنامه نزدیک به مهاجرانی به علامه محمدتقی مصباحیزدی- آیات عظام نوریهمدانی، مشکینی، مکارمشیرازی و جوادیآملی حضور یافته و بشدت از مهاجرانی انتقاد کردند. با این حال هاشمی نسبت به این رفتار مرید خود نیز هیچگاه سخنی نگفت و رشیدیمطلقهای آشکار را ندید!
داریوش همایون و فتنه 88
داریوش همایون در جریان فتنه ضداسلامی سال گذشته بهطور خاص با نام بردن از موسوی و کروبی بارها به تمجید از این دو پرداخت. جملاتی که در ادامه میآید نظرات وی درباره فتنه و سران فتنه است: «از خود رژیم، عناصر موثری [خاتمی، موسوی و کروبی] جدا شدند و روزبهروز، بیشتر سخن ما را میگویند»؛ «وقتی به نقش موسوی در مقایسه با مدعیان اداره اپوزیسیون در خارج نگاه میکنم، میبینم او از اول با خودمان بوده است»؛ «موسوی علیه حکومت، تند سخن میگوید»؛ «من با هیچکدام از اینها مخالفتی نمیتوانم داشته باشم»؛ «کسی که از فرزند خمینی بودن به سخنگویی جنبش سبز دگرگونی داشته، به مراتب با ارزشتر است از دگرگونیها و موضعگیریهایی که قلم بیش از این در وصفشان نمیچرخد»؛ «جنبش سبز توانست سران خود را که از درون رژیم برخاستند، تغییر دهد و بسازد»، «جنبش سبز در درون جناح اصلاحطلب، نفوذ کرد»، «من اشکال اساسی در رفتار و گفتار سران جنبش سبز در داخل ایران [خاتمی، موسوی و کروبی] نمیبینم»، «آنها [سران جنبش سبز] نسبت به بسیاری از کسانی که در خارج ایران، ادعای رهبری اپوزیسیون را دارند، انحرافات بسیار کمتری دارند»؛ «ما باید با تفاهم بیشتر به سران جنبش سبز در داخل نگاه کنیم تا سران آن بتوانند رژیم را به چالش بکشند»؛ «جنبش سبز، فرمول اتحاد ایران است»؛ «من نمیتوانم مخالف هیچ یک از اقدامات اخیر موسوی باشم»؛ «موسوی، فردی شایسته و لایق است»، «به اعتقاد من، موسوی و کروبی، زبان جنبشند».