تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۹  ، 
کد خبر : ۲۱۰۹۶۲

از توسعه تا مدرنیته


حرف امروز: روند دستیابی به توسعه امری است که مطلوب هر جامعه ای است. شاید بتوان گفت‎ ‎دستیابی به تراز بالا در شاخص های کمی و کیفی ، اجتماعی ، آموزشی ، رفاهی، ‎بهداشتی و.... از جمله آرمانهای مشترک میان تمامی جوامع باشد. با این حال‎ ‎نحوه دستیابی به چنین افق روشنی و اساسا ترسیم آن منوط به بازخوانی هویت و‎ ‎خواست های هرجامعه است . در کشور ما ، ایران نیز طی سه دهه‎ ‎گذشته دستیابی به محور های توسعه همواره جزء اساسی ترین شعارها بوده است. با‏‎ ‎این حال این سئوال جدی تاکنون در پیش روی کارشناسان و تصمیم گذاران کشور‏‎ ‎قرار داشته است که نحوه دستیابی به محورهای توسعه چگونه است و آیا مفهوم‎ ‎توسعه تنها در مقولات مادی مطرح می شود و یا اینکه در جامعه ای مانند ایران‎ ‎باید به مسائل معنوی و نحوه تربیت اخلاقی افراد نیز توجه کرد. با این حال باید دانست در ادبیات سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی واژه یا اصطلاح «توسعه » سابقه ای چندان طولانی ندارد. تبارشناسی این اصطلاح نشان می دهد که بعد از پایان جنگ جهانی دوم و البته با مقصود سیاسی خاص جلوگیری از گسترش کمونیسم در کشورهایی که باز با تعمد و منظور خاص «جهان سوم» نامیده شدند ، این اصطلاح توسط حلقه های فکری سیاسی - اقتصادی دانشگاهی آمریکایی وضع گردید و با تلاشی که صورت گرفت به سرعت به یک وضعیت استقرار یافته ای رسید به طوری که حتی مورد قبول کسانی قرار گرفت که در دیدگاه مخالف سرمایه داری و الگوی پیشرفت آن بودند و از آن زمان تا کنون بدون طرح پرسش در مورد اصالت این واژه یا اصطلاح نظریه پردازی ها و انتقادات بیشتر در چگونگی دستیابی و تحقق و عملی بودن یا نبودن و امکان دستیابی و شرایط و الزامات آن بوده تا در محتوا و مضمون و مفروضات و غایات انسان شناختی و آرمان های سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی آن. حتی در ادبیات سیاسی اجتماعی تجدد و نو گرایی در قرن نوزدهم تا دو سه دهه اول قرن بیستم چنین مفهومی دیده نمی شود.
توسعه ترجمه Development ودر لغت به معنای خروج از لفاف و در مقابل Envelope است که به معنای پوشش دار کردن ، ملفوف دار کردن است. از قضا معنای لغوی هردو با مضمون اصطلاحی آن نیز تا حدودی منطبق است. منظور از لفاف در هر دو وضعیت آن چیزی است که در ادبیات توسعه « سنت » نامیده می شود و به معنای وضعیتی از نظم اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی و اصطلاحا یک سبک یا شیوه زندگی است که پوشیدگی و حجاب در ساحات مختلف حیات فردی و اجتماعی از معماری تا روابط و مناسبات اجتماعی و تا تن پوش انسان ها و حتی در اقتصاد و مناسبات و تعاملات مربوط با آن جزء مختصات و ویژگی های آن است و این البته وضعیتی جهانی است و اختصاص به عنوان مثال به ایران و هند و فرانسه و انگلیس و یا به عبارتی شرق و غرب ندارد.تجدد به عنوان وضعیتی که آشکار سازی و نمایان شدن و نمایان کردن بی حد ومرز مهمترین خصیصه مشهود آن است نیز نوعی نظم اجتماعی سیاسی است که مختصات فرهنگی ، نظام اقتصادی ، اجتماعی و ارزش ها و ساختارهای سیاسی خاص خود را دارد که به کلی و یا تقریبا به کلی با وضعیت سنت متفاوت است و همان طور که وضعیت سنت با تمایزاتی تقریبا وضعیتی جهانی است وضعیت تجدد هم با تمایزاتی تقریبا جهانی و متمایل به جهانی شدن است. پیدایش وتکامل این وضعیت منتج از تحولات چند لایه و متراکم و همزمانی است که در حوزه های علمی ، فلسفی ، اقتصادی، اجتماعی سیاسی و فرهنگی به تدریج از قرن هجدهم میلادی در اروپا آغاز شد و در دهه ها ی اولیه قرن بیستم در اروپا به تکامل نسبی خود رسید و پس از آن و با خاتمه جنگ جهانی دوم در آمریکا و با محوریت فرهنگ و نگرش آمریکایی تداوم یافت و به وضعیت کنونی خود رسید. لیبرالیسم اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی مهمترین ایدئولوژی مبلغ و مدعی تحقق این وضعیت از آغاز تاکنون بوده که در دهه پایانی قرن بیستم میلادی یکه تاز هم شده است . البته با بروز و مشاهده این تحولات در جوامع اروپایی تب تحول و تغییر در سایر جوامع غیر اروپایی بالاگرفت و ترقی خواهی در ادبیات روشنفکری به تعبیرامروزی به گفتمان مسلط تبدیل شد ورویکردهای مختلف برای رسیدن به وضعیت مشابه اروپا در پیش گرفته شد. همان طور که در شرایط کنونی توسعه وگرایش به توسعه یافتگی گفتمانی مسلط شده است و رویکردهای نظری وعملی متنوعی برای تحقق توسعه تجربه و تبلیغ شده و می شود.
بنابراین همان گونه که در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم زمانی که از ترقی صحبت می شد ، اروپایی شدن که وجه نارس تجدد کنونی بود مقصود و منظور بود ، امروز مراد از توسعه آمریکایی شدن و تاسی به لیبرالیسم تکامل یافته و رسیده کنونی منظور است.بنا براین همان گونه که لفاف دارکردن امور انسانی فرایندی است که به بقا و بسط سنت به معنایی که از آن مراد کردیم می انجامد، توسعه یا خروج از لفاف، فرایند گذار از وضع سنت به وضع مدرن با مختصاتی است که لیبرالیسم کنونی بازنمایی می کند. و لذا توسعه خود هدف نیست ، بلکه مفهوم سازی ها ونظریات توسعه و الگوهای عملی آن به منزله راهبردهایی برای رسیدن به وضعیت مدرن و استقرار در آن است.
وضعیتی که کم و بیش در اقتصاد ، ناظر به وضعیت کنونی اقتصاد سرمایه داری، مختصات و مناسبات آن است و در سیاست به نظام های دموکراتیک با ارزش های لیبرالی و فرهنگ و ساختارهای سیاسی آن ارجاع دارد و در فرهنگ سبک زندگی مدرن با مختصات ارزش های اجتماعی ، هنر ، سینما ، معماری الگوی خانواده آن در نظر است. که در همه موارد الگو و سبک آمریکایی بیشتر نماینده و معرف آن است .
بنا بر این توسعه فرایندی است که سایر جوامع طی آن باید از لفاف هویت خود خارج و تدریجا چنین وضعیتی را در ساحات حیات فردی و اجتماعی خود تجربه کنند. در این راستا به توصیه آمریکا در بسیاری از کشورهایی که حوزه نفوذآمریکا بوده اند برنامه هایی برای تحقق چنین سبکی ودر بسیاری موارد به صورت دستوری و آمرانه به اجرا گذاشته شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات