آلکس سانچز
ترجمه: محمود کریمی و بهنام دنیاجو
در سال 2008 روسیه وارد جنگ پنج روزه ای با گرجستان - کشوری که استقلال خود را به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به دست آورده بود - شد. با وجود اختلاف نظر درباره جزئیات این حادثه، اجماع نظر کلی درباره متجاوز بودن گرجستان وجود دارد. در پی جنگ یاد شده دو منطقه تجزیه طلب گرجستان به نامهای اوستیای جنوبی و آبخازیا به سرعت و به ترتیب توسط روسیه، جزیره نائورو واقع در اقیانوس آرام، ونزوئلا و نیکاراگوئه به رسمیت شناخته شدند. چرا ونزوئلا و نیکاراگوئه دو منطقه تجزیه شده را به رسمیت شناختند؟ پیامد احتمالی شناسایی صورت گرفته برای آمریکای لاتین چه خواهد بود؟
تجربه آبخازیا و اوستیای جنوبی می تواند منجر به اهمیت بیش از پیش دو عامل مهم در پروسه شناسایی رسمی دولتهای تازه استقلال یافته بشود: 1) هر چند که سیاست به رسمیت شناختن دولتهای جدید بویژه در آمریکای لاتین، در دستور کار سیاست خارجی کشورهای واقع در آمریکای لاتین نیست ولی با این وجود تمایل کشورهای یاد شده به شناسایی دولتهای تازه مستقل شده در خارج از نیمکره غربی و بر پایه منافع ملی و ژئوپلیتیکی افزایش یافته است و این افزایش تمایل به حدی بوده است که منجر به نادیده گرفتن واقعیت و منازعات اتفاقات رخ داده شده است. 2) در نتیجه جهانی شدن، کشورهای آمریکای لاتین در پی افزایش روابط خود با مناطقی هستند که قبلا در آن مناطق دارای منافع کمی بودند.
تصمیم برزیل، آرژانتین و اروگوئه مبنی بر شناسایی فلسطین به عنوان یک دولت مستقل بر پایه مرزهای سال 1967 منجر به پریشانی تصمیم گیران سیاسی آمریکا و رژیم صهیونیستی گردید. انتظار بر این است که پاراگوئه نیز راه هم قطاران خود در مرکوسور را ادامه دهد. هر چند که دلیل عمده شناسایی فلسطین از سوی کشورهای یاد شده، اقتصادی بود ولی تصمیم به انجام این کار بویژه از جانب آرژانتین که دارای یک وزیر خارجه یهودی - هکتور تیمرمن- است تا حدودی تعجب برانگیز بود. به رسمیت شناخته شدن فلسطین از سوی برخی از کشورهای آمریکای لاتین به عنوان آخرین نمونه عدم تبعیت کشورهای آمریکای لاتین از نفوذ و هژمونی ایالات متحده آمریکا قلمداد شده است.
آمریکای لاتین و شناسایی اوستیای جنوبی و آبخازیا
از چهار کشوری که اوستیای جنوبی و آبخازیا را به رسمیت شناخته اند دو کشور - نیکاراگوئه و ونزوئلا - آمریکای لاتینی هستند که نشانگر افزایش تمایل به شناسایی دولتهای جدید در آمریکای لاتین می باشد. آرژانتین، برزیل و اروگوئه نیز فلسطین را به رسمیت شناختند. اخیرا هیئت های نمایندگی از جانب آبخازیا و اوستیای جنوبی به منظور جلب توجه برخی از کشورهای آمریکای لاتین، عازم منطقه شده اند.
هیئت های یاد شده متمرکز بر دولتهای دوست روسیه در آمریکای لاتین، همچون کوبا، اکوادور و بولیوی گردیدند. بنابراین شناسایی آبخازیا و اوستیای جنوبی از جانب برخی دیگر از کشورهای آمریکای لاتین در ماههای آتی غیر قابل تصور نخواهد بود.
می توانیم چنین بحث کنیم که شناسایی دو منطقه کوچک یاد شده توسط ونزوئلا و نیکاراگوئه در نتیجه همسویی با اهداف این مناطق و یا درک ریشه های منازعه نبوده است بلکه منشا گرفته از این بوده که کاراکاس و ماناگوا،مسکو را به عنوان منبع فروش سلاح و مشتری کالاهای صادراتی خود می دانند. دیدار سال 2008 مدودف از ونزوئلا همزمان با حضور واحدهای نیروی دریایی روسیه در ونزوئلا برای انجام یک مانور نظامی دو طرفه بود. مانور نظامی یاد شده برای اولین بار پس از پایان جنگ سرد، پای نیروی دریایی روسیه را به آمریکای لاتین باز کرد. در مورد نیکاراگوئه نیز باید اشاره شود که این کشور از دهه هفتاد میلادی در زمره متحدین روسیه بوده است. باید اشاره شود که علی رغم پر شور و حرارت نبودن سیاستهای جاری ونزوئلا، نیکاراگوئه و بولیوی نسبت به روسیه، سه کشور یاد شده در زمره کشورهای نیمکره غربی هستند که در پی نزدیکی به روسیه برای به دست آوردن منافع تجاری، دسترسی به بازار و فرصتهای ترجیحی مالی و نظامی هستند.
آیا تغییرات پیش رو در ریاست جمهوری پرو نشان از تغییر جهت اساسی در سیاست شناسایی لیما خواهد داشت؟
کاندیدای ریاست جمهوری پرو« اویانتا اومالا »چهره نزدیک به هوگو چاوز می باشد. در طول مبارزات انتخاباتی 2006 پرو؛ رهبر ونزوئلا تلاشی برای پنهان کردن کمک های خود به افسر بازنشسته پرویی که چهره سیاسی دست چپی داشت، انجام نداد. اگر اویانتا اومالا در سال 2011 به ریاست جمهوری انتخاب شود امکان دارد تصمیم به شناسایی استقلال دولت های جدایی طلب بکند و در نتیجه در کنار چاوز قرار بگیرد. از طرفی این می تواند کشورهای آند را در خط دریافت کمک نظامی روسیه به عنوان یک امتیاز قرار بدهد که برای واشنگتن غیر قابل هضم خواهد بود. باید توجه کرد که از دوره حکومت نظامی در پرو نیروهای نظامی این کشور به مسکو به عنوان تامین کننده تانک و هواپیما وابسته می باشند.
اومالا به عنوان افسر بازنشسته به خوبی می داند که تجهیزات نظامی فعلی پرو در طول 30 سال گذشته همواره از روسیه وارد شده است که شامل هلی کوپترهای می، تانک های مدل تی، هواپیمای میگ و سوخو می باشد. پرو در حال حاضر در فرایند به روز کردن تسلیحات خود می باشد. اویانتا اومالا به یقین خواهان تضمین دسترسی پرو به تجهیزات نظامی روس می باشد. همسایه جنوبی پرو، بولیوی خط اعتباری از مسکو برای خرید تسلیحات جدید و هواپیمای ریاست جمهوری دریافت کرده است ولی بعد از اینکه لاپاز استقلال کشورهای قفقاز(آبخازیا و اوستیای جنوبی) را به رسمیت نشناخت، این اعتبار خرید هنوز بی تکلیف مانده است.
کمک نظامی روسیه می تواند اهمیت اساسی برای پرو داشته باشد. پرو در سال های اخیر با قاچاق مواد مخدر و حرکت های تروریستی- قاچاقی گروه راه درخشان مواجه بوده و نیز مشکلات دریایی زمینه دار و تاریخی با همسایه جنوبی خود یعنی شیلی دارد.
باید اشاره گردد که اویانتا اومالا بیان داشته که نفع کشورش را در شناسایی آبخازیا و اوستیای جنوبی می بیند. در طول دیدار وی از روسیه در سال 2009 او به رسانه های محلی روسیه اظهار داشت که بعد از شناسایی کوزوو از سوی لیما دلیلی وجود ندارد که استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی مورد شناسایی قرار نگیرد. او شرح داد که دلیل اصلی تاخیر گارسیا (رئیس جهمور پرو) در شناسایی کشورهای قفقاز تعهدات واشنگتن در عراق و افغانستان بوده و از طرفی قفقاز در حال حاضر یکی از عرصه های کلیدی منافع آمریکا می باشد. به دنبال این مسئله در 11 نوامبر 2009 هفت نماینده پرو (از حزب ملی گرای اومالا) اظهار داشتند که خواهان شناسایی دو دولت مزبور می باشند با این وجود این خواسته در دستور کار کنگره قرار نگرفت.
آمریکای لاتین و شناسایی دولتهای مورد مناقشه
در نیمکره غربی شناسایی آبخازیا و اوستیای جنوبی با توجه به شرایط آنها به دلیل منافع ونزوئلا و نیکاراگوئه مشهود بوده است. شناسایی سریع دولتی که اعلام استقلال نموده از سوی کشورهای آمریکای لاتین کار غیر منتظره و عجیبی نخواهد بود. شناسایی تایوان و کوزوو از طرف کشورهای آمریکای لاتین به همراه فلسطین نشانگر روند رو به رشد شناسایی دولت های جدید در آمریکای لاتین است.
به رسمیت شناخته شدن فلسطین
اخیرا برزیل، آرژانتین و اروگوئه فلسطین را به عنوان یک دولت مستقل به رسمیت شناخته اند. در مورد پاراگوئه نیز انتظار تصمیم چنین اتخاذی می رود. هم واشنگتن و هم تل آویو اگر نگوییم بهت و آشفتگی خود باید بگوییم که نا امیدی خود را از چنین اقداماتی اعلام کرده اند. به گونه ای که وزارت امور خارجه آمریکا این اقدامها را غیر سازنده و تخریبی قلمداد کرده است. اتفاقهای رخ داده نشانگر اهمیت برخی از مسائل است که به طور خلاصه عبارتند از: 1)کشورهای آمریکای لاتین به دنبال تضعیف حوزه نفوذ آمریکا در آمریکای لاتین می باشند به همین منظور بولیوی و ونزوئلا به دنبال افزایش روابط با جمهوری اسلامی ایران هستند و برزیل، آرژانتین و اروگوئه نیز فلسطین را به رسمیت شناخته اند که این عمل تقبیح وزارت امور خارجه آمریکا و نمایندگان دموکرات و جمهوریخواه کنگره آمریکا را در پی داشته است.
2) جهت گیریهای سیاسی شناسایی های صورت گرفته توسط آمریکای لاتین با توجه به ارتباطات گسترده سیاسی و اقتصادی این کشورها با جهان اسلام چندان تعجب برانگیز نبوده است. بنابراین به رسمیت شناخته شدن فلسطین به عنوان یک ژست سیاسی و حرکت اقتصادی با هدف خشنود کردن رهبران کشورهای مسلمان برای تقویت روابط تجاری می باشد. محمود عباس طی سالهای 2005 و 2009 به برزیل سفر کرد و در مقابل لولا داسیلوا نیز در مارس سال 2010 به عنوان اولین رئیس جمهور برزیل به فلسطین و اسرائیل سفر کرد. دبیر کل شورای امور نیمکره غربی چنین گفته است که این حرکت تا حدودی تعجب برانگیز نبوده است چرا که جهان عرب بسیار بزرگ است در حالی که فقط یک اسرائیل وجود دارد. بنابراین می توان گفت که علی رغم فشارهای آمریکا، آمریکای لاتین می تواند برخلاف منافع آمریکا عمل کند.
با وجود مسائل یاد شده تصمیم بوینس آیرس به شناسایی رسمی فلسطین، تعجب برانگیز بود چرا که آرژانتین در ماه ژوئن اولین وزیر خارجه یهودی خود با نام هکتور تیمرمن را جایگزین وزیر خارجه قبلی خود - تایانا - کرد. طی سالیان اخیر، بوینس آیرس چندین طرح را در جهان عرب انجام داده است که از آن جمله می توان به توافقنامه همکاری هسته ای این کشور با الجزایر اشاره کرد. در آگوست سال 2010 نشریه " شبکه جهانی عرب" نقل قولی از راشد محمد راشد - وزیر تجارت و صنایع مصر - منتشر کرد که اشاره به تمایل مصر به افزایش روابط با آرژانتین بویژه در زمینه های پزشکی، نساجی و فناوری اطلاعات داشت. مطلب منتشر شده اشاره می کرد که حجم روابط تجاری مصر و آرژانتین از 616 میلیون دلار در سال 2007 به 2/1 میلیارد دلار در سال 2008 رسید. ولی در سال 2009 به دلیل بحران اقتصادی جهانی این رقم به 643 میلیون دلار کاهش یافت. آرژانتین دومین شریک تجاری بزرگ مصر در آمریکای لاتین است. روابط تجاری رو به رشد جهان عرب و آمریکای لاتین در زمانی اتفاق می افتد که واشنگتن از تحولات به وجود آمده در کرانه غربی و عدم توقف شهرک سازی ناخوشایند است.
به رسمیت شناختن کوزوو
کوزوو در سال 2008 استقلال خود را از صربستان اعلام نمود و اکنون از طرف 70 کشور از جمله بسیاری از کشورهای اروپایی، آمریکا و کانادا به رسمیت شناخته شده است. کشورهایی که با خطر تجزیه طلبی در قلمروی خود روبه رو بودند به آرامی و با تاخیر به شناسایی رسمی کوزوو پرداختند. ازآن جمله می توان به ترکیه، روسیه، چین و اسپانیا اشاره کرد. در آمریکای لاتین دو کشور پرو و کلمبیا که در زمره متحدین ایالات متحده آمریکا به شمار می روند این استقلال را به رسمیت شناختند. دیگر کشورهای آمریکای لاتین که مبادرت به این کار کردند عبارتند از: پاناما، کاستاریکا، جمهوری دومینیکن، بلیز و آخرین کشور هندوراس می باشد که در سپتامبر 2010 اقدام به این کار کرد. کشورهای واقع در آمریکای مرکزی بعد از کودتای هندوراس در سال 2009 که منجر به تبعید رئیس جمهور منتخب گردید، به عنوان یک منطقه کم اهمیت جلوه نمود. هنوز مشخص نیست که آیا شناسایی رسمی کوزوو توسط هندوراس تلاشی به وسیله رئیس جمهور این کشور پروفیرو لوبو بوده است تا مورد تقدیر و تشویق ایالات متحده قرار گیرد؟ در مارس همین سال وزیر امور خارجه آمریکا هیلاری کلینتون سفر 5 روزه ای به آمریکای لاتین صورت داد تا کشورهای منطقه را به شناسایی رسمی هندوراس ترغیب نماید. این تلاش ها بعد از فاش شدن برخی حقایق توسط ویکی لیکس ناکام ماند. جریان از این قرار بود که هوگو لورنس سفیر آمریکا در هندوراس تلگرافی با این مضمون ارسال کرد: "شکی نیست که نیروهای نظامی، دادگاه عالی و کنگره ملی در 28 ژوئن دسیسه ای چیده و بر اساس قانون اساسی این کشور یک کودتای غیر قانونی بر علیه قوه مجریه در هندوراس ترتیب داده اند". سفرهای کلینتون کاملاً موفقیت آمیز نبود که نمونه آن در نهمین کنفرانس وزرای دفاع در بولیوی مشاهده شد که در آن از وزیر دفاع هندوراس دعوت به عمل نیامد. فقدان متحد منطقه ای برای هندوراس تائیدی است بر چرایی شناسایی کوزووا ز طرف این کشور به منظور تقویت روابط با آمریکا.
به رسمیت شناختن تایوان
بعد از اینکه کمک های اقتصادی چین به آمریکای لاتین توانست برخی حمایت ها را از تایوان توسط تعدادی از کشورهای آمریکای لاتین نشانه بگیرد و س لب کند، تایوان به عنوان مسئله مناقشه برانگیز مورد توجه قرار گرفته است. تنها 20 کشور دنیا تایوان را به عنوان کشور مستقل شناسایی کردند که از بدنه اصلی چین جدا شده است. در این شناسایی درکنار واتیکان، بسیاری از کشورهای جهان توسعه نیافته همانند کشورهایی از آفریقا، کارائیب و آمریکای مرکزی قرار گرفته است.
کشورهایی که در نیمکره غربی تایوان را مورد شناسایی قرار داده اند عبارتند از: السالوادور، بلیز، گواتمالا، نیکاراگوئه، هندوراس، پاناما، جمهوری دومینیکن، هائیتی، سنت ویسنت و گراناداس، سنت لوسیا، سنت کیس و نویس و پاراگوئه. در حالی که برخی از کشورها با ابراز همدردی خالصانه تایوان را مورد شناسایی قرار داده اند، برخی از آنها از شناسایی تایوان حرف خود را پس گرفته و آن را متعلق به سرزمین چین می دانند. اخیراً بعد از اینکه پکن در اکتبر 2010 اعلام ارائه 462 میلیون دلار برای فاینانس کردن ساختار توریسم در پونتا کانا، جمهوری دومینیکن و دومینیکا کرده؛ نگرانی های عمیق در تایپه ایجاد شده است. وزیر توریسم دومینیکن فرانسیسکو خاویر گارسیا در اکتبر از شانگهای دیدار به عمل آورده و در مصاحبه ای با بی بی سی اعلام داشت که کشورش خواهان یک رابطه کامل با چین در اسرع وقت می باشد.
آمریکای لاتین به دیگر نقاط جهان توجه میکند
شناسایی اوستیای جنوبی و آبخازیا برای آمریکای لاتین یک پیامد اضافی دیگری نیز دارد. کشورهای قفقاز از آخرین مناطق جهان می باشند که آمریکای لاتین هنوز رابطه نزدیکی با آنها ایجاد نکرده است. شناسایی این دول جدایی طلب در عمل می تواند تسریع کننده ایجاد رابطه قانونمند و نهادینه شده با این منطقه باشد که در گذشته مورد غفلت قرار گرفته بود. امروزه آمریکای لاتین در کنفرانس های جهانی شرکت می جوید که به طور تاریخی در مرکز توجهات لاتینی ها جای نمی گرفت که نمونه آن خاورمیانه و آفریقا می باشد. اگر کشورهای آمریکای لاتین رابطه اقتصادی خود را با کشورهای قفقاز تقویت کرده و توسعه بدهند این تحولات می تواند تثبیت گردد. به عنوان نمونه رابطه نزدیک و فزاینده بین آمریکای لاتین و آفریقا توسط برزیل تسریع شد و آن زمانی صورت گرفت که این کشور ارتباطات سیاسی محکمی را با آفریقای جنوبی ایجاد نمود و از طرفی ارتباطات قومی به لحاظ تاریخی با دولت های پرتغالی زبان همانند آنگولا تثبیت کننده شرایط بود. گیلبرتو کاوایو مشاور ارشد لولا داسیلوا نظر داده که بعد از رفتن لولا، کارها و اقدامات وی خواهند توانست به اصلاحات سیاسی و نیازهای کشورش کمک نماید و در خارج نیز این کمک شامل آفریقا خواهد شد.(کارهای وی موجب نزدیکی آفریقا و برزیل شده و با تثبیت شرایط توسط لولا این وضعیت همچنان ادامه خواهد داشت).
در باب جهان اسلام و آمریکای لاتین، برزیل و ونزوئلا روابط نزدیکی با کشورهایی همانند لیبی و ایران برقرار کرده اند. به علاوه آرژانتین توافقنامه هسته ای با الجزایر امضا نموده است. از دیگر تمایلات ظاهر شده رشد و تقویت دوستی بین ایران و بولیوی می باشد. با تلاش های تهران، کارشناسان فنی در لاپاز به طرح های تولید انرژی هسته ای در این کشور آندی کمک می کنند.
اخیراً دو دولت همکاری در استخراج معادن لیتیوم را در دستور کار قرار داده اند. آمریکای جنوبی و جهان عرب دو نشست سران در سال 2005 و 2009 تشکیل داده اند.
نهایتاً این جهان کوچک است
شناسایی مناطق جدایی طلب اوستیای جنوبی و آبخازیا توسط 4 دولت آمریکای لاتین از دیدگاه برخی متخصصین منطقه تهدیدی برای اتحاد ملی گرجستان در نظر گرفته شده است. نمونه کلی آن می تواند در دو مورد تایوان و کوزوو 2 کشور جدا شده از چین و صربستان مورد توجه قرار گیرد.
مطمئناً موضوع در گرجستان، چین، خاورمیانه و صربستان مباحث منحصر به فرد خود را می طلبد. به احتمال زیاد زمانی که برخی از دولت های آمریکای لاتین ابراز همدردی با مناطق جدایی طلب می نمایند این شناسایی را در راستای منافع ملی خویش اعلام می نمایند.