سیروس محمودیان
بیشک رویدادهای اخیر کشورهای عربی متاثر از خشم مقدس ملل مستضعفی است که سالیان سال حاکمان ظالم و دیکتاتور آنها بر خلاف خواست عمومی آن جوامع طوق سیاه بندگی آمریکا و صهیونیسم جهانی را گردن آویز کرده و در نهایت نیز در باتلاق نوکری غرب عزت دینی و حیثیت ملی مردم نجیب شان را لگد مال کردهاند. حاکمان ظالمی که بر خلاف ادعای مضحک مسلمانیشان برای چند صباح حکومت فرعونی بیشتر، فرامین اردوگاه استکبار جهانی را بی کم و کاست سر لوحه تصمیمات خرد و کلان قرار داده و خائنانه مصالح امت اسلامی و حتی منافع ملی کشورشان را فدای زیادهخواهیهای پایانناپذیر نظام سلطه کردهاند. در واقع حاکمان جائر جوامع عرب از درک این حقیقت بدیهی عاجز هستند که وابستگی فرهنگی آنها به نظام سلطه ریشه اصلی طغیانهای اخیر ملل مسلمان علیه سیاستهای استعماری است. جای بسی تاسف و تاثر دارد که سران وابسته به اجنبی به جای بازگشت به اصول رهاییبخش اسلام ناب محمدی(ص) و اتکا به رهنمودهای قرآنی، کماکان امکان استمرار حکومت سیاه خود را در پیوستگی و در هم تنیدگی بیشتر با نظام سلطه و تقابل نظامی خونین با خواستههای فطری ملتشان که ریشه در هویت اسلامی- انسانی آنان دارد جستوجو میکنند. در ایام تلخی که فریاد «هل من ناصر» کودکان مظلوم نوار غزه در زیر بمبهای اهدایی آمریکا به رژیم اشغالگر قدس فریاد اعتراض هر انسان با وجدانی را در میآورد، حسنی مبارک حاکم دیکتاتور مصر تلاش مذبوحانهای داشت تا با خوشرقصیهای روزافزون برای جنایتکاران صهیونیست زمینه را برای انتقال غاصبانه حکومت مصر به پسر ارشدش فراهم کند که البته در این میان وی ناچار میشود برای تکمیل خوشخدمتیهایش با بستن گذرگاه رفح به ملت مسلمان مصر و امت واحده اسلامی هم خیانت کند چرا که ظاهرا او در گذر زمان ماجرای عبرتآفرین اعدام انقلابی انور سادات خائن، خالق تراژدی سیاسی «کمپدیوید» توسط مجاهد رشید اسلام، شهید خالد اسلامبولی را به فراموشی سپرده است. در شرایط کنونی مبارک نمیتواند به خود بقبولاند که بالاخره دیر یا زود آتشفشان خشم انقلابی ملت مسلمان مصر دامن ناپاک ظالمان را فرا خواهد گرفت و عصیان مقدس ملت تحت ستم مصر تومار حکومت جائرانه او و امثال او را در هم خواهد پیچید، لذا او بیش از گذشته دست به دامن استکبار جهانی میشود اما باید پذیرفت که این بازی جز سقوط ظالمان نتیجه دیگری در پی ندارد و نظام سلطه حاضر نیست بیش از این برای مهره سوختهای مثل او هزینه پرداخت کند.
از سوی دیگر امروز در دنیای اسلام کمتر انسان آزادهای وجود دارد که از شنیدن ندای «اللهاکبر» و فریاد رسای «ثوره ثوره حتی النصر» و « نصر منالله و فتح قریب» ملت تحت ستم تونس، اردن، یمن و مصر اظهار خوشحالی نکند و یا با شنیدن فریادهای رسای اسلامخواهی آنان ناخودآگاه آرمانهای متعالی و انسانساز انقلاب اسلامی ایران و خمینیکبیر(ره) را به یاد نیاورد.
امروز در اقصی نقاط جهان کمتر کسی است که با شنیدن خبر برگزاری جلسات حمایتی مثلث شوم «اوباما، فهد و نتانیاهو» از دیکتاتور منفوری مانند حسنی مبارک به یاد روزهای پرخاطره 57 ایران انقلابی نیفتد. روزهای شیرینی که ملت انقلابی ایران متاثر از مکتب انقلابی اسلام و در سایه رهبری الهی حضرت امام(ره) با شعار اصولی «نه شرقی، نه غربی» به خیابانها ریخته و زمستان سرد ایران آمریکایی را به بهار آزادی ایران اسلامی مبدل کردند. بهاری که آرام آرام در بطن صدور مبنایی انقلاب اسلامی، نویدبخش بارش باران ظلمستیزی در اقصی نقاط جهان در سالهای بعد بوده و خواهد بود. طبیعی است که دیدن تصاویر خوش خواندن نماز جماعت معترضان مسلمان در مقابل تانکها و یا اهدای گل توسط جوانان انقلابی به ارتشیان تا بن دندان مسلح مصری که ظاهرا برای کشتن معترضان و سرکوب نهضت افولناپذیر انقلاب اسلامی مصریها به خیابان آمدهاند، ناخواسته یادآور روزهای پرشور بهمن 57 و شیوه منحصر به فرد انقلاب اسلامی ایران در تقابل با ارتش رژیم ستمشاهی است. امروز کمتر کسی است که با دیدن صحنههای اعتراضی ملل عرب ریشههای آن را در آرمانهای امام خمینی(ره) جستوجو نکند و یا یاد و نام و آرمانهای خمینیکبیر(ره) را با احترام کامل بر زبان نراند و در برابر عظمت و قدرت معنوی انقلاب اسلامی سر تعظیم فرود نیاورد. به هر حال تقارن تحولات اخیر با ایامالله دهه فجر1389 نویدبخش به بار نشستن میراث ماندگار خمینیکبیر(ره) در اقصی نقاط جهان تحت ستم و طلیعه پیچش توفان انقلاب اسلامی مبتنی بر فلسفه رهاییبخش مهدویت در جایجای جهان اسلام است.