محمدصادق حاجصمدی
آنچه امروز بهعنوان پادشاهی اردن شناخته میشود در اصل حاصل فروپاشی امپراتوری عثمانی و پاداش انگلستان به شریف حسین (شریف مکه) بهخاطر نقش موثر او در رهبری جنبشهای ناسیونالیست استقلالطلب عرب علیه دولت عثمانی است و تاریخ مجزای آن بهعنوان مملکت اردن به سال ۱۹۲۱ باز میگردد. کشوری که از شرق با عراق از جنوب با عربستان از غرب با سرزمینهای اشغالی و لبنان و از شمال با سوریه هممرز است.
در جریان جنگهای داخلی عثمانی، شریف حسین از طریق فرزندش عبدالله (عبدالله اول) مذاکرات با انگلیس را آغاز کرد و پس از فروپاشی عثمانی خواستار حکومت بر سرزمینهای شبهجزیره و شامات شد که از سوی دولت انگلیس به او وعده داده شده بود اما نیاز انگلستان به حمایت یهودیان در جنگ جهانی و وادار کردن آمریکا به دخالت در جنگ به نفع متفقین، بریتانیا را ناچار به توافقات عمده با یهودیان بر سر حاکمیت فلسطین کرد. همچنین طی مذاکرات با فرانسه، سوریه و لبنان نیز به فرانسه داده شد که در نتیجه برای شریف حسین جز اردن، عراق و شبهجزیره باقی نماند. شریف حسین فرزند دیگرش فیصل را به انگلستان فرستاد تا در این زمینه با بریتانیا مذاکره کند. در جریان اجلاس ۱۹۲۱ قاهره، انگلستان بهرغم اصرار فیصل عراق را به او و اردن را به عبدالله میبخشد و مملکت پادشاهی اردن رسمیت مییابد و از آنجایی که شریف حسین خود را به هاشمیان منصوب میکرد به اردن هاشمی تبدیل میشود.
لفظ هاشمی منبعث از انتصاب آنان به بنیهاشم و امام حسن(ع) است که ابدا صحیح نیست و شجرهنامهای که ارائه میشود نیز جعلی بوده و علاوه بر مطالعات تاریخی که در این زمینه صورت گرفته (نظیر کتاب ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن، مری کریستینا ویلسون مورخ و استاد دانشگاه ماساچوست)؛ سنی مذهب بودن آنها و عداوت عمیقشان با شیعیان ناقض این مدعاست.
اما در حالی که سیادت آنها مردود است انتصابشان به قریش تا حدی قابل قبول است چرا که اولا جد آنها شریف حسین (شریف مکه) بوده و شریف به پردهدار کعبه و در نتیجه حاکم معنوی و اجتماعی حرمین اطلاق میشده و از آنجا که اکثر ساکنان مکه از قریشاند و پردهداری نیز به بزرگان قوم تعلق داشته شریف حسین میتوانسته از قریش باشد. در این میان احتمال انتساب آنها به بنیامیه بهخاطر انتخاب رنگ قرمز که منتسب به امویان است در مقابل رنگ سبز علویان و سیاه بنیالعباس بیشتر است. حتی رنگ قرمز در بیشتر پرچمهای کشورهای عربی نیز مطابق دیکشنری Islamica متاثر از انتخاب رنگ قرمز توسط شریف حسین بوده است.
اصرار انگلستان به حکومت عبدالله بر اردن و ثبات یکصد ساله حکومت دیکتاتوری این کشور در حالی که حکومت فیصل بر عراق و برادرش علی و پدرش شریف حسین در عربستان به راحتی سرنگون شدند و تقریبا هیچ کشوری در منطقه چنین ثبات سیاسی طولانی را تجربه نکرده است بهعلاوه اینکه اردن بیشترین مرز مشترک خاکی را با سرزمینهای اشغالی دارد، سوالبرانگیز است و این احتمال را به ذهن متبادر میکند که ممکن است هدف از حمایت گسترده از حکومت مستبدانه خاندان هاشمی چیزی جز حمایت از اسرائیل نباشد چرا که شهر بیتالمقدس تنها 25 کیلومتر با ساحل بحرالمیت و کمتر از 50کیلومتر با مرزهای اردن فاصله دارد.
اما بحثها پیرامون پادشاه کنونی اردن عبدالله دوم که ناآرامیهای اخیر در حکومت او رخ داده است از دیگر هاشمیان بیشتر و جالبتر است.
ملک عبدالله در تاریخ 30 ژانویه سال 1962 میلادی به دنیا آمد. پدرش ملک حسین و مادرش آنتوانت آوریل گاردنر دختر یک کلنل انگلیسی یهودی به نام والتر پرسی گاردنر بود که در جریان فیلمبرداری فیلم لورنس با ملک حسین آشنا شده بودند. کلنل بعد از جدایی مادر عبدالله از ملک حسین بهخاطر عدم پذیرش دین اسلام او را به انگلستان میبرد و در نتیجه عبدالله از یک مادر یهودی متولد میشود و در دامان یک یهودی پرورش مییابد.
عبدالله دوم پس از گذراندن دوران ابتدایی در اردن، برای تحصیل به انگلستان و پس از آن به آمریکا میرود و در نهایت تحصیلات خود را در دانشکده پمبورک آکسفورد به پایان میرساند. وی در سال 1980 به عنوان دانشجوی دانشگاه افسری سلطنتی سند هرست وارد این دانشکده شد و سپس به درجه ستوان دوم سواره نظام سلطنتی انگلیس نائل شد و پس از آن، درجات نظامی خود را در ارتش انگلستان ارتقا داد؛ این امر تا آنجا رسید که وی در نهایت به مقام سرهنگی و جانشین فرمانده سوارهنظام سلطنتی انگلستان که یک هنگ زرهی است، رسید. در عرصه تحصیلات سیاسی نیز وی در دانشکده روابط بینالملل ادموند ای. والش دانشگاه جورج تون انگلستان تحصیل کرده و با درجه کارشناسی ارشد از آنجا فارغالتحصیل شده است. وی با رانی الیاسین متولد کویت و شهروند فلسطین که اصلیت اردنی دارد و اکنون ملکه رانی عبدالله نامیده میشود، ازدواج کرده و از او صاحب 4 فرزند است؛ بهترتیب حسین، ایمان، سلما و هاشم.
نحوه به قدرت رسیدن او نیز جالب است. در حالی که تا چند روز پیش از مرگ ملک حسین برادرش شاهزاده حسن مقام ولیعهدی اردن را در اختیار داشت به اتهام خیانت، در تاریخ 24 ژانویه سال 1999 میلادی از سمتش برکنار میشود و شاهزاده عبدالله بن حسین (عبدالله دوم) به جای وی منصوب میشود. عجیب اینکه 2هفته بعد ملک حسین فوت میکند و عبدالله به پادشاهی میرسد. عبدالله دوم تا قبل از سال 2004 میلادی، برادر ناتنی خود شاهزاده حمزه را به عنوان ولیعهد انتخاب کرده بود اما از آن سال به بعد پسرش شاهزاده حسین را به این مقام منصوب کرد. فراموش نکنید که در بنیاسرائیل نسل از مادر منتقل میشود و نه از پدر و ملک بهصورت شکبرانگیزی از یک مادر یهودی متولد شد و غیرمنتظره ولیعهد شد و ولایت عهد را نیز به پسر خود منتقل کرد.
شواهد بسیاری مبنی بر اینکه پدر وی یعنی ملک حسین و جد وی یعنی شریف حسین هر دو عضو گروه ماسونی « Order of the Bath» بودند نیز وجود دارد در نتیجه با توجه به سابقه حضور اکثر اعضای خاندان پادشاهی اردن در گروههای ماسونی و نیز زندگی طولانی ملک عبدالله در کشورهای غربی، هیچ بعید نیست که وی نیز عضو این گروهها باشد. شاهد این مدعا نامهای است که از سوی یک گروه ماسونی اسرائیلی برای بیل کلینتون، ملک حسین و اسحاق رابین فرستاده شده و در نوامبر سال 1994 در نشریه اسرائیلی «جروزالم پست» به چاپ رسیده است و در آن به وضوح از این 3نفر به عنوان ماسونهای صلحطلب نام برده شده است. نکته جالب توجه اینکه ماسون بودن پادشاهان این خاندان، تنها به ملک حسین ختم نمیشود بلکه نخستین پادشاه این سلسله یعنی شریف حسین حاکم حجاز نیز ماسون بوده است. این مساله تعجببرانگیز به وضوح در سایتهای اینترنتی متعددی بیان شده است که از آن جمله میتوان به دیکشنری اینترنتی Wikipedia اشاره کرد. شخص شریف حسین، موسس خاندان سلطنتی هاشمی و جد ملک عبدالله دوم پادشاه اردن، عضو گروه ماسونی «Order of the Bath» بود و در این گروه مقام GCB را در اختیار داشته گرچه این نکته عجیب به نظر میرسد و باور حضور یک مرد عرب اهل حجاز با لباسهای سنتی عربی در گروههای ماسونی کمی مشکل است اما متاسفانه واقعیتی است که وجود دارد .
علاوه بر یهودی بودن مادر عبدالله دوم از نکات دیگری که ممکن است ارتباط خاندان سلطنتی اردن را با یهودیان نشان دهد، نماد مخصوص این خاندان است که به صورت ستاره 7 پر در زمینه رنگ قرمز است که این مساله در پرچم این کشور نیز هویداست.
نماد ستاره 7 پر که نماد این خاندان است، بسیار مشکوک است چراکه نمادهای یهودی و ماسونی بسیاری وجود دارند که به صورت اشیای نورانی با 7 شاخه یا شعاع نور هستند که از آن جمله میتوان به شمعدان 7 شاخه یهود و شمعدان 7 شاخه ماسونی اشاره کرد. همچنین مجسمه آزادی شهر نیویورک آمریکا که مجسمهای ماسونی بوده و سازندهاش نیز یک ماسون بوده است، یک تاج به صورت خورشید با 7 شعاع نور روی سر دارد. ستاره 7 پر خاندان سلطنتی اردن نیز یک شیء نورانی است که 7 شعاع نور دارد و علائم یهودی و ماسونی را به ذهن متبادر میسازد. از آنجا که بسیاری از اعضای این خانواده، فراماسون بوده و با یهودیان و صهیونیستها ارتباط حسنه داشتهاند، هیچ بعید نیست که علامت ستاره 7 پر نماد این خاندان نیز بیانگر ارتباط ناگسستنی آنها با فراماسونری و یهودیان باشد.
با توجه به شواهد موجود و حمایت همهجانبه کشورهای غربی از اردن، پادشاهان این کشور همواره نقش کلیدی در شیطنتها و فتنههای منطقه خاورمیانه داشتهاند که از آن میان میتوان به سازش درازمدت با اسرائیل، دشمنی با شیعیان، حمایت از جنگ صدام علیه ملت مظلوم ایران و... اشاره کرد. حتی اعترافی تلویزیونی خطاب به تلویزیون اسرائیل وجود دارد که در آن ملک حسین اعتراف میکند که شخصا 2روز قبل از جنگ اکتبر به تلآویو سفر کرده تا قصد مصریها و سوریها را برای حمله به اسرائیلیها خبر دهد. ملک حسین همچنین در جریان فدایین نیز از اسرائیل علیه سوریه کمک گرفت که حتی در میان سران خائن عرب نیز همچنان بیسابقه باقی مانده است.
در زمان حضور امام خمینی(ره) در نوفل لوشاتو در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، ملک حسین پادشاه اردن به فرودگاه پاریس آمده و تقاضای ملاقات با امام خمینی(ره) را داشته است. اما وقتی خبر به امام خمینی(ره) میرسد درخواست شاه اردن را رد میکنند که ناشی از عمق خباثتی است که امام در این مرد میدیده چرا که امام حتی به دیدار با عرفات راضی شده بودند اما پادشاه اردن را نمیپذیرند.با عضویت پادشاهان خاندان هاشمی از جمله شریف حسین و ملک حسین در فراماسونری، زمینه تسلط بیشتر بر اردن فراهم آمده اما تمرکز و توجه ویژه انگلستان، بر تولد ملک عبدالله و پادشاهی وی، در نوع خود شگفتانگیز است. بدین نحو که پس از قراردادن خانم آنتوانت گاردنر بر سر راه ملک حسین و فراهم کردن شرایط ازدواج وی با ملک، زمینه را برای تولد یک شاهزاده دو رگه انگلیسی– اردنی فراهم آوردند. سپس با تربیت این شاهزاده در مدارس و دانشگاههای انگلیسی و آمریکایی و حتی آموزش وی در ارتش انگلستان تا مدارج بالا در حد سرهنگی سوارهنظام سلطنتی، او را به صورت کامل برای تحقق اهدافشان در منطقه تربیت کردند و خو و منش غربی را نیز به عنوان سوغات غرب در وی نهادینه کردند و سرانجام با حرکتی عجیب و کاملاً مشکوک، چند روز مانده به مرگ ملک حسین، شاهزاده حسن برادر ملک حسین را از مقام ولیعهدی خلع کردند و ملک عبدالله دوم پسر ملک حسین را که نژادی دورگه داشته و مطابق فرهنگ غربی پرورش یافته بود، به جانشینی ملک حسین برگزیدند و از آن پس ملک عبدالله دوم به تامین منافع غرب در منطقه پرداخته است.
در این زمینه در وبسایت فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا سخنان قابل تاملی از قول دریاسالار ویلیام جی. فالون فرمانده وقت نیروی دریایی در برابر کمیته خدمات مسلح سنا عنوان شده که حکایت از نقشههای شوم آمریکا و متحدانش برای تسلط بر خاورمیانه، به واسطه رهبری اردن در منطقه دارد: «...سلطنت هاشمی در اردن کلید و متحدی با ارزش در جنگ بر علیه افراطیون خشن باقی مانده و به طور چشمگیری به ثبات در منطقه کمک میکند... به دلیل تهدیدات فعالیتهای تروریستی داخلی، تلاشهای ضد تروریستی بسیاری را رهبری کرده است ... اردن یک رهبر منطقهای برای امنیت و آموزش ضد ترور و میزبان اصلی ابتکارات برای توسعه تواناییهای امنیتی است... موقعیت استراتژیک اردن، دید نوسازی و ایجاد امنیت پیشرفته، به این کشور نقش منطقهای میدهد و باعث افزایش وسعت نفوذ آن میشود. برنامههای نظامی ما و کمکهای اقتصادی، برای ادامه نوسازی اردن و رهبری در منطقه برای این کشور حیاتی است...». شاه اردن نسبت به شیعیان نیز بسیار کینهتوز است و در این میان بیش از همه از ایرانیان نفرت دارد. او اولین کسی بود که عبارت «هلال شیعی» را بر سر زبانها انداخت و از خطرناک بودن آن سخن راند و طی اظهارات خود از اینکه دولت شیعی در عراق روی کارآمده اظهار نگرانی کرده و آن را در راستای تشکیل هلالی از سرزمینهای شیعه اعم از ایران، بخش اعظم عراق، بخشهایی از سوریه، لبنان و مناطق نفتخیز عربستان دانست. این سخنان ملک عبدالله نشان از کینه وی نسبت به شیعیان داشته و در حالی که هر روز شیعیان بسیاری در عراق و نقاط دیگر جهان توسط گروههای تکفیری به شهادت میرسند، سخن او تلاشی در جهت آسیب بیشتر به شیعیان تلقی میشود. عبدالله همچنان نقش غیرقابل انکاری در دسایس خاورمیانه به نفع غرب دارد که از آن جمله میتوان پناه دادن به منافقین، دسیسه علیه حزبالله لبنان در جنگ 33 روزه و بعد از آن، دست داشتن در ترور فرماندهان مقاومت همچون شهید مغنیه و ... را نام برد. طی تشدید نبرد بین نیروهای مقاوم الحوثی در یمن و نیروهای دولتی این کشور نیز شاه اردن تعدادی از کماندوهای کارآزموده خود را به مناطق شمالی یمن اعزام کرد تا بدین وسیله کماندوهای اردنی در کنار ارتش عربستان سعودی و نیروهای دولتی یمن، علیه حوثیها وارد جنگ شوند. پادشاه اردن که از سوی دیدهبان حقوق بشر به نقض آزادیهای مدنی متهم است در حالی برای حفظ قدرتش تلاش میکند که بحران اقتصادی- اجتماعی عمیقی سراسر اردن را فراگرفته و حتی در میان عشایر که حامیان سنتی خاندان هاشمی محسوب میشوند نیز رسوخ کرده است، طوری که معترضان خواستار انحلال پارلمان و برکناری نخست وزیر سمیر الرفاعی و همه کابینه او، تجدیدنظر در قانون اساسی و آزادیهای اجتماعی، توزیع عادلانه ثروت و تحدید قدرت به نفع مردم هستند.