مجتبی نجفی
اپوزیسیون مصر فقط اخوان المسلمین نیست اما بیاخوان هم اپوزیسیون اعتبار ندارد. در مصر نیروهای لیبرال و سکولار در سالهای اخیر رشد کردهاند و گروههای تندرو وابسته به القاعده بر اثر سیاستهای سازمان اطلاعات مصر تا حدودی کنترل شدهاند. در عرصه سیاسی مصر روشنفکران مستقل فراوانی بهعنوان منتقد نظام سیاسی این کشور فعالیت میکنند. روزنامههای مختلف نیز به رغم محدودیتهای فراوان حضور داشتهاند. اما همه اینها یک طرف و اخوان طرف دیگر. حزب ریشه دار مصری در تحولات اخیر که مصر را در آستانه انتقال قدرت سیاسی از نظام دیکتاتوری 30 ساله حسنی مبارک قرار داده است نقش زیرکانهای بر عهده گرفته است. هسته اصلی جنبش اعتراضی مصر هستهای از جوانان بودند که در شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک و شبکههای مجازی علیه رژیم مبارک مینوشتند. در این شبکههای اجتماعی بود که جوانانی که با دنیای سیاست آشنا نبودند از طریق بحث و گفتوگو به ناکارآمدی حکومت مبارک پی میبردند. جنبش جوانان 6آوریل که در سال 2008 از سوی احمد ماهر بنیانگذاری شده بود در این مورد نقش مهمی ایفا کرد. اخوان المسلمین حزبی ریشه دار است و سرد و گرم سیاست مصر را چشیده است.تحولات اخیر نشان داد که اعضای این حزب از ابزار تجربه به خوبی استفاده میکنند. حکومت مصر تلاش بسیاری کرد تا یک بار دیگر اخوان را به عنوان تحریککننده تظاهرات معترضان خشمگین نشان دهد. اما اخوان این اتهام را نپذیرفت هر چند که حقانیت اعتراضهای مصریها را زیر سوال نبرد.
اخوان اعلام کرد که مردم را تحریک نکرده است و این تظاهرات خودجوش بوده و اعضای حزبش به عنوان بخشی از مردم در این تظاهرات شرکت میکنند. محمد بدیع مرشد العام یا دبیرکل اخوان با صدور اطلاعیهای اعلام کرد که اخوان در تظاهرات روز خشم با صفت حزبی شرکت نکرده و فراخوانی نداده است اما اعضای این حزب با عنوان فردی میتوانند در اعتراضها شرکت کنند. در نگاه اول برای تحلیلگرانی که معمولا سطح را میبینند و عمق حوادث را بعد از وقوع میبینند اخوان حزبی محافظه کار است که از هزینههای سنگین جنبش اعتراضی مردم مصر فرار کرده است اما برخلاف این دیدگاه، اقدام اخوان امری کاملا استراتژیک بود که از نگاه عمیق این حزب به تحولات مصر خبر میدهد. شعار «اسلام راهحل است » شعار اختصاصی این حزب است اما جالب است که رهبران حزب از طرفداران خود خواسته بودند از سر دادن این شعار در تظاهرات مردمی خودداری کنند. زیرا اخوان به خوبی میداند که حسنی مبارک و نزدیکانش به دقت جنبش اعتراضی مصر را رصد میکنند تا از دل آن هیولایی برای ترساندن غرب علم کنند. اسلام هراسی میتوانست آخرین حربه رژیم مبارک برای تحریک غربیها جهت سرکوب جنبش اعتراضی مردم باشد. غرب مجبور شد در برابر خواست ملت مصر تمکین کند وزمانی که اراده مصریها برای عقب راندن نظام دیکتاتوری مصر آشکار شد آمریکا و ار وپا خواستار عدم استفاده از خشونت و انتقال آرام قدرت شدند. سکوت و حرکت عمقی اخوان در تظاهرات روزهای گذشته باعث شد تا رژیم مصر نتواند از اسلام هراسی برای سرکوب جنبش استفاده کند. این در حالی است که رهبران اخوان میدانند که اکثر مردم مصر مسلمان هستند و در تظاهرات خود شعار الله اکبر سر میدهند و از دل نمازجمعه به سمت خیابانها سرازیر میشوند. جالب اینجاست که به رغم اینکه اخوان اعلام کرده بود در تظاهرات شرکت نمیکند بسیاری از روحانیون وابسته به این جریان که در مساجد نقش امام جماعت را بر عهده دارند مردم را برای اعتراض به حکومت به خیابانها فراخواندند. بسیاری از زنان محجبهای که تصاویر آنها در تظاهرات مشاهده میشد از اعضای این حزب بودند. اخوان المسلمین برای جلوگیری از سوءاستفاده حاکمیت از ناامنی در محلات در تشکیل گروههای محافظت از محلهها نقش مهمی ایفا کرد. این گروهها عموما از جوانانی تشکیل میشدند که به مقابله با دزدان و محافظت از اموال میپرداختند. اخوان المسلمین نیروهای جوان خو د را برای تشکیل این گروه های محافظ بسیج کرد و از سوی دیگر از مردم مصر برای تقویت این گروهها ثبت نام کرد.
حمایت البرادعی و نگاه به آینده
گروه های مختلف سیاسی مصر از محمدالبرادعی بهعنوان نماینده جریانهای مخالف برای مذاکره با رژیم حمایت کردند. عصام العریان یکی از رهبران اخوان المسلمین در گفتوگو با رویترز از تشکیل کمیته بزرگ سیاسی در همکاری با البرادعی خبر داد تا از طریق این کمیته با ارتش مصر گفتوگو شود. این در حالی است که برخی از گروهای مصری مانند الوفد و جمعیت ملی تغییر از محمد البرادعی خواستهاند مسئولیت تشکیل دولت انتقالی را بر عهده بگیرد. چنانچه موضوع حمایت اخوان از البرادعی تکذیب نشود و اخوانالمسلمین در گام بعدی تشکیل دولت موقت به رهبری البرادعی را بپذیرد میتوان در این حرکت نیز هوشیاریهای سیاسی را مشاهده کرد. اخوان از پایگاه قدرتمند سیاسی خود آگاه است. این حزب درعرصه سیاسی مصر هژمونی ندارد اما مهم ترین و عمده ترین حزب است که نه تنها در مصر که در بسیاری از کشورهای دیگر پایگاه دارد. به نظر میرسد اخوان از تبعات دولت موقت و مشکلاتی که پیش روی این دولت بعد از انتقال احتمالی مسالمت آمیز قدرت پیش خواهد آمد خبر دارد و دولت موقت میتواند عرصه آزمون و خطای سیاسی بعد از مبارک باشد. در حال حاضر اخوان نیز به حساسیت غربیها در مورد گروه خود کاملا واقف است و هوشمندانه تلاش میکند آثار منفی این حساسیت را خنثی کند. به این دلیل رهبران اخوان امیدوارند در یک انتخابات آزاد وسراسری از طریق شبکههای اجتماعی خود در میان اقشار سنتی ومدرن جامعه مصر پیروز انتخابات شوند تا از شیوهای کاملا دموکراتیک قدرت را کسب کنند. البته این نکته نیز قابل توجه است که در کنار اخوان، احزاب سکولار و لیبرال نیز در مصر پایگاه دارند و به نظر نمیرسد که بتوان در تحولات آینده مصر این احزاب و گروهها را نادیده گرفت. محمد البدیع در مصاحبه با الجزیره تاکید میکند که اخوان نیز گروهی مانند سایر گروهها در کنار ملت مصر است. اخوان در انتخابات سال 2005 نزدیک به 85 کرسی مجلس شعب را از آن خود کرد. نمایندگان این حزب به صورت انفرادی و مستقل و نه با عنوان حزبی شرکت کردند.
در انتخابات بعدی که در نوامبر2010 برگزار شد رد صلاحیتهای گسترده اعضای این حزب و حملههای سازماندهی شده نیروهای امنیتی به تجمعات کاندیداهای اخوان و بازداشت اعضای آن باعث شد تا اخوانالمسلمین از حضور در دور دوم انتخابات منصرف شود و هیچ نمایندهای در مجلس شعب نداشته باشد. اما به نظر میرسد با توجه به اینکه این حزب در میان مردم فقیر وسنتی مصر از طریق سازمانهای خیریه پایگاه قابل توجهی دارد و از سویی بخشی از طبقه متوسط این کشور را نمایندگی میکند انتظار میرود در یک انتخابات آزاد بتواند کرسیهای بسیاری را کسب کند.