فرامرز اصغری
افغانستان به رغم داشتن منابع انسانی و طبیعی بالقوه همچنان در رده کشورهای درگیر جنگ میباشد. جنگهای داخلی، مقابله با تهاجم بیگانگان (شوروی سابق)، حضور طالبان و در نهایت 6سال اشغال این کشور توسط نیروهای ائتلاف، سبب شده تا افغانستان هرگز روی آرامش ندیده و همواره صحنه جنگ و درگیری باشد. به رغم آنکه آمریکا و متحدانش به بهانههای برقراری ثبات و امنیت و اهدای دموکراسی به این کشور آمدند اما روند درگیریها در آن استمرار یافت بگونهای که روزانه دهها تن به کام مرگ میروند.
نکته مهم در تحولات افغانستان، تشدید بحرانهای امنیتی و درگیری های نظامی است که این کشور را در آستانه جنگ خارجی و داخلی قرار داده است. محور بحرانهای افغانستان عبارتند از:
1- بخش اول ناآرامیهای افغانستان را میتوان در عملیاتهای نظامی نیروهای اشغالگر و دولت افغانستان علیه طالبان مورد ارزیابی قرار داد. اولاً در شرایطی که افکار عمومی افغانستان و مجامع جهانی بر ناتوانی ارتش و نیروهای خارجی در برقراری امنیت تأکید دارند ثانیاً گزارشهایی از کشتار غیر نظامیان توسط اشغالگران منتشر گردیده ثالثاً زمزمههایی از سوی پارلمان و گروههای جهادی مبنی بر برکناری دولت کرزای به گوش می رسد، رابعاً بسیاری از کشورهایی که در افغانستان نیرو مستقر کردهاند با درخواست مردمشان برای بازگشت فرزندانشان مواجه میباشند، خامساً تحولات جهان بویژه اعلام احتمال انجام حملات تروریستی در آمریکا و اروپا که بیانگر شکست طرح مبارزه با تروریسم پس از 6 سال میباشد (البته این اظهارات میتواند بهانهای برای اجرای اهداف داخلی و خارجی باشد هر چند که در نهایت شکست آنها را آشکار میکند).
سادساً سران آمریکا و انگلیس در موجی از انتقادها قرار گرفتهاند برای فرار از بحران نیازمند پیروزی در یکی از دو جبهه عراق یا افغانستان میباشند (شکست در عراق) آنها را به افغانستان معطوف ساخته است و... سبب شده تا نیروهای دولتی و خارجی برای تحقق اهدافشان، به عملیاتهای گسترده نظامی روی آورند. در این میان آنها تلاش دارند تا ضمن ارائه چهرهای فاتح که برای تحقق خواست جامع جهانی و مردم افغانستان تلاش میکنند ضمن حفظ قدرت کرزای و کسب محبوبیت برای آن، به احیای جایگاه نیروهای ائتلاف در مبارزه با تروریسم و حل بحران افغانستان بپردازند البته در این میان سرپوش نهادن بر کشتار غیر نظامیان با ارائه آمارهایی از تلفات نیروهای طالبان و اعلام پیروزی امریکا و انگلیس در جبهه افغانستان برای توجیه افکار عمومی از اولویتهای نیروهای خارجی است(درلوای این تحرکات قاچاق مواد مخدر و منابع طبیعی توسط اشغالگران روندی سعودی میگیرد).
2- اختلافات شدید میان پاکستان و افغانستان و تقابل آتش آنها در مرزها از دیگر عوامل بحران در افغانستان است. در حالی که دولتمردان کابل درگیر مقابله با طالبان میباشند از سوی دیگر مشرف نیز در اسلامآباد خود را برای حضور دوباره در قدرت و مقابله با رقبا آماده میسازد، بحران در مرزهای دو کشور به چالشی مهم مبدل شده است به رغم آنکه طرفین در نشست ترکیه به توافقاتی برای پایان دادن به درگیریها دست یافتند ولی در نهایت اختلافات آنها به صفآرایی منجر شد. این رویارویی که به کشته و زخمی شدن دهها تن منجر شد برگرفته از اختلافاتی دیرینه میباشد:
الف- افغانستان بر این مدعا است که نیروهای طالبان از خاک پاکستان به این کشور وارد و به عملیاتهای خرابکارانه میپردازد در مقابل نیز اسلامآباد نیروهای افغانستان را به دخالت در امور پاکستان و بعضاً ایجاد ناآرامی (انفجارهای صورت گرفته در اقصی نقاط پاکستان)، محکوم میکنند.
ب- مسأله مهاجرین و تأکید پاکستان بر اخراج آنها در شرایطی که افغانستان توانایی جذب این افراد را ندارد بخش دیگری از مشکلات طرفین است. از یک سو اسلامآباد مهاجرین را هزینهای سنگین برای امنیت و سیاستهای اقتصادی خود میداند و از سوی دیگر افغانستان نیز به دلیل چالشهای اقتصادی و امنیتی خواستار عدم بازگشت آوارگان است.
ج- نکته مهم در تقابل پاکستان و افغانستان، نقش نیروهای آمریکایی میباشد. هر چند آنها این درگیریها را میان دو کشور عنوان میکنند اما اهداف و سیاستهای اشغالگران بیانگر دخالت آنها در این تحولات میباشد. انحراف افکار عمومی از شکستهای ائتلاف بویژه کشتار غیر نظامیان، اعمال فشار بر پاکستان برای همکاری با آمریکا و تقویت مناسبات نظامی با آن (ناتو به دنبال استقرار پایگاه در پاکستان است)، اجرای سیاستهای خصمانه علیه اسلامآباد به دلیل گرایش این کشور به ایران و چین، از عواملی میباشند که سبب میشود تا اشغالگران به کارشکنی در روابط پاکستان و افغانستان بپردازند.
بر اساس آنچه ذکر شد میتوان گفت: بحران ایجاد شده در افغانستان بیش از هر چیز برگرفته از ناکامیهای اشغالگران و عدم تشکیل دولتی مقتدر و فراگیر (به رغم وعدهها و شعارهای اشغالگران) است که بحرانهای شدیدی را در این کشور ایجاد کرده است. البته چنانکه ذکر شد اختلافات پاکستان و افغانستان نیز بخش دیگری از این چالشها است. با تمام این تفاسیر هر دو تحول از نتایج سیاستهای غلط اشغالگران میباشد که تشدید آن به افزایش مخالفتها و بروز چالشهای جدید برای آنان مبدل میگردد هر چند که آنها با عملیاتهای گسترده نظامی برای سرپوش نهادن بر این ناکامیها فعالیت میکنند.