افشین متقی، کارشناس مسائل خاورمیانه
وجود ساختارهای سنتی و غیر دموکراتیک در جهان عرب باعث شده تا در عصر دموکراسی، این کشورها همچنان ایجاد و توسعه دموکراسی و اصلاحات را با تأخیر تاریخی همراه کنند. این موضوع در حالی است که زمزمههای دموکراسی در نظامهای ریاستی جهان عرب، رهبران آنها را با دغدغههای تحدید حکومتی مواجه کرده است. در همین راستا هفتمین همایش دموکراسی، توسعه و تجارت آزاد با هدف بررسی مسائلی مانند دموکراسی و اصلاحات سیاسی در کشورهای عربی در دوحه با سخنان امیر قطر امروز افتتاح میشود.
«تهران امروز» در گفتوگو با افشین متقی، کارشناس مسائل خاورمیانه به بررسی دلایل عدم برقراری دموکراسی در کشورهای عربی و نقش رهبران مستبد آن در رکود اصلاحات پرداخته است.
* به نظر جنابعالی جهان عرب در خصوص حاکم نمودن روندهای توسعه با چه مشکلاتی روبهرو است؟
** اگر مبنای توسعه در حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی با محورها و شاخصهایی همچون افزایش مشارکت سیاسی، توانمندی و ظرفیت اقتصادی بخش خصوصی و فعالیتهای متنوع اجتماعی منظور گردد، میتوان عواملی که زمینهساز شکوفایی این مشارکتها محسوب میشود را به عنوان شاخصهای توسعه محسوب کرد.
امروزه کشورهای عربی با وجود ظرفیتهای بالای اقتصادی، از توانمندی لازم جهت نیل به توسعه بالاخص در شاخص های سیاسی و اجتماعی برخوردار نیستند. این موضوع به آن معناست که در کشورهای عربی با وجود آنکه تئوریهای جدید توسعه از حوزه سیاسی به حوزه اقتصاد و سایر بخشها سوق داده شده، در این کشورها مبنای توسعه همچنان در تئوریهای دهه 50 و 60 خفته است. امروزه در کشورهای توسعه یافته جهان عمدتاً توسعه از حوزه سیاسی به حوزه اقتصادی جریان دارد اما در کشورهای عربی به صورت معکوس است. از سوی دیگر در اختیار بودن ظرفیتهای کلان اقتصادی در دست افراد بالا دستی در کنار ساختار حکومتی ریاستی و غیر دموکراتیک باعث امحای مبانی توسعه در جهان عرب شده است، اما با ظهور حکومتمداران جوان که عمدتاً تحصیل کرده غرب هستند، زمزمههای توسعه دموکراسی بیش از گذشته شنیده میشود.
به طور خلاصه وجود ساختارهای غیر دموکراتیک، شکلگیری روندهای غیر صحیح توسعه و وجود ساختارهای سنتی که خاص جهان عرب میباشد، از دلایل عمده عدم گسترش دموکراسی و به طور کلی توسعه به شمار میروند.
*رکود اصلاحات سیاسی در کشورهای عربی چه تأثیری در عقبماندگی اقتصاد این کشورها دارد؟
**کشورهای عربی با وجود ادعاهایی که در شکلدهی به روندهای توسعه سیاسی دارند اما متأسفانه به دلایل ذکر شده در پاسخ قبلی، در این حوزه با رکود جدی مواجه هستند. رکود در اصلاحات سیاسی که شاخصهای آن آمار ضعیف مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی، فقدان انتخابات به شیوه دموکراتیک و عوامل قانونی جهت توسعه و مشارکت مردمی میباشند، باعث شده تا زمینههای عقبماندگی اقتصادی را فراهم آورد، به این صورت که حکومتمداران عرب به جای آنکه مشروعیت خود را در رضایت مردمی در داخل کشورهای خود بیابند، به دنبال تضمینهای امنیتی در بیرون از مرزهای ملی خود هستند.
* با عنایت به اینکه نخستین ساختاری که باید در جریان اصلاحات در کشورهای عربی فرو ریخته شود، ساختار ریاستی است، آیا چشمانداز تن دادن رهبران این کشورها به دموکراسی واقعی روشن خواهد بود؟
** توسعه سیاسی که با آموزش به معنای اعم کلمه همخوانی دارد، قابل ترجمه است. این بدان معناست که توسعه محقق نمیشود مگر با وجود افرادی که با ادبیات و مفاهیم اصیل آن همزیستی متقابل داشته باشند. آنچه که در کشورهای عربی به عنوان نیل به توسعه سیاسی و افزایش مشارکت مردمی در عرصه سیاست خوانده میشود به واقع جنبههای شعارگونه دارد. بدین معنا که حاکمان جدید و جوان عرب که با مفاهیم توسعه سیاسی آشنا بوده و نیل به گسترش آن دارند به دلیل ناکارآمدی ساختاری که در آن زیست میکنند، قابلیت تحقق توسعه سیاسی را ندارند.