ابوالقاسم قاسمزاده
باور مصریها بر این است که حسنی مبارک سی سال کشور را بر اساس پیمان کمپ دیوید اداره کرد و در طول این سه دهه دولت مصر دو هم پیمان استراتژیکی داشت،آمریکا و اسرائیل. میراث کمپ دیوید برای مردم مصر دو محصول و نتیجه ببار آورد، که عبارتند از فقر و دیکتاتوری. این هر دو کرامت انسانی را در جامعه مصر منکوب کرده است و مصریها مانند بسیاری از جوامع عربی در منطقه خاورمیانه احساس میکنند که همواره در طول این سالهای طولانی تحقیر شدهاند. روزهایی که دولت صهیونیستی به غزه از زمین،دریا و هوا حملهور شد و با بمباران غزه موجب کشتار زنان، کودکان و مردان بیدفاع و عرب فلسطینی گردید، در آن روزها حسنی مبارک نشان داد که با صهیونیستها پیوند استراتژیکی دارد تا آنجا که در محاصره کامل غزه تنها دالان عبور آنها از رفح را مسدود کرد و حتی از رساندن آرد و آب و هرگونه مواد غذایی به مردم مظلوم فلسطین و همسایه مصریها ممانعت به عمل آورد.
آن روزها صهیونیستها با قلدری، قدرت نمایی خود را ازطریق تلویزیون دولتی مصر در مقابل دیدگان مردم این کشور به نمایش گذاشتند و حسنی مبارک در راستای قدرت نمایی صهیونیستها، قدرتمندی بلامنازع خود را به مصریها نشان میداد. اکنون جامعه مصر فریاد اعتراضهای خود را در تظاهرات میلیونی ظاهر کرده است تا جبران سالها تحقیر از سوی دولت حاکم را به جهانیان نشان دهد. جالب اینکه دولت آمریکا با شعار دمکراسی خواهی، خواهان کنار رفتن حسنی مبارک از مصدر قدرت شده است.
درحالیکه سی سال حسنی مبارک را همپیمان استراتژیک خود میدانست و مصر را در کنترل خود داشت و کشور را با هدایت و سیاست آمریکا اداره میکرد. همه کسانی که فکر میکنند حضور آمریکا در هر کشوری مساوی با ظهور و بروز دموکراسی است، امروز در مصر در برابر این پرسش قرار دارند که این حضور بعد از سی سال چرا نتیجهای جز فقر و دیکتاتوری نداشته است؟ آیا دولت آمریکا حاضر است تا به این پرسش مردم مصر و همه ملتها در خاورمیانه پاسخ دهد که چرا هرجا حضور پیدا میکند و با دولتهای وابسته و یا پیوسته به خود کشوری را در اداره و سلطه خود میگیرد، محصولی غیر از دیکتاتوری و فقر برای آن ملتها ببار نمیآورد؟ کارنامه عملکرد غربیها در خاورمیانه مردم این منطقه را به این استنتاج رسانیده است که حضور و پیوند آنها با حاکمیتها ارمغانی از آمریکا و غرب جز فقر و دیکتاتوری ندارد.
اما از نگاه خبری دو صحنه موازی هم در مصر در جریان است. صحنه مردمی و صحنه دولتی، صحنه مردمی که حضور یکپارچه مردم مصر از مسلمان و مسیحی، از هنرمندان و سیاستمداران و روزنامهنگاران و از جوانان تا مردان سالخورده از زن و مرد و کودک در خیابانهای این کشور با فریاد «الله اکبر» که محور اصلی و عمده شعارهای آنهاست تجلی یافته است و درخواست آنها سقوط حسنی مبارک و دولت دیکتاتوری است. شدت و وسعت حضور اقشار مختلف مردم مصر در سراسر این کشور آنچنان است که بسیاری از شخصیتهای احزاب مخالف دولت مبارک میگویند که اگر تا دیروز امکان مذاکره احزاب با دولت وجود داشت، اما امروز دیگر دیر شده است و با کشتار مردم فاصله ریختن خون مردم عادی در خیابانها با دولت حاکم ایجاد گردیده و احزاب بعد از مردم قرار گرفتهاند، لذا مبارک بجای احزاب، مخاطبی جز مردم مصر ندارد که خواهان عزل فوری او هستند. هرگونه تحول و یا مذاکره بعد از کنار رفتن مبارک از ریاست جمهوری مصر و انحلال دولت او معنا و مفهوم پیدا میکند.
کمیته ده نفره از نمایندگان احزاب مخالف دولت به صورت یک شورا تشکیل گردیده که یکی از سخنگویان آن محمد البرادعی است. البرادعی در آخرین سخنان خود گفته است کنارهگیری و رفتن مبارک از کاخ ریاست جمهوری اولین گام برای تشکیل دولتی انتقالی و سپس انتخابات آزاد در مصر است.
صحنه دیگر از سوی دولت مبارک ظاهر گردیده که با مصاحبههای مبارک در تلویزیون مصر و با خانم «امانپور» خبرنگار مشهور آمریکایی دیده میشود که در آنها مبارک گفته است، میخواهد از سیاست و ریاست جمهوری مصر کنار رود اما نه فوری و آنی، زیرا اگر به سرعت کنار رود مصر دچار آشوب فراگیر خواهد شد. مبارک گفته است که من و همه اعضاء فامیل من دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری در آینده نخواهیم بود و بگذارید تا اصلاحات را برای انجام انتخابات تا حداکثر 4 ماه آینده، بهار امسال مدیریت کنم. دیروز نخستوزیر جدید مبارک «شفیق» و معاون اول و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت مصر، «عمر سلیمان» در صحنه تلویزیون دولتی مصر ظاهر شدند و به مردم گفتند مبارک به صورت فوری کنارهگیری نخواهد کرد ولی به ما ماموریت داده است تا با توافق همه احزاب و تشکیل شورای انتقالی زمینه را برای انتخابات آینده آماده کنیم و از طریق انتخابات آینده و تشکیل مجلس ملی موضوع تغییر و یا اصلاح قانون اساسی مصر تحقق پیدا کند تا رئیس جمهور و دولت جدید مصر بر سر کار آید.
گزارش های خبری از صحبت تلفنی «جو بایدن» معاون اول دولت «اوباما» با «عمر سلیمان» بعد از مصاحبه تلویزیونی او خبر دادهاند که معاون اول رئیس جمهور آمریکا از عمر سلیمان خواسته است تا خود کفیل ریاست جمهوری حسنی مبارک گردد و حسنی مبارک هر چه زودتر صحنه سیاسی مصر را ترک کند. تا با این اقدام مردم آرام گیرند و شرایط انتقال قدرت و تشکیل دولتی جدید در مصر فراهم آید.
همه محافل سیاسی و تحلیلگران درباره مصر براین باورند که عمرو دوران حسنی مبارک بسر رسیده است و خرید زمان از سوی مبارک و همراهان او، نسخهای که رژیم صهیونیستی آن را برای مبارک پیچیده است و هنوز خواهان باقی ماندن مبارک بر مصدر قدرت است، دردی را در مصر دوا نمیکند و شرایط بهم ریخته و بحرانی را در کشور روز به روز بدتر و پیچیدهتر میسازد. آنها به سقوط اقتصادی مصر اشاره دارند که کشور مصر و بسیاری از کشورهایی که با مصر روابط تجاری دارند هزینهپرداز آن هستند. نکته دیگر از سوی تحلیلگران غربی این است که هر چه این زمان طولانیتر گردد، سرایت «رادیکالیسم» از مصر به دیگر جوامع عربی سرعت بیشتری میگیرد و در عمل چشم بسیاری از اعراب به مصر دوخته شده است که امکان نگهداری مبارک هزینهپردازی بسیار و در مواردی غیرقابل پیشبینی را خواهد داشت. کشورهای دیگر عربی مصر را تجربهای میدانند که از آن به عنوان عبور مصر از کمپ دیوید یاد میکنند. همین برداشت موجب گردیده تا برخی از تحلیلگران سیاسی بنویسند اولین تأثیر رویدادهای مصر در اسرائیل سر برخواهد آورد و آن کنار زدن افراطیهای راست صهیونیست در سیاستمداری و مدیریت رژیم صهیونیستی است. گروهی که با شخصیتهای افراطی مانند نتانیاهو و خانم لیونی و... فاجعه غزه را رقم زدند و هرگونه مذاکره با فلسطینیها را به بنبست کشانیدهاند.
بهرحال آنچه که امروز در مصر در جریان است بدون تردید کلید خوردن تحولات بسیاری را در منطقه خاورمیانه و حتی در صحنه بینالمللی با خود به همراه خواهد داشت. تحولاتی که پیشبینی آنها در یک جمله پایان دوران دیکتاتوری در منطقه و خط سلطه کمپ دیوید بر جوامع عربی است.