محمود کریمی ـ کارشناس ارشد دیپلماسی و مطالعات منطقهای
بازدارندگی عبارت است از تعهدی مشروط به انتقام یا مجازات دقیق، در صورتی که دو طرف مقابل به شکل مطلوب و متوافق رفتار نکنند. بنابراین بازدارندگی به روابط میان افراد و گروه ها مربوط می شود .در واقع می توان گفت که بازدارندگی مجموعه ای بسیار از روابط اجتماعی از پرورش کودک گرفته تا نظام های کیفری و تا امور بین الملل را شامل می شود. بازدارندگی منحصرا بر مجازات های منفی یا تهدید و ممانعت از رفتار نامطلوب متمرکز است. بنابراین معمولا می توان دید که بازدارندگی اغلب در روابط مبتنی بر ناسازگاری شایع و چشمگیرتر است تا در روابط مبتنی بر هماهنگی. پس بازدارندگی موردی خاص از روابط قدرت است که ویژگی آن استفاده از مجازات است. به علاوه ، بازدارندگی، آشکارا به مجازات های منفی مربوط می شود.1
بازدارندگی به نوعی چانه زنی تعبیر می شود. البته از لحاظ لغوی بازدارندگی را در کتاب فرهنگ معین منع کردن، تحریم کردن و بازداشتن معنی کرده اند. یعنی پیشگیری از انجام عملی به سبب ترس ،وحشت، تهدید، زور و ترور.2 باید دانست بازدارندگی یک اثر روانی بر دشمن دارد و او را از اندیشه حمله یا شروع به جنگ بازمی دارد. این تهدید باید پیامی صریح داشته باشد و آن پیام تهدید به رنج و آسیب را انتقال دهد3.
ایده بازدارندگی به اندازه خود جنگ قدمت دارد، و تنها بعد از درک پیامد های جنگ عمومی هسته ای بود که به عنوان استراتژی بزرگ یک کشور پیشرفته ظهور نمود. بازدارندگی نوعی استراتژی برای جنگیدن نیست بلکه استراتژی برای دستیابی به صلح است که به منظور متقاعد کردن طرف مقابل طرح می شود تا به وی ثابت کند که در میان راهکارهای ممکن، تجاوز کمترین تاثیر را دارد. بازدارندگی دشمن را از نظر فیزیکی دفع نمی کند، بلکه از نظر روحی از تجاوز او جلوگیری می کند.4
مفروضات بازدارندگی
مفروضات زیر بنایی بازدارندگی عبارتند از :
تصمیمات مدافع و مهاجم بر محاسبات عقلایی از سود و زیان احتمالی ،ارزیابی های درست از وضعیت و برآورد دقیق توانایی های مشابه استوار خواهد بود.
تهدید به استفاده از سلاح های هسته ای رفتار تجاوزکارانه را منع می کند. سلسله مراتب ارزشی هر دو متخاصم نزدیک به هم و مبتنی بر احتراز از خشونت است. علائم مربوط به حتمی بودن اقدام و مصمم بودن طرفین به درستی توسط هر دو طرف درک می شود.
تصمیم گیری ها نسبت به فشارهای سیاسی و سایر ملاحظات غیر مربوط حساس نیستند.
هر دو طرف کنترل شدید و متمرکزی بر روند تصمیم گیری مربوط به به کارگرفتن سلاح های هسته ای دارند. بنابراین در بازدارندگی تصمیم گیری منطقی واز روندی قابل پیش بینی برخوردار است.5
شرایط بازدارندگی
بازدارندگی برای موفقیت احتیاج به سه شرط دارد .
این سه شرط عبارتند از 1. ایجاد ارتباط 2. قابلیت 3. اعتماد به اعتبار تهدید
1- ایجاد ارتباط: اولین شرط یک ژست بازدارندگی موثر آن است که باید دشمن را دقیقاً از حدود اعمال ممنوعه و اتفاقی که در صورت عدول از آن خواهد افتاد ،آگاه ساخت . پس ارتباط واضح و دقیق یک ضرورت است ،زیرا هدف نهایی بازدارندگی جلوگیری از برخورد است ،پس بنابراین ،باید اموری را که می تواند آتش اختلاف را دامن زند اعلام کرده و از بروز هرگونه سوء تفاهمی جلوگیری کرد.
به طور کلی زمانی ارتباط به طور کامل و موثر برقرار می شود که بازدارنده منظور خود ر ا به طوروضوح وروشنی هرچه تمام تر به اطلاع طرف مقابل برساند .
مسلم است که دراین صورت بازدارنده باید از قابلیت لازم برخوردار باشد ومورد یا موارد اختلاف را دقیقا مشخص نماید . در مرحله بعد بازدارنده باید دقیقا معین کند که در صورت تخطی کشور تهدید شونده ، چه عواقبی در انتظار وی خواهدبود که کشور آن عمل خودداری نماید.پس در این رابطه لازم است که کشور تهدید کننده حتی نوع سلاحی را که با آن به دشمن حمله خواهد کرد ،تعیین نمایدوبالاخره تهدیدکننده باید نشان دهد که در صورت مشاهده تجاوز ،در اجرای تصمیم های خود قاطع ومصصم است.6
2- قابلیت: منظوراز قابلیت به عنوان دومین شرط اساسی بازدارندگی این است که بازدارنده بتواندرقیب احتمالی را تهدید به آن چنان مجازاتی نماید که او را از انجام هر گونه عمل مخالف خواسته خود منصرف کند.7
3- اعتقاد به اعتبار تهدید: استراتژی بازدارندگی زمانی موفق می شود که طرف مقابل مطمئن باشد که نه تنها مجازات احتمالی عمل مورد نظر او سنگین تر از منافع آن است بلکه طرف اول در انجام مجازات لحظه ای به خود تردید راه نخواهد داد.اعتقاد به اعتبار تهدید، از شرایط اساسی بازدارندگی است ،زیرا فقط در صورتی می توان کشور متجاوز را از تجاوز بازداشت که آن کشور اطمینان داشته باشد که در صورت ارتکاب عمل یا اعمال ممنوعه ،مجازاتی در انتظار وی خواهد بود که به مراتب سنگین تر ازهرگونه نفع احتمالی در اثر تجاوز می باشد.8
هالستی ضمن تائید شرایط سه گانه بالا ،اشاره به عامل چهارمی می نماید که وی آن را ثبات می نامد.
به این معنی که هر یک از طرفین نسبت به نظرات یکدیگر آشنا بوده و در نتیجه برای دفاع از خود دست به اقدامات شدید نمی زنند ،زیرا اگر نیروی متخاصم به اشتبته تصور کند که نیروی بازدارنده حمله خواهد کرد ،احتمال بسیار وجود دارد که پیشدستی کرده و حمله را آغاز نماید و حال آن که نیروی بازدارنده چنین تصمیمی نداشته است وخواهان فیصله مسالمت آمیز قضیه بوده است .9
انواع بازدارندگی
به طور معمول می توان چند نوع بازدارندگی را تشخیص داد.
بازدارندگی یک جا نبه: در اینجا طرفی که قدرت دارد دیگران را می ترساند و در نتیجه می کوشد از طریق ارعاب ،به هدف های سیاست خارجی خود دست یابد.10
همان طور که ذکر شد در بازدارندگی تمایلی به درگیر شدن در جنگ وجود ندارد بلکه ازبازدارندگی به جلوگیری از جنگ متمایل است و اگر یک طرفه باشد ،مبنای انقیاد ،تضعیف یا نابودی دیگران را فراهم خواهد کرد .معمولا در بازدارندگی عمل متقابل یا تلافی جویانه ،نقش اساسی دارد ،این پیام باید طوری باشد که اگر دشمن جنگ را آغاز کند ،بهای بسیار سنگینی بپردازد.11
در بازدارندگی یک جانبه چنین چیزی مطرح نیست و پیروزی همیشه، طرف مقابل را به تسلیم وامی دارد.بازدارندگی دوران برتری و سلطه آمریکا در سلاح هسته ای متعلق به بازدارندگی یک جانبه بوده است بازدارندگی دوجانبه یا حداقل: در مقابل بازدارندگی یک جانبه بازدارندگی دو جانبه مطرح است. تهدید کشورها تا زمانی که تهدید کننده امکانات گسترده ای برای کسب هدف های سیاست خارجی خود دارد ،از جانب برخی دولت ها ممکن است مورد استفاده قرار گیرد.سایر قدرت ها در چنین شرایطی مسلما ساکت نخواهند نشست و کوشش های فراوانی در جهت افزایش قابلیت ها و ظرفیت های نظامی خود ،به تنهایی یا در چارچوب اتحادیه ها و سازمان ها صورت خواهند داد. از زمانی که آمریکا تفوق خود را در تسلیحات هسته ای از دست داد تفکر چنین بازدارندگی پیدا شد.بازدارندگی حداقل، مستلزم داشتن توان ضربه دوم است تا حدی که بتوان دشمن را از آغاز حمله هسته ای بازدارد، خواه آن حمله از طرف یک ابرقدرت باشد و یا از ناحیه قدرت های کوچک، بنابراین چنین بازدارندگی نسبی می باشد و فرانسوی ها هم به آن بازدارندگی نسبی می گویند، یعنی هدف نابودی دشمن نیست، بلکه وارد ساختن ضربه قابل ملاحظه و تلفات مهلکی است که دشمن را در برابر سایر قدرت ها ی هسته ای ضعیف سازد.12
بازدارندگی فعال: همان طور که ذکر شد بازدارندگی هسته ای دارای عناصر فیزیکی، عقلایی و ارتباطی است. این عناصر سبب تمایز بین بازدارندگی فعال و بازدارندگی غیرفعال می شود. بازدارندگی فعال یا گسترده به معنایی بازداشتن کشور الف از تجاوز علیه متحدان کشور بازدارنده تعریف می کنند. در عین حال در هر دو حالت به بعد روانی بیش از جنبه های فیزیکی توجه می شود. بازدارندگی فعال را هایزنبرگ به بازدارندگی بر اساس ممانعت نیز تفسیرکرده است. وی استدلال می کند::"در بازدارندگی بر اساس ممانعت، کشور الف می کوشد تحقق خواسته های نظامی و سیاسی کشور ب را ناممکن سازد. ناممکن ساختن تحقق هدف های رقیب اساس وپایه هر نظام دفاعی را تشکیل می دهد و ضمنا ناظر بر مفهوم کلاسیک تعارض قدرت نیز هست".13
بازدارندگی غیر فعال : همان بازدارندگی براساس مجازات می باشد .بازدارندگی براساس مجازات مبتنی بر قابلیت کشور الف به ایجاد لطمه و صدمه بر مراکز حساس جمعیتی ،صنعتی و نظامی کشور ب است.به بیان دیگر کشور ب با درک این واقعیت که در صورت تجاوز و حمله ،بخشی از جمعیت و مراکز صنعتی خود را از دست می دهد ، در تصمیم خود تجدید نظر خواهد کرد.14
از نگاه مکتب رئالیسم کلاسیک ،بازدارندگی به دو دسته تقسیم می شود که عبارتند از:
بازدارندگی متعارف: این بازدارندگی شامل سلاح های سنتی و غیر هسته ای است که به مفهوم تهدید به رنج از طریق سلاح متعارف می باشد.
با پیدایش انسان بر روی کره ماه زمین و نیاز وی برای دفاع از خود و شکار ،سلاح های مختلفی در طول تاریخ با پیشرفت صنعت تکنولوژی به وجود آمد . در نتیجه، مسابقات تسلیحاتی با پیدایشانسان صورتگرفتوهرعصری سلاح خودوهرسلاحی بازدارندگی خود راداشته است. بنابراین هر اسلحه ای در زمان خود استراتژیک بوده است . واژه استراتژی یونانی از کلمه استراژن به معنی فن جنگیدن و هنر ژنرال ارتش می باشد .سلاح های جدید به معنی عامل"غائله ختم کن" لقب گرفته اند.پس سلاحی استراتژیک است که که غائله را ختم کرده و بتواند دشمن را خلع سلاح و تسلیم کند.تسلیم شدن، یک عمل سیاسی است و روح جنگیدن و اراده دفاع را از دشمن می گیرد.
سلاح هسته ای باید بتواند روحیه طرف مقابل را در هم ریخته و دشمن را در حالت عدم تعادل تسلیم کند. برای موفقیت در این امر سلاح استراتژیک باید غافلگیرانه به کار گرفته شود .از این رو ضربه اول باید بتواند غافلگیرانه و با تمام قدرت وارد شود.امروزه آمریکایی ها بازدارندگی متعارف را به موشک های کروز با کلاهک های غیر هسته ای هواپیماهای استل اطلاق می کنند و آنها در تلاش برای مدرنیزه کردن این موشکها وهواپیما ها هستند . بنابر این مسابقه تسلیحاتی و تجارت تسلیحاتی همواره به منظور ایجاد بازدارندگی متعارف که اهداف تجاری را به دنبال داشته صورت گرفته و در برخی از مناطق مشاهده می شود که بعضی از کشورهای واردکننده و برخی دیگر صادر کننده تسلیحات بوده اند.تلاش برای پیدا کردن اسلحه با کیفیت بهتر، و بازدارندگی قاطع تر، منجر به اختراع و اکتشاف سلاح های اتمی و کشتارجمعی شده است.15
بازدارندگی غیر متعارف : این نوع بازدارندگی به مفهوم تهدید به رنج با کاربرد سلاح های هسته ای و تهدید و آسیب رسانی از طریق سلاح های متعارف است. لذا تهدید به آسیب رسانی از طریق سلاح های هسته ای آثار بازدارندگی بیشتری خواهد داشت.
این نوع بازدارندگی به دو دسته تقسیم می شود که عبارتند از :
بازدارندگی فوری-کلی
تمامی دارندگان سلاح های هسته ای در آرزوی به دست آوردن آن هستند،ولی درعمل تنها عده ای توان آن را دارند .در واقع این سلاح ها تنها در اختیار ابرقدرت هااست و مربوط به قدرت (توان)هستهای آمریکا وروس می باشدکه با قدرت تخریبی فراوان باعث تغییررفتار دشمن می شوند.
بازدارندگی حداقل
این نوع بازدارندگی مربوط به کشورهای با توان هسته ای متوسط است که به منظور جنبه های دفاعی و نیز برای برهم زدن توازن قدرت میان کشورهای دارنده توان بازدارندگی کلی به کار می رود. به عبارت دیگر، این نوع بازدارندگی بیشتر جنبه دفاعی دارد و برای اهداف منطقه ای مورد استفاده قرار می گیرد .مانند انگلیس،فرانسه ،تا حدی چین و اخیراً هند و پاکستان که خود را به بازدارندگی حداقل قانع کرده اند.16
در سیاست بین المللی همواره از توازن قوا به عنوان یک عامل موثر بر نظم بین المللی یادشده است. اما از اواخر دهه 1950 واوایل دهه1960 پدیده دیگری پابه عرصه وجود گذاشته است که گرچه در برخی از جنبه ها مورد خاصی از توازن قدرت است، ولی از سایر جهات امری متفاوت از آن است، یعنی بازدارندگی هسته ای. مفهوم بازدارندگی دارای قدمتی دیرینه است ولی با پیدایش سلاح های هسته ای باید گفت که نه تنها این مفهوم متمایز شده بلکه تهدیدات مطرح در آن بسیار جدی تر است.جلوگیری از حملات دیگر قدرت ها همواره یکی از اهدافی بوده است که دولت ها برای تامین آن در صدد استفاده از نیروی نظامی خود بوده اند.
آنچه در مورد بازدارندگی در عصر سلاح هسته ای تازگی دارد آن است که دولت ها به واسطه بی میلی نسبت به استفاده ازسلاح هسته ای در یک جنگ واقعی ،به سمت ارتقای هدف مزبور تا سطح هدف اصلی سیاست خود سوق داده شده اند. سیاست ها با استراتژی موجود بازدارندگی در سه بعد جداگانه با هم فرق دارند:
1. گستره اعمالی که امید می رود خصم از انجام آن بازداشته شود .
2. اهمیتی که در طرح کلی سیاست به بازدارندگی تعلق می گیرد.
3.نیرویی که برای ایجاد بازدارندگی به آن تهدید می شود.17
در طی دو دهه اخیر هیچ مفهومی به اندازه مفهوم بازدارندگی هسته ای درنظریه پردازی پیرامون استراتژی بین المللی رایج نبوده است.18 قدرت تخریبی وحشتناک سلاح های هسته ای به ارزش استفاده از آنها ،به جز برخوردهای شدید،جنبه بازدارنده داده است.از آنجا که با توسل به جنگ هسته ای تنها می توان به هدف های معدودی ازلحاظ سیاسی دست یافت ،عمده ترین آنها تهدید دشمنان بالقوه است .بازدارندگی که از طریق آن تصمیم گیرندگان یک دولت با تهدید دشمنان بالقوه به تلافی درصدد جلوگیری از برخی اعمال آنها برمی آیند می تواند یکی از ابزارهای تلاش دولت برای نفوذ گذاری بر دیگران تلقی شود.19
کارایی تئوری بازدارندگی
اگر معیار یک جنگ هسته ای عمومی باشد ، می توان به این نتیجه رسید که از سال 1945به بعد بازدارندگی به طور موثر عمل کرده است.با وجود برخی دوران های تنش شدید بین المللی که دولت های دارای سلاح های هسته ای را درگیر ساخت .
هیچ کدام از این دولت ها به یکدیگرحمله نکردند یا مورد حمله قرار نگرفتند.حتی از تهدید به چنین کاری اجتناب شده است.شاید تنها استثناء تهدید شوروی طی جنگ سوئز در سال 1956 در مورد حمله به فرانسه و بریتانیا در صورت خودداری آنها از خارج ساختن نیروهایشان از مصر باشد.20 بازدارندگی سیاست مناسبی است .اما میتوان آن را به عنوان تنها یکی از وسایلی که رهبران ملی می توانند به کمک آن با محیط بین المللی مقابله کنند وبر دیگرملت ها نفوذ کنند،نام برد. حتی در اوج جنگ سرد که وجه مشخصه نظام بین المللی ،
ساختار دوقطبی انعطاف پذیر بود . تلاش برای تبدیل بازدارندگی به سیاستی برای تامین همه اهداف اغلب با موفقیت کامل همراه نبود .با تغییر تدریجی ساختار ساده نظام بین الملل مبتنی بر جنگ سرد در نتیجه زیاد شدن تعداد دولت ها فروپاشی اتحاد ها ، افزایش اهمیت انواع گوناگون بازیگران غیر دولتی، پراکندگی قدرت موثر ،برجسته شدن تعداد بیشتری از زمینه های موضوعی و مانند آنها، کارایی سیاست هایی که منحصرا بر تهدید به تلافی نظامی متکی هستند، تقریبا تغییر کرده است.
همچنین میتواناستدلالکردکه تواناییحفظ بازدارندگی درشرایط "بحران و ثبات"اهمیت خود را حفظ کرده است و یک سیاست خارجی موثر به طور فزاینده ای نیازمند اتکا به ترکیبی خلاق از ابزار مثبت و منفی نفوذگذاری خواهد بود.21 که آغاز گر پروسه کاهش تنش و حرکت به سوی خلع سلاح شد ..
فشارهای اقتصادی با روح سیاسی جدید در اتحاد شوروی، دیگر کشورهای بلوک شرق را به انجام تغییرات مشابه رهبری کرد.
پینوشتها در دفتر روزنامه موجود است.