تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۱۱۰۴۲

نگاهی به پیشینه سیاسی – تاریخی رود هیرمند


گروه سیاسی
به نزد کسی کو بود فرهمند یکی نیل کوچک بود هیرمند*

«آب هیرمند مجدداً وارد سیستان شد». این خبر در روزهای پایانی آذرماه امسال در سطح رسانه‌های گروهی ایران، انعکاس یافت.
مهندس «دانیال ملایی» معاون سیاسی امنیتی استانداری سیستان و بلوچستان با بیان این مطلب، میزان ورود آب را حدود 66/3 متر مکعب در ثانیه ذکر کرد و اظهار امیدواری نمود که طی روزهای آینده افزایش یابد.
وی افزود: جریان مجدد آب به دنبال توافق در سفر هیأت جمهوری اسلامی ایران به قندهار به ریاست سفیر ایران در کابل بود که در اواخر آبان ماه گذشته انجام شد.
آب رودخانه هیرمند پس از وقفه‌ای نسبتاً طولانی و در پی توافق رئیس‌جمهوری اسلامی ایران و رئیس دولت انتقالی اسلامی افغانستان در اوایل آبانماه گذشته به سمت ایران رها شد و به مدت 14 روز جریان داشت و اسباب خوشحالی کشاورزان محلی را – که طی چهار سال گذشته با بحران خشکسالی دست و پنجه نرم می‌کردند – پدید آورد اما پس از این مدت، دوباره قطع شد و حرف و حدیثهای فراوانی را برانگیخت.
به قدمت یک قرن
حکایت هیرمند، حکایتی یک روزه و دو روزه نیست. بیش از یک قرن است که این معضل (نرسیدن آب هیرمند به خاک ایران) به دفعات روی داده و سبب ایجاد مشکلات فراوانی بین دو کشور ایران و افغانستان شده است.
زمانی که در دهه 1860 میلادی کشوری به نام افغانستان متولد شد، این اختلاف نیز ریشه داونید و اندکی بیش از ده سال پس از آن دولت بریتانیا حکمیت این اختلاف را بر عهده گرفت.
ژنرال انگلیسی «سرفردریک جان گلداسمیت» از سوی دولت بریتانیا برای تعیین مرزهای دو کشور در منطقه سیستان و اختلافات موجود در خصوص آب هیرمند عازم سیستان شد. رأی نهایی «گلداسمیت» در اوت 1872 صادر شد.
در ارتباط با آب هیرمند، «گلداسمیت» گفت: ... هیچ یک از دو طرف، تحت هیچ عنوانی حق نخواهد داشت که در آب زراعی زمینهای دو طرف هیرمند، دخل و تصرفی کند. دولتهای وقت ایران و افغانستان رأی «گلداسمیت» را پذیرفتند اما پاره‌ای از ابهام‌ها در رأی صادره و نیز وقوع خشکسالی‌های شدید در سالهای 1900 -1896 در منطقه سیستان، دو دولت را وادار کرد بار دیگر جهت تعیین دقیق مقدار حق آب هر کشور از آب هیرمند به بریتانیا متوسل شوند.
این مأموریت از سوی حکومت انگلیسی هندوستان به افسری به نام «مک ماهون» سپرده شد. نتیجه این حکمیت در اوایل ساسل 1905 مشخص شد و مشکلات بیشتری را آفرید. بر این اساس: مقدار آب لازم برای آبیاری زمینهای ایران که از بند کوهک و یا پایین‌تر از آب مشروب می‌شود، یک ثلت از مجموع میزان آب رودخانه هیرمند می‌باشد که به داخل سیستان جریان می‌یابد و هیچ یک از طرفین نباید بنا و یا نهری احداث نماید که به موجب آن آب لازم برای شرب اراضی دو طرف [در سواحل رود] تقلیل یابد. البته دو دولت می‌توانند با در نظر گرفتن همین شرط در داخل خاک خود انهار موجود را حفظ کنند و به احیای انهار قدیمی و متروک بپردازند در واقع «مک ماهون» دو سوم آب هیرمند را به افغانها بخشید.
رأی نهایی «مک ماهون» توسط دولت ایران به شدت رد شد و اختلافات به قوت خود باقی ماند تا اینکه در بهمن 1317 (1939) در پی مذاکرات متعدد بین ایرانی‌ها و افغانها نخستین سند رسمی بین دو کشور درباره تقسیم آب هیرمند به امضا رسید. در ماده اول این موافقتنامه مقرر شد که آب هیرمند پس از رسیدن به بند کمال‌خان، بالمناصفه تقسیم شود. به عبارتی دیگر یک دوم از این آب، سهم ایران خواهد بود. اما ماده دوم این موافقت‌نامه به موضوعی اشاره داشت که عدم اجرای آن از سوی دولت افغانستان در سالهای بعد، مشکلات فراوانی را پدید آورد.
بر این اساس «برای آن که از ده چاربرجک الی بند کمال‌خان، زاید بر مقدار آبی که فعلاً برده می‌شود؛ مصرف نگردد دولت افغانستان تعهد می‌کند که در این فاصله علاوه بر انهاری که جاری بوده و هست انهار دیگری احداث ننماید.»
البته همزمان با این موافقتنامه، دولتهای ایران و افغانستان اعلامیه مشترکی را هم در این خصوص صادر کردند که بر مبنای آن دولت ایران تصریح کرده بود که یگانه منظور از این قرارداد، زراعت و آبیاری سیستان است و هیچ مقصودی برای مداخله در امور داخلی افغانستان ندارد و در ماده دوم این اعلامیه نیز دولت افغانستان تأکید کرد به هیچ وجه، مقصودی در نرسیدن آب به سیستان ندارد و با این انگیزه از هر اقدامی که موجب کاهش سهم آب ایران و زیان رساندن به زراعت و آبیاری سیستان شود، جلوگیری خواهد کرد.
موافقتنامه و اعلامیه مذکور هیچ گاه به تصویب نهایی مراجع قانونی دو کشور نرسید. در سالهای پس از جنگ دوم جهانی و با گسترش ارتباط بین افغانستان و آمریکا، افغانها با کمک آمریکایی‌ها سدی را روی هیرمند تأسیس کردند که کاهش آب هیرمند در منطقه ایران را به دنبال داشت. علاوه بر آن خشکسالی سال 26 – 1325 هم مزید بر علت شد و اعتراضات شدید مردم و زارعان سیستان را در پی داشت. در چنین وضعیتی با هدایت آمریکا و توافق ایران و افغانستان کمیسیونی برای رسیدگی به این معضل در واشنگتن تشکیل شد. محصول و نتیجه کار این کمیسیون، کاهش مقدار حق آب ایران بود. در نهایت بر این مبنا معاهده سال 1351 شکل گرفت.
بر مبنای قرارداد 1351 افغانستان می‌بایست در هر سال آبی، حداقل 22 متر مکعب در ثانیه، آب روانه ایران کند. اسناد این قرارداد در خرداد ماه 1356 بین دولتهای وقت ایران و افغانستان مبادله شد.
براساس بند دوم این معاهده مجموع مقدار آبی که از رود هیرمند در سال طبیعی از جانب افغانستان به ایران تحویل داده می‌شود، منحصر است به متوسط جریان 22 متر مکعب در ثانیه. در ماده ششم این معاهده تأکید شده است: افغانستان از هر اقدامی که موجب نامساعد شدن آب زراعت ایران باشد جلوگیری خواهد کرد. اما در عمل میزان حق آب ایران به یک هفتم آبی که به بند کمال‌خان می‌رسید، کاهش یافت. در توجیه امضای چنین قراردادی که بعداً توسط مراجع قانونی دو کشور مورد تصویب قرار گرفت، می‌توان به فضای سیاسی حاکم بر افغانستان طی سالهای 56 – 1350 اشاره کرد. هر چند در سال 1357 هر دو رژیم و دولت امضا کننده این قرارداد، در ایران و افغانستان سرنگون شدند اما موضوع معاهده فوق‌الذکر کماکان به اعتبار قانونی خود باقی ماند. در سالهای جنگ داخلی در افغانستان و طی دو دهه اخیر گزارشهای دقیقی درباره موضوع آب هیرمند وجود ندارد تا اینکه اخیراً بار دیگر به دنبال بروز خشکسالی شدید در سیستان موضوع هیرمند مطرح شده است.
در زمان حاکمیت طالبان در افغانستان «محمد ابراهیم طاهریان» که در آن زمان ریاست ستاد ویژه افغانستان را برعهده داشت در گفتگویی با برخی مطبوعات داخلی اعلام کرد: جمع‌بندی اصلی ما از خشک شدن رود هیرمند در خاک ایران آن است که خشکسالی عامل اصلی این موضوع بوده است.
وی با بیان این مطلب که سایر بحث‌ها، موضوعاتی حاشیه‌ای است و امکان دارد که برخی از آنها منطبق با واقعیت نباشد تصریح کرد: این مسأله به طور جدی از طرف ما در دست پیگیری است اما به نظر می‌رسد که از این جهت تقصیری متوجه طالبان نیست.
نخستین روزهای بهمن ماه 1379 پس از سالها ناکامی، ایام خوشی برای مردم منطقه سیستان بود زیرا آب هیرمند سرانجام با ورود از مسیر مرز «جاریکه» دوباره احیا شد و در بستر رودخانه سیستان به سمت «زهک» در جنوب شرقی زابل هدایت گردید.
جریان یافتن مجدد آب در بستر هیرمند پس از چند سال کم آبی و یازده ماه خشکسالی خوشحالی کشاورزان سیستانی را در پی داشت و ساکنان محلی با ذبح گاو و گوسفند، شادی و قدرشناسی خود را از احیای مجدد رود هیرمند ابراز کردند.
در خردادماه همان سال مهندس «بیطرف» وزیر نیرو در گفتگو با خبرنگاران از تشکیل کمیته فرعی رودخانه هیرمند در وزارت نیرو خبر داد و گفت که کارشناسان در حال بررسی تعیین میزان سهم آب ایران در مخزن سد کجکی در افغانستان هستند. در مرداد ماه سال 79 فرماندار وقت زابل در گفتگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی خسارت ناشی از خشکسالی به کشاورزان و دامداران زابلی را 218 میلیارد ریال ارزیابی کرد.
«طاهریان» رئیس ستاد افغانستان در وزارت خارجه نیز در تاریخ 2/9/79 به ایرنا گفت: ایران حاکمیت طالبان را در افغانستان به رسمیت نمی‌شناسد و بنابراین نمی‌توان برای لایروبی رودخانه مشترک مرزی «پریان» در منطقه سیستان اقدام کرد.
فردا
همانگونه که بیان شد اختلاف بر سر آب هیرمند، اختلافی کهنه و دیرپا است و به خصوص از سال 1949 که دو سد بزرگ (سد مخزنی کجکی و سد انحرافی بغرا) از سوی افغانستان بر روی این رودخانه زده شد، اختلاف‌ها گسترش یافت. از سوی دیگری خشکسالی‌های سالهای اخیر نیز مزید بر علت شده و مردم سیستان را همواره تهدید می‌کند. سیستان که زمانی انبار غله ایران بود اکنون به سرزمینی خشک و لم یزرع تبدیل شده است.
به اعتقاد یک کارشناس جغرافیا موضوع آب هیرمند باید به یک مسأله «ملی» تبدیل شده و از سوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران به شکل جدی پیگیری شود.
در این راستا دکتر پیروز مجتهدزاده بر این باور است که موضوع آب هیرمند هم در افغانستان و هم در ایران باید کاملاً غیر سیاسی شود. این استاد دانشگاه می‌گوید: دو ملت ایران و افغانستان باید با این حقیقت آشنایی کامل پیدا کنند که رود هیرمند به ویژه پس از «بند کمال‌خان»، حق انحصاری هیچ یک از طرفین نیست و هر یک از دو سرزمین سیستان در ایران و نیمروز در افغانستان حقوقی به اندازه نیازهای آبی خود دارند. وی پیشنهاد می‌کند تقسیم آب هیرمند میان استانهای سیستان و نیمروز براساس نیازمندی‌های سالانه هر یک انجام شود و پروژه‌های مشترک برای ساختن سدهای مخزنی و کنترلی در مکانهای شایسته به اجرا در آید.
وی همچنین می‌گوید: بهتر است یک سد دائمی در محل کوهک (جایی که مرزهای بین‌المللی میان دو کشور آغاز می‌شود) روی رود مشترک «پریان» با دریچه‌های کنترلی برای تنظیم و تقسیم آب میان ایران و افغانستان احداث شود. یک نماینده مجلس نیز در خصوص موضوع آب هیرمند به گزارشگر ما می‌گوید: می‌توان با تعامل مثبت با دولت مرکزی افغانستان این مشکل را حل کرد.
وی می‌افزاید روابط حسنه و برادرانه بین دو کشور ایران و افغانستان متأثر از مؤلفه‌های متعددی است که قطعاً یکی از آنها موضوع آب هیرمند است و من این عزم را در دولت انتقالی آقای «کرزی» می‌بینم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات