تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۱۱۱۱۱
حزب جمهوری اسلامی از تاسیس تا انحلال

پیدایش و شیوه‌های رهبری (بخش نخست)

اشاره: در آستانه سالروز فاجعه 7 تیر و شهادت آیت‌الله دکتر بهشتی و 72 تن از یارانش هستیم. با توجه به نقش مهم شهید مظلوم دکتر بهشتی در پیدایش و اثرگذاری حزب جمهوری اسلامی به عنوان یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین احزاب بعد از انقلاب اسلامی، بررسی وضعیت، علل پیدایش، چگونگی تاثیرگذاری بر فرایند سیاسی و در نهایت دلایل انحلال حزب جمهوری اسلامی می‌تواند به تکمیل نگاه محققانه افکار عمومی به پدیده‌های سیاسی در جامعه کنونی کمک فراوانی کند. سلسله مقالات حاضر از کتاب ارزشمند سیاستمداران اهل فیضیه نوشته آقای دارابی انتخاب شده است که با هم می‌خوانیم: گروه سیاسی

پیدایش و شیوه‌های رهبری
1- دلایل و زمینه‌های پیدایش
در دوران مبارزات ضدرژیم پهلوی گروهها، سازمانها و تکشل‌های متعددی با اتخاذ شیوه‌های مختلف سرگرم مبارزه بودند. در آستانه پیروزی انقلاب هر گروه و سازمان سعی در ایجاد انسجام و سازماندهی بهتر و مناسبتر برای خود داشت تا علاوه بر اینکه نهضت ضد رژیم (هدف مشترک تمام گروههای مبارز) بتواند موفقیت خود را به دست آورد رهبری و هدایت نهضت هم براساس افکار و آرمانهای رهبران و گروههای مبارز صورت گیرد.
در بخش قبل با ارائه تصویری از وضعیت گروههای سیاسی در آستانه انقلاب اسلامی گفتیم که روحانیت به دلیل شبکه گسترده ارتباطی در اقصی نقاط کشور، به ویژه داشتن رهبری واحد و قاطع یعنی حضرت امام خمینی(ره) و با پشتوانه اعتماد و اطمینان مردم نسبت به سایر گروهها پیشروتر و جلوتر بود‌‌(1).
در شرایطی که گروهها و احزاب سیاسی هر یک درصدد بهره‌برداری از شرایط دوران مبارزه برای خود بودند و کشورهای خارجی نیز سعی در انحراف مسیر مبارزات داشتند و در موقعی که توده‌های میلیونی مردم به فرمان و دعوت روحانیت و امام وارد مبارزه شده بودند و خواهان برچیده شدن بساط سلطنت و استقرار حکومت اسلامی بودند روحانیت بالاخص رهبران برجسته آن برای هدایت و رهبری و مدیریت مناسب جریان انقلاب به فکر ایجاد تشکیلات ویژه‌ای برای این کار شدند.
حزب جمهوری اسلامی محصول شرایط این دوران از مبارزه است. تئوریسین و مغز متفکر و طراح اصلی این کار بزرگ آیت‌الله دکتر محمد حسینی‌‌بهشتی بود. وی به اتفاق جمعی از رهبران انقلاب بزرگترین،‌ فراگیرترین و گسترده‌ترین حزب در تاریخ احزاب سیاسی در ایران بعد از انقلاب اسلامی را تشکیل دادند.
ایشان درخصوص این سؤال که از چه زمانی و با چه کسانی به فکر ایجاد حزب افتادند، می‌گوید: «من از سالها پیش در فکر ایجاد یک حزب و جمعیت سیاسی اسلامی بودم به خصوص پس از سال 1332 و کودتای 28 مرداد و تجربه‌ای که از نهضت ملی ایران در سالهای 1329 تا 1332 به دست آوردم. وقتی نهضت تشکیل شد با خوشحالی از این خبر استقبال کردم و حتی از اینکه در اساسنامه از اسلام به عنوان یک مکتب و از نهضت آزادی به عنوان یک حزب اسلامی تمار عیار یاد نشده بود به بنیانگذاران نهضت انتقاد کردم.
در همان سالها به فکر یک مجموعه فعال برای شناخت ایدئولوژی اسلام در شکل یک مکتب تمام عیار افتادم ... تابستان سال 56 با چند تن از دوستان به فکر ایجاد یک هسته روحانی متشکل براساس تاکید روی تقوی و ایمان، مبارز بودن و بینش مترقی اسلامی داشتن و در عین حال خالق اندیشیدن و اسلامی عمل کردن و مبرا از هر گونه گرایش غیر اسلامی و تفکر التقاطی افتادیم و در نظر داشتیم که این هسته روحانی مبارز متعهد، شاخه سیاسی و اجتماعی به وجود بیاورد و آن شاخه بتواند یک حزب و تشکیلات نیرومند سیاسی در خلاء اجتماعی ما پایه‌گذاری بکند.
در اوایل سال 57 پایه این حزب محکم شد... با تاکید امام 7 یا 8 روز پس از پیروزی انقلاب حزب را اعلام کردیم... و چون ما به جمهوری اسلامی و حکومت اسلامی می‌اندیشیم نام آن را گذاشتیم حزب جمهوری اسلامی، برای تشکیل حزب با آقایان از جمله محمدعلی موحدی‌کرمانی، محمدجواد کرمانی،‌ مشکینی، ربانی‌املشی، طاهری‌خرم‌آبادی، واعظ طبسی، هاشمی‌نژاد، مومن در قم بعضی از دوستان و روحانیت همانند آقای مهدوی‌کنی، موسوی‌خوئینی و دوستان غیرروحانی و تحصیلکرده نظیر مهندس بازرگان، دکتر سحابی، عزت‌الله و فریدون سحابی، مهندس توسلی، دکتر عالی، مهندس کتیرایی، با دوستان بازار و اصناف دکتر آیت، عسگر اولادی، عراقی، اسلامی همچنین پیمان در میان گذاشتیم بنا بود در آن هسته‌ اصلی من (بهشتی) خامنه‌ای، باهنر، موسوی‌خوئینی و دکتر پیمان روی اساسنامه و مرامنامه کار کنیم و نتیجه کار مشترک ما قبل از انقلاب بود.
برای موجودیت آن به نظر می‌رسید که یک مجموعه‌ای حدود 40 تا 50 نفر از گروههای مختلف اجتماعی اعلام موجودیت کنند که حدود 3/1 از روحانیون مبارز و 4/2 از قشرهای دیگر باشند که عملاً با اشکال روبه‌رو شدیم و به دلیل شتاب انقلاب از این کار بازماندیم... پس از انقلاب ما 5 نفر (بهشتی، خامنه‌ای، رفسنجانی، باهنر، موسوی‌اردبیلی) موجودیت حزب را اعلام کردیم. البته به آقای مهدوی‌کنی هم گفته بودیم ولیکن استقبال نکرد(2).
بر این اساس آیت‌الله محمد حسینی‌بهشتی به عنوان دبیرکل حزب معرفی شد. اعضای هیات موسس و بنیانگذاران حزب 5 نفر از روحانیون برجسته و عالی‌رتبه انقلاب یعنی حضرات آیات آقای دکتر بهشتی، دکتر محمدجواد باهنر، سید‌علی خامنه‌ای، علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی و موسوی‌اردبیلی بودند که به اتفاق جمعی از اساتید و دانشگاهیان، اصناف و بازاریان و سایر اقشار مختلف حزب را تشکیل دادند(3). موسسین طی بیانیه‌ای اهداف خود را از تشکیل حزب «پاسداری از دستاوردهای انقلاب، مبارزه با ضدانقلاب، ایجاد امید در مردم و بهره‌گیری از مبارزات ضداستبدادی مردم» اعلام کردند.
بدینسان پایه‌های تاسیس بزرگترین حزب در طول تاریخ ایران از نظر گستردگی حوزه کار، اعضاء و کادرهای حزبی و رهبران روحانی و برجسته ایجاد شد که فعالانه و متشکل دامنه نفوذ خود را بین مردم گسترده می‌سازد. در حالی که دیگر احزاب با سوابق طولانی نتوانسته بودند این‌گونه نقش گسترده داشته باشند. دبیرکل وقت حزب جمهوری اسلامی آیت‌الله دکتر بهشتی در پاسخ این موضوع را عمل کردن به معیارها و موازین انقلاب اسلامی و پایبندی به خط رهبری(4) می‌داند.
بنا به اظهارات مسئولین حزب بیش از یک میلیون نفر فرم مخصوص عضویت در حزب را در سراسر کشور تکمیل نمودند. این اقبال عمومی و گسترده در تاریخ فعالیت احزاب در ایران بی‌سابقه و بی‌نظیر بود. هر چند همین گستردگی و گسترش بی‌رویه دفاتر و شعب حزب به عنوان یکی از نقاط ضعف حزب به شمار آمد اما جای هیچ‌گونه تردیدی برای حضور موثر و کارآمد حزب در روند انقلاب و ساخت قدرت در جمهوری اسلامی باقی نگذاشت و در یک فاصله زمانی کوتاه به عنوان «حزب فراگیر» که از اقتدار و صلابت ویژه‌ای برخوردار بود مبدل شد.
2- اساسنامه و شیوه اداره و رهبری حزب
موسسین حزب جمهوری اسلامی اهداف حزب را تداوم بخشیدن به انقلاب خلق مسلمان ایران در راه استقرار نظام عدل اسلامی در زمینه‌های معنوی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی برشمردند که این تلاش در آغاز قرار بود اقدامات زیر را در برداشته باشد:
1- بالا بردن آگاهی اسلامی و سیاسی مردم ایران و سرعت بخشیدن به خودسازی انقلاب آنها در همه ابعاد.
2- پاک‌سازی کشور از آثار استبداد و استعمار و مبارزه پیگیر با همه عوامل و زمینه‌های ذهنی و عینی آن.
3- برقراری آزادی‌های اساسی از قبیل آزادی بیان و قلم، آزادی اجتماعات و دیگر آزادیهای انسانی.
4- تبدیل نظام فاسد اداری موجود به سازمان اداری جدیدی که در آن ایمان و صداقت و لیاقت معیار تصدی هر شغل باشد.
5- پایان دادن به سلطه اقتصادی بیگانگان و جلوگیری از چپاول و هرز رفتن منابع طبیعی و نیروی کار کشور از راه تبدیل صنعت مونتاژ و وابسته و کشاورزی آشفته و رو به انهدام کنونی به صنعت و کشاورزی مستقل و برنامه‌دار.
6- ریشه‌کن کردن فقر و محرومیت از طریق تاکید بر ارزش کار و نفی هر نوع استثمار و ایجاد سیستم اقتصادی جدیدی که در آن هیچ‌کس مجبور نباشد نیروی کار خود را کمتر از ارزش اقتصادی واقعی آن بفروشد و بازده کار کشاورز و کارگر و همه زحمتکشان دیگر به صورت کامل عاید خود آنها شود.
7- تبدیل نظام آموزشی وارداتی استعماری به نظامی اصیل و مستقل که با اتکا بر مبانی اخلاقی، اجتماعی و تربیتی اسلام امکاناتی کافی برای پرورش و آموزش صحیح و پربار همه کودکان و جوانان ما فراهم سازد، جهل و بیسوادی را در همه قشرها و در همه جای کشور ریشه‌کن کند.
8- ایجاد ارتش با ایمان و مستقل که دیگر وسیله سرکوبی ملت و جنبشهای ملی نشود و نقش واقعی خود را در دفاع از مرزهای کشور و حقوق ملت در برابر هجوم بیگانه ایفا کند.
9- از میان بردن همه ریشه‌ها و نهادهای فاسد و فحشاء که فرهنگ استعماری بر جامعه ما تحمیل کرده است و مبارزه با ماده‌گرایی و دل‌سپردن به اصالت لذت مادی.
10- تنظیم سیاست خارجی براساس دو اصل اسلامی تولی و تبری با نتایج زیر:
الف- رعایت کامل استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی کشور بدون وابستگی به بلوک شرق و غرب.
ب- احترام به استقلال و آزادی ملتهای دیگر.
ج- توسعه و تحکیم روابط برادرانه با همه مسلمانان جهان در زمینه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی.
د- داشتن روابط دوستانه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با ملتهایی که در موضع سلطه‌جویی بر ملتهای دیگر و تجاوز و خیانت به عالم اسلام نباشد.
ه- کمک به محرومان و مستضعفان جهان و حمایت همه‌جانبه از ملتهایی که در راه حق و عدل و آزادی مبارزه می‌کنند.
3- اصول و خط‌‌‌مشی حزب
1- تاکید بر تداوم و جلوگیری از هر نوع تحجر و توقفی در یک مرحله که بر حسب تجربه تاریخی خود به خود عامل ارتجاع و انحراف خواهد شد.
2- التزام به همبستگی روزافزون همه نیروهای مبارز مسلمان که در راه استقرار نظام حق و عدل اسلامی علیه استعمار و استثمار تلاش می‌کنند و جلوگیری از محدود شدن تداوم مبارزه و تلاشهای سازنده در یک گروه یا قشر معین.
3- برخورداری از هر نوع وابستگی به گروهها و نیروهای دیگر که پیوند با آن به استقلال و اصالت اسلامی جنبش کمترین آسیبی زند.
4- استفاده از همه شیوه‌های مبارزه و سازندگی که با معیارهای اسلامی سازگار باشد. با بهره‌گیری کامل از آخرین تجربه‌های مبارزاتی و سازندگی جوامع بشری و رعایت ضرورتهای هر یک از مراحل تکامل انقلاب اسلامی جامعه ما.
اساسنامه حزب جمهوری اسلامی در 44 ماده تنظیم شده بود. مرکز حزب در تهران بود و فعالیت آن در اقصی نقاط کشور و خارج از کشور نیز دیده شده بود.
برابر ماده یازده اساسنامه کنگره عالی‌ترین مرجع حزب بود. شورای مرکزی، شورای ایدئولوژی، شورای افتاء، شورای داوری و هیات اجرایی از جمله ارکان اصلی حزب پیش‌بینی شده بود.(5)
در اساسنامه تصریح شده بود که حزب تشکیلاتی است عقیدتی سیاسی و معتقد به ولایت فقیه و ملتزم به قانون اساسی جمهوری اسلامی که برای هدایت و سازماندهی نیروهای مسلمان با ایمان در جهت نیل به اهداف والای اسلامی تشکیل شده است. ارکان حزب از عضو، حوزه، شورای بخش (مسئولین) شورای ناحیه (گروه)، شورای شهرستان، شورای استان آغاز و سپس به هیات اجرایی، شورای مرکزی، شورای داوری، شورای فقها و کنگره به عنوان عالی‌ترین مرجع حزب می‌رسید.
در یکی از بندها وظایف عضو علاوه بر خودسازی و شرکت منظم در جلسات و تلاش در راه گسترش حزب و مشارکت در تامین هزینه‌های حزب، کوشش برای کسب خبر از حوادث سیاسی و اجتماعی روز و مطالعه پیامها و جراید حزب و تلاش برای شناسایی فعالیت‌های مخالف انقلاب اسلامی و حزب فعالیت در جهت خنثی سازی آنها با رعایت دستورات تشکیلاتی و اصول رازداری مورد تایید قرار گرفته بود.
برابر یکی از بندها مجازاتهایی برای اعضای حزب در نظر گرفته شده بود که طی 6 مرحله از تذکر کتبی آغاز و در مرحله بعد اخراج صورت می‌گرفت.
براساس چندین بند از مواد اساسنامه وضعیت اداره نیز وظایف حوزه، شورای بخش، شورای ناحیه، شورای شهرستان، شورای استان تعیین شده بود و هیات اجرایی مسئول سازماندهی و اجرای مصوبات کنگره،‌ شورای مرکزی، شورای داوری و اداره کل امور اجرایی حزب بود.
شورای مرکزی مسئولیت اساسی رهبری و برنامه‌ریزی حزب را عهده‌دار بود و در کلیه امور مربوط به حزب و فعالیت‌های حزبی مستقیما در برابر شورای فقها و کنگره مسئول بود.
برابر تبصره‌هایی در زیربند شورای مرکزی تعداد اعضای این شورا 30 نفر پیش‌بینی شده بود که توسط کنگره برگزیده می‌شدند و ده نفر نیز ذخیره در نظر گرفته شده بود.(6)
اداره جلسات شورا و نحوه آن برابر آیین‌نامه جداگانه‌ای پیش‌بینی شده بود و در راس شورای مرکزی دبیرکل و سپس قائم مقام یا معاونین وی بودند. تشکیل جلسات شورای مرکزی هفته‌ای یک بار پیش‌بینی شده بود و امکان تشکیل جلسات فوق‌العاده نیز وجود داشت.(7)
اعضای شورای داوری از طرف کنگره به مدت دو سال به منظور حفظ حقوق قضایی حزب و اعضا و حفظ عدالت در درون حزب برگزیده می‌شدند و تعداد آنها 3 یا 5 نفر پیش‌بینی شده بود.(8)
شورای فقها وظیفه نظارت بر خط‌مشی حزب و کلیه مصوبات شورای مرکزی و تایید یا رد آنها را با اکثریت آرا داشت. در نهایت کنگره به عنوان عالی‌ترین مرجع حزب تصویب و انجام هرگونه تغییرات در اساسنامه، انتخاب اعضای شورای مرکزی، شورای داوری و شورای فقها و بررسی عملکرد حزب را عهده‌دار بود.
روزنامه جمهوری اسلامی،‌ به عنوان ارگان حزب جمهوری اسلامی به روزنامه‌های صبح کشور افزوده شد و مجله «عروه‌الوثقی» ارگان دانش‌آموزی حزب نیز به طور منظم ماهانه منتشر می‌شد. علاوه بر این تلاش‌ها حزب بر روی چند بخش تمرکز ویژه‌ای داشت، واحد دانش‌آموزی، شاخه کارگری،‌ واحد امور خارج از کشور، واحد دانشجویی، واحد اصناف، واحد روحانیون از جمله بخش‌های مهم و اساسی حزب به شمار می‌رفت که هر یک در حوزه کار خود نقش قابل ملاحظه‌ای را ایفا نمودند.
سخنرانی، پخش نوار، مسافرت، پخش جزوات و اوراق تبلیغاتی، برگزاری راه‌پیمایی‌ها با مشارکت گسترده و موثر در برگزاری آنها، چاپ کتاب، اعزام مبلغ به خارج از کشور، معرفی انقلاب، کمک به کشف توطئه‌ها و مقابله با ضدانقلاب از طریق روزنامه جمهوری اسلامی، تامین نیروی انسانی به ویژه برای مدیریت در سازمان‌های دولتی از سوی حزب، حضور فعال، موثر و تعیین کننده در انتخابات جمهوری اسلامی، حضور گسترده در نهادهای اسلامی(9) از جمله شیوه‌های تاثیرگذاری‌ حزب جمهوری بر افکار عمومی بود.
بودجه حزب از طرق مختلف تامین می‌شد، کمک افراد علاقه‌مند و مردم، حق عضویت‌ها، و وجوهات شرعیه (این وجوهات با اجازه حضرت‌ امام خمینی(ره) از سهم امام) که نه به عنوان کمک به حزب بلکه برای تبلیغات اسلامی در اختیار روحانیون حزب قرار می‌گرفت.
حتی در یک مقطع حزب برای تامین مخارج خود «هفته کمک به حزب» را به منظور جمع‌بندی کمک‌های مردم اعلام نمود.(10) مرکز حزب در تهران و دفتر مرکزی آن در محله «سرچشمه» قرار داشت.
دبیرکل وقت حزب طی گزارشی که به مناسبت اولین سالگرد تاسیس حزب ارائه نمود اهم دلایل پیدایش حزب را در موارد زیر دانست:
1- بهره‌گیری از تجارب تاریخی که دلیل اصلی شکست نهضت‌ها، فقدان سازماندهی و تشکیلات نیرومند با گرایش اسلامی بوده است.
2- عدم وجود تشکل از سوی روحانیت برای اداره و رهبری مبارزات.
3- ضرورت داشتن تشکیلات سیاسی، اجتماعی مورد اعتقاد و اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه مردمی برای تداوم مبارزه و انقلاب
4- اثرات مثبت تشکل‌های اسلامی همچون موتلفه اسلامی(11)
و نیز ایجاد مرکزیت و میدان و زمینه‌هایی برای تجمع نیروهای اصیل انقلابی که به انقلاب اسلامی ایران در خط امام عمیقا مومن باشند و با یکدیگر همکاری داشته و برای رضای خدا در خدمت مردم باشند.»(12)
دکتر بهشتی درباره ضرورت و نیاز به ایجاد حزب می‌گوید: «برای تداوم انقلاب نیاز به مدیریت، برنامه‌ریزی در ابعاد مختلف، تربیت نیروهای ساخته شده و کارآمد و همفکر بر مبنای ایدئولوژی اسلامی است.»
از نظر وی حزب به معنای «تشکل»‌ است، شکل دادن و شکل گرفتن برای نیروها تشکل احتیاج به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط‌مشی مشترک، نقطه‌نظرهای مشترک دارد. بدون داشتن به این وجوه مشترک مردم با هم متشکل نمی‌شوند. آن تشکیلات سیاسی و اجتماعی اسلامی که بتواند طرح و برنامه هماهنگ و نقطه‌نظرها و موضع‌گیری‌های هماهنگ و کادر هماهنگ را به وجود بیاورد حزب است و به این معنا از ضروریات زندگی اجتماعی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات