اکوادور با مشکلات جدی سیاسی روبروست. برنامه رئیس جمهوری برای تغییر ساختار اجتماعی و سیاسی باعث شده است تا اعتراضهای پیاپی که بیشتر به صورت تظاهرات خیاباتی است این کشور را فراگیرد.
طبیعی است در کشوری که فقط طی 10 سال، 8 رئیس جمهوری داشته است، شکست جدید باعث وخیمتر شدن اوضاع سیاسی اجتماعی این کشور خواهد شد.
آتشفشان «تانگوراهوآ» در جنوب اکوادور گاهگاهی به صدا درمیآید و گدازههای پراکندهای را از خود خارج میسازد.
در کشوری که اغلب جمعیت آن را بومیان تشکیل میدهند. عقاید خرافی به شدت متن جامعه را آلوده کرده است. بطوری که آنها معتقدند آتشفشان تانگوراهوآ را الهه «پاچاماما» اداره میکند و او اکنون ناراحت است. این باور که در نگاه اول خرافه پنداشته میشود، در حقیقت منعکسکننده عقاید مردم اکوادور است.
نه تنها الهه پاچاماما، بلکه اکثر قریب به اتفاق مردم اکوادور از وضعیت حاکم بر کشور خود خسته شدهاند.
آنها 10 سال است که آشفتگی سیاسی را در این کشور تحمل کردهاند. آنها طی این 10 سال با 8 رئیس جمهور سر و کار داشتهاند. سه رئیس جمهوری هم توسط جمعیت معترض از دفتر کار خودشان بیرون انداخته شدند.
بطور تقریبی، نیمی از جمعیت 13 میلیونی اکوادور، زیر خط فقر زندگی میکنند.
هزاران نفر از آب لولهکشی بیبهرهاند و نزدیک به یک میلیون نفر به کشورهای اسپانیا و آمریکا مهاجرت کردهاند. آنها به دنبال زندگی بهتری میگشتند!
نظر همگانی
وقتی خبرنگاران آمریکایی و انگلیسی میخواهند با اکوادوریها مصاحبه کنند، مردم این کشور تظاهر میکنند که عجله دارند و از مصاحبه با خبرنگاران سر باز میزنند.
اما فرضاً هنگامی که اکوادوریها در «پلازا» در مرکز سانفرانسیسکو مورد مصاحبه قرار میگیرند، میخواهند بدبختی خود را به گوش همه برسانند. در این مواقع معمولاً صفهای طولانی برای انجام مصاحبه، تشکیل میشود!
یک زن اکوادوری میگوید: سیاستمداران یکسان، احزاب یکسان، ما 30 سال است که هیچ بهبودی را در زندگی خود شاهد نیستیم.
ناگهان جمعیت افرادی که برای مصاحبه به این محل در سانفرانسیسکو آمده بودند به 2 یا 3 برابر میرسد. در این میان یک خانم پیر، میکروفون را به دست میگیرد، او میگوید: تحقیر کلیساها، سرمایهگذاران کلاش خارجی و تعداد معدودی از خانوادههای متمول اکوادوری که کنترل این کشور را به دست گرفتهاند، هر روزه باعث فقر بیشتر مردم میشوند. ناگهان جمعیت از صدای کف زدن افراد حاضر منفجر میشود.
یکی دیگر از افراد عصبانی وارد مصاحبه میشود، او از فساد سیاستمداران، تجار بیمسئولیت، سرمایهگذاران حریص خارجی که هر روز پاشنه پای خود را بر گلوی مردم اکوادور فشار میدهند به شدت گلهمند است.
وعدههای پوج
شرح حال مختصری از 2 رئیس جمهور اکوادور شاید به توضیح علّت عصبانیت مردم کمک کند.
در رأس آنها باید به «آبدالا بوکارام»، کسی که 6 ماه آشفتگی را در اواسط سال 1990 برای ملتش به ارمغان آورد، اشاره شود.
یک خواننده مشهور اکوادوری که قبلاً قهرمان دو سرعت بود و خود را «رال لوکو» یا مرد دیوانه مینامد، در یکی از آهنگهای خود «آبدالا» را رئیس جمهور قلابی و الاغ و قاطر مینامد و در آخر از دوستداران حیوانات عذرخواهی میکند. که نام الاغ را بدنام کرده است.
این رئیس جمهوری که به آبدالای دیوانه مشهور بود، متهم به اختلاس میلیونها دلار شد، اما کنگره وی را تبرئه کرد و پرونده چند میلیون دلاری هم در هالهای از ابهام بسته شد.
«لوچیو گوتیرز» با حمایت گسترده مردم به مقام ریاست جمهوری رسید. او قول داد تا تغییرات اساسی و ملموسی را در جامعه ایجاد کند و این کار را حتی به قیمت جان خود به انجام برساند. وعدههای او یکی پس از دیگری ناکام ماند. اوایل سعی کرد که با حمایت از قشر کارگر در جامعه قدرت خود را حفظ نماید، اما موفق نشد و تظاهرات گسترده مردمی به عزل وی انجامید.
اصلاحات اساسی
سرخوردگی سیاسی در کوچه و خیابانهای اکوادور پرسه میزند، اما بسیاری از مردم معتقدند که یک ناجی 44 ساله به نام «رافائل کورآ» به داد این ملت خواهد رسید.
او با یک پیروزی چشمگیر به پست ریاست جمهوری رسید و قول داد که اصلاحات اساسی را در کشور اعمال کند. حرفی که گوش مردم اکوادور از آن پر شده است.
«کورآ» اولین گام در تحقق وعدههای خود را محکم برداشت. او طبق یک همهپرسی خواستار بازنگری و دوبارهنویسی، قانون اساسی این کشور شد.
اجرای قوانین جدید که وی قولش را داده، میتواند جانی تازه به قشر فقیر جامعه ببخشد. طبق وعدههای کورآ، مردم بومی و گروههای سیاسی زنان به کنگره و قوه قضائیه وارد خواهند شد و به این ترتیب، نفوذ احزاب سیاسی سنتی در این کشور، کمرنگ میشود.
پیشنهادهای آقای کورآ با یک کلمه یعنی «آری» محکم روبرو شد. او هیچگاه دوستی خود را با رئیس جمهور تندروی ونزوئلا یعنی «هوگو چاوز» پنهان نمیکند. کورآ به نماینده بانک جهانی اعلام کرده است که نمیتواند از «کیتو» دور شود و همچنین به ایالات متحده آمریکا هشدار داده که قرارداد اجاره پایگاههای نظامی را در منطقه «مانتا» در غرب این کشور تجدید نخواهد کرد.
آقای کورآ 57 نماینده مجلس را نیز به جرم کمکاری و فساد مالی از کار برکنار کرد.
آخرین فرصت
شگفتآور نیست که احزاب مخالف، کورآ را دوست ندارند. او را متهم میکنند که کارهایش غیرقانونی است، تمام قدرت را در دست خود گرفته و به عروسک خیمهشببازی چاوز تبدیل شده است. مشاور ارشد آقای کورآ، یعنی «فرناندو بوستا مانته» با موهای جوگندمی و ابروهای تیره رنگ، مانند یک پروفسور انگلیسی لباس میپوشد و انگلیسی را دقیقاً مثل زبان مادری صحبت میکند.
یک روزنامهنگار سیاسی زیاد صحبت میکند، اما دست آخر چیز کوچکی به دست میدهد، اما آقای «بوستا» زیاد حرف نمیزند. او میگوید: اصلاحات اساسی کورآ، آخرین فرصت اکوادور است و اگر این طرح شکست بخورد، کشور متلاشی میشود. آیا مردم این کشور زیبا به دنبال رستگاری مبهم خود خواهند گشت و یا آشوبی سیاسی به مراتب بدتر از آشوبهای پیش را نظارهگر خواهند بود؟