به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) متن کامل مصاحبه به این شرح است:
*«برای انجام این مصاحبه که به مناسبت سالگرد تاسیس روزنامه جمهوری اسلامی در 9 خرداد ماه 1358 است اولین سرمقاله و برخی مطالب شماره های اولیه را مرور و مطالعه کردم. برداشت من این است که روزنامه جمهوری اسلامی به آرمانها و ارزشهایی که در سال 1358 بر آنها پای میفشرده پایبند و استوار مانده است به اهدافش ارج نهاده و به آنها عمل کرده است. من یک نمونه از پای بندی روزنامه جمهوری اسلامی به اهدافش را به نقل از اولین سرمقاله در اولین شماره منتشره میآورم : " یک روزنامه نمیتواند بیطرف باشد و اصولا سخن از بیطرفی در حوزه های علوم انسانی و روزنامهنگاری یا از عوام فریبی سرچشمه میگیرد و یا از جهل . یک روزنامهنگار حتی در انتخاب یک کلمه گزینشی انجام میدهد که رنگ و بوی ایدئولوژیک به معنای وسیع آن دارد." نظر خودتان در اینباره چیست؟
**بسم الله الرحمن الرحیم . همان طور که شما گفتید روزنامه جمهوری اسلامی خوشبختانه به تعهداتی که در اولین سرمقاله خود به خوانندگان داده بود وفادار مانده و توانسته به آنها عمل کند. من به صورت فهرست مطالب را میگویم. در مورد تمامیت ارضی کشور در دفاع مقدس روزنامه جمهوری اسلامی حرف اول را میزد که مطالبش خط دهنده بود و ماندگار و نقشی داشت که بسیار سازنده و پیش برنده بود. روزنامه جمهوری اسلامی برای دفاع از اصول اعتقادی و مبنایی همیشه پیش رو بود و هرگز در این زمینه کوتاهی نکرد. در زمینه دفاع از انقلاب و ولایت فقیه روزنامه جمهوری اسلامی همیشه متعهدانه عمل کرد و هرگز در این زمینه کوتاهی نکرد. این مجموعه به اضافه حمایت از مستضعفین در داخل و خارج وجهه همت روزنامه جمهوری اسلامی بود. همین طور حمایت از ملت فلسطین و مقابله با استکبار که در راس آن آمریکا قرار دارد. اینها همیشه جزو خط مشی روزنامه جمهوری اسلامی بود و به اینها عمل کرده است . (ما اصولگرایی را در همین ها می بینیم . باضافه این نکته که همیشه از ارزشها دفاع کنیم و حمایت کنیم و در برابر جریانهایی که با ارزشها ستیز میکنند هم بایستیم و مقابله کنیم .) من لازم میدانم در اینجا به دلیل اینکه این سالها اصولگرایی مطرح است این جمله را اضافه کنم که ما اصولگرایی را به معنای انحصارطلبی نمیدانیم که متاسفانه این روزها عدهای به صورت انحصاری از اصولگرایی صحبت میکنند و تعریفی ارائه می دهند که به هیچ وجه با اصولگرایی جور در نمی آید و خودش اصلا ضد اصولگرایی است . و همین طور اصولگرایی را ما به هیچ وجه پرخاشگری به این و آن و خارج کردن هرکس که با فکر آنها مخالف است از دایره اصولگرایی قبول نداریم . ما معتقدیم که اصولگرایی یک خط وسیع است که کسانی که به اسلام و انقلاب و استقلال کشور اعتقاد دارند و از ارزشها دفاع میکنند اینها جزو اصولگراها هستند. ممکن است اختلاف سلیقههایی وجود داشته باشد. این اختلاف سلیقهها نباید باعث شود کسی به کسی بگوید تو اصولگرا نیستی . بخصوص که باب شده و رسم شده بعضیها سعی میکنند ارکان نظام را که اساسا اصولگرایی را آنها آوردند و بانی اصولگرایی بودند و خودشان مظهر اصولگرایی هستند کنار بزنند. این نوعی قدرتطلبی است و نه تنها اصولگرایی نیست بلکه اعلام تشنگی قدرت و ضد اصولگرایی است. ما با این روشها هم مخالفیم و اصلا مبارزه با چنین تفکری را اصولگرایی میدانیم . نه تنها این تفکر را اصولگرایی نمیدانیم بلکه لازم میدانیم کسی که خودش را اصولگرا میداند با این تفکر مبارزه کند. اگر قرار باشد انحصارطلبی اصولگرایی باشد بنابراین باید خیلی از مستبدین و خیلی از مستکبرین را هم اصولگرا بدانیم درحالی که اصولگرایی زمینه فراهم کردن برای وارد کردن دیگران به دایره خودیهاست . همه افرادی که به نوعی مبانی اعتقادی و انقلابی و اسلامی را قبول دارند اصولگرا محسوب میشوند. من الان اصولگرایی را به شدت در خطر میبینم خطری که از ناحیه همین تنگ نظریها و انحصارطلبیهاست . بنابر این روزنامه جمهوری اسلامی وظیفه خودش میداند همین خط را چه در زمینه اسلام انقلاب ولایت فقیه مستضعفین ملت فلسطین و مبارزه با استکبار و چه در زمینه تدوین اصولگرایی و مقابله با کسانی که اصولگرایی را خدشه دار میکنند ادامه بدهد و به طور طبیعی در چنین صحنهای یک روزنامه و روزنامهنگار نمیتواند بیطرف باشد. در اولین سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی هم که این نکته مورد تاکید قرار گرفته که روزنامهنگار نمیتواند بیطرف باشد مطلب درستی است و ما هم تا به امروز هرگز بیطرف نبودیم و این مطلب من را به یاد جمله معروف شهید مظلوم آیتالله بهشتی میاندازد که : کسی که خط دارد دشمن هم دارد. اگر کسی خط نداشته باشد که اصلا مبنایی ندارد. کسی که مبنا داشته باشد باید خط داشته باشد چنین کسی دشمن هم دارد و نمیتواند در مقابل دشمن بیطرف بماند. ما بیطرفی را نفی میکنیم . حتما باید طرف خود را بشناسیم . دشمن شناس باشیم . این روشی است که روزنامه جمهوری اسلامی داشته . از حالا به بعد هم خواهد داشت و ما این روش را ادامه خواهیم داد.
*حالا که بحث بیطرفی شد یک سوالی را مطرح کنم . چرا برخی از روزنامهنگاران ایرانی اصرار دارند که بگویند روزنامه نگار حرفهای روزنامه نگاری است که بیطرف باشد. سوال من این است مگر یک روزنامهنگار آمریکایی یا اروپایی بیطرف است چرا روزنامه نگار جهان سومی بیطرفی را اصل در روزنامه نگاری میداند. جواب شما به این مساله چیست؟
**شاید همین تعبیر جهان سومی که شما به کار بردید خودش جواب را در دل خودش داشته باشد. به ما میگویند جهان سومی برای اینکه القا کنند فکر جهان سومی فکر عقب افتادهای است. اصلا به ما گفتهاند جهان سومی برای اینکه خود را در مقابل فرهنگ استکبار حقیر ببینیم . ما باید یگوییم ما جهان اول هستیم . جهان اول و دوم و سوم را ترتیب دادند تا بگویند ما برتر از شما هستیم . ما شما را در رده سوم میدانیم.
ما این تعریف را باید عوض کنیم . تعریف ما از جهان اول و دوم و سوم تعریف فرهنگی و فکری و تقوایی و ارزشی باید باشد. اگر اینها معیار ما باشد ما به دلیل اعتقاداتی که داریم به دلیل اسلامی که داریم به دلیل انقلابی که داریم به دلیل حمایت از مستضعفین به دلیل همراهی با مظلومین جهان به دلیل همراهی با ارزشها و حمایت از ارزشها و ایستادگی در مقابل استکبار ما جهان اولی هستیم . جهان اولی بودن به دلیل داشتن آپولو و موشک وصنایع نیست به جهت انسانیست و تفکر و فرهنگ و معنویت است . آن کسانی که این معیار را ندارند خودشان را جهان سومی میدانند و در مقابل دیگران احساس حقارت میکنند و در این احساس حقارت هم برعکس آنچه که در مسایل مطبوعاتی و فرهنگی اروپاییها و آمریکاییها عمل میکنند عمل میکنند. ای کاش همان طور که شما گفتید لااقل در این زمینه از آنها یاد میگرفتند.
اروپاییها و آمریکاییها هرگز حاضر نیستند بیطرف باشند. عقده حقارت در عدهای باعث شده که به جای اینکه مسایل واقعی را درنظر بگیرند همان الگوهای بخش های صنعتی و مادی را الگو قرار میدهند روزنامهنگاری اروپاییها و آمریکاییها را هم در نظر بگیرند و ببینند آنها چگونه عمل میکنند اگر آنها به خاطر منافع خودشان حاضر نیستند بیطرف باشند، لااقل ماهم به خاطر منافع خودمان حاضر نباشیم که بیطرف باشیم. اگر روزنامهنگاران ما اینطور فکر کنند حاضر نمیشوند تفکر بیطرف بودن را برای حرفه روزنامهنگاری تجویز کنند. روزنامهنگارباید نسبت به اصول خودش برای منافع ملی همیشه حساس باشد و بیطرف نباشد.
*به نظر شما کسانی که اصل بیطرفی را در حرفه روزنامهنگاری تبلیغ میکنند قصد گسترش سکولاریزم را در جامعه بویژه جامعه مطبوعات دارند؟
**اگر همین جوابی را که من به سوال قبلی شما دادم بشکافیم و مفهومش را بگیریم مفهومش همین میشود. اینها میخواهند فرهنگ غرب را ترویج کنند. البته اینها حتی فرهنگ غرب را در این بخش نشناختهاند. اگر شناخته بودند بیطرفی را اعمال نمیکردند. ولی چون نشناختهاند و از طرفی چون درمسائل مبنائی مقهورتفکر غرب هستند این روش در نهایت منتهی میشود به ترویج سکولاریزم و یک جامعه لائیک.
*آیا در اهداف مورد نظرتان در روزنامه جمهوری اسلامی با موانعی مواجه بودهاید؟
**روزنامه جمهوری اسلامی چون یک روزنامه مستقل است دولتی نیست وابسته به هیچ جا و گروهی نیست بنابر این باید بودجه خودش را خودش تامین کند. روزنامهای که در شرایط اقتصادی غیرپایدار بعد از جنگ و مسائلی که پیش آمده بخواهد خودش خودش را تامین کند هیچ وقت طبق دلخواه نمیتواند کار روزنامهنگاری کند برای این که روزنامهنگاری پول میخواهد امکانات میخواهد این امکانات در اختیار یک روزنامه مستقل که خودش باید در آمد داشته باشد و خودش را اداره کند نیست. دستگاههای فرهنگی کشور ما که وابسته به دولت هستند، اول سال که میشود بودجه ای در اختیارشان گذاشته می شود و آخر سال که میشود تلاش میکنند این بودجه را هر طور شده خرج کنند تا مبادا بودجه به صندوق برگردد و متهم به عدم توانایی صرف بودجه شوند. در حالی که یک روزنامه مستقل که خودش باید پول در بیاورد و خودش خرج کند این در اول سال بودجه ای در اختیارش نیست. بودجه را باید خودش دست و پا کند و در بیاورد. ما از طریق آگهیها و فروش روزنامه بودجهمان را تامین میکنیم.
بنابراین هر روزنامه مستقلی در هر کشوری که از نظر اقتصادی وضع مشخصی ندارد و هر سال با تورم و گرانی و مشکلات مواجه است بودجه کافی را برای این که بتواند آنچه را که مایل هست انجام بدهد ندارد. روزنامه جمهوری اسلامی همیشه این تنگنا را داشته و برای حفظ آزادی و آزاد منشی و عزت روزنامهنگاری هم ما هیچ وقت دست مان را به طرف هیچکس و هیچ جریانی دراز نکردهایم و نمیکنیم . بنابراین دچار تنگنا هستیم. غیر از این موضوع ما مشکل خاصی که نتوانیم به وظائفمان عمل کنیم نداشتهایم. البته روزنامه جمهوری اسلامی با اینکه از هیچ رییسجمهوری و هیچ دولتی و هیچ شخصیتی کمک مالی نگرفته همیشه به جرم آزاداندیشی و دفاع از حق و مظلوم مورد بیمهری این و آن قرار گرفته مثلا در انتخابات ریاست جمهوری اخیر روزنامه جمهوری اسلامی از آقای هاشمی رفسنجانی که مورد تهاجم قرار گرفته و مظلوم واقع شده بود دفاع کرد. به همین جرم عده ای از روزنامه انتقام گرفتند و تلاش کردند آن را تحت فشار مالی قرار دهند. به عبارت روشنتر روزنامه جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفع مادی از حمایتی که از آقای هاشمی رفسنجانی کرده نداشته متضرر هم شده اما برای ما آنچه اهمیت دارد انجام رسالت مطبوعاتی و وظیفه شرعی است مسائل مادی را تحمل میکنیم.
*حالا که بحث استقلال مالی شد بالاخره این سوال مطرح است که روزنامه جمهوری اسلامی جزو کدام یک از جناحهاست به کدام حزب وابسته است راست است چپ است اصلاح طلب است اصولگراهست بالاخره تعریف خودتان از روزنامه جمهوری اسلامی چیست؟
**من بهترین تعریف را برای روزنامه جمهوری اسلامی « استقلال » میدانم . روزنامه مستقل. هم در بحث جناحی و هم در بحث وابستگیهای مالی روزنامه جمهوری اسلامی یک روزنامه مستقل است. یک روزنامه مستقل هیچ وقت نگاه نمیکند ببیند فلان حزب و فلان جناح چه گفتهاند تا به حرف آنها عمل کند. اینکه بعضی این روزنامه را متهم به چپ میکنند و بعضی به راست و حتی دیده شده بعضی که یک زمانی به روزنامه جمهوری اسلامی چپ میگفتند همانها در زمان دیگری گفتند راست و بالعکس این بهترین دلیل بر مستقل بودن روزنامه جمهوری اسلامی است. علت اینکه اینطور میگویند این است که گاهی وقتها ما به چپ ها به دلیل عملکرد نادرستشان اعتراض میکنیم و از طرف آنها متهم به راست بودن میشویم. زمانی که به راست ها به دلیل عملکرد نادرستشان انتقاد می کنیم از طرف همین راست ها متهم به چپ بودن می شدیم در حالی که این چپ و راست هستند که باید خود را درست کنند و وضعیتی داشته باشند که قابل انتقاد نباشند یا اگر مورد انتقاد قرار می گیرند انتقادپذیر باشند و به جای اینکه فرافکنی کنند و دیگران را متهم به وابستگی به جناح مقابل خودشان بکنند واقعیت ها را ببینند و درست عمل کنند. من در اینجابد نیست خاطره ای هم برایتان بگویم . زمانی که دولت آقای هاشمی رفسنجانی در راس کار بود من مشاور آقای هاشمی رفسنجانی بودم .در آن دوره وقتی از دولت آقای هاشمی رفسنجانی انتقاد می کردیم عدهای خیلی تعجب میکردند. از جمله یک روز آقای حسین مرعشی که رییس دفتر آقای هاشمیرفسنجانی بود در یک تماس تلفنی به من گفت: شما امروز در روزنامهتان فلان مطلب را نوشتهاید و از دولت انتقاد کردهاید. شما که مشاور آقای هاشمی رفسنجانی هستید نباید از ایشان انتقاد کنید! من گفتم : آقای مرعشی! من صبحها مشاور آقای هاشمی رفسنجانی هستم بعد از ظهرها مدیر مسوول روزنامه جمهوری اسلامی. اینها دو مقوله جدا از هم هستند.
اینجا یک مسوولیتی دارم و آن این است که مشاوره بدهم به آقای هاشمی رفسنجانی. نظراتم را بگویم و تازه همین جاهم به معنای اینکه هرچه آقای هاشمی بگوید درست است بگویم بله نیست. در روزنامه جمهوری اسلامی هم مدیر مسوول هستم و ربطی به قضیه مشاورت ندارد. بنابراین در روزنامه باید مستقل عمل کنیم و نظر مردم را منعکس کنیم و به طور طبیعی خیلی وقتها هم میتواند همراه با انتقاد باشد.
یادم هست آقای دکتر ولایتی که وزیرخارجه بود میرفت پیش آقای هاشمی رفسنجانی و گاهی میرفت خدمت رهبری و از ما گله میکرد شکایت میکرد و میگفت روزنامه جمهوری اسلامی وزارت خارجه را زیر ضربات شدید انتقاد میگیرد. بله ما این کار را میکردیم . برای اینکه ما مستقل هستیم . این کار را در دوره آقای خاتمی هم انجام میدادیم . من یادم هست که آقای خاتمی همان اول دوره ریاست جمهوری خود مصاحبه کرد با خانم کریستین امانپور و در آن مصاحبه برخی حرفهایی زد از ابراهام لینکن با عنوان شهید یاد کرد و از آمریکا تعریف کرد. ما یک مقاله انتقادی علیه آقای خاتمی نوشتیم . بعد یک قرارملاقاتی داشتیم وقتی رفتم دیدم آقای خاتمی برخلاف چهره همیشه خندان عبوس و اخموست! من در آن جلسه هرچه لازم بود گفتم و آقای خاتمی هم هرچه لازم بود گفت. ایشان در آن جلسه در باره بعضی از مطالبی که در آن مصاحبه گفته بود توضیحاتی داد و به من گفت با اینکه با شما اختلاف نظر دارم اما شما را به دلیل اینکه صادقانه انتقاد میکنید تحسین میکنم.
ما اینگونه برخورد میکردیم . هیچ وقت به هچ دولتی باج ندادیم. به همه دولتها انتقادهای لازم را کردیم. از هر دولتی هم وقتی درست عمل کرد حمایت هم کردیم . الان هم از مواضع اتمی از مواضع مربوط به رژیم صهیونیستی این دولت حمایت میکنیم . مواردی هم که نادرست باشد انتقاد میکنیم.
*حالا که بحث نقد و انتقاد پیش آمد شما مرز بین نقد و تخریب و تضعیف را چه میدانید روزنامه جمهوری اسلامی در این زمینه با چه موانعی روبه رو بوده و هست؟
**اعتقاد من این است که انسان باید خودش را در چارچوب شناخت مسائل حق قرار بدهد یعنی اگر حق را معیار قرار بدهد و آنچه را که حق تشخیص میدهد بر همان محور عمل کند میتواند انتقاد درست کند با انصاف انتقاد کند و این به معنای تضعیف نیست. اما اگر دنبال حق نباشد دنبال منافع خودش باشد دنبال منافع گروهی باشد دنبال خواستها و توقعات این و آن باشد در این صورت ممکن است از راه حق منحرف شود وا ینجا به طور طبیعی یا تعریف بیجا میشود یا تضعیف میشود. اگر آدم انتقاد درست نکند ممکن است مطالبی که در روزنامه مینویسد یا تعریفهای بیجا باشد و یا موجب تضعیف شود اما اگر انسان معیارش حق باشد در آن صورت نه تعریف بیجا میکند و نه تعریض بیجا یعنی نه تضعیف میکند و نه مدح و ثنائی که موجب غرور دولتمردان میشود.
این تبصره را هم اضافه کنم که ما انسان هستیم و ممکن است در جایی هم اشتباه کنیم. منظور ما از حق این است که جاهایی که واقعا بدون چشمداشتی و بدون غرضی یک چیزی را حق تشخیص بدهیم . وقتی هم اشتباه می کنیم باید توضیح بدهیم و تصحیح بکنیم همیشه محور کار ما و معیار ما این بوده و بر این اساس جلو رفته ایم و از خدا هم کمک گرفتهایم . روزنامهنگاران اگر حق و تقوی را معیار قرار بدهند و از خدا کمک بخواهند خدا هم کمکشان میکند و میتوانند در انجام این رسالت موفق شوند.
*به نظر شما برای مقابله با توطئههای فرهنگی مطبوعات چه وظایفی میتوانند داشته باشند؟
**توطئههای فرهنگی چه داخلی و چه خارجی بروز و ظهوری دارند. هر زمان با توجه به بروز و ظهوری که دارند روزنامهها با معیاری که از نظر خط مشی خودشان دارند باید عمل کنند. این سوال سوال اضافی است که بگوئید روزنامهها در برابر توطئههای فرهنگی چه وظیفهای دارند.
مبارزه با توطئهها وظیفه ذاتی مطبوعات است. روزنامهها باید با توطئهها مقابله کنند. حالا این توطئه یا فرهنگی است یا سیاسی است یا اقتصادی است یا نظامی است. هر چه هست. روزنامه باید با توطئهها مبارزه کند. در مواردی که مصادیقی از توطئهها پیش میآید و برحسب شناختی که از زمینههای کار دارد یک روزنامه باید با توطئهها مبارزه کند.
*عملکرد روزنامه جمهوری اسلامی را در مبارزه با تهاجم فرهنگی چگونه ارزیابی میکنید؟
**من معتقدم روزنامه جمهوری اسلامی بر اساس مقدورات خودش و امکاناتی که در اختیار داشته تلاش خوبی کرده. هر چند خودم به دلیل اینکه امکانات لازم را روزنامه در اختیار نداشته راضی نیستم و این عملکرد را یک عملکرد کامل نمیدانم . اما معتقدم روزنامه جمهوری اسلامی در حد مقدورات به وظایف خودش عمل کرده است.
*در طول این 25 سال در کدام مقطع و کدام دوره کار روزنامه را سختتراز نظر نقد و انتقاد دیدهاید کدام دوره انتقاد برای روزنامه جمهوری اسلامی دردسرزا و مشکل آفرینتر بوده است؟
**الان. من الان را سختتر از همه دورهها میبینم . علتش هم این است که متاسفانه کسانی به نام اصولگرایی کارهایی انجام می دهند و بعد طوری به انتقاد کنندگان خودشان حمله میکنند که مجال را برای انتقاد کم میکنند راه را میبندند. به نام دین با هر کسی که از آنها انتقاد کند مقابله میکنند و این خطرناکترین وضعیتی است که برای مطبوعات میتواند وجود داشته باشد.
به همین دلیل من معتقد هستم که همیشه انتقاد کردن وقتی در مقابل کسانی باشد که نقاب دین ندارند و نقاب اصولگرایی ندارند خیلی آسانتر است. ولی وقتی این نقاب را برچهره داشته باشند کار انتقاد خیلی مشکلتر میشود. اول شما باید شهادتین بگویید بگویید اشهدان لااله الاالله بعد بگویید اشهدان محمدا رسول الله باید بگویید من خدا را قبول دارم دین دارم بیدین نیستم ولی تشخیص دادهام اینجا درست عمل نکردهاید تا بتوانید در جامعه انتقاد کنید. در حالی که کار روزنامهنگاری این نیست که آدم اول شهادتین بگوید و بعد انتقاد کند. شما ببینید به نام دین جریانهای انحرافی در کشور راه افتاده ادعای امام زمانی میکنند ادعای نیابت امام زمانی میکنند. مسجد جمکران را کعبه میکنند. دهها کار غلط دیگر میکنند.
میخواهی با اینها در بیفتی هزار جور حمله به شما میکنند تهمت بیدینی میزنند خیلی وصلههای دیگر به شما میچسبانند. اینها خطرناک است. باید منهای این نقابها و این برچسبها و این وصلهها هر کس به عنوان انسان ایرانی و به عنوان کسی که دارد در این مملکت کار میکند جوابگوی عملکرد خودش باشد و روزنامهها هم آزاد باشند انتقاد کنند. وقتی این مشکلات وجود داشته باشد انتقاد مشکلترین کار میشود واین مقطع به همین دلیل که متاسفانه این برچسبها وجود دارد، مشکلترین مقطع برای انتقاد کردن است.»