تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۲  ، 
کد خبر : ۲۱۱۱۷۱
تهور و تکنولوژی

دین، آزادی، تکنولوژی (بخش دوم)


یوسفعلی میرشکاک
...اگر به ساحت ظهور تکنولوژی بیندیشیم خواهیم دید ظهور آن در اروپا و آمریکا امری اتفاقی نبوده است کشورهای آسیایی از حیث تمدن و فرهنگ و دانش سابقۀ بیشتر و دیرینه‌تری داشتند و اگر علوم جدید و تکنولوژی که مظهر سطوت علوم جدید است نسبتی با دیرینگی تمدن و فرهنگ و دانش می‌داشتند امروز باید شاهد پیشروی و پیشگامی کشورهایی همچون ایران در عرصۀ علوم جدید و تکنولوژی می‌بودیم. اما نه تنها چنین وضعیتی محال به نظر می‌رسد بلکه شرکت در تاریخ تکنیک و تمدن تکنیکی نیز دشوار است. زیرا تکنولوژی به تهوّر نیازمند است و ما قومی متهوّر نیستیم. تهوّر با ذات تکنولوژی ملازمۀ تام دارد و هرجا که قومی این تهوّر را در خود سراغ گرفته، قدم در راه توسعۀ تکنولوژیک نهاده و موفق شده است. ما ده سال پیش از کُره به تولید ماشین‌ سواری اقدام کردیم و امروز می‌بینیم که فی‌المثل پیکان نه تنها هنوز در مرتبت مونتاژ قرار دارد بلکه دچار اُفت فنی شده و به قهقرا رفته است در حالیکه کره بازارهای ایران و بسیاری دیگر از کشورهای جهان سوّم و حتی برخی از کشورهای اروپایی را تسخیر کرده است و نه تنها فاصلۀ ده‌ساله را جبران کرده، بلکه پنجاه سال از ما جلوتر رفته است.
علّت پس‌رفت ما و موجب رشد کشورهایی همچون کره در عرصۀ تکنولوژی در کجاست؟ چرا ما در نسبت با تکنیک و تمدن تکنیکی و فن‌آوری تکنیکی اهمال می‌کنیم؟ کاهلی ما و شتاب و دقّت مردم کره یا ژاپن یا سنگاپور و... الخ ریشه در کدام ساحت دارد؟ اگر بگوئیم حکومت‌ها و دولت‌هایی که در نیم قرن اخیر داشته‌ایم مقصر بوده‌اند سخن نادرستی نگفته‌ایم، اما به پرسش مطرح شده پاسخی نداده‌ایم. زیرا مقصر دانستن دولت‌ها و حکومت‌ها بلافاصله این پرسش را پیش می‌آورد که چرا گردانندگان چنین حکومت‌ها و دولت‌هایی، همّت تکنیکی نداشته‌اند؟ میان دولتمردان انقلابی دو دهۀ اخیر با دولتمردان کره و مالزی و سنگاپور چه تفاوتی وجود دارد؟ در آن کشورها چه پیش آمده که حتی با انقلابی عظیم در این سرزمین پیش نیامده است؟ دانشگاهها و پژوهشکده‌های آن کشورها چه تفاوتی با دانشگاهها و مراکز علمی ما دارند؟ تأمل بفرمائید که من از آلمان و انگلستان و دیگر کشورهای اروپایی، یا آمریکا سخن به میان نمی‌آورم، بلکه متعمداً از کشورهایی یاد می‌کنم که در هنگام احداث راه‌آهن سرتاسری در ایران، غالباً فاصلۀ چندانی با افغانستان نداشته‌اند و هنگامی که ما سد دز یا پالایشگاه نفت آبادان را بنا می‌کردیم غالباً در ما به چشم حسرت می‌نگریستند. چرا... بس کنیم و از طرح پرسش دست برداریم زیرا می‌توان تا رستخیز طرح پرسش کرد و بی‌هیچ پاسخی به نقطۀ اول بازگشت.
آغازکنندگان توسعۀ تکنولوژیک در ایران رضا و محمدرضای پهلوی بودند اما هیچکدام درنیافتند که تکنولوژی بدون تهوّر قوام و دوام نمی‌یابد. البته رضاخان در ساحت فردیّت خود آدم فوق‌العاده متهوّری بود و با خیره‌سری و سماجت در مدت چهارده سال هم با مدعیان حکومت (خزعل در جنوب ـ ایل بختیاری به سرکردگی علیمردان‌خان و محمدعلی‌خان چهار لنگ ـ عشایر لُرستان و کردستان، ایل قاجار در پایتخت، میرزا کوچک‌خان در شمال و... (الخ) جنگید و هم با ساختن جاده و راه‌آهن و دانشگاه و... توسعۀ تکنولوژیک را در ایران آغاز کرد. اما از آنجا که در ساحت فقدان فکر و ذکر بود درنیافت که تهوّر فردی وی برای تأسیس توسعۀ تکنولوژیک کافی نیست و این تهوّر باید در تمام عقول و نفوس ریشه بدواند تا اساس توسعۀ تکنولوژیک از مرتبت اخذ و اقتباس بگذرد و به ساحت تأسیس برسد. محمدرضا حتّی از تهوّر فردی رضا بی‌بهره بود و در مدت سی وچند سال سلطنت، ابلهانه بر مدار اخذ و اقتباس صوّر تکنیکی در گردش بود، بی‌آنکه حتّی به سخن خیرخواهان و مریدان و سرسپردگان خود اعتنایی داشته باشد. میراث توسعۀ تکنولوژیک محمدرضا شاهی در دو دهۀ اخیر بدون دگرگونی کیفی، در برخی عرصه‌ها گسترش یافت و در برخی زمینه‌ها راکد ماند، بی‌آنکه میراثداران یک بار از تبلیغات و عناوین و القاب و دمدمه‌ها و همهمه‌ها فاصله بگیرند و در ماهیّت تکنولوژی و لوازم تأسیس آن بیندیشند. چنین است که پس از دو دهه انقلاب، ما از حیث نسبت با تکنولوژی، همچنان در مرتبت اخذ و اقتباس شتابزده و جزئی تکنیک قرار داریم، در حالیکه وامدار صندوق بین‌المللی پول و برخی کشورهای خرد و کلانیم و هنوز در سایۀ بشکه‌های ارزان قیمت نفت لقمه نانی می‌خوریم و بحران می‌افزائیم، بدون اینکه بپرسیم تکنولوژی چرا در این دیار محجور و مهجور مانده است؟
جان تکنولوژی تهوّر است و تهوّر در فرهنگ ما نقطۀ مقابل شجاعت است و هنوز هم مذموم شمرده می‌شود. ما در جنگ با عراق نشان دادیم که هنوز هم یکی از شجاعترین ملل جهانیم، اما پس از جنگ نتوانستیم از آن نیروی عظیم و غول‌آسا که طی هشت‌سال کارزار دلیرانه و انقلاب باطنی و ایمانی در سراسر کشور ظهور کرده بود بهره‌ای ببریم و فی‌المثل آن را در توسعۀ کشاورزی یا گسترش جنگل‌ها و مراتع به کار بیندازیم، زیرا چنین کاری مستلزم تهوّر بود و در میان ما ـ از صدر تا ذیل ـ حتّی یک نفر یافت نمی‌شود که به خود جرئت بدهد در ساحت جمعی به تهوّر رو بیاورد. زیرا خودآگاه و ناخودآگاه، همۀ ما عادت کرده‌ایم که تهوّر را امری نامعقول بینگاریم. البته تهوّر امری عقلانی نیست و اگر بنا را بر حکمت و اخلاق قدیم بگذاریم (که گذاشته‌ایم) تهوّر همچنان در مرتبت رذایل باقی خواهد ماند. اما نمی‌دانیم و احتمالاً نخواهیم دانست که تمدن جدید تمدنی متهوّر است و علوم جدید و مظهر سطوت این علوم یعنی تکنولوژی، متهوّرند و بشر را به تهوّر فرامی‌خوانند. ما هرچند یک قرن است که ناخواسته وارد جهان جدید شده‌ایم و تمدن جدید را تحمل می‌کنیم، اما غالباً خواسته و دانسته در آرزوی بازگشت به عهد قدیم و تمدن قدیم خودیم و با اینکه از سر تقلید در رویکرد به مظاهر تمدن جدید از بسیاری اقوام دیگر، حرص و آز بیشتری نشان می‌دهیم، قلباً در تمنای گذشته‌ایم و مدام از روزگاران گذشته یاد می‌کنیم و دریغ می‌خوریم. این نوستالژی (غم غربت) نشان می‌دهد که ما هنوز نسبت به تکنولوژی و تمدن تکنولوژیک موضعی خودآگاهانه نداریم و همچنان در ساحت ناخودآگاهی به سر می‌بریم. آنچه می‌بینیم نمی‌خواهیم و آنچه می‌خواهیم نمی‌بینیم. این اسطوره و بهتر بگویم افسانه هنوز هم افق بسیاری از ما ایرانیان در ساحت انتظار موعود است که: هرگاه امام منتَظَر ظهور کند ماشین‌ها از کار خواهند افتاد و دوباره همه‌چیز سرجای خودش برخواهد گشت و عهد قدیم آغاز خواهد شد.
چرا چنین وهمی را پذیرفته‌ایم و آرزو می‌کنیم که موعود اُمم دوباره ما را به عهد روستا و روزگار ماقبل صنعتی برگرداند؟ جز این است که هنوز از تکنولوژی وحشت داریم و آن را غیرضروری و نامعقول می‌انگاریم؟ این چشم‌انداز نشان می‌دهد که ما همچنان در ساحت عقل به سر می‌بریم و جهان را معقول می‌پسندیم و پدیده‌ها را طبیعی و دستکاری نشده می‌خواهیم. در در اینجا باید به خلط و مزج دو مقولۀ نفس و عقل و اشتباهی که بسیاری از مدعیان تفکر مرتکب شده‌اند اشاره‌ای داشته باشم. بیش از نیم قرن است که شبه روشنفکران ما (اعم از مسلمان و لائیک) دعوت به عقل می‌کنند و تمدن جدید و علوم جدید را عین عقل و عقلانیت جلوه می‌دهند و این عقلانیت را یا در تقابل با دین می‌انگارند و یا سعی می‌کنند دین را پدیده‌ای معقول و متناسب با عقلانیت مقتبس از غرب القاء کنند. ظاهراً حق با آنهاست. اما هرچه پیشتر می‌روند، دامنۀ توفیق آنها محدودتر می‌شود و آراءشان رنگ می‌بازد و به فراموشی سپرده می‌شود. نفهمیده‌اند و احتمالاً نخواهند فهمید یا بهتر بگویم نمی‌خواهند بفهمند که در حجاب اخذ و اقتباس صورت مفاهیم مانده‌‌اند و در ظِل این حجاب میان نفس و عقل راه را گم کرده‌اند و این دو را با هم اشتباه گرفته‌اند. برای هر قوم به زبان آن قوم و متناسب با مواریث فکری و فرهنگی و برابر با حکمتی که در جان آن قوم ریشه دارد باید سخن گفت.       ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات