تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۱۱۱۸۵

خاتمی و مردم


قدرت‌الله قربانی
در طول دوران بعد از انقلاب، حادثه دوم خرداد 76 یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین پدیده‌ها و وقایع بعد از انقلاب بود که نقطه عطفی بس شگرف را بوجود آورد که نتایج حاصل از آن علاوه بر اینکه خیلی زود تأثیر خود را گذاشت در آینده نیز بر مسائل اساسی، سیاسی و اجتماعی تأثیرات عمیقی برجای خواهد گذاشت.
اگر ما انقلاب اسلامی را در طول چند دهه گذشته نقطه عطفی حساب کنیم که تأثیر و بسط تاریخی آن هنوز ادامه دارد، در اصطلاح علم فلسفه نظری تاریخ، حادثه دوم خرداد را هم می‌توان یک واقعه‌ای حساب کرد که دارای بسط تاریخی شده و جنبه تاریخیت پیدا کرده است. و مهم این است که این واقعه خیلی زود اثرات و تأثیرات خود را برجای نهاده و خواهد گذاشت.
باتوجه به عمق این حادثه سئوالاتی چند و اساسی مطرح می‌شود: چه عللی باعث وقوع آن شد؟ نشانه‌ها و دلایل تبلور دوم خرداد در جامعه چیست؟ شعار و برنامه اصل این حادثه چه بود؟ حامل یا عامل یا فاعلین این حادثه چه کسانی بودند؟ نقش خود رئیس‌جمهور در ایجاد این حادثه چه بود؟ مردم و توده ملت چه نقش اساسی در تحقق و تبلور نتایج آن داشتند؟ سئوال موردنظر این است که عللی که حادثه دوم خرداد را تحقق بخشید چه بودند و وظیفه ما در قبال این رویداد و متصدیان هدایت این جریان چیست؟
اگر ما دوران سیاسی بعد از انقلاب تاکنون را از دید تحولات و اقدامات سیاسی در نظر بگیریم چهار دوره را می‌توان مطرح نمود:
1- دوره پیروزی انقلاب تا دولت مهندس موسوی
2- دوران جنگ تحمیلی (دولت مهندس موسوی)
3- دوران بازسازی و دولت هاشمی
4- واقعه دوم خرداد 76 تاکنون
هریک از این دوره‌ها در ارتباط با تحولات سیاسی، گرایشها، دیدگاهها، موضعگیریها و عملکردهای سیاسی از طرف طیف‌های مختلف دولتمردان، توده مردم، قشر روشنفکر، جناحهای سیاسی از طرف طیف‌های مختلف، دولتمردان، توده مردم، قشر روشنفکر، جناحهای سیاسی و... دارای ویژگیها و خصوصیات خاص خود بود:
1- دوره پیروزی انقلاب تا دولت مهندس موسوی:
مشخصه اصلی دوره اول که دوره پیروزی انقلاب، نخست‌وزیری مهندس بازرگان، ریاست جمهوری بنی‌صدر تا شهید رجایی بود، آشفتگی سیاسی و نظامی در نقاط مختلف کشور، عدم انسجام و تشکل نظام سیاسی کشور و فعالیت گروههای سیاسی مختلف در ابعاد گوناگون (خصوصاً منافقین) در نهایت شروع جنگ تحمیلی و ریاست جمهوری بنی‌صدر براساس حاکمیت لیبرالیسم بود.
در این دوره کشور با مشکلات عمده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و تشکیلاتی مواجه بود که خود معلول تغییر نظام سیاسی پیشین و جایگزینی نظام سیاسی جدید با رهبری مورد تأیید مردم بود. اما از خصوصیتهای عمده این مقطع اعتماد صریح و مشخص و قاطع رهبری نظام بر مردم و آراء مردمی‌ (مشارکت مردمی) بود که تأکید مکرر رهبری انقلاب بر محوریت و منشأ توده مردم (خصوصاً ملت ستمدیده مسلمان) مؤید این نکته است و نیازی به ارائه دلایل و شواهد نیست. به عبارت دیگر امتیاز این دوره مشارکت، همدلی، همکاری و همیاری مردم و رهبری نظام سیاسی بود که توانست مشکلات عظیم را از پیش پای کشور و انقلاب اسلامی بردارد.
2- دوره جنگ (دولت موسوی)
این دوره که با شهادت رجایی آغاز می‌شود، عمده‌ترین مسئله حاکم بر آن مسئله جنگ و مقابله با تهاجم نظامی کشور بود و از سوی دیگر فعالیت‌های منافقین، رکود اقتصادی تحت تأثیر تحریم اقتصادی، بایکوت ایران در نظام سیاسی جهانی و تبلیغات شدید علیه کلیت نظام سیاسی کشور و... مسائل عمده کشور بودند.
در این مورد هم با توجه به گستردگی و عظمت مسئله جنگ این، مشارکت، همدلی، همیاری و همسویی مردم با رهبری و دولتمردان بود که توانست ایران را در صحنه جنگ و نظام بین‌المللی استوار و باثبات نگاه دارد. از ویژگیهای خاص این دوره وحدت رویه در مسائل اساسی کشور و پشتیبانی عمیق مردم از تصمیمات سیاسی و... رهبری و دولت بود که می‌توان آن را مشارکت مردمی در حکومت دانست.
3- دوران بازسازی (دولت آقای هاشمی)
این مقطع که بین سالهای 68 تا 76 را شامل می‌شود از ابعاد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی ویژگی خاص خودش را دارد که کلاً با مقاطع قبلی فرق اساسی دارد، پایان جنگ، لزوم بازسازی مناطق جنگ‌زده، مسئله مهاجرین جنگی، لزوم بازسازی و توسعه اقتصادی در قالب برنامه اول و دوم، رکود مراکز مهم اقتصادی، جو حاصل از پذیرش قطعنامه 598 و وجود نگرش‌های اقتصادی گوناگون، لزوم محوریت اقتصادی را هرچه بیشتر نمودار ساخت. به صورتی که اکثریت مردم مشارکت و همکاری خود را در این دوره در طرحهای عمرانی و زیربنایی نشان دادند. اما از سوی دیگر مشارکت مردم در امور سیاسی و فرهنگی (خصوصاً سیاسی) کاهش یافت. یک‌دست شدن مجلس و همگامی آن با برنامه‌های دولت و عدم نقد عملکرد آن، نمودار شدن دو جناح روحانیت و روحانیون و تصدی مهمترین مناصب سیاسی بدست جناح روحانیت، عدم استقبال دولت از منتقدان و اندیشمندان سیاسی و فرهنگی در امور کشور، جو غالب فعالیت اقتصادی و نگاه صرف امیدوارانه به آن، ابهام در تشکیل احزاب و فعالیت‌های سیاسی و... عملاً توده مردم را از مشارکت، همکاری و همیاری سیاسی با یکدیگر و دولت کاهش داد که روح آن در ششمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال 72 بود.
با توجه به سه دوره قبل از دید سیاسی و مشارکت سیاسی مردم چند مفروض و مؤلف اساسی را می‌توان از این دوره‌ها نتیجه گرفت:
1- از ویژگیهای اصلی دوره اول عدم توسعه سیاسی و تعریف دقیق از آن، عدم رعایت قواعد بازی و رفتار سیاسی مسالمت‌آمیز، افراط و تفریط در نگرش و عملکرد گروههای سیاسی، استفاده از خشونت برای رسیدن به اغراض سیاسی و عملاً دوقطبی شدن سیاسی جامعه را می‌توان نام برد.
2- از سوی دیگر در این دوره براساس اعتقاد و اطمینان عمیق مردم به رهبری نظام سیاسی در جهت معضلات سیاسی کشور مشارکت و همکاری خصوصاً در میان توده‌های گسترده ملت ستمدیده با رهبری وجود داشت که توانست خیلی از معضلات را حل کند.
3- ویژگی عمده دوره دوم تهدید بالفعل خارجی، عدم فراهم بودن زمینه فعالیت سیاسی، تحریم‌های اقتصادی و... مسئله منافقین و... بود که در کنار آن مشارکت توده مردم و همکاری آنها با رهبری نظام سیاسی در جهت حل مشکل جنگ و پشتیبانی از آن، نقش برجسته مردم را نشان داد.
4- در دوره سوم بدنبال پایان جنگ و حاکمیت دوم اقتصاد و بازسازی عیلرغم باز بودن و فراهم بودن زمینه‌های فعالیت و مشارکت سیاسی در طیف وسیعی، ولو به علت حاکمیت دولتی که بیشتر غیرسیاسی بود و یکدست شدن جناحهای حاکم قدرت روحیه فعالیت و برخورد سیاسی و مشارکت مردمی تضعیف گردید.
5- با توجه به دخالت مردم در دوره‌های گذشته در امور سیاسی، توده ملت به این نتیجه رسیدند که مشارکت سیاسی فقط انتخاب نمایندگان ملت نیست بلکه خود مردم هم می‌توانند در ترکیب دولتمردان جامعه قرار بگیرند.
6- مفاهیمی اساسی در طول دوران گذشته در هاله‌ای از ابهام ماند که با تعابیر بعضاً نادرست عده‌ای مغرض و جاهل تاثیرات سوئی هم بر جامعه گذاشت که باعث شد توده مردم آگاه‌تر شده و بیشتر به این مسائل توجه نمایند، مفاهیمی مانند فرهنگ، حجاب، آزادی زنان، آزادی بیان، احزاب، نتایج جنگ، مطبوعات، آزادی عقیده، حق انتخاب، اسلامی شدن دانشگاهها، انتخاب آزاد و...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات