تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۱۱۱۹۱

«تابو»ی فمینیسم


فاطمه راکعی
این چندمین جزوه‌ای است که این روزها با عنوان "فمینیسم" از چپ و راست به دستم می‌رسد.
شاید به خاطر علاقه‌ام به موضوع و سرنوشت زنان باشد، که یکی از آنها هستم. اولی را می‌خوانم؛ انگار قضیه به این سادگی نیست! شاید دوستانم خواسته‌اند به من بفهمانند که دیگر خیلی راحت نباید از زن و حقوق زن و این‌طور چیزها صحبت کنم! به همه گرفتاری‌های کاری، دومی را هم می‌خوانم. حرفها تقریبا کلی است؛ فقط تأکیدها فرق می‌کند. بله... انگار کسانی می‌خواهند به ما بفهمانند که زن بی‌زن، جرأت داری حرفش را بزن!
بی‌انصافها حتی از افراد و گروههای اسلامی هم نگذشته‌اند و اصطلاح "فمینیسم اسلامی" را با تقسیمات عجیب و غریبش، اصلا برای همین منظور، ابداع کرده‌اند!
با مطالعه چندباره چند جزوه، این‌طور دستگیرم می‌شود که از این پس قرار است هر حرفی و انتقادی در مورد دیدگاههای رایج سنتی نسبت به زن، و هر تلاشی در جهت تعدیل یا تجدیدنظر در قوانین مربوط به زنان، انگ فمینیستی بخورد. با این حساب، نه فقط زنانی که به دفاع از حقوق خود می‌پردازند. "فمینیست" قلمداد می‌شوند، همه مردان صاحب اندیشه، منصف و دلسوزی که از سالهای دور ـ حتی قبل از انقلاب 57 ـ به حقوق زنان می‌اندیشیده و در این باره قلم زده‌اند، حتی اگر در کسوت شریف روحانیت هم باشند، به افتخار فمینیستی نایل خواهند شد!
به نظر می‌رسد عده‌ای از همانها که اندیشه و بیان خلاف میل خود را، از سوی هر کس که باشد، برنمی‌تابند، این‌بار نشسته‌اند و به این اتفاق نظر رسیده‌اند که چیزی را توی بوق کنند با عنوان "فمینیسم"، که برای عامه مردم، ناشناخته باشد و تا آنها بیایند و بفهمند اصلا معنا و مفهومش چیست، اینها بی‌دغدغه، انگش را روی هر فرد و گروهی که لازم می‌دانند، بزنند. اگر هم کسی آمد و تفحص کرد و فهمید که چی به چی است، چه اشکالی دارد؟! مگر کسی موظف است که به این‌طور چیزها جواب بدهد؟! اصلا از این ستون به آن ستون فرج است. شاید هم انشاءالله هیچوقت کسی چیزی نفهمید!
خلاصه، اخیرا یک "تابو"ی جدید کشف شده: "فمینیسم"! و هر فرد عاقلی باید شش دنگ مواظب باشد که این مهر بر پیشانی‌اش نخورد؛ در غیر این صورت می‌شود گاو پیشانی سفید، و از آن بدتر، ممکن است کسانی با تحلیلهای خود، او را تشخیص دهند...
اما چیزی که مبتکران طرح "تابوی فمینیسم" باید بدانند، این است که زنان مسلمان متعهد و اندیشمند انقلاب، همانا که با همه تار و پود وجود خود، ندای حضرت امام(ره) را لبیک گفتند و با فریادهای رسای آن پیر الهی، جایگاه رفیع خود را در اسلام باور کردند و باور کردند که از دامن زن است که مرد به معراج می‌رود، زن مربی جامعه است و زنان، از مردان در انقلاب اسلامی پیشتازتر بودند، زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت داشته باشند(1)
اینک با حماسه دوم خرداد، با روندی شتابناکتر از پیش، به سمت نیل به کلیه حقوق حقه اسلامی ـ انسانی خود، در تمام عرصه‌های انسانی، سیاسی ـ اجتماعی، علمی ـ فرهنگی و خانوادگی، پیش می‌روند و با همه جلوه‌های گوناگون ریز و درشت مردمسالاری سنتی ـ در کسوت مذهبی و غیرمذهبی ـ با تمامی باور و توانشان در ستیزند. اینان با همه خواهران خود در میهن اسلامی و در همه کشورهای اسلامی و فراتر از آن، با همه زنان مظلوم و مستضعف مسلمان و غیرمسلمان جهان، در این راه پیمان صادقانه و آگاهانه بسته‌اند. اینان آگاهتر و مصمم‌تر از آنند که از بیم خوردن برچسب "فمینیسم" و امثال آن بر پیشانی روشن حرکت مقدسشان، در عزم عظیم الهی خود، ذره‌ای تزلزل راه دهند. ریشه‌های این حرکت در جریان خون مادران و مادربزرگهای ما شکل گرفته و قدمش به سالهای خیلی خیلی دوری می‌رسد که خیلی از آنهایی که امروز درباره "فمینیسم" قلمفرسایی می‌کنند. پدرانشان نیز هنوز از مادر زاده نشده بودند. خون این حرکت در جان مادرهای مادربزرگ‌های ما ـ آن‌وقت که در پستوی خانه، از پدران پدربزرگمان کتک می‌خوردند، و شوهرانشان، آنها را "منزل" و "خانه" و... صدا می‌زدند، می‌جوشید...
این حق‌طلبی‌ها و فریادهای خاموش را البته روشنگریها و تأکیدات عارفانه و حکیمانه حضرت امام، مبنی بر جایگاه والا و متعالی زنان در اسلام، و در نظام اسلامی، حدت و شدت بخشید؛ و زنان و مردان اندیشمند انقلابی را بر آن داشت که خیلی جدیتر از آنچه به مذاق بعضی‌ها خوش بیاید، به مسأله حقوق زنان در نظام اسلامی بپردازند. زنان ما به خود حق دادند که در مسائلی چون دیه، حق طلاق، حق حضانت، حق شهادت، اشتغال، مدیریت و... و... که با همه زندگی و سرنوشتشان گره می‌خورد، عمیقا بیندیشند و دست یاری به سوی روحانیت متعهدی دراز کنند که نگاهی وسیعتر و روشنتر به مسائل دارند، و به پیروی از مولا و مقتدایشان رسول اکرم(ص) تکریم زنان را تکریم خود می‌دانند. روحانیت اندیشمندی که به اجتهاد پویا معتقدند و به مسائل زنان هم به عنوان یکی از مواردی می‌اندیشند که با تغییرات و تحولات زمانی قابلیت انطباق دارد.
این همسویی و همراهی زمان آگاهان جامعه با زنان و مردان آگاه و نگران حقوق و جایگاه زنان در نظام اسلامی، اینک به عنوان جریانی عظیم و ریشه‌دار، راه خود را یافته است، می‌رود که تمام روابط ظالمانه در این ارتباط را در هم بریزد و تا وقتی که قوانین غیرعادلانه، مراجع قضایی فاقد صلاحیت و دادگاههای بی‌دغدغه لازم برای احقاق زنان بی‌پناه و مظلوم در نظام مقدس جمهوری اسلامی وجود دارد، این جریان، با همه شدت، حرکت خود را ادامه خواهد داد.
بگذار تمامی حرکتهای عظیم و عمیق صورت گرفته در این ارتباط در سالهای اخیر، همچون شکل گرفتن دفتر مشاوره زنان در نهاد ریاست جمهوری و شرکت سازمانهای غیردولتی زنان در کنفرانس جهانی پکن و هزاران حرکت ریز و درشت از این‌گونه را کسانی حرکات فمینیستی بدانند. چه باک! اینها همانهایی هستند که به حقوق اولیه انسانی معترضند، چه رسد به حقوق پیشرفته اسلامی زنان، چه رسد به مشارکت زنان در گفت‌وگوی تمدنها...
مبتکران "فمینیسم اسلامی" یا واقعا بسیار سطحی و ناآگاهند ـ که البته گمان نمی‌کنم چنین نباشد ـ و یا قطعا بهتر از هرکس می‌دانند که هرگونه آمیختن موضوع ضدانقلاب و کسانی که احیانا با دیدگاههای به واقع فمینیستی غرب، به کسانی خط می‌دهند یا نمی‌دهند، با جریان اصیل و ریشه‌ای زنان و مردان مسلمان، خلط مبحثی است بی‌پایه، که غیر از خودشان، همه دیگرانی را که معنا و مفهوم تاریخچه‌ای مختصر از فمینیسم غرب می‌دانند، به خنده یا گریه می‌اندازد!
برای نوشتن درباره این‌گونه مسائل، علاوه بر مطالعه و اشراف لازم به موضوع، صداقت نیز لازم است که گویا این روزها دارد حکم کیمیا را پیدا می‌کند!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات