همکاری اسرائیل با کشورهای عضو ناتو، توان بازدارندگی این رژیم را افزایش خواهد داد.
برغم اینکه پیوستن اسرائیل به ناتو دستاوردهای خوبی برای این رژیم در پی دارد، اما در عین حال اسرائیل نگرانیهایی نسبت به عضویتاش در ناتو دارد، این نگرانیها را میتوان در محورهای ذیل مورد بررسی قرار داد:
1- عضویت اسرائیل در ناتو، این رژیم را متعهد به اجرای مفاد منشور این سازمان خواهد کرد، این امر در صورتی که یک درگیری منطقهای برای اسرائیل پدید آید، محدودیتهای زیادی را در برابر استفاده از زور توسط این رژیم قرار خواهد داد. در این صورت اسرائیل دیگر به طور قانونی قادر نخواهد بود تا از تواناییهای نظامیاش استفاده کند و اعضاء ناتو از این رژیم خواهند خواست تا سطح عملیات نظامیاش را کاهش دهد. آنها از این رژیم خواهند خواست تا از انجام اقداماتی که نقض قوانین جنگی محسوب میشود، بپرهیزد.
همچنین اسرائیل باید قبل از انجام هرگونه اقدام نظامی بر ضد هر کشور عربی با اعضای ناتو مشورت نماید. طبیعی است که بسیاری از این کشورها با چنین اقدامی مخالفت خواهند کرد. چنانچه اسرائیل در انجام اقدامات خود به مواضع کشورهای عضو ناتو توجهی نکند و یا دیدگاهها و نظرات این پیمان را نادیده انگارد، طبیعی است که خشم کشورهای عضو را برخواهد انگیخت.
2- چنانچه اسرائیل در آینده یا یکی از همسایگان خود درگیر شود و این درگیری منافع حیاتی و امنیتی کشورهای عضو ناتو را به خطر اندازد، ممکن است این کشورها در خصوص تعهدات خود برای کمک به اسرائیل، اظهار تردید نمایند. معاهده ناتو مانند سایر مواثیق برخاسته از سازمانهای بینالمللی، استدلالهای قانونی و رسمی زیادی را ارائه میدهد که براساس آن، اعضای ناتو میتوانند از تعهدات خود سرپیچی نمایند. ماده پنج منشور ناتو حاوی بندهای متعددی است که تفاسیر و معانی فراوان و غیر مشخص را در خصوص ارائه کمک به کشورهای عضو مورد تهاجم، در بر دارد.
از سوی دیگر، ارائه کمک به کشورهای عضو ناتو در صورت یک وضعیت بحرانی، تابع مقررات و شرایط خاصی است. به عنوان مثال چنانچه کشورهای عضو وارد یک درگیری شوند و همزمان با این درگیری مناقشه دیگری نیز واقع شود، در اینجا بر اعضای ناتو لازم است تا منابع و امکانات خود را تقسیم نموده، سپس اقدام به ارائه کمک نمایند. روشن است که این امر مستلزم اتخاذ تصمیم است و تصمیمگیری نیاز به زمان دارد. در پیمان ناتو تنها یک جریان وجود ندارد. این امر هرگز به نفع اسرائیل نخواهد بود که عنصر زمان را به هنگام وقوع یک بحران مهم و اساسی از دست بدهد. بنابراین کمکی که بطور فوری یا در زمان مناسب در اختیار این رژیم قرار داده نشود، ممکن است دارای ارزش و اهمیت نباشد.
3- عضویت اسرائیل در پیمان ناتو میتواند فشارها بر این رژیم را افزایش دهد تا از برنامههای هستهای خود صرفنظر نماید. در آن زمان، اسرائیل از عضویت یک سازمان دفاعی بینالمللی برخوردار است که مجادلات زیادی را بر سر اینکه اسرائیل هیچ توجیهی برای ادامه توسعه برنامه هستهایاش ندارد، برانگیخته است.
اسرائیل ادعا کرده است که یکی از علل دستیابی این رژیم به برنامههای هستهایاش، عدم حمایت غربیها از این رژیم در دستیابی به فنآوری هستهای بوده است!
بدین ترتیب، هنگامی که سئوال میشود که چرا اسرائیل اینقدر اصرار دارد تا به سلاح هستهای دست یابد، سران این رژیم پاسخ میدهند که برای منازعه اعراب و اسرائیل باید راه حلی یافت و ناتو نیز در حل این منازعه نقش اساسی دارد.
4- چنانچه اسرائیل به عضویت ناتو درآید، طبیعی است که این امر تعهدات زیادی را در آینده بر دوش این رژیم تحمیل خواهد کرد، در پیشاپیش این تعهدات، میتوان به تعهد کشورهای عضو در ارائه کمک نظامی به هر یک از کشورهای عضو اشاره نمود که مورد تهاجم نظامی واقع شده است، بنابراین اسرائیل ناگزیر است تا نیروهای اسرائیلی را برای مشارکت در جنگ به مناطق دور افتاده اعزام نماید. این اقدام هیچ نفعی برای اسرائیل ندارد، چون این رژیم، یکی از اهداف خود را برای تاسیس نیروهای دفاعی، حمایت از شهروندان و حکومت خود میداند.
5- تاثیر عضویت اسرائیل در ناتو بر موضع اروپا نسبت به روند صلح، یکی دیگر از پیامدهای منفی این امر است. ملاحظه میشود که کشورهای اروپایی، همواره موضع مخالف سیاستهای اسرائیل را در روند صلح خاورمیانه اتخاذ مینمایند. همچنین عضویت اسرائیل در ناتو موجب خواهد شد تا نقش ایالات متحده در روند صلح کاهش یابد. این امر با منافع اسرائیل در تعارض است، چون اسرائیل کمکهای آمریکا به خود را، یک مسئله استراتژیک میداند.
محتوای همکاری میان اسرائیل و ناتو
همکاری میان ناتو و اسرائیل در درون یک چارچوب گفتمانی چند طرفه آغاز شد. در این گفتگوهای چند طرفه، اسرائیل، مصر، اردن، مغرب، تونس و موریتانی و الجزایر حضور داشتند. این فعالیتها تنها به برگزاری نشستهایی در سطح رسمی منحصر گردید، اما از سال 2002 به بعد نشستهایی دوجانبه میان ناتو و سایر کشورها به طور انفرادی برگزار شد. در اکتبر سال 2006، اسرائیل و ناتو نخستین برنامه همکاری میان خود را ترتیب دادند. اسرائیل اولین رژیمی محسوب میشد که در خارج از حوزه اروپا ـ آتلانتیک به چنین توافقی با ناتو دست مییافت.
در خلال امضای این موافقتنامه، نماینده اسرائیل در ناتو اعتراف کرد که نتیجه نهایی توافق اسرائیل با ناتو، در سطح توقعات این رژیم نمیباشد. او ضمناً اشاره نمود که اسرائیل و ناتو شرکای طبیعی یکدیگرند و این توافق صرفاً به این همکاری، جنبه رسمی میدهد. واقعیت امر اینکه در خصوص همکاری میان اسرائیل و ناتو، ابعاد متنوعی را میتوان برشمرد. از جمله این ابعاد به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
1- مشارکت اسرائیل در مانورهای دریایی که ناتو به تناوب در دریا سیاه برگزار میکند. اسرائیل در آموزشهای پیاده نظام ناتو در اوکراین نیز مشارکت دارد. برخی منابع اشاره میکنند که ارتش اسرائیل برای اولین بار آمادگی خود را برای مشارکت ناوگان نیروی دریایی این رژیم در مانوری با نام همکاری باکو با هدف آموزشهای دریایی اعلام کرد. این مانور را ناتو در کنار سواحل رومانی در دریای سیاه در 17 ژانویه 2006 ترتیب داده بود. هدف از این آموزشها، ارزیابی توانایی نیروهای ناتو در انجام عملیات نجات دریایی ذکر شده بود.
2- اندکی پیش از اجرای برنامه همکاری میان اسرائیل و ناتو به طور دوجانبه، این دو در خصوص اشکال مشارکت اسرائیل در عملیات دریایی که با هدف مبارزه با تروریسم توسط ناتو در دریای مدیترانه صورت میگرفت، به توافق رسیده بودند.
3- اعلام آمادگی اسرائیل برای ایجاد یگان ویژه جستجو و نجات تحت نظارت ناتو در وضعیتهای اضطراری غیرنظامی.
در سطح نظامی و تکنولوژیک، ملاحظه میکنیم که همکاری با کشورهای عضو ناتو این فرصت را برای اسرائیل فراهم خواهد نمود تا با تکنولوژیهای پیشرفته و روشهای عملیاتی نظامی که اسرائیل را قادر میسازد با تهدیدات آینده به شکل مطلوبتری مقابله نماید، آشنایی پیدا کند.
همچنین مشارکت اسرائیل در مانورهای نظامی با پیمان ناتو، این امکان را بوجود میآورد تا تواناییها و تجارب نیروهای دفاعی اسرائیل در عملیاتهای نظامی زمینی، دریایی و یا هوایی افزایش یابد.
از لحاظ اقتصادی نیز میتوان گفت که همکاری اسرائیل با ناتو، در عرصه معاملات تسلیحاتی، جایگاه و موقعیت خاصی به این رژیم خواهد بخشید. بطور کلی اسرائیل میخواهد با استفاده از منابع موجود از طریق سازمان ناتو، خواه لجستیکی و یا اطلاعاتی، موقعیت منطقهای خود را تقویت نماید.
آینده همکاری میان اسرائیل و ناتو
اسرائیل در گذشته تمایل خود برای ورود به یک همکاری رسمی با ناتو را اعلام نمود. زیپی لیونی وزیر خارجه اسرائیل در یک بیانیه اعلام نمود که کشورش تلاش میکند تا در یک چارچوب کاری همکاری با ناتو با عنوان همکاری به خاطر صلح وارد شود. واقعیت امر اینکه برای محقق ساختن این همکاری، مشکلات زیادی خواه از جهت اسرائیل و خواه از جهت ناتو وجود دارد.
مشکلی که از نظر اسرائیل برای همکاری با ناتو وجود دارد، سیاست اسرائیل در قبال مسئله فلسطین است. در میان اعضای ناتو مخالفت گستردهای با سیاست این رژیم در قبال فلسطین وجود دارد و این یکی از موانع اساسی است. اما از جهت ناتو، این مشکل وجود دارد که با همکاری این سازمان با اسرائیل، ناگزیر باید یک تحول فکری به موازت تحول سیاسی ایجاد کند و این امر از طریق باز تعریف یک دورنمای جغرافیایی برای این سازمان میسر است. بنابراین سازمان باید یک استراتژی و جدول کاری جدید را مشخص سازد تا بتواند در بسیج تواناییها و منابع خود قابلیت بیشتری پیدا کند. همچنین باید بتواند با توجه به متغیرهای جهانی و نه صرفاً منطقهای، تغییرات لازم را در امکانات و منابع خود به شکلی که با اهداف و نیازهای او منطبق باشد، ایجاد نماید.
ملاحظه میشود که در داخل اسرائیل، برخی دیدگاهها وجود دارد که بر ضرورت حفظ و تقویت همکاری استراتژیک دوجانبه میان اسرائیل و آمریکا، صرفنظر از رابطه با ناتو، تأکید دارد. این دیدگاهها بر این نکته تأکید دارند که عضویت در ناتو، ضرورتاً به معنای از دست دادن آزادی عمل استراتژیک مستقل اسرائیل نیست، بلکه این امر، اساس تشکیلات سیاسی ائتلاف و همکاری اسرائیل با جامعه اروپا ـ آتلانتیک به حساب میآید؛ بدین معنا که این همکاری میتواند به بهبود روابط استراتژیک و دیپلماتیک اسرائیل با اتحادیه اروپا منجر شود. لازم به اشاره است که برخی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا روابط خیلی محکمی بخصوص در زمینه معاملات تسلیحاتی با اسرائیل دارند.
سناریوهای متعددی وجود دارد که زمینه را برای پیوستن اسرائیل به ناتو آماده میسازد.
یکی از مهمترین سناریوها مرتبط با انعقاد موافقتنامه صلح میان اسرائیل و فلسطینیها است. در چارچوب این فرایند، بحث عضویت اسرائیل در ناتو به عنوان یک تضمین امنیتی برای این رژیم مطرح میشود، اما تحولات کنونی در روند صلح، بیانگر این است که امکان تحقق چنین سناریویی وجود ندارد، چون یکی از شروط عضویت در پیمان ناتو این است که هر یک از دولتهای عضو، باید مرزهای خود را با همسایگانش مشخص کرده باشد.
در حال حاضر اسرائیل فاقد چنین شرطی است. همچنین یکی دیگر از شروط عضویت در ناتو این است که کشور عضو در حال جنگ با سایر کشورها نباشد، یا برخوردهای نژادپرستانه با اقلیتهای داخل مرزهایش نداشته باشد.
علاوه بر تأکیدی که برخی از رهبران ناتو بر ضرورت حل مسئله فلسطین داشتهاند، در این خصوص میتوان به اظهارات «جان کولستون» معاون دبیر کل ناتو در امور سیاست دفاعی و برنامهریزی این سازمان اشاره نمود. او در همایشی در موسسه سلطنتی مطالعات امنیتی و دفاعی بریتانیا در سال 2006 اظهار داشت که منازعه اعراب و اسرائیل باید حل و فصل شود. او اضافه کرد که باید ناتو در حل این منازعه نقش مؤثری ایفا نماید. روشن است که پس از حل این مشکل، وارد کردن کشورهای عربی به ناتو امری آسان خواهد بود.
نتیجهگیری
با توجه به آنچه که بیان شد، دو مسئله مهم و اساسی وجود دارد که اسرائیل باید در خصوص آن به تفاهم با کشورهای عضو ناتو دست یابد:
مسئله اول: موافقت کشورهای عضو ناتو با تفاهم استراتژیک میان اسرائیل و آمریکا در خصوص برنامه هستهای اسرائیل.
مسئله دوم: عدم تحمیل موانع و محدودیتهای نظامی از سوی اعضای ناتو بر آزادی عمل اسرائیل به هنگام وقوع یک تهدید علیه این رژیم.
رابطه اسرائیل با ناتو صرفاً به دو طرف معادله محدود نمیشود. این ارتباط، چالشی بزرگ در برابر برخی از کشورهای عربی که گفتگوهایی را با ناتو در خصوص همکاری استراتژیک آغاز نمودهاند، ایجاد خواهد کرد. چهار کشور حوزه خلیج فارس چون کویت، امارات، قطر و بحرین گفتگوهایی را در این خصوص به عمل آوردهاند. این امر موجب سئوالاتی در خصوص ماهیت روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی در داخل این سازمان دفاعی شده است، مثلا یکی از سئوالاتی که مطرح است، این است که آیا اسرائیل پس از اینکه در عادی سازی روابط سیاسی و اقتصادی خود با کشورهای عربی با شکست مواجه شد، حال با ورود به ناتو میخواهد به عادیسازی روابط نظامی با این کشورها بپردازد؟!