تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۱۱۲۵۵

جنبش دانشجویی در مقام گروه مرجع اجتماعی

اشاره: دکتر محمدهادی سمتی متولد سال 1339 در شهر شیراز است او در سال 1373 موفق به اخذ درجه دکتری از دانشگاه تنسی آمریکا شد وی که موضوع رساله دکتریش تئوری بسیج منابع و انقلاب اسلامی ایران است هم اینک در سمت معاونت پژوهشی دانشکده حقوق و علوم سیاسی مشغول به کار می‌باشد. دکتر سمتی در گفتگویی با صفحه دانشگاه پیرامون خصائل جنبش‌های دانشجویی و ویژگی‌های جنبش دانشجویی ایران سخن گفته است.

* مشارکت: با تشکر از حضرتعالی که در این مصاحبه شرکت فرمودید، لطفا به عنوان اولین سوال بفرمایید که جنبش اجتماعی چه تعریفی دارد و آیا جنبش دانشجویی از سنخ جنبش‌های اجتماعی است؟
** دکتر سمتی: به نام خدا، محققین و اندیشمندان از جنبش‌های اجتماعی تعاریف زیادی ارائه داده‌اند و در یکی از حوزه‌هایی که به واسطه تعاریف مختلف یک نوع تعامل در جریان است همین حوزه جنبش‌های اجتماعی است. اما آن تعریفی که بیشتر مورد توافق است عبارتست از افراد یا گروه‌هایی که بر اساس برداشتی که از منافع مشترک به دنبال تغییر وضعیت موجود هستند برای رسیدن به وضعیت مطلوب البته این تعریف بسیار گسترده است که محققین عناصر زیادی را می‌توانند به این تعریف اضافه کنند. که از جمله این عناصر می‌توان به تشکیلات، منابع، حاملین، سازمان اشاره کرد اما حاق کلام، منفعت مشترک، تغییر وضع موجود و اهداف مشترک است.
حال با توجه به موارد فوق، به دلیل اینکه حداقل در کشور ما و بخشی از جهان سوم حرکت‌های دانشجویی یک هویت نسبتا جمعی قابل تشخیصی را برای خود تاسیس کرده‌اند. و با تسامح می‌توان این هویت را شناخت و در میان دانشجویان دید، و در برهه‌های مختلف، اهداف مختلفی را دنبال کرده‌اند. می‌توان جنبش دانشجویی را جزیی از حرکت‌های اجتماعی محسوب کرد که البته می‌توان آنرا مستقل نیز نامید.
لذا بطور عمومی جنبش دانشجویی را با یکسری تبصره می‌توان از تیپ جنبش اجتماعی تلقی کرد.
مضاف بر اینکه در ایران به دلیل اینکه نهادهای مدنی، شکل سازمانی خاص خود را نیافته‌است این جنبش یک دستور کار برای خود دارد. برخلاف جوامع دیگر که جنبش دانشجویی به صفت دانشجو بودن در حرکت‌های اجتماعی خیلی موثر نیستند چرا که در این جوامع یک دانشجو عضوی از حرکت اجتماعی است که در این روند تاثیرگذار می‌شوند. اما در ایران به واسطه اینکه ساخت سیاسی یک ساخت نهادینه رقابتی نیست لذا جنبش دانشجویی خصلت معارضه با قدرت و وضع موجود و طلب اصلاحات را دارا می‌باشد.
* مشارکت: با توجه به نکاتی که در پاسخ به سوال اول برشمردید. و با توجه به فعالیت‌های جنبش دانشجویی در مقاطع مختلف قرن حاضر ایران، چه مولفه‌های مشترکی را در دوره‌های مختلف حیات جنبش می‌توان شمرد.
** دکتر سمتی: مهم‌ترین خصیصه جنبش دانشجویی به عنوان یک گروه اجتماعی مبارزه با تمرکز قدرت و سعی در تغییر وضع موجود در جهت رسیدن به وضع مطلوب بوده است. لذا تقاضای ورود به حوزه سیاست و باز کردن فضای سیاسی یکی از تقاضاهای آنها بوده است.
البته این موضوع بستگی به ساخت سیاسی دارد و با ساخت سیاسی یک ارتباط دو طرفه دارد.
یکی از کارویژهای دیگر جنبش دانشجویی از نظر تشکیلات دانشجویان مخصوصا در دوره انقلاب اسلامی این است که بین طبقات مختلف اجتماعی نقش یک رابطه واسط را بازی کرده است. دانشجویان بین طبقه متوسط سنتی و طبقه متوسط مدرن رابطی بوده‌اند که توانسته‌اند تقاضاهای خود را در بین اقشار مختلف جامعه پخش کنند. (حداقل در طبقه متوسط سنتی).
مولفه دیگر این است که جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر تبدیل به یک گروه مرجع شده است. نقطه اشتراک دیگر در دوران اخیر حفظ خصلت انتقادی از وضع موجود است.
نکته قابل توجه این است که علیرغم اینکه تعداد دانشجویان از نظر کمی زیاد شده است فعالین جنبش دانشجویی به نسبت کم بوده است که البته حضور کیفی آنها نقش تعیین کننده‌ای داشته است.
* مشارکت: یکی از نقاط ضعف جنبش دانشجویی را عدم انباشت تجربه شمرده‌اند. به نظر شما چگونه می‌توان این نقیصه را برطرف کرد.
** دکتر سمتی: بخشی از مشکل عدم انباشت تجربه طبیعی و گریز ناپذیر است. تا حدودی بواسطه گذرا و سیال بودن دانشجویان، جنبش دانشجویی دچار نوساناتی می‌شوند که البته نباید انتظار داشت که دائم ما ناظر یک نوع نگاه و برداشت و تحلیل از جنبش دانشجویی درباره حیات اجتماعی در دوران مختلف باشیم. ضمن اینکه جامعه ما نیز دچار تحول دائم است اما در همان حداقلی که امکان انباشت تجربه وجود دارد نباید کوتاهی کرد. یکی از بهترین مکانیزم‌ها برای انباشت سرمایه استفاده از رهبران و نیروهای تصمیم‌گیر دانشجویی است که در حال حاضر از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند. ضمن اینکه آفرینش آثار پژوهشی و تحقیقاتی و مکتوب از گذشته جنبش دانشجویی، آثار ماندگاری است که می‌تواند در انتقال تجربیات مفید واقع شود. ضمن اینکه نباید نگران جابجایی‌ها بود چرا که شرایط برای استفاده از روش‌های مطلوب خود را تحمیل می‌کند. نگاهی به فعالیت جنبش دانشجویی در سنوات اخیر نشان از این می‌دهد که علیرغم افت و خیز فعالیت‌ها، جنبش توانسته است خود را بازسازی کند. البته علی‌الاصول کار اصلی دانشجو درس خواندن است و دستاوردهای دانشجو در عمل اجتماعی را نباید به عنوان عمل اصلی دانشجو تلقی کرد. البته نمی‌خواهم به خودآگاهی سیاسی و نقش دانشجویان اهمیت کمی بدهم ولی معتقدم کار اصلی دانشجو، کسب مهارت، آگاهی و تحصیل است همچنین در چند دهه اخیر در همه دوره‌ها شاهد افزایش بلوغ فکری و تجربی دانشجو بوده‌ایم و دانشجوی امروز ما در مجموع از دانشجوی دیروز علیرغم شرایط متفاوت، با انباشت تجارب تاریخی مواجه است و به نظر می‌رسد بالغ‌تر است. این موضوع در اقشار دیگر اجتماع نیز مشهود است قبل از دوم خرداد که افت جدی در جنبش دانشجویی بخاطر بحران مشارکت و غیرسیاسی شدن دانشجو به خاطر تصمیم‌های خاص نظام پس از جنگ به وجود آمده بود. اما در دوران دیگر حضور دانشجو خیلی جدی است و به نظر من دانشجو به واسطه درک از شرایط خاص خودش و علیرغم عدم انباشت تجربه، این جریان به عنوان یک هویت جمعی و جریان تاریخی، دائم در حال رشد بوده اثر اجتماعیش را در حال حاضر می‌توان دید.
* مشارکت: با توجه به این که فرمودید دانشجویان این دوره از بلوغ بیشتری برخوردار هستند برای این که جنبش دانشجویی بتواند این سیر تکاملی را حفظ کند، چه نوع رابطه‌ای را باید با جریانات سیاسی و اجتماعی خارج از دانشگاه داشته باشد.
** دکتر سمتی: جنبش دانشجویی به عنوان بخشی از نیروهای تحصیل کرده جزیی از جریان روشنفکری محسوب می‌شوند که از موضع مستقل نقادی حرکت می‌کند. همانطور که کار ویژه روشنفکر نقد است، کار ویژه جنبش دانشجویی نیز به اعتبار بخشی جریان روشنفکری بودن، باید نقد باشد، و شان نقد را حفظ کند. به همین دلیل تا حدودی باید این حوزه استقلال را نسبت به جریانات سیاسی و اجتماعی حوزه‌های دیگر محفوظ دارد. از طرف دیگر سیاست ویژگی و ماهیت خاص خود را دارد و به مجرد این که واردش شدی، نمی‌توان تمیزی و پاکی را حفظ کنی و حتی از آن دور شوی. لذا ورود به این جریانات تا حدودی اجتناب‌ناپذیر است. آنچه مهم است این است که جنبش دانشجویی، جنبش فراطبقاتی است و قطعا باید باشد. هر چند دانشجویان عموما از طبقه متوسط هستند (سنتی و مدرن) ولی باید این ویژگی را فرهنگی حفظ کند. جنبش دانشجویی حوزه فعالی از جنبش جامعه مدنی است. لذا شان جنبش لزوما کسب قدرت نیست بلکه حضور در جنبش جامعه مدنی یک جنبش فکری است. لذا دوری و نزدیکی جنبش دانشجویی از حوزه سیاست برمی‌گردد به این که فرآیند توسعه سیاسی در کشور در چه مرحله است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات